آیا تٲخیر امام زمان باعث تعجیل نمایندگان مادم العمر او شده است؟!

ملایان حاکم بر ایران اینک معتقدند دوران قبل از ظهور شرایط خاصی را می طلبد و آنرا به زمانهای بخصوصی تقسیم بندی می کنند. با شروع دوران نهضت خمینی تا حکومت عدل علوی خامنه ای تازه در فکر موروثی کردن حاکمیت سیاسی ـ مذهبی به بعد از آن دو می اندیشند.
مجلل ساختن قبر خمینی و از همینک خریداری زمین در مشهد و آماده ساختن قبر خامنه ای ـ رهبر کنونی رژیم ولایت فقیه ـ و همشکل و همسان ساختن آن با مقابر ائمه شیعه بدان معناست که

 

به یقین می توان گفت یکی از تفکراتی که در نوع خود در گرایش و مجذوب کردن بخش بزرگی از افراد انسان بی نظیر و این روزها آخوندهای دستگاه ولایت فقیه هم در سایه آن جیب و جبه خود را از مال مردم بخت برگشته پر کرده اند، همین اندیشه ظهور منجی و امام زمان در روزهای آخر دنیاست. اینکە بر اساس منابع اسلامی و فقهی مذاهب گوناگون و حتی ادیان سماوی دیگر چنین اندیشه ای تا چه حدی بر راه صواب است یا نه، بحثی است وقت گیر و پر دردسر و همچو درآوردن یک تار مو است در نهانخانه شب از زمینی پر از کلوخ و بی نهایت سنگلاخ. به عقیده اکثر علمایان شیعه، غیبت مهدی یکی از رازهای الهی بوده و ممکن است ما نتوانیم از کنه آن آگاه شویم و در برخی روایات آنها آمده که حکمت آن پس از ظهور روشن می گردد.! در بسیاری از منابع و کتب مذهب شیعه آمده است که امام صادق (ع)فرمود: "صاحب الامر غیبتی دارد که تخلف ناپذیر است، اجازه نداریم علت آن را بیان کنیم. حکمت غیبت او همان حکمتی است که در غیبت حجت های پیشین وجود داشته و پس از ظهور روشن خواهد شد، چنان چه حکمت کارهای خضر از شکستن کشتی و کشتن پسربچه و برپا داشتن دیوار شکسته، وقتی برای موسی روشن شد که آن دو خواستند از هم جدا شوند.! یا اینکە می گویند "غیبت سرّی از اسرار الهی است".(1) و همچنین در جای دگر چنین روایت شده که عبدالله بن فضل هاشمی می گوید: امام صادق(ع) فرمود: "صاحب الامر غیبتی خواهد داست؛ به طوری که گمراهان در شک واقع می شوند".عرض کردم چرا؟ فرمود: "اجازه نداریم علتش را بیان کنیم. موضوع غیبت از اسرار خدا و غیبتی از غیبت های الهی است. چون خدا را حکیم می دانیم، باید کارهایش از روی حکمت صادر شود".(2) اما به عقیده علمای شیعه در عین حال می توان فلسفه غیبت را در حد فکر بشری فهمید و آن این که این آخرین حجت معصوم الهی برای تحقق بخشیدن به آرمانی بزرگ (گسترش عدل کلی و افراشتن پرچم توحید در سراسر جهان) در نظر گرفته شده است، و این آرمان نیاز به گذشت زمان و شکوفایی عقل و دانش بشر و آمادگی روحی و عقیدتی بشریت دارد، تا جهان به استقبال موکب آن سرچشمه عدل و آزادی رود. طبیعی است، چنان چه آن منجی بیش از فراهم شدن مقدمات اصلی، در میان مردم ظاهر شود، سرنوشتی جز (شهادت) نداشته و همچون دیگر حجت های الهی قبل از تحقق آن آرمان بزرگ، دیده از جهان فرو خواهد بست.! و همچنین شیعیان می گویند امام باقر(ع) فرمود: "برای امام قائم غیبتی است قبل از ظهور، برای جلوگیری از کشته شدن".(3) در برخی روایات دیگر یکی از علل غیبت امام زمان امتحان مردم دنیا ذکر شده است.(4) بسیاری از فرق شیعە باور دارند که دوازده امام، حجت خدا بر زمین بوده و هر کدام وظایف تعریف شدەای داشته و مأمور به انجام آن بوده و زمین نباید از حجت خدا خالی باشد. از این رو مشیت الهی بر آن تعلق گرفته که یکی از آن ها در پس پرده غیبت قرار گیرد و زنده بماند تا زمین از حجت خدا خالی نباشد. بنابر عقیده علما و مفسرین مذهب شیعه هر نهضت و انقلابى که براى هدف معینى بر پا شود، در صورتى امکان پیروزى دارد که زمینه آن از هر جهت فراهم باشد و اوضاع و شرایط کاملا آماده باشد. یکى از شرایط مهم موفقیت این است که عموم انسان ها خواستار آن انقلاب باشند و افکار عمومى براى پذیرش آن مهیا باشد. در غیر این صورت انقلاب با شکست فاحش مواجه خواهد شد. نهضت و قیام مهدى نیز از این قاعده کلى مستثنى نبوده، در صورتى میتواند پیروز گردد که اوضاع و شرایط مساعد و زمینه فراهم باشد.! خمینی که عملا خود را از شاگردان و نمایندگان مهدی فرض می کرد و با این تصور هم صدور انقلابش را گویا با نهضت مهدی اشتباه گرفته بود، چنین می گوید: "نهضت مهدی یک نهضت سطحى و کوچک نیست، بلکه یک انقلاب همه جانبه و جهانى است و برنامه بسیار عمیق و دشوارى دارد، لکن می ‏خواهد تمام اختلافات نژادى و کشورى و زبانى و مرامى و دینى را برطرف سازد و سرتاسر دنیا را با یک حکومت نیرومند اداره کند تا همه بشر با صلح و صفا زندگى کنند".! به طور خلاصه مذهب شیعه معتقد است ظهور مهدی نوع بشر و جوامع انسانى را به سعادت و کمال واقعى می رساند و اجتماع صالح جهانی به وجود می آورد. تا این قسمت تقریبا به یک فهم کلی از تفکر و اندیشه منجی در مذهب شیعه پرداختیم، اما گرفتاری جوامعی که این تفکر در آن رسوخ کرده تنها انتظار ظهور و افراط در خوشبینی نسبت به حال و احوال روزگار انسانها حین ظهور و بعد از آن نیست، بلکه تقسیم بندی ایام قبل از ظهور به دورانهای متعدد و متفاوت دیگر هست که مایه سیه روزی، فقر، گرفتاریهای اجتماعی، واجب کردن خمس و کلاهبرداری از معتقدین به منجی و در نهایت نشاندن یک دیکتاتور به جای شخص منجی بعنوان نماینده تام الاختیار ایشان می باشد.

نمی توان گفت ایجاد اندیشه باور به مهدی منجی تنها به دوره صفویه و رسمی کردن مذهب شیعه در سراسر ایران بر می گردد. بلکه بعد از قیام ابومسلم خراسانی و آمیخته شدن باور بخش زیادی از مردم ایران با خرافات آیین های پیش از اسلام و از جمله زرتشتی و مسیحی و نهایتا با روی کار آمدن برادران ماهیگیر آل بویه به این تفکر قوت بخشیده شد و شاید بتوان گفت در آن سالها بیش از دوران حکومت شاهان صفوی به عقیده مهدویت اهتمام داده شده است، اما شرایط و توانایی آنها با اوضاع و احوال خاندان صفوی بسیار متفاوت بود و به همین دلیل در تاریخ بیشتر به دلیل رسمی کردن مذهب شیعه در ایران، پادشاهان صفویه و علمای مذهبی آن دوران و از جمله "ملا باقر مجلسی" نامشان در لابلای کتب و منابع تاریخی ـ مذهبی شیعه به وفور دیده می شود. در طول تاریخ، اندیشه ظهور منجی در جوامع مختلف اسلامی و غیر اسلامی باعث گرفتاریهای زیادی شده و علی الخصوص زمانیکه سیاست استعمارگران هم در کنار آن قرار گرفته و اهدافی مانند ایجاد آشوبها و فتنه های مذهبی در میان مسلمانان را تعقیب می کرده و بهانه ظهور منجی را هم یدک کشیده است، یکباره به افراط و زیاده روی و غلو در دین هم انجامیده است و جنگهای مذهبی و کشتار اقوام را هم سبب گشته است(از جمله در پاکستان، عراق، سودان). ملا غلام احمد قدیانی که مٶسس مذهب احمدیه در شبه قاره هند است، یکی از جمله کسانی بود که با دسیسه استعمار انگلیس به تحریف آیات قرآن و متون مذهبی پرداخت و با تلفیق چندین زیربنای اعتقادی خود را امام زمان و مهدی نامید و اینک پنج خلیفه در غیاب ایشان در بریتانیای کبیر جانشین امام زمان هستند و فرامین و دستورات آن مرحوم را به مردم جهان می رسانند.! در ایران اما گرفتاری به حقیقت بیش از سایر کشورهای دیگر است، در این کشور مذهب رسمی شیعه و حکومت هم از آن روحانیونی است که خود را نماینده امام معصوم می دانند. ملایان حاکم بر ایران اینک معتقدند دوران قبل از ظهور شرایط خاصی را می طلبد و آنرا به زمانهای بخصوصی تقسیم بندی می کنند. با شروع دوران نهضت خمینی تا حکومت عدل علوی خامنه ای تازه در فکر موروثی کردن حاکمیت سیاسی ـ مذهبی به بعد از آن دو می اندیشند. مجلل ساختن قبر خمینی و از همینک خریداری زمین در مشهد و آماده ساختن قبر خامنه ای ـ رهبر کنونی رژیم ولایت فقیه ـ و همشکل و همسان ساختن آن با مقابر ائمه شیعه بدان معناست که این رژیم طبق وصیت های خمینی می خواهد به جای باور و اعتقاد به منجی که غیبش زده، مردم عادی و مریدان مهدی یک شخصیت معاصر و یک کد زنده و مشهود را رهگیری کنند. بر طبق عقیده ملایان دستگاه ولایت فقیه تازه اینک ما در دوران عدل علوی هستیم و خامنه ای جانشین علی (ع) و نقش ایشان را در حال حاضر ایفا می کنند. باید بعد از علی هم یکی از فرزندان ایشان افسار امور را به دست گیرند و مردم سریعاً با وی بیعت کنند و نگذارند معاویه(هاشمی رفسنجانی و یا آخوندهای که در فکر قدرت) هستند به فرزندان علی خیانت کنند.! معرفی کردن دو تن از هم اینک به صورت سری برای جانشینی علی خامنه ای که از سوی مجلس خبرگان رهبری اعلام گشته است، بدان معناست که جانشینی خامنه ای مایه آشوب و از دست رفتن شیرازه حاکمیت از دست آخوندهای دستگاه ولایت فقیه نشود و با مرگ او هم، همانند ملا احمد قدیانی حداقل چند ولی امر و خلیفه جانشینی او را بر عهده بگیرند تا مریدان مخلص دچار سردرگمی و آشفتگی نشوند.

تمدید کردن دوباره ریاست شورای نگهبان و گماشتن آخوند احمد جنتی برای چندمین بار که نارضایتی بسیاری از ملایان دربار را نیز به همراه داشت، این حقیقت را برایمان آشکار می سازد که ولی فقیه کنونی به هیچ وجهی حاضر نیست نمایندگی تام و تمام و ارتباط با مهدی منجی را که با ایشان در "چاه جمکران" یا غار "کهف الشهداء" دیدار كرده از دست بدهد و به قول خودش علی تنها بماند.! مادام العمر كردن دوره ریاست شورای نگهبان برای آخوند احمد جنتی کهنسال، بدان معناست که مدعیان و شایعه پردازان ظهور منجی در واقع به دلیل کثرت غیبت مهدی، اینک جایگاه نیابت ایشان را رها کرده و این روزها در این اندیشه اند که نقش اصلی مهدی منجی را بدست گیرند و هرگاه مهدی موهوم ظهور کرد با شدیترین شیوه جلو او را صد کنند و هرگز و هیچگاه قدرت و مناصب عالی در حاکمیت مذهبی بر مستضعفین ایران و جهان را فدای اهداف و آرمانشهر متوهم او نکنند.

پی نوشت ها:

1- شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 158. 2- بحارالانوار، ج 52، ص 91. 3- شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 203. 4- اثبات الهداه، ج 6، ص 438.

انتشار از: