فقرها و پوپولیسم شیخ و شاه

پرسش! آیا تنگدستی و گرسنگی و واماندگی،* نداشتن دانش تاریخی و نبود بینش حقوق شهروندی اجتماعی با پوپولیسم ریشه دار و کهنه ی شاه و شیخ رابطه ای متقابل نداشته و ندارند؟

پرسش! آیا تنگدستی و گرسنگی و واماندگی،* نداشتن دانش تاریخی و نبود بینش حقوق شهروندی اجتماعی با پوپولیسم ریشه دار و کهنه ی شاه و شیخ رابطه ای متقابل نداشته و  ندارند؟ آیا چاره ای برای فقر، و راهبردی برای زدودن دامنه آسیب پذیری توده های فقیر و سرخورده، و متوقف کردن تأثیرگزاری عوام فریبانه و عوام گرایانه ی شاه و شیخ می شناسیم! و چاره ای برایشان داریم و راهکارمان چیست؟ آیا در خلاء دخالت آگاه سیاسی و بی واسطه  اجتماعی! چنین نبوده و نیست که دایره واپسگرائی ها تکرار و چنبر شاه و شیخ بر گردن بینوایان آویزان شده است؟ آیا راه هم گرائی ها در قطب بندی طبقاتی، و به تبع آن تأمین و تحکیم منافع طبقات، ثبات سیاسی ایجاد نمی کند، و بهتر از همه ایجاد صف بندی مستقل کارگران و زحمتکشان، در چنین ساختارهای خودمحور، آسیب پذیر مردمان ناآگاه را کاهش نمی دهد؟

 

آیا روند تحمیل درماندگی همه جانبه توده ای از یک سو، و تهاجم خودکامگی دستگاه شاهی و شیخی از دیگرسو منشا تدوام استبدادها و ژرفش فقرهای پیگیر را گسترده تر و فشرده تر نکرده است؟ و هم آنان در نظر و عمل نتوانسته و نمی تواند، توان حرکت بسوی همراهی ها، همبستگی ها و همراستائی های بزرگ اجتماعی و تقویت شعور طبقاتی را چنانکه در زمان شاه بود در نظام ستمگر شیعه نیز سست و شکننده نکرده و نمی کند؟ آیا چیرگی فرهنگ سیاسی فردگرا و بیمار(شاهی ـ شیخی) که جدا از اراده ی پویا و مستقل از منافع کلان کارمزدان است؛ به ترویج سرسپردگی ها، نادانی ها، دنباله روی های کور و کر توده ای، و همزمان به شکوفائی جهل و جبر سیستماتیک نینجامیده است؟

 

آیا زندگی مسالمت جویانه ی نوع کارگران و زحمتکشان، و منافع کلان اجتماعی و سراسری آنها، و همچنین فرهنگ و عقایدِ ملت های ستمزده و نابرابر ما توسط طمعِ جاهطلبی ها و ائتلاف های پلید تاریخی پوپولیسم شیخ و شاه بارها در هم نریخته و به دشمنی های نادانسته ی تنگدستان و بیکاران و کارگران مذهبی هیزم خشک همنوع زنی نگذاشته و نمی گذارد؟، همچنانکه بارها دیده و می بینیم جوامع رنگین مذهب و ملت های فقیر و تبعیض زده ی کشورما در هردو دوره شاه و شیخ، بارها توسط شاه و شیخ به گمراهی های ناسیونالیستی و تعصب های حقیر مذهبی کشانده شده و دشمنی جاهلانه ی آنها را بسود بساط دژخیمان دامن زده است! آیا بازتاب بدخیم این روش های فرسوده، خودکامانه و عشیرتی، به زدوده شدن حقوق برابر شهروندی، تسلط استبدادها، و به بیدادِ ژرف و گسترده نابرابری های سیاسی و اقتصادی کنونی فرانروئیده است؟ البته که چنین بوده و هست و جای هیچ تحریفی وجودندارد که بدون حضور مردمان کار در سیاست جاری، ساختارهای حکومت شاهی مذهبی ضدبشری بوده، مانده و می باشند. بی گمان ثمر تلخ این یکه تازی های شاهی و ستمگری های مذهبی، و تحمیق ها، و پایمالی اراده اجتماعی طبقاتی، مادر عقب افتادگی ها و سوختن فرصت های یک سده ی گذشته بوده و به تکوین نیافتن هویت فردی، جمعی و طبقاتی کنونی انجامیده است که فقرها، سرخوردگی ها و سرگیجه های زندگی تکراری و خونباری ما را در ایران شاه و شیخ، و در منظقه خاورمیانه توسط دیگر جابران و جنایتکاران مشابه، پیوسته رقم زده شده، و کشورمان را هم ویران ساخته و شگفت انگیزتر اینکه: دعاوی عوام گرایانه و مردم فریبانه هردوسو پیاپی با نام های مشروطه گرائی لیبرال: که باید ( شاه سلطنت کند و نه حکومت!) یا رفرمیسم جنبش سبز و بدون ولایت فقیه و… از این دست اراجیفی توسط این یا آن فریبکار تکرارمی شود.

 

گونه های پوپولیسم (عوام گرائی) با اشکال دماگوژیسم (مردم فریبی) جزو جدائی ناپذیر سخنرانی و ساختارهای تمامیتگرا، بهره کش و جدا از اراده و منافع طبقاتی مردمان ایران و جهان بوده، و هنوز هم در سطح جهان با تفاوت هائی، این شیوه های بی آبرو، برای سروری گروهی و کاستی بکارمی رود، و یا همه جا در چالش سازش ناپذیر با اراده سیاسی و خواست مستقل کارگران و زحمتکشان و یا علیه توان منسجم همان 99%ها بپاخاسته می باشد. جای شکی ندارد که  این دو روش، از بهترین اهرم های تحمیق توده ای در ساختارهای فردی بوده، و به تبع آن وابسته به ساختارهای زنجیره ای سرمایه سالاری داخلی و جهانی هستند که ابزار پیشبرد آن پیوسته در وعده های محال و فریبکارانه ی این یا آن خیره سرِ واپسگرای شاهی و شیخی اغلب پنهان می باشد که هربار پس از وقوع ترادژی های هولناک و طرح های مرگبارشان، بسان ریاکاری خمینی بهدها نمایان می شود؛ و یا در بزنگاه های سرنوشت ساز برای گمراهی مردمی، و جلب اعتماد توده ای به صور مختلف و سیستماتیک بکاربرده می شود. خامنه ای، خاتمی، اوباما، یلتسین، حسن روحانی، احمدی نژاد، میر حسین موسوی، اردوغان، دونالد ترامپ و بسیاری دیگر بی شرمانه دماگوژیست یا پوپولیست و یا هردو می باشند. مثلا وجود اوباما رئیس جمهور سیاه، ولی "مردم فریب" آمریکا، عملا نه به همبستگی طبقاتی، بل به دشمنی و ستیز ناآگاهانه شهروندان سیاه علیه سفیدان در این دوره، بیش از گذشته ها دامن زده و نادانی های طبقاتی را تقویت و تعمیق کرده است!

 

برای ما چپ ها و کمونیست ها و برای همه آزادگان مترقی، دمکرات، سکولار و خردورز، و کسانی که خودرا جزو جهانیان 99% می دانند روشن شده است که با جنگ ناسیونالیستی، جنون قهرمانی شاه سایه ی خداست، و قتلعام های مذهبی داعش ها، سعودی ها و خامنه ای ها، و ریاکاری ها و وعده های دروغین دماگوژیست هائی همچون اوباما ها، احمدی نژادها، اردوغان ها، ترامپ ها و روحانی ها و...، که همگی دست پرورده خودکامگی ها و محصول مستقیم راهبردهای جهانی سرمایه، آمپریالیسم و میلتاریسم می باشند؛ کشورهای مردم فریبِ صنعتی ایکه راه های توسعه جهانی را جز از طریق بهره کشی انسان از انسان نشناخته، فراموش نکرده، و همینک بقای زنجیره ای صدرات گروهی آنها، جز با هزینه سالانه ی 1060 میلیاری نظامی تأمین نمی شود؛ رهبران این 30 کشوری   OECD countries که راهی به جز سروری خود، بقیمت دزدیدن نان بیکاران و گرسنگان  نشاخته و نخواهندیافت و خصوصا با طرح های جهانخوارانه آمریکا و همین امروزی او با رژیم خامنه ای، هرگز جهان ما رو به سوی فردا و دنیای دیگر و بهتر ندارد و نخواهدداشت.

 

همه ما مردمان نوعدوست و برابرخواه می دانیم که بقا و حفظ سنت ها و ساختارهای تاکنونی بوژوادمکراتیک در اشکال رنگین غربی و شرقی آن، (و نه ریشخند های شاهی و شیخی عقب مانده، آنهم برای یک ملت، مذهب و مکتب) در جامعه متلاطم جهانی دیگر کاربرد نداشته و بیش از این میسر نیست. ساختار گلوبال سرمایه سالاری و استعداد عمومی و تاریخی آن، پس از قرن ها تلاش مفید و موفق ِگذشته های خویش، اینک دیریست به ایستائی فرهنگ تاریخ، برده پرور میلیاری، الیته گرائی نوکرصفت، و توامان تراکم انباشت فوق تصور ثروت نجومی در دست گروهای مافیائی سرمایه اسیرشده و در باتلاق های جهانی آن غرق شده است. و برابر راهیابی و شکوفائی جامعه جهانی همچون دوره ها و دهه های گذشته با سماجت قرارگرفته و با تشدید هولناک فقر و بیکاری و فساد و جنگ و تباهی، و ویرانی میحط زیست عملا راهکاری برای گذر به فردای نان و کار نوع انسان ندارد؛ و مقابل خواست نان نداران و بیکاران و استقلال جویان جهان آزاد و با بی رحمی و شقاوت قراردارد. و لااقل در 4 دهه ی گذشته 5 کشور را ویران کرده و یا در پشتیبانب با دست نشاندگان دیکتاتور و خونخواران مذهبی و جهانی اش برای ویران کردن بیشتر چین تا روسیه و آمریکای لاتین ایستاده است. و اراده مصلوب کارگران و 99% های جهان را به چالش کشیده و مانعی بزرگ برای جستجو ها و یافتن راه های تازه ی فراملی، فراعقیدتی و فرابهره کشانه همه جهانیا شده و راه همبستگی های مسالمتجویانه را همه جا با توطئه های میلیتاری مسدود می کند. انواع این ساختارهای به هم وابسته نئولیبرالی سیاست و اقتصادِ جهانی، دیگر قادر به تحریک ابتکار جمعی و کلان نیست و درست همچون ساختارهای مذهبی ـ ایدئولوژیک، تنها به سود گروهای مافیا، باندها و کاست های پوپولیست و دماگوژیست فرمانبردارِ اینجا و آنجا تمام شده و مورد پشتیبانی امپریالیسم آمریکا بوده و می باشند و آشکارا مجموعه ی آن در برابر منافع نوع بشر بوده و می باشد. ناگزیری شورش ها، آشوب ها، فرار و مهاجرت ها و جنگ و همنوع کشی متنوع ناشی از این نارسائی ها و ناسازگاری هاست. بحرانی که در حال تحول و تکمیل و تراکم انفجاری خود ترکش اش پهنا و گستره گیتی را نشانه رفته و نچندان دور، و بی گمان منشأ هرچه بیشتر قطب بندی های رودرروی مدعی ها را رهبری خواهد کرد.

 

اما این دگرگونی اجتناب ناپدیر و امکان ایجاد فردای بهتر برای نوع انسان، و بویژه آغاز تازه آن در ایران، جز سازماندهی افقی و چالشی آگاهانه و طبقاتی نیست؛ که ضرورتِ پیشبرد شگرف آن لازمه ی همبستگی طبقاتی گارگران و زحمتکشان و دیگر نیروهای همدرد و کارمزد و مترقی مردمدوست نمی باشد. مبارزه ای گسترده و مشترک در حوزه همبستگی طبقاتی و سراسری، و در پیوند با جنبش کارگران جهانی پویش و پوشش پذیراست تا در این عصر دشمنی شفاف سرمایه علیه کارف منافع 99% را نمایندگی کند. نبردی که در میان آنها( کار و سرمایه) هیچگاه امکان سازش نبوده و چنین خوشبینی و گرایشی، تنها خیانت به تاریخ خونین کارگران، بیکاران، گرسنگان، بی سرپناهان و همه فروشندگان بیدادرس کار می باشد. سمت و سوی این چالش طبقاتی و دادخواهی های آن، و همچنین ضرورت دخالت مستقیم و بی واسطه در فردای سیاسی، و پویائی و شکوفائی اقتصاد اجتماعی می باید با اراده ی آزاد و برابر ملت ها در برابر واماندگی های کنونی ایرانی، منطقه ای و جهانی سرمایه چنان قرارگیرد که بتواند برای ساختارهای یکسویه، و خودمحور و بهره کشانه الگوئی مترقی و متمدانانه و برابری طلبانه باشد و با قدرت کارگری مردمی، نقطه پایانی باشد بر آنچه بر گرسنگان، بیکاران و ستمزدگان شاهی و شیخی ما رفته است گردد.

 

بنا بر این در ایران ما، چند و چون راستای این چالش و نبرد حیاتی و رهائی بخش، رابطه مستقیم دارد به نحوه ی بریدن بندهای خودملامتگرائی ها، سرسپردگی ها، از خودبیگانگی ها و توامان فروریختن سازش ناپذیر ِکل بساط ریز و درشت خودکامگی های شیخی و شاهی ست. و این هدف، شایسته اراده ی مستقل سیاسی و تأمین و تضمین کننده منافع اقتصادی 99% ها چه در ایران، چه منطقه و یا جهان می باشد و هیچ چاره ای جز ایجاد این صف بندی های مستقل طبقاتی و همبستگی سراسری در برابر دیکتاتورهای رنگین نداشته و نداریم  و هرنسخه ی دیگری مساوی ست با خوشبینی، تلقین، تحمیل و در نتیجه تحمیق توده ای ناکنونی ست که سزاوار نیست اپوزیسیون متکی به اراده ی اجتماعی و پس از سرنگونی کل رژیم خامنه ای باردیگر تکرار شود. زیرا: سراوار نیست بیش از این پویائی رنگین انسانی و زندگی ملت های مان گرفتار این دو پدیده ی واپسگرا پیگیر بماند به تباهی بیشتر کشیده شود.

بهنام چنگائی یکم شهریور 1395

* فرارو- معاون وزیر بهداشت با ارائه گزارشی از آسیب‌های اجتماعی در کشور گفت: در حال حاضر 30 درصد مردم کشور گرسنه اند و نانی برای خوردن ندارند که این آمار را وزارت رفاه هم تایید می کند. علی اکبر سیاری با بیان اینکه طی چند دهه اخیر شرایط زندگی مردم بر اساس شاخص های مختلف سخت تر شده است اظهار کرد: نابرابری های پنهان در جامعه رو به افزایش است. به گفته معاون وزیر بهداشت سالانه 700 هزار نفر در ایران به دلیل هزینه های درمان ورشکست می شوند.

ـ اردیبهشت امسال وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز از پنج برابر شدن فقر شهری و دو برابر شدن فقر روستایی خبر داده بود. در فروردین نیز پژوهشکده مرکز آمار از هفت‌برابر شدن فقر غذایی در شهرها و هشت‌برابر شدن آن در روستاها طی 10 سال اخیر گفته بود.

ـ اکنون سوال این است که چرا در ایران دولت ها و سیاست های تغییر می کنند اما باز هم فقر افزایش می یابد؟ قیمت نفت گران می شود، فقر گسترش پیدا می کند. قیمت نفت ارزان می شود، فقر گسترش پیدا می کند. چرا فقر در ایران مدام در حال افزایش است؟

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب باهوش؛

نوشته اید:
این مقاله پوچ و مغرضانه پر از کلمات قلمبه سلمبه برای سرپوش گذاشتن بر جنایات و خیانات حزب توده و کمونیستها و مارکسیستهای تروریست و جنایتکار است.

دوست عزیز! کدام واژه و یا واژه هائی برای شما مفهوم نیستند، لطفا بپرسید تا بدانم و معنای آن و آنها را برایتان بازکنم.

در ضمن هرگز فراموش نکنید که چپ ها و کمونیست تنها جریانی بوده و می باشند که هیچگاه در ایران حکومت نکرده اند، تامگر می شد و می توانستند، به گفته ی شما، آنها روزی جنایتکار و خیانتکار از آب بدرآیند و در برابر منافع و مصالح مردم و کشور باشند و بایستند!

این درست در حالی ست که چپ ها و کمونیست ها، بیشتر از هرجریانی در اوج و فرودهای سیاسی ایران، پیوسته قربانی مواضع این و یا آن جهانخوار و به تبع آن، مرغ بریان عروسی ها و عزاهای حکومت شاه و شیخ شده و بوده اند و یا در تعقیب و زندان قرارداشته اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این مقاله پوچ و مغرضانه پر از کلمات قلمبه سلمبه برای سرپوش گذاشتن بر جنایات و خیانات حزب توده و کمونیستها و مارکسیستهای تروریست و جنایتکار است. مردم ایران نباید فریب بخورند و در دام مشتی تروریست چپگرا به نام مجاهد و فدایی و توده ای و چریک و کمونیست بیفتند. توصیه میکنم به خوانندگان که وقت خود را هدر ندهند و از کنار آن بگذرند. با تشکر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-جناب چادی شایدسنی ازمن گذشته باشد،من بچه روستاهستم.وکوهنورد.افرادی مثل تورامیتوانم درکول خودبه قله ساوالان وخزر(دماوند)ببرم.
من نئقدئرقوجااولسام دئیئرم مین جاوانا.بقول آرشین مال آلان .من هرچه قدرپیرباشم به هزارجوان می ارزم.
سوادمن هم سوادایرانی فارسی اجباری است.من وماقبلاده هابارگفته ایم که سوادزوری وزبان زوری ارزش اش همین قدرمیباشدکه شمامی نویسید.
قدرزرزگرشناسد.تووامثال شماچیزی جززبان داعشی وتاجیکی (دری وری) حالیتان نیست.
فکرخودت باش که ول معطلی عزیزدلم.
اگه خواستی جمعه باحدادعادل تشریف بیارکوه من درکولک چال خواهم بود،تارودرروباشماحرفم رابزنم.دراینترنت شاهنامه خوانی آسان است.
اگرشمامعلم هستیدبفکرم اکثرمعلمان ایرانی فارسی بیش تر ازتونمی فهمند.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب بهمن موحدی(بامدادان)

بله دوست گرامی، چکار می شود کرد؟! روش این دوستان معترض به سوسیالیسم و دیدگاه های انسانمدارانه کمونیستی، که معتقد به برپائی نظام پادشاهی هستند، همچون همیشه ی گذشته یکسویه و اراده گراست، و البته همانسان غیرستیز مانده و دیدگاه های مخالفان رنگین خود را برنمی تابد.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام دوباره جناب چادی؛

نوشته اید: بهنام چنگائی، جواب خوبی برایت نوشته بودم. حیف که مسئول .... کامنتها سانسور کرد. اگر سانسور نمیکرد، برای همیشه این سایت را ترک میکردی و اظهار فضل نمیکردی.

یا: چنگائی، تو یک ....هستی مثل آخوندها! آخوندها هم میگویند که اسلام واقعی بسیار رحمانی است و هنوز پیاده نشده است.


ببینید دوست عزیز! من با سبکِ نگاه و نگارش شما فاصله جدی و بیگانگی آشکار دارم و ناگزیر با تحمل ناگوار و سخت آن، از تقابل با آن شیوه آگاهانه می گذرم! زیرا بی هوده و طبعا دشمنی برانگیز می باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خمینی در عمرش به زیارت امام رضا نرفته بود و لی با ۹۸ در صد رای در رفراندوم حاکمیت ایران را قبضه کرد، مردم ایران عاشق عمامه هستند جیزی شبیه طالبان یا فردوسی یا سعدی یا حافظ این عمامه هندی خاصیت بخصوصی برای جامعه پانفارسیسم دارد با این عمامه می شود در افغانستان دختران بیگناه را بجرم تجاوز مردان دماغش را برید و یا در ایران بجرم عاشق شدن زنی به مرد دلخواهش سنگسار کرد ، این عمامه جادویی از زمان کورش و حکومت ساسانیان به ارث رسیده این هیچ ربطی به اسلام و عربها ندارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تورک اوغلی کدام نماینده آذربایجان را میگویی؟ نکند منظورت نادر قاضی پور است! او که نماینده نیست، او یک مرتجع پوسیده مغز نادان است. مگر ترکان نماینده درست و حسابی هم دارند؟! تو خودت پیرمرد لب .... هستی و کامنتهایت پر از غلط املایی و .... است و بلد نیستی حتی یک جمله درست بنویسی. تو شخص بیسوادی هستی. جای تو در ایران نیست. تو و امثال تو باید در فکر ترکستان برای خودتان باشید.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به جناب آقای بهنام چنگائی گرامی ؛
دوست عزیز؛ به این عناصر وزارت اطلاعاتی حزب اللهی و ساواکی های شاه پرست ، اصلاً اعتنایی نکنید. این عناصر به هیچ وجه دنبال بحث کردن نیستند و فقط به دنبال تخریب و ترور شخصیت مبارزین و اپوزیسیون چپ و ملی راستین ایران هستند.
همه می دانند که رژیم جنایتکار و چپاولگر جمهوری اسلامی ؛ "پوپولیسم" و "لمپنیسم" نهادینه شده در ساختار خود را از رژیم شاه خائن به ارث برده است، البته به مقیاسی بسیار وسیعتر.
جنبش پرافتخار چپ ایران بیش از صد سال است که برای آزادی و خوشبختی خلق در زنجیر ایران با حکومت های سلطنتی قاجار و پهلوی و رژیم خونخوار اسلامی حاکم بر ایران ، پیکار کرده و می کند و این مبارزه صدو اندی ساله برای آزادی و برابری همچنان ادامه دارد....***
***موفق باشی رفیق***
مرگ بر رژیم پلید جمهوری اسلامی
***با ایمان به پیروزی راهمان***

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چنگائی، تو یک ....هستی مثل آخوندها! آخوندها هم میگویند که اسلام واقعی بسیار رحمانی است و هنوز پیاده نشده است. معلوم نیست که این اسلام عزیز و رحمانی کجا پیاده شده است و کدام مردم را خوشبخت کرده است. تو مثل آخوندها کلاه شرعی بر سر مردم میگذاری و میگویی که کمونیست واقعی در چین و کره شمالی نیست! پس خانه عمه من است؟! کمونیست واقعی همان گندی است که در شوروی و چین و کره شمالی و کوبا است. حقه بازی بس است. حیف که مسئول کامنتها سانسور میکند، وگرنه جوابت را میزاشتم کف دستت.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با پوزش از جناب چادی!

فراموش کردم که بگویم: من مسئول جنون، و کیش شخصیتِ بیمار کیم یونگ اون در کره ی شمالی نیستم، و همچنین شیوه های خردسوز او و پدران پیشین او و کل ساختار این نظام برده پرور را دشمن مردمان آن کشور و همه ی تاریخ گذشته و حال آنها را خیانت به باورهای انسانمدارانه سیوسیالیستی و کمونیستی دانسته و می دانم. و آن بربریت با دعاوی من کمونیست هیچگونه سازگاری ندارد و همزمان آشکارا می گویم که آن جهنم کره ی شمالی، و این ساختار ضدبشری و سرمایه سالارانه به اصطلاح حزب کمونیست چین ،هیچگونه همسانی و همگرائی و همراستائی با باورها و دیدگاه های من و بسیاری دیگر بعنوان چپ و کمونیست ندارد.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب چادی سلام؛
نمی دانم شما از واژه ی کمونیست چه درک و شناخت دارید؟! به همین خاطر تلاش می کنم مختصر و مفید آنرا تعریف کنم.

کمونیسم یکی از شیوه های نوپا و تقریبا ناشناخته و بشدت زیر ضرب مخالفان عمدتا راست و مذهبی خود در زندگی انسان هاست و البته راهکاری فرافردی در عرصه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی می باشد که هدف او در جهت رشد تولید اجتماعی، برداشت برابر و لازم مردمی از آن، و پیش از همه تقویت همبستگی مشترک و کلان نوع بشر می باشد. که می باید با اراده ی نیروهای تولیدکننده و با مدیریت مشترک در ساختارهای اجتماعی ـ کارگری به تدریج به پیش برده شود. راهبر و راهکاری که ساختن یک جامعهٔ بدون طبقه، بدون دولت و (گروهای و هیئت حاکم بالا نشین) را در هدف و چشم اتندار خود دارد و بر پایه ی مالکیت اشتراکی بر ابزار تولید خود را تعریف و در میان کارگران و زحمتکشان و 99%ها ترویج می‌کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام چنگائی، جواب خوبی برایت نوشته بودم. حیف که مسئول .... کامنتها سانسور کرد. اگر سانسور نمیکرد، برای همیشه این سایت را ترک میکردی و اظهار فضل نمیکردی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-جناب آقای چادی شماسعی کنیدبانویسندگان این سایت بصورت مدنی برخوردکنید.باتعیین تکلیف ویاامرونهی که عادت حوزه های دینی ویانظامی گری است باسیاسیون دورازادب است.
تفکرکمونیست .فاشیست.مذهبی وغیرمذهبی ودموکراسی خواه وغیررادرحیطه سیاسی رانمی توان نهی کرد.
مااکنون دردنیای دیجیتالی زندگی میکنیم .هرکس کم وبیش ومخصوصا سیاسیون ازهرطیفی هرچندناقص میتواندخودتصمیم گیرد،که به چه تفکری اعتقاددارد.
هرساعت وهرلحظه برای دیگران لطفاامرونهی نکنید.
اگر هرکسی رامخالف نظرخودمیبینی لطفا نظرش رانقدکن ویاراهکاربرآن نشان بدهید.
دراین سایت جنگ های نژادی وتوهین ازمجلس جمهوری اسلامی که ازصبح تاشب تعدادی شعارمرگ براین وآن میدهندبدفکرترند.اگرسخنرانی امروزمجلس راگوش میکردید،نمایندگان مرندوجلفا وتبریز وشبسترآزادانه سخنرانی کرده وخواسته مردم رادرلابلای سخن خودباصدای رسا فریادزدند.
آیاهمین دوستان که دردنیای آزادزندگی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چنگائی کمونیست، .... سریعا بلیط هواپیمایی برای کره شمالی یا چین بگیر و برو! ....
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام به همه ی دوستانی که پانویسی بر مقاله ی من افزوده اند
پیش از همه علاقمندم همه ی دوستان مخالف دیدگاه این مقاله را به بردباری دعوت کنم و از آنها دوستانه بخواهم پیرامون نقاط نظر خود و در مخالفت با دیدگاه من، سعی کنند نقاط مورد اختلاف خود را با روشنی برجسته و برشمرند تا با هم به بررسی درست و تاریخی آنها بپردازیم. ما جز این شیوه ی اصولی ابزاری بهتر برای روشنگری ها نداریم. راهکاری که می تواند ما را در گذر از استبدادها بخوبی و با اراده ی جمعی و آگاه یاری دهد.
همین جا لازم می دانم که بگویم: من نه توده ای و نه فدائی و نه مجاهد هستم، اگرچه با آرمان های والای انسانی آنها احترام می گذارم و خود نیز یک برابری خواه، نوعدوست و کمونیست می باشم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نابود باد تفکرات چپی و کمونیستی
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به عنصر سلطنت طلبی که بانام "بهمن" کامنت گذاشته است
تمام سلطنت طلبان شاه اللهی و تمام طرفداران رضا پهلوی، فرزند شاه خائن، تروریست و آدمکش هستند و خلق ایران، فریب این رقاصان لس آنجلسی را نخواهند خورد که در این 38 سال فقط خورده و خوابیده ومشروب خورده اند وتریاک مصرف کرده اند وعیاشی کرده اند. آن پرویز ثابتی جنایتکار و ساواکی ها ، تروریست و آدمکش هستند.
درود بر فدایی
سلام بر مجاهد
مرگ بر رژیم پلید جمهوری اسلامی
نابود باد تفکرات سلطنت طلبی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گویا عده ای هنوز دلشان برای سوسیالیسم دوران شوروی تنگ شده است بی زحمت به فروشگاه سر خیابان بروید و برای مثال یک دوچرخه روسی و یا یک رادیو و یا یک ریش تراش ویا یک کامپیتور روسی خریداری کنید.
در حال حاظر که شاه نیست شما در این 37 سال چه کردید ؟ شوروی چه کرد ؟ کوبا چه میکند؟
مردم ایران نباید هر گز و هر گز فریب عده ای تروریست و ادمکش چپ از فدائی گرفته تا توده ای و مجاهد را بخورند.
ما شاهد بودیم که در کنگره 13 فدائی رفقا چه رسوائی ببار اوردند و شما از چپ چگونه دفاع میکنی ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کمونیسم یعنی تروریسم. کارل مارکس و فردریش انگلس 150 سال پیش مردند و استخوان هایشان هم به همراه افکار ارتجاعیشان پوسیده است. این مرده دیگر زنده نمیشود. از خواب خرگوشی بیدار شوید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این جمله شما پاسخ دارد : "قیمت نفت گران می شود، فقر گسترش پیدا می کند. قیمت نفت ارزان می شود، فقر گسترش پیدا می کند. چرا فقر در ایران مدام در حال افزایش است"
پاسخ:
این بیت شعر را شنیدید:
تا حکومت به دست تورکان است...................مرد ازاده بی" زر" و نان است
زر=طلا
پول نفتی که بابک زنجانی ببره تورکیه ایرلاین و هزار شرکت دیگه راه بندازه چرا باید باعث کاهش فقر شود
پول نفتی که 18 میلیارد،18 میلیارد دلار با کامیون به ترکیه فرستاده بشود و اروغان ان را هدیه خدا به ملت تورک بنامد چرا باید باعث کاهش فقر شود
پول نفتی که به سوریه و لبنان رود چرا باید باعث کاهش فقر شود
پول نفتی که رضا صراف تورک ببره تورکیه شرکت هایی بزنه که ماهی 11 میلیارد دلار سود بهش بده چرا باید باعث کاهش فقر شود
پول نفتی که از هر هزار ششصد ان معلوم نیست کجا میره چرا باید باعث کاهش فقر شود
میشود پاسخ بدهید
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب بهمن موحدی(بامدادان)
من از تلاش شما برای شفاف سازی موضوع قدردانی می کنم. بله، هدف نیز از نوشتن یک مقاله کوتاه، بمنزله اهرمی برای خالی کردن عقده های کهنه و دیرین نیست؛ بلکه پرداختن به سوژه ی آن، و پیش از همه، این کار یک بررسی فردی، اما با دخالت و نظارت مسئولانه ی جمعی می باشد که آنهای موافق و مخالف " باهم" سعی در نورپردازی به بخش های مبهم تاریخ گذشته دارند و ضرورت آنرا با تعهد انسانمدارانه اجرا می کند و البته آنهم با فاکت های تاریخی؛ تا با تلاش و توجه منتقدانه جمعی بشود راه فردا را مشترکا تسطیح کرد و بی طرفانه، به شناخت و دانش و شعور فرهنگ جمعی افزد و دامنه آسیب پذیری های اجتماعی را توسط اراده ی آگاه خود توده ها از میان برد و یا کاهش داد.

پیرامون آن محور را هرچه بیشتر گسترده تر و همه گیرتر سازد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به بهمن موحدی : رهبران تروریست تو نظیر حمید اشرف و بیژن جزنی و نوچه هایشان خائن بودند نه شاهنشاه فقید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چند روز یکی از تاریخشناسان المان بنام اقای نولته در گذشت . ایشان بر این باور بود که بدون انقلاب اکتبر در روسیه در المان فاشیسمی بوجود نمی امد و جنگ دومی در نمیگرفت. یعنی فاشیسم و کومونیسم دو روی یک سکه سیاه هستند.
در کشور ما ایران نیز بدون عوامل دولت روسیه مانند حزب توده فرقه و تروریستهای فدائی و مجاهد ان رجوی فاشیسم دینی امکان قدرت یابی نداشت . روی کاغذ میتوان شاه وشیخ را یکی نوشت ولی در عمل گرایش های دینی رجوی با خمینی و گرایش حزب توده به دفاع از ارتجاع سیاه روشنتر از سرشت جداگانه شیخ و شاه است . سازمان رجوی جریانی صد در صد دینی و ارتجاعی است و این سازمان هدفی جز استقرار فاشیسم دینی در سرلوحه ندارد. برای اطلاعات بیشتر به مقاله فریدون ادمیت در مجله اندیشه پویا شماره 35 و در باره حزب توده به همین شماره ه مراجعه کننید .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای چنگائی به جای این که به شاه و شیخ بتازی، دستاوردهای کمونیستها و مارکسیست‌ها را بگو! اربابان تو حمید اشرف و بیژن جزنی و ... غیر از کاشتن تخم تروریسم چه کردند؟!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حیف این وقت که برای خواندن این مقاله پوچ و مغرضانه و بیهوده تلف شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جای کمونیستها و چپی های نان به نرخ روزخور در ایران آینده بدون آخوند نیست. بازماندگان تروریستهایی چون حمید اشرف و دهقانی و جزنی. شما باید به چین، روسیه، کوبا و کره شمالی بروید. اینجا چه میکنید؟! چرا نمیروید در سایت حزب توده اظهارنظر بفرمایید؟! شما توده ایها با همکاری مصدق خائن و دست نشانده میخواستید ایران را تحویل شوروی بدهید. اما نتوانستید و شاه فقید دست شما خودفروشان را خواند. .... میخواهید شاه را خراب کنید. حاصل کار شما کمونیستها چه بوده است؟! چه گلی به سر ایران زده اید؟! چرا نمیروید کشورهای مطبوعتان چین و کره شمالی؟!
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود به شما جناب بهنام چنگائی؛
رژیم جنایتکار و چپاولگر جمهوری اسلامی، "پوپولیسم" را از سلف خود ، رژیم شاه خائن به ارث برده است و جالب آنجاست که این جماعت سلطنت طلب شاه اللهی از نیروهای چپ و ملی ایران ، طلبکار نیز می باشند!
رژیم جمهوری اسلامی از شور مردم به روش های پوپولیستی به منظور تحمیق توده ها سوء استفاده می کند.
فریب علنی توده ها از طریق خرافات ودست گذاشتن بر زخمهای کهنه و نقاط ضعف ملیت و مذهب توده های ایران روش اصلی رژیم برای اداره مردم بوده است. به هنگام رای گیری در انتصابات مضحک خود از طریق این آخوندهای گردن کلفت و مفتخور قم که نام مراجع را یدک می کشند؛ سعی دارند به مذهبیون یاد آور شوند که رای دادن یک امر واجب است و از طریق پخش سرودهای ملی از تلویزیون ریش و پشم خود سعی در شور اندازی در دلهای مردم ملی گرا دارند؛ اینگونه است که متاسفانه در اکثر انتخابات شاهد حضور مردم فریب
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب بهمن موحدی(بامدادان)؛
بله دوست گرامی چنین است که شما نوشته اید. بخشی از فریبکاری ها و عوامگرائی های شاه ِ کمربسته ی امام رضا پشتگرمی تحمیق مذهبی و به تبع آن حمایت روحانیت را تأمین می کرد، و تبعیت ناگزیر و شاید آگاهانه ی زنش ملکه و فرزندش ولیعهد از او، بازتاب کلان تقلید اجتماعی داشت می داد، و عملا به آنها با آن شکل تحقیربرانگیز، در چادر به سر کردن ها و ضریح لیسی های بکراتِ این یا آن مقبره ها جسارت می بخشید، و در نتیجه ی آن فریب های بی شرمانه ی توده ای از مردم ساده لوح برای اهداف خمینی میلیون ها قربانی گرفتو

و سرانجامِ عوام گرائی و سرآخرِ شب مردم فریبی شاه، کاری کارستانی شد و محصولش، پروراندن اژدهای هزاران سرِ فسادها، چپاول ها و ستمگری های و قتلعام های فله ای 6- و 67 شد و بنزین بر روی جنگ های بی پایان مذهبی ریخت. مادر رژیم جنایتکار ولائی، شاه و نظام تک قطبی او و پدرش بود.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زمانی که به "فرمان ملوکانه" محمدرضا پهلوی ، درب سازمانهای سیاسی چپ و راست و سندیکاهای کارگری و انجمن های دانشجویی بسته شد و قلم های حق نویس شکسته و دهان آزادیخواهان دوخته گشت و بارها دانشگاه مورد هجوم سربازان و چماقداران شاه پرست و حکومتی قرار گرفت تا با سرکوب دانشجویان آزادیخواه مارکسیست و طرفدار جبهه ملی و سوسیالیست، سکوت مرگبار را بر جامعه حاکم نمایند تا دیگر صدای آزادی و عدالت خواهی به گوش ها نرسد و "خاندان جلیل سلطنتی" بتوانند بر جامعه، حاکم و فرمانروای مطلق گردند و خلق ایران رعیت و دست بوس آنان گردیده و در بی خبری کامل بسر برند و خبرها فقط پس از گذشتن از صافی ساواک انتشار یابد. تنها مساجد ، حسینیه ها ، انجمن های ریز و درشت اسلامی به روی مردم از همه جا رانده شده باز می ماند تا به ناچار مردم به آن مکان ها روی آوردند و واژه آزادی و عدالت و مساوات را در آن مکانها که حتی در