دو فاجعه تروریستی مشابه , دو برخورد کاملا متفاوت – حادثه مونیخ
27.07.2016 - 22:25

از روزی که آندرس بهرینگ برویک تروریست, 77 نفر را در جزیره اوتویا به قتل رساند, روشنفکران, سیاسیون و مردم مبهوت نروژ, همه خود را در مقابل یک چرا ی بزرگ یافتند که نیازمند جوابی قانع کننده بود. علاوه بر متخصصین و صاحب نظران, همه ملت , بسته به وسع فکری خود, برای یافتن پاسخی معقول, در مطبوعات و رسانه های دیجیتال و محافل عمومی به بحث و تبادل نظر پرداختند. هدف ممانعت از تکرار فجایعی اینچنینی و ترمیم آبروی  لکه دار شده کشوری بود که از خیلی نظرها سرآمد ممالک  دنیاست, از جمله مبارزه همه جانبه و سیستماتیک با  رسوبات نژادپرستی  موجود در بطن جامعه . این حادثه لایه های زیرین نحله های فکری مختلف را در معرض دید عموم قرار داد و آنچه را که پنهان بود و بدلیل ملاحظات سیاسی بیان نمی شد آشکار ساخت. از پی امد های مثبت این مناظره ها, کاسته شدن از تعداد نروژیهائی بود که همواره تصور می کردند, مهاجرت به زیان جامعه است و خارجیها صرفا بدلائل انساندوستانه به کشور راه داده می شوند و میهمانند. لکن با درک منافع اقتصادی ناشی از حضور خارجیان نظرشان عوض شد و در یافتند که سیاسیون این همه سال آنها را فریفته اند و بنوعی جبر در کار بوده است. روانشناسان مطرح  بیماری آندرس را  از نوع حاد   narcissistic personality disorder تشخیص دادند. مبتلایان به این بیماری از خود بزرگ بینی مفرط, علاقه فراوان به قرار گرفتن در مرکز توجه,  دون مایه و پست شمردن برخی از انسانها رنج می برند.

از روزی که علی سنبلی در گرامیداشت پنجمین سالگرد جنایت اوتویا, در رستوران مکدونالد با سردادن شعارهای نژادپرستانه ضد خارجی و شلیک به افراد مظنون به تعلق به ملتهای اتنیکی  ترک و عرب , 9 نفر راکشت, اکثریت  قریب به اتفاق  روشنفکران, سیاسیون و مردم عادی و دیاسپورای ایرانی فارس محور ککشان هم نگزید. تعداد معدودی که پیگیر ماجرا بودند بدنبال مفر و بهانه ای می گشتند تا  از میزان مسئولیت خود و جامعه ایرانی حتی الامکان بکاهند. بسیاری از کسانی که  بدنبال چرائی حادثه  بودند ,افسردگی علی را تنها عامل پنداشته و پرونده را بستند. اینان غافل بودند که علی دقیقا از همان بیماری رنج می برد که آندراس نروژی بدان مبتلا بود. او خود را آلمانی, آریائی و برتر از دیگران می پنداشت. از اینکه ایزوله بوده و در مرکز توجه قرارنداشت رنج می برد. ترک و عرب و بسیاری از خارجیهای دیگر را  در حد و اندازه خودش نمی دانست و آنها را از نژاد پست بشمار می آورد. تعدادی علی را چون بزرگ شده آلمان بود خودی ندانسته و آگاهانه  ارتباطی با فاجعه بر قرار نکردند. انگار که اروپا ماشین مشهور پرولترسازی مایاکوفسکی را -که در دوران شوروی جهت شستشوی مغزی شهروندان استفاده می کردند -بکار می گیرد. هزاران نفر در شبکه های اجتماعی جمهوری اسلامی را ملامت کردند که  اصلا چرا به ایرانیهای خارج از کشور پاسپورت می دهد!!!!. فراموش کرده اند که خروج 8 ملیون از ایران مشکل کمبود مسکن, آلودگی , فضای آموزشی, بیکاری و غیره را بشدت تخفیف داده است و باحتمال زیاد اگر خودشان کشور را ترک نکرده اند, راه گریز نیافته اند.  ده ها هزار نفر در تویتر او را فلسطینی نامیدند  تا از خود سلب مسئولیت کنند. آنها چهره علی را شبیه اعراب فلسطین تشخیص داده بودند و  همین ظاهرا برای اطمینان از ادعایشان کافی بود. خلاصه کلام اینکه, علی همه چیز بود جز خود اینها, در صورتیکه قضیه کاملا برعکس است.

یکی دیگر از شگفتی ها در جریان گزارش ماوقع, اقدامات  گروه های خاص ذی نفوذ و مرموزی بود که بمنظور تخفیف زیانهای ناشی از حادثه,  در روز دوم  نام  دیوید ( احتمالا اسم مستعار علی)  را به اسم جوانک تروریست افزودند و از علی سنبلی  به دیوید علی س. که  قدری در مایه های یهودی-صهیونیستیست تبدیل کردند. دیاسپورای فارس محور و نمایندگیهای سازمانهای تبلیغاتی جمهوری کهریزکی حتی موفق شدند در برخی از گزارشات خبری اروپا, ایرانی بودن وی را حذف کنند.  عدم شناخت جوامع غربی از فرهنگ بشدت راسیستی ایرانی, کار اینها را آسان کرده بود. شهروندان عادی غربی از اینکه یک خارجی, مهاجرین دیگر را همراه با شعارهای نژادپرستانه  به قتل برساند, تنها  با جنون در ارتباط دانسته و زیاد پیگیر قضیه نشدند. آنها از اینکه اکثریت بزرگ ایرانیها خود را آریائی و ترک و عرب را از نژاد پست محسوب می کنند ناآگاهند.

در شگفتم که با توجه به آنچه که اتفاق افتاد, حاملان فرهنگ کلاسیک ایرانی با وجوه تشابه فراوان با علی, چگونه کنار امدند؟ چطوراز خود سوال نکردند که تا چند در صد همانند علی هستند. مگرنه اینکه اکثریت بزرگ ایرانیها با علی درایمان به دکترین راسیستی نژاد آریائی , همفکرند و پروائی از بیان آن حتی در اروپا ندارند.مگر نه اینکه خود را برتر و ترک و عرب را فرودست می شمارند.اگر فاجعه ای با این ابعاد, این جماعت را به تفکر وا نمی دارد, آینده ای مخوف در انتظار همه ماست و ظاهرا از  دعوت به عقلانیت هم کاری ساخته نیست.

 

آخرین گزارش از دویچه وله 27/07/2016

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

دیرنج مین ائللی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما