غیر از تحقیر هر روزه ناشی از به سر کردن روسری یا چادر،زنان ایران باید با محدودیتهایی که در اجتماع به خاطر حجاب اجباری به آنان تحمیل شده است، دست و پنجه نرم کنند.تبعیضهای جنسیتی که زنان ایرانی در انتخاب رشته دانشگاهی یا انتخاب شغل در جامعه با آن درگیر هستند ناشی از حجاب اجباریایست که بیش از سی و هفت سال بر زنان جامعه ایران توسط حاکمان جمهوری اسلامی تحمیل شده است.
همان طور که می دانید موج جدید ورود زنان به عرصه اجتماع و مقاومت روز افزون زنان ایرانی در مقابل تحمیلات حاکمان جمهوری اسلامی بار دیگر جمهوری اسلامی را چنان ترسانده که دست به دامان نیروی انتطامی و گشت ارشاد شدهاند.
چون زنان با پوششی که به اصطلاح حاکمان جمهوری اسلامی پوشش بیحجاب مینامند، با تردد در سطح شهرها به مانند عکسهایی هستند که لحظههای آزادی را ثبت می کنند. به همین دلیل آمران و عاملان حکومتی بی رحمانه در برابر هر گونه تشکل و تجمع زنان حتی خواسته های حداقل زنان به لرزه می افتند. این زنان با انتخاب این نوع پوشش در واقع به دنبال آزادی و برخورداری از حق و حقوق شهروندی و حقوق برابر در جامعه هستند. اما تذکرات گشت ارشاد و بسیجیان و لباس شخصیها و روحانیون در خیابانها و مراکز خرید و پارکهای پر تردد شهری همیشه تبدیل به مشاجرات خیابانی و زد و خورد بین این زنان و نیروهای وابسته به حکومت شده است. صحنههایی که حاکی از نقض حقوق زنان با روی کار آمدن جمهوری اسلامی پس ازانقلاب در اماکن عمومی ایران است.
در واقع گشت ارشاد بروز سیاست خشونت آمیز جمهوری اسلامی به زنان و دختران ایرانی بوده است. و زنان ایرانی صبح تا شب باید در مورد چگونگی پوشش خود فکر کنند و تصمیم بگیرند. چون به واقع هماهنگی ایجاد کردن بین آن چه خود زنان دوست دارند جلوه کنند، با آن چه حکومت از آنها کار آسانی نیست. فرصتی که میتواند برای مطالعه و بحث و گفتگو و یا تفریح و شرکت در کارهای فرهنگی و اجتماعی صرف شود باید صرف تنظیم چگونگی پوشش وپیدا کردن راههای گذر از نیروی انتظامی و گشت ارشاد و رهایی از بازداشت ومسائل تجاوز در زندانهای جمهوری اسلامی که زنان و دختران ایرانی را تهدید میکنندشود.
. این حقیقت تلخی ایست که نیروی گشت ارشاد و نیروی انتظامی نوع پوشش بانوان ایرانی را بهانه می کند و با ترساندن و تهدیدشان به زنان و دختران ایرانی تجاوز می کنند و با حمایت هایی که حاکمان جمهوری از قوای خود می کنند این زنان به جایی راهی ندارند وصدای این جنایت وحشتناک به گوش کسی نمی رسد چه بسا بسیاری از زنانی که خود قربانی تجاوز در زندانهای جمهوری اسلامی بودند با افشای آن خود به پای چوبه های دار آویخته شدند.
و گشت ارشاد با مز احمتهای که برای جامعه متفکر زنان جامعه ایران ایجاد می کنند و با دستگیر کردن آنها به خاطر بی حجابی آنها را راهی دادگاه می کنند و برای انها پرونده قضایی درست میشود و این زنان را به خاطر انتخاب نوع پوشش به پرداخت جرایم نقدی محکوم می نماید و این پرونده قضایی در سابقه قضایی این زنان باقی خواهد ماند و در اینده این زنان برای فعالیتهای شغلی نیازمند استعلام قضایی هستند که با گرفتن استعلام قضایی موقعیت شغلی خود را از دست خواهند داد.
بنابراین واقعیت این است که موضوع حجاب آگاهانه یا غیر آگاهانه بخش تاثیر گذاری از زندگی هر زن ایرانی ست. حکومت دینی ایران امروز فضای عمومی را ملک مطلق خود میداند و به هر ترتیبی که بخواهد با استفاده از قوایی که در اختیار دارد آن را دستکاری و کنترل می نماید و به جنایات ضد بشری خود ادامه می دهد.
در واقع حکومت ضد زن حاکم بر ایران در پس این سیاستهای زن ستیزشان و تهاجمات وحشیانه به زنان در انظار عمومی بخاطر بدحجابی هدفش آفریدن رعب وحشت در جامعه و سرکوب زنان است با بیان دیگر سرکوب آزادی زنان یعنی سرکوب نیمی از جامعه است در واقع قوانین اسلامی قرآن وسایر احکام اسلامی حاکم بر ایران ابزاری هستند که میخواهند جامعه زنان را به جهالت و بردگی بکشاند اما جامعه زنان امروز ایران هوشیار و بیدار شده اند و هرروز با نوع پوشش خود اعتراض خود را نشان میدهند.
امروزه شرکت فعال ما زنان در عرصه های مبارزه برای رهایی به معنی مبارزه و مقابله با سیاست های سرکوبگرانه حکومت اسلامی ایران است.
اما وقت آن است که مردم تصمیم بگیرند که اخوند و پاسدار و بسیجی راپس از سه دهه ستم و جنایت و خیانت و خونخواری از جامعه بیرون برانند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
افزودن دیدگاه جدید