ايجاد رشته دانشگاهی زبان و ادبیات ترکی؛ مبهم و مخدوش

شرط عقل حکم می کند که با احتیاط و همراه با سو ظن با چنین اقدامات برخورد شود، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. این برهان خلف تا اینجای کار برای این اقدام دولت احراز نشده است. باید منتظر بود که آيا دولت با آموزش مطلوب زبان تورکی نشان خواهد داد كه وجود اين زبان (و سایر زبانهای غیر فارسی) را بخشي از تنوع فرهنگي ايران ميداند يا با ادامه ی سياستهاي سركوب تنوع و يكسان سازي فرهنگي، بار ديگر نبود پتانسيل لازم در حكومتهاي حاكم بر تهران در این زمینه را يادآوري خواهد كرد؟

این اولین بار نیست که "رشته زبان و ادبیات ترکی" در دفترچه انتخاب رشته کنکور درج می شود. سال 1383 نیز برای "اولین بار" این رشته برای متقاضیان انتخاب رشته ارائه شده بود. سال 1383، یعنی دور دوم ریاست جمهوری خاتمی و یکسال مانده به انتخابات. آن موقع علاوه بر دانشگاه تبریز صحبت از دانشگاه اورمیه هم بود و حتی یک قدم فراتر، تعداد واحدهای درسی نیز برای آن مشخص شده بود. پس چه شد؟! طبق اظهارات، به علت "عدم انتخاب متقاضیان" رشته مذکور برچیده شد. نه تنها برچیده شد، بلکه آنگونه که معلوم است از حافظه ی تاریخ نیز حذف شده تا دوباره امروز یک سال مانده به انتخابات 1396 شاهد یک "برای اولین بار" دیگر باشیم.

"

حاجی" سربازجوی بخش مربوط به "گروههای برانداز" در اطلاعات تبریز بود. نسبت به بازجوهای "گروههای دانشجویی" و" ضد جاسوسی" که سروکار داشتم، حاجی بسیار خشن و البته بی سواد بود. در تمام آن مدت (بیش از سه ماه- سال 1387 ) تنها نتیجه ای که با کتک سعی داشت به من بفهماند، این بود که "مردم غیور آذربایجان به بحثهایی چون زبان مادری علاقه ای ندارند. چون به چیزی غیر از مذهب اهمیت نمی دهند." این آرزو و به عبارت بهتر اعتراف وی به هدف استراتژیک سیاست آسیمیلاسیون و یکسان سازی دولت مرکزی برایم تازگی نداشت. قبل از آن، در طول هفت سال دوران دانشجویی (1379-1386) همان بحث را با مسئولین حراست دانشگاه تبریز داشتم. در آن سالها "حاج آقا عادلی" رئیس (معاونت) حراست دانشگاه تبریز و همزمان رئیس پدافند غیرعامل استان آذربایجان شرقی هم بود. در تمام بحثهایی که معمولا ختم به تهدید و مجازاتهای رنگارنگ میشد، "حاج آقا" اصرار داشت که "مردم خودشان به زبان تورکی علاقه ندارند". استناد وی هم بیشتر در سالهای آخر به عدم استقبال دانشجویان از درس اختیاری ارائه شده در دانشگاه تبریز بود.

 

اکنون بعد از حدود دوازده سال دوباره شاهد ارائه رشته زبان و ادبیات ترکی در دفترچه انتخاب رشته هستیم. این بار هم در دانشگاه تبریز و به ریاست دکتر پورمحمدی که اتفاقا در سال 1383 نیز رئیس دانشگاه تبریز بود. بدون شک، ارائه رشته مذکور قدم مثبتی است. قبل از اینکه مرتکب قصاص قبل از جنایت شد، باید با احتیاط از آن حمایت و در حد امکان با آن همکاری کرد. ولی با اینحال سوالات اساسی مطرح است که با در نظر داشتن سابقه ی فوق الذکر، هدف دولت از این اقدام را دچار تردید می کند!

 

سوال اصلی اینست که اگر هدف از ارائه این رشته، تربیت معلمان برای تدریس زبان تورکی در مدارس است، چرا آن را به صورت "رشته ی دبیری" و یا "تربیت معلم" ارائه نکردند؟! می دانیم که در این رشته ها فارغ التحصیلان به صورت مستقیم در آموزش و پرورش استخدام میشوند. اگر دولت در تدریس زبان مادری جدی است، و ارائه این رشته بخشی از یک طرح بزرگتر (حل مسئله ملی در ایران) است، پس چرا به آن شکل اقدام نمی شود؟! به این مصاحبه دکتر پورمحمدی مربوط به سال 1383 است، دقت کنیم: "رئيس دانشگاه تبريز در پاسخ به اينکه چرا تاکنون زبان و ادبيات ترکی در سطح دانشگاهی در ايران سابقه نداشته، عواملی همچون نبود سازوکار مناسب برای اشتغال فارغ التحصيلان رشته زبان ترکی را مطرح کرده است-(مصاحبه با ایسنا در خرداد هشتاد و سه به نقل از بی بی سی فارسی(. همانطور که درک این نکته نیاز به هوش و ذکاوت خاصی ندارد دولت، هم سال 83 و هم امروز به اهمیت تضمین شغلی برای ایجاد رغبت برای انتخاب این رشته واقف بوده ولی با اینحال دانسته از آن اجتناب می کند، چرا؟ وعده های روحانی در انتخابات گذشته نشان داد که وی ارزیابی نسبتا درستی از شعور و جدیت مطالبات ملی تورکها دارد. با اینکه استفاده دوباره از بهانه "عدم استقبال مردم" از سوی وی تا حدی بعید به نظر می رسد ولی اگر قرار بر این باشد، احتمالا با متمم های تبلیغاتی که دقت توده مردم را منحرف کند، قضیه به گونه ای ماست مالی خواهد شد.

 

سوال مهم دیگر اینکه، کادر دانشگاهی و کتابهای درسی لازم برای قبول شدگان احتمالی این رشته در این مدت بسیار اندک به چه ترتیبی آماده خواهد شد. به عبارت بهتر، چه کسانی چه چیزی را تدریس خواهند کرد؟

 

اگر اشتباه نکنم سال 85-86 بود که دانشکده زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز درس "زبان آذری" را به صورت دو واحد اختیاری ارائه داده بود. با اینکه آن زمان کلاسهای چند نفره زبان تورکی در خوابگاهها تشکیل میشد، اما چندان استقبالی از آن درس اختیاری نشد. استاد مربوطه، کتاب درسی و نحوه تدریس "زبان آذری" که ظاهرا برای دلسرد کردن علاقه مندان و بهانه زایی برای مسئولان بود، از همان ابتدا به هدف خود رسید و بعد از یکی و دو سال عملا از لیست دروس حذف شد. با اینحال و بر خلاف دانشگاه تبریز، آنروزها در دانشگاه آزاد تبریز تشکل آرمان توانسته بود با لابی گری خود سلسله کلاسهایی مربوط به زبان و ادبیات تورکی را برگزار کند. این کلاسها که اهل فن و متخصصان با تجربه در آن تدریس می کردند، نه فقط دانشجویان دانشگاه آزاد، بلکه علاقه مندان از سایر دانشگاهها را جذب کرده بود. بر خلاف درس اختیاری دانشگاه تبریز، استقبال از این کلاسهای غیر رسمی تنها دلیلی بود که باعث شد بعد از مدتی آن را تعطیل کنند و البته تشکل آرمان را هم بستند.

 

با این مقدمه برگردیم به سوال. آیا در این دو سه سال، دولت در زمینه تربیت مدرسان این رشته و تالیف کتابهای درسی آن اقدامی کرده است؟! رئیس دانشگاه تبریز اخیرا در مصاحبه ای در چواب این سوال گفته است که "هیات علمی دانشگاه تبریز، دانشگاه اورمیه و هم‌چنین افرادی هم از مرکز مطالعات قفقاز و آسیای میانه نیز برای این رشته با دانشگاه تبریز همکاری می‌کنند". کدام هیات علمی؟! برای پرسیدن این سوال هیچ نیازی نیست که حتما با دیدگاههای حراست دانشگاه تبریز که هیات علمی دانشگاه را استخدام می کند (که دربالا به نمونه ای از آن اشاره شد)، آشنایی داشت. هر شهروند عادی که یکبار برنامه های ترکی صدا و سیمای استان را دیده باشد، بدون شک در این مورد حس کنجکاویش تحریک می شود. شاید در جواب همین سوال بوده که مسئولان دانشگاه تبریز در سال 1383 گفته اند: "هيأت علمی لازم برای تدريس زبان و ادبيات ترکی از ميان آن دسته از استادان موجود ادبيات فارسی اين دانشگاه انتخاب می شود که با ادبيات ترکی هم آشنايی دارند." اگر این مصاحبه به قوت خود باقی باشد، که ظاهرا اینگونه است، در اینصورت به احتمال زیاد، زبان "فاذری" که مورد استعمال صدا و سیمای استانی است، زبان دانشگاهی هم خواهد شد. به عبارت دیگر، این فرار رو به جلو از طرف دولت نه برای نهادینه کردن زبان معیار تورکی آذربایجانی در ایران بلکه سربریدن آن با چاقویی تیزتر خواهد بود.

 

باید به خاطر داشت که زبان آموزی تورکی هم اکنون از طریق کلاسهای خانگی و غیر رسمی و یا از راه كانالهاي تلويزيوني و اينترنت هرچند با سرعت کم در بین مردم در جریان است. با توجه به این مهم، آنچه که در زبان آموزی دولتی بیش از گذشته اهمیت دارد، کیفیت آموزش و هدف دراز مدت آن است. دانشگاه های جمهوری آذربایجان (شمالی) تنها مراکزی است که تجربه تدریس و تالیف کتابهای درسی به این زبان را دارد. برخی از این دانشگاهها هم در زمینه ایران شناسی و آموزش زبان فارسی با دانشگاههای ایران من جمله تبریز همکاری نزدیک دارند. اگر طرح یا برنامه ای برای همکاری با این مراکز جهت تربیت هیات علمی لازم برای رشته زبان تورکی مطرح میشد، می توانست تا حدی امیدوار کننده باشد. بماند که حتی متخصصان حاضر در داخل ایران هم که سالها با انگ "پانتورکیسم" تحت فشار و سرکوب هستند، می توانند از عهده ی اینکار برآیند. ولی بعید به نظر می رسد که دولت بخواهد از این پتانسیل داخلی استفاده کند.

 

سوالات بی جواب فوق در کنار سابقه ی بد حاکمیت در رویکرد به مسئله ملی در ایران، ناچار به این نتیجه می انجامد که ارائه رشته دانشگاهی زبان و ادبیات تورکی به این شکل اقدامی است مخدوش و عجولانه. آنگونه که به نظر می رسد، به احتمال قوی این اقدام بخشی از کمپین انتخاباتی دولت فعلی برای انتخابات آتی است که نارساییهای آن با متمم های تبلیغی دیگر ( احتمالا قهرمانی تراکتورسازی در این فصل) موقتا لاپوشانی خواهد شد. معلوم هم نیست اگر روحانی رئیس جمهور نشود، سرنوشت این اقدام بی سر و ته چه خواهد شد. در کنار این ابهامات، بحث کیفی ماجرا نیز نه چندان امیدوار کننده بلکه مشکوک به نظر می رسد.

 

مسئله مهم دیگر که باید به آن اشاره شود، اینست که در نبود تحزب و دیگر مکانیزمهای جامعه مدنی (به دلیل سرکوب حاکمیت) که می توانست بر اقدامات دولت نظارت و با آن همکاری کند، شرط عقل حکم می کند که با احتیاط و همراه با سو ظن با چنین اقدامات برخورد شود، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. این برهان خلف تا اینجای کار برای این اقدام دولت احراز نشده است. باید منتظر بود که آيا دولت با آموزش مطلوب زبان تورکی نشان خواهد داد كه وجود اين زبان (و سایر زبانهای غیر فارسی) را بخشي از تنوع فرهنگي ايران ميداند يا با ادامه ی سياستهاي سركوب تنوع و يكسان سازي فرهنگي، بار ديگر نبود پتانسيل لازم در حكومتهاي حاكم بر تهران در این زمینه را يادآوري خواهد كرد؟

سوئد- یکم شهریور نود و پنج

-------
مصاحبه ی ایسنا با رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه اورمیه در مورد ارائه رشته زبان و ادبیات ترکی در این دانشگاه در تاریخ 2 آبان هشتاد و دو: لینک

گزارش بی بی سی از مصاحبه ی ایسنا با رئیس دانشگاه تبریز در رابطه با تأسيس بخش زبان و ادبيات ترکی برای نخستين بار در دانشگاه تبريز در تیر ماه هشتاد و سه: لینک

 

مصاحبه ی آنا با رئیس دانشگاه تبریز در  تاریخ 25 مرداد نود و پنج: لینک

 

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب یوسف یکبار شاکر نظر خوبی درباره نام های شما نوشت اگر نام های غیر تورکی را از شما بگیرند همه تان بی نام میمانید
یوسف= عربی (عبری)
اذربایجان=فارسی
از= حرف فارسی
اسم من هست :اسامه اسفندیاری مجددی
در ضمن این اسم واقعی من هست این را هم خودام روی خودام نگذاشتم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم با بک خرم دین از آذربایجان : جناب بی نام و نشان بی رگ وریشه تیپی کل ترک Anonymous جوابت رو گرفتی متاسفانه در سطر بالا قرار گرفت در حالی که در پاسخ به هجویات جنابعلی نوشته بودم .
پاینده و جاوید باش ای ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از انتخاب اسم اسامه مجددی مشخص است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب یوسف به اندازه کافی ضرب المثل در زبان فارسی هست حالا یک عربی را هم بشنو(خیلی هم با ادبانه اش کردام )

اقتلو التروک لو کان ابوک

مسئول کامنت اگر میخواهی حذف کنی اصلا کامنت را منتشر نکن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای مانی پهلوان حتما از مهاجرت دری زبانان « فارسی » از شرق کویر لوت و از شرق افغانستان خبر دارید و نکند اجداد شما آپارتمان نشین بودند و برای مهاجرت از هواپیما استفاده کرده اند که ما بی خبریم و در ضمن از یاد نبرید که تجدد و ترقی توسط تورک زبانها از استانبول و باکو وارد این منطقه شده که بشکل جعلی توسط انگلیس ها و توسط رضا میر پنجه ایران نامگذاری شد و هم زبانان شما آقا احمدی نژاد دوباره شما را با چاه چمکرانش به دوران قبل از مشروطیت میبرد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دومان عزیز، موضوع مهم و تعیین کننده ای را در گذر زمان بررسی کردید و بیطرفانه به قضاوت نشستید، قابل تقدیر است، رزیم جمهوری اسلامی که باید مجری قوانین خود باشد از آن سرباز می زند و یادآوری آن رژیم را در سراسر ایران بویژه در آذربایجان به چالش می کشد، راه درست و روش خوبی انتخاب کردید، پیروز باشید، در رابطه با اهداف رژیم در آموزش زبان ترکی و چگونگی آن تردید های جدی وجود دارد، به هر رو نباید کوتاه آمد..... یحیایی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به هیچ وجه نباید منابع و امکانات کشورمان صرف زبان بیگانه و مهاجری شود که تازه 85 درصد آن نیز فارسی می باشد. زبانی که حتی برای پدر و مادر و برادر و میوه و سبزی و در و پنجره و دیوار واژه ندارد چرا باید پول مملکت برای آن هزینه شود؟
ترکها کم کم باید بفکر رفتن باشند زبان ترکی در زیر خیمه خرگاه در دشتهای سرسبز سیبری می تواند رشد کند در ایران حرام میشود بفکر زبان خودتان باشد و آنرا در ایران به فنا ندهید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اسامه مجددی تورکی اش « فارس فارس دیر یاش قوروسو یوخدی» . و قسم به چمکران فارسها تا بحال چنین مثلی فارسها بدهان نیاورده اند البته من شکل ادبی اش را نوشتم و تورک زبانها منظور مرا خوب میدانند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جنا ب یوسف
ان ضرب المثل شما به زبان فارسی و تحریف شده این ضرب المثل هست (تورک تر و خشک ندارد ) خودات هم به فارسی نوشتی نه تورکی تورکی اش کدام هست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-ادراین هفته چهل ودونفرازنمایندگان تورک ایران طی درخواستی کتبی ازرئیس جمهوردرخواست اجرای اصل 15 قانون اساسی وتدریس زبان مادری ملل ایران راشدند.
من دراویل انتخابات نوشته وگفته بودم این مجلس مجلس چالشی وخواهنده حقوق ملل ایران خواهندبود.
ماموجی هستیم که آرام نمی گیریم.حق خودراازگلوی نامردان صدساله بیرون خواهیم آورد.
تازه این اول کاراست.اگرکوتاه بیایندبدانیدکه درمجلس بعدی نابودشان خواهیم کرد.وکسانی شجاعتروجسورتررابه میدان خواهیم فرستاد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اسامه مجددی ما تورکها هم مثلی داریم که میگويد فارس فارس است تر و خشک ندارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم با بک خرم دین از آذربایجان :عزیز گار داشم اداندا یو خدو اولسون بیز فارسلار البته سیز دیر زیز اما بیز آ زربایجانلی لار, ها می ایرانیلر گااردش بیلیریخ بو زمانلار کچر.منیم بیوک گا رداشیم انام اشکابدلی آ تام د ا باکلی دیر اوزم ده بش دیل دانشرام آنا دیلیم آذری دی .لطفآ آدم لری کافر ,مانقورد و و و دمه. ها ممز انسان و برابریخ بو برابر لیخ دن سیز ترکلر ه ایراندا یر وردیخ . سا قول اولسان .
حال به زبان دیوانی پارسی برادر عزیزم که نام نداری باشه ما فارسها که شما می نامید اما ما آذربایجانیان همه ایرانیان را برادر میدانیم این روزها خواهد گذشت .برادر بزرگتر من مادرم عشق آبادی است و پدرم هم باکویی خودم هم پنچ زبان تکلم می کنم و زبان مادری ام آذری است لطفآ آدمهارا کافر ,مانقورد و و و نخوانید همه ما با هم برابر هستیم و از این برابری به شما ترکان ده سرزمین ایران جا و مکان دادیم .ممنون از شما .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تورک ها به اسمان بروند زمین بیایند خودشان را به در و دیوار بزنند غلو کنند قمپز درباره زبانشان در کنند همانی که تا کنون بوده اخر کار نتیجه یک جمله بیشتر نیست

"جنس بنجل مشتری ندارد"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بابک خرم دین عزیز، شما بر روی کره زمین زندگی می کنید؟ یا از کرات دیگری به سایت ایرانگلوبال کامنت می فرستید، اگر والدین شما ، شما را از یاد گیری زبان مادری محروم کرده و شما را فارس زبان بار آورده اند، مردم آزربایجان چه گناهی دارند که تاوان ندانستن زبان ترکی و بیسوادی بزبان مادری شما را پرداخت کنند، این خلاف دمکراسی است که چون شما فارس زبان بار آمدید، همه آزربایجانی ها مثل شما باید باشند، هر کس فقط می تواند در مورد خودش تصمیم بگیرد، این الفبای دمکراسی است، شما بولدزروار می خواهید آزربایجان را شخم بزنید و بزور تخم آذری و یا فهلوی بکارید، به روح احمد کسروی قسم این کار ممکن نیست، اگر ممکن بود تا حالا خیلی ها خواستند این کار را بکنند ولی نشد که نشد، شما هم میل خودتان است می توانید در جهت عکس حرکت آب رودخانه شنا کنید،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم با بک خرم دین از آذربایجان : واقعا بی عدالتی است ای کاش اروپا که مهد آزادی است کمی انصاف داشت و حقوق ما که در بند هستیم را رعا یت می کرد آیا این ظلم نیست که رادیو و تلویزیون به زبان مادری من ترکی ,کردی ,عربی و و و و اخبار نمی گن و یا روزنامه و مجله چاپ نمیکنند ! آیا ظلم بالاتر از این نیست که من نتوانم با لباس محلی خود مثلا کردی به دیسکو های اروپا بروم تو دیسکو هم اصلا آهنگ کردی و یا عربی هم پخش نمی کنند ! تازه بجای اینکه با زبان مادری خودم با من گفتگو کنند با زبان آلمانی ,فرانسوی و و و می کنند چرا کتابهای فیزیک ,شیمی ,ریاضیات و و و و را تغیر نمی دهند این ظلم است.
پاینده و جاوید باد ای سر زمین ایران