نظرات دوغو پرينچك در مورد تحولات جاري تركيه

بخش دوم و پاياني
اکنون ارتش از این عناصر پاکسازی می شود، چرا تضعیف شود. قدرتمندتر می گردد.
تصور کنید، فرمانده تان، افسر تحت فرماندهی تان، دوست هم سلاح تان که دوش به دوش هم بسوی مرگ می روید، اگر منسوب FETÖ باشد، چقدر به او اعتماد خواهید کرد؟
به کسی که با تانک بسوی مردم هجوم می آورد، چقدر اعتماد خواهید داشت؟

بخش نخست مقاله (اینجا را کلیک کنید)

توده های محافظه کار از کنترل آمریکا خارج می شوند

یادداشت هایی درباره کودتای آمریکایی فتح الله گولن (4)

نوشتهء:   دوغو پرینچکç  ترجمهء:    علی قره جه لو، 15 اگوست 2016

 داغون شدن کودتای آمریکایی دو پیامد مهم دارد.

 در سطح دولت و ارتش:   گلادیو پاکسازی شد.  امپریالیسم آمریکا نیروی مسلح خود در درون ارتش ترک را از دست داد.

در سطح مردم {ملت}:  توده هایی که از سال 1945 تحت کنترل آمریکا بوده و "محافظه کار" و  یا "ملی گرا" نامیده می شوند به مواضع ضد آمریکایی روی می آورند.

 جهش آگاهی در رای دهندگانی که "راست"  خوانده می شوند

 

امروز در هر گوشه کشور مردمی که  با پرچم های ترک در دست، در میدان ها جمع می شوند، در اکثریت خود آنهایی هستند که یا به  AKP و یا  MHP {حزب حرکت ملی} رای می دهند.  آنها قبلا  نیز به احزاب DYP {حزب راه راست}،ANAP {حزب مام وطن}، RP {حزب رفاه}، MSP{حزب سلامت ملی}، AP{حزب عدالت}، DP{ حزب دموکرات} رای می دادند.  به آنها عموما "انتخاب کنندگان راست" گفته می شود.  این توده ها از سال های 1960 تا سال های اخیر به احزاب سیستم وابسته بودند.  در یک معنی سوپاپ اطمینان آمریکا در جامعه محسوب می شدند.  بخش کوچکی از آنها حتی به نیروی ضربت آمریکا نیز تبدیل شدند.  چپ وقتی علیه آمریکا به حرکت در می آمد، بر علیه آنها همین نیروهای ضربت راست بکار گرفته می شدند.

بعد از کودتای آمریکایی "سازمان ترور فتح الله گولن" {FETÖ}، وضعیت تغییر کرده است.  توده های مردم تحت هژمونی آمریکا در عمل علیه آمریکا عصیان کرده و از چارچوب سیستم خارج می شوند.  این حادثه، جهش بزرگی در آگاهی توده های میلیونی است.

 

توده ها، با تجربه عملی خود به حقیقت دست می یابند.  ولی معمار دست یابی به حقیقت، که ما آنرا آگاهی می نامیم، حزب وطن {vp} است.  حزب وطن سال هاست که وظیفه خود را در متحد کردن مردم بدون توجه به چپ - راست  با موفقیت انجام  داده است.

 

بخشی از چپ قدیمی و یا بهتر بگوئیم چپ نما در روند همکاری با PKK تحت کنترل آمریکا درآمده و به ملت خود بیگانه شده است.  آنها به دهها میلیون انسانی که به مواضع ضد آمریکایی رسیده اند به دیده  لولو خورخوره نگاه می کنند.  ماشین تبلیغاتی آمریکا نیز، با تمام امکانات خود، در مرکز تولید "لولو خورخوره مردم" است.   در نظر آنها توده هایی که از کنترل آمریکا خارج می شوند، بزرگترین خطرند.

 

نشانه های تصمیم بزرگ

 

اما دیگر، آن خطر در صحنه تاریخ است، و نیروهای میهن دوست که در گذشته با نام چپ - راست نامیده می شدند، اکنون در جبهه ترکیه متحد می شوند.  مردم  و نیروهای دولتی نیز بخاطر تمامیت و استقلال میهن متحد می شوند.  آن مفاهیمی که در دستور کار روز قرار دارند،  "جنگ میهنی"، "جنگ استقلال دوم" هستند.  روند پیش رو را این عامل تعیین می کند.

 

می گفتیم، "ترکیه به سمت تصمیم بزرگ می رود"، بله می رود.

 

تصمیم بزرگ، رهایی از زنجیرهای سیستم آتلانتیک است.

 

ترکیه، دردهای خروج از روند "آمریکای کوچک" که از سال 1945 آغاز شد را زندگی می کند.  دیگر، مردم از موانعی که سیستم در آگاهی آنها تنیده بود عبور می کنند. (1)

 

توده هایی که تا دیروز به آمریکا گره خورده بودند، امروز علیه آمریکا جبهه گیری می کنند  این نشانه یک انقلاب است.

 

نشانه ها یکی دو تا نیست، یکی بعد از دیگری می آیند.

 

PKK به خندق ها دفن شد.

 

کمر سازمان ترور فتح الله گولن شکسته شد.

 

گلادیوی لانه کرده در دولت پاکسازی می شود.

 

در روابط ترکیه و روسیه افق های استراتژیک باز می شوند.

 

ترکیه وقتی در مسئله "کریدور کرد" {در شمال سوریه} در مقابل جبهه آمریکا صف آرایی کرد، به کشورهای آسیای غربی نزدیک می شود.

 

بقول "شعله پرینچک"  تا دیروز ادعانامه ها را "سیا" می نوشت، امروز ادعانامه ها برای اثبات جرم سیا نوشته می شوند.  تا دیروز، سیا، هم قاضی و هم دادستان بود، امروز در صندلی متهم نشانده  می شود. (2)

 

فرماندهان کودتای آمریکایی به زندان می افتند.  آن فرماندهانی که در مقابل آمریکا سرخم نکرده و زندانی شده بودند، امروز به مقام فرماندهی می رسند.

 

از طبقات زحمتکش تا سرمایه بزرگ، از چپ تا راست، وسیع ترین  اقشار ملت، دیگر، راه حل را نه در وابستگی به آمریکا، بلکه در استقلال جستجو می کنند.

 

همه این ها نشان می دهند که وارد یک دوران انقلابی شده ایم.

 

خلق {مردم} حکومت ملی

 

آمریکا، هم گلادیوی خود را از دست داد، هم توده های خلقی که به آن تکیه داشت.  دیگر، خلق حکومت ملی بوجود می آید.  مسئله دیدن این حقیقت است.  قبلا وقتی توده های وسیع خلق علیه آمریکا پرچم ترک را باهتزاز در می آوردند، چون از "محله ما" نبودند، قادر به دیدن آنها نبودیم.  خلق حکومت ملی را از کجا پیدا خواهیم کرد.  آیا آنها را از کره مریخ خواهیم آورد؟

 

قبلا آنهایی که بخود چپ یا راست می گفتند، در موضع استقلال بهم می رسند،  این وضعیت با تشکیل حکومت ملی به اوج خود خواهد رسید.

شعار "از جنگ میهنی به حکومت ملی" از زندگی نشات می گیرد و راه زندگی را روشنایی می بخشد.

 

توضیح مترجم:

(1)  اشاره به تبلیغات و وعده هایی است، که طرفداران آمریکا در ترکیه، بعد از عضویت ترکیه در ناتو{1952}  به مردم ترکیه می دادند.  تبدیل ترکیه به آمریکای کوچک با همکاری و کمک آمریکا!

(2)  "شعله پرینچک" همسر دوغو پرینچک رهبر حزب کارگر (وطن) و ستون نویس "روزنامه آیدینلیک" است.

 

http://www.aydinlikgazete.com/muhafazakr-kitleler-...

 

امروز ارتش ترکیه بیش تر از پیش نیرومند است

یادداشت هایی درباره کودتای آمریکایی "سازمان ترور فتح الله گولن" (5)

نوشتهء:   دوغو پرینچک

 

ترجمهء:   علی قره جه لو

20  اگوست 2016

 

 

برخی نگرانی ها به زبان آورده می شود:  آیا ارتش ترک بعد از پاکسازی ها {پاکسازی های درون ارتش} وظیفه خود علیه ترور جدایی خواه را خواهد توانست بجا آورد؟

 

این نگرانی ها بیجاست.  مسئله را خوب درک نکرده ایم.  پاکسازی لانه "سازمان ترور فتح الله گولن" (FETÖ)  قابلیت ارتش ترک را تضعیف نمی کند، بلکه آنرا نیرومندتر می کند.

 

گلادیوی درون ارتش در حال پاکسازی است.

آمریکا، نیروی مسلح خود را در درون نیروهای مسلح ترک (TSK) از دست داده است.

ارتش ترک، شبکه های قرون وسطیء جماعت را در نوردیده و معاصر می شود.

ترکیه و ارتش ترک، از یک غده سرطانی رهایی یافته است.  اکنون بسیار نیرومندتر هستیم.

 

دوش به دوش  منسوبین FETÖ  کدام جنگ

 

پاکسازی درون ارتش را نظاره می کنیم.  دوستان فرمانده بازنشسته ایکه در فرماندهی نیروی زمینی، دریایی، هوایی و فرماندهی کل ژاندارمری انجام وظیفه کرده اند، منسوبین FETÖ در کودتا را شناسایی می کنند.

 

اینها وابسته به سازماندهی جماعت هستند، بیگانه با سنت مصطفی کمال،  صاحب روح جنگ استقلال ملی نبوده و عناصری هستند که قابلیت های نظامی شان ضعیف است.  هوش و فراست شان نیز بسیار پائین تر از میانگین افسر ترک است.  آنها نه با موفقیت های نظامی شان، بلکه با دزدیدن سوالات امتحانات {دانشکده افسری} و با تقلب ترفیع مقام یافته اند.  آنها ستاره های لباس نظامی شان را نه به قابلیت فرماندهی و شخصیت شان، بلکه به شرکت در توطئه های FETÖ برای تسلط بر دولت و موذی گری شان مدیون اند.

 

شخصیت شان هم با معیارهای افسر ترک نمی خواند.  نه افسر ارتش ترک، که افسر FETÖ  هستند.  آنها نه دارای روح جنگ استقلال، بلکه دارای روح جماعت هستند.  آنها فاقد روحی هستند که بخاطر وطن جانشان را فدا کنند. آنها دارای طینتی هستند که می توانند در طرح تکه پاره شدن وطن شان نقش بازی کنند.  آنها نه فدایی ملت، که منفعت طلب اند.

 

اکنون ارتش از این عناصر پاکسازی می شود، چرا تضعیف شود.  قدرتمندتر می گردد.

 

تصور کنید، فرمانده تان، افسر تحت فرماندهی تان، دوست هم سلاح تان که دوش به دوش هم بسوی مرگ می روید، اگر منسوب FETÖ باشد، چقدر به او اعتماد خواهید کرد؟

 

به کسی که با تانک بسوی مردم هجوم می آورد، چقدر اعتماد خواهید داشت؟

 

اگر سلسله مراتب نظامی نباشد، با وابسته بودن به "امام جماعت" کدام دیسیپلین را حفظ خواهید کرد؟  (1)

 

دست در دست فرماندهان آمریکایی، که گلوی افسر ترک را می فشارد، از کدام وطن دفاع خواهید کرد؟

 

کسی که علیه سنت مصطفی کمال ارتش اعلان جنگ داده است، کدام جنگ را پیش خواهید برد؟

 

افسر ترک

 

افسر ترک، طرفدار جماعت {طریقت های مذهبی} نیست، انقلابی آتاترک است.

افسر ترک،  طرفدار پادشاه نیست، جمهوری خواه است.

افسر ترک، طرفدار انگلیس - آمریکا نیست، میهن دوست است.

افسر ترک اگر انقلابی طرفدار آتاترک ترک نباشد، افسر نیست.

آنهایی که کودتای FETÖ را سرکوب کردند، افسران مصطفی کمال اند.

اگر آنها نبودند، امروز ترکیه، بوسیله آمریکا در سراشیب تکه پاره شدن غلطیده بود.

 

درس های تاریخی

 

به تاریخ اخیر ارتش ترک نظر کنیم:   بعد از آزاد شدن از عناصر بیگانه، قدرت جنگی اش تقویت و پیروز های بزرگی بدست آورده است.

 

بعد از انقلاب 1908 اگر انقلابی شدن و جوان شدن {ارتش} نبود، در جنگ جهانی اول نمی توانست در آن جبهه های وسیع علیه هفت دولت مقاومت کند.  جنگ "چاناق قلعه" پیروزی افسر جوان انقلابی و "محمدجیق" Mehmetçik است.  (2)

 

در سال 1918 در ارتش حدود 300 پاشا {ژنرال} وجود داشت،  در حالی که جنگ استقلال مان را شش ژنرال جوان فرماندهی کردند.  مصطفی کمال پاشا، فوزی پاشا {مارشال فوزی چاکماک}، علی فؤاد پاشا،  کاظم کارا بکیر پاشا، یعقوب شوکی پاشا، نورالدین پاشا.  ماندن 294 ژنرال در خارج از جنگ، استعداد جنگی مان را تضعیف نکرد، بلکه تقویت نیز کرد.  (3)

 

ژنرال های صاحب روح محمدجیق

 

تبلیغات دلال های فلاکت مان حقیقت را منعکس نمی کنند.  آنها آلت دست جنگ تبلیغاتی سازمان ترور فتح الله گولن می شوند.  در روند پیش رو، مبارزه علیه ترور PKK تضعیف نخواهد شد، درست برعکس نیرومندتر خواهد شد.

 

بجای منسوبین  FETÖ که از ارتش پاکسازی می شوند، سربازان مصطفی کمال جایگزین می شوند.

 

بجای ژنرال هایی که پوتین به پا نکرده اند، قهرمانانی که استعداد فرماندهی خود را گسترش داده اند در کوه ها و دشت ها فرماندهی را بعهده می گیرند.  (4)

 

خواهید دید، واحد های ارتش مان تحت فرماندهی فرماندهان پر استعدادتری خواهند جنگید.  سرهنگ ها، سرگرد ها، سروان ها و ستوان ها، استوار ها و گروهبان های جوانی که تجربه کسب کرده اند، محمدجیق را فرماندهی و PKK را در مناطق کوهستانی نیز خنثی خواهند کرد.  دارای ارتشی خواهیم شد که بوسیله فرماندهانی که صاحب روج محمدجیق هستند، فرماندهی خواهد شد.

 

افسانه باز می گردد

 

با پاکسازی منسوبین FETÖ افسر ترک به هویت تاریخی خود باز می گردد.  دریادار بازنشسته "سونر پولات"  Soner Polat بعد از فروریختن دیوارهای {زندان} سیلیوری Silivri به تثبیت مهمی اشاره کرده بود:  "افسانه باز می گردد".

 

بله، اکنون با اعتماد بیشتری و با قوت می توانیم بگوئیم:  افسانه باز می گردد.

 

توضیح مترجم:

(1)  سازمان ترور فتح الله گولن FETÖ  در هر بخشی از ارتش و بوروکراسی نفوذ و سازماندهی کرده بود مسئولی برای آن بخش نیز تعیین کرده بود که "امام" نامیده می شدند.  امامان، بدون توجه به سلسله مراتب اداری و رتبه نظامی، صرفا به جهت نزدیکی و وفاداری به فتح الله گولن انتخاب می شدند.

(2) "محمدجیق"  Mehmetçik، سمبل سرباز ترک و سمبل از خود گذشتگی در دفاع از میهن است.

"نبرد چاناق قلعه" Battle of Gallipoli یکی از خونین ترین جبهه های جنگ جهانی اول بود.  در این جنگ ارتش ترکیه توانست نیروهای دریایی مشترک انگلیس - فرانسه را که قصد عبور از تنگه داردانل بسوی دریای مرمره و استامبول را داشتند، متوقف کند. (18 مارس 1915- 19 فوریه 1915) و به دنبال آن در نبرد زمینی نیز نیروهای مشترک انگلیس و فرانسه را شکست داده و مجبور به عقب نشینی به مصر کند. (9 ژانویه 1915 - 25 آوریل 2016)  در این جنگ بود که، مصطفی کمال آتاترک به عنوان یک قهرمان ملی پا به عرصه تاریخ گذاشت و شهرت جهانی پیدا کرد.

(3)  اشاره به ژنرال های ارتش عثمانی است که به جنگ استقلال ترکیه علیه انگلیس و فرانسه نپیوستند و همچنان به آخرین سلطان و خلیفه عثمانی "وحدالدین"، "وفادار" ماندند که قرار داد تسلیم "موندروس" و قرارداد تجزیه "سور" را امضاء کرده، و سرنوشت کشور را به "مرحمت"  فاتحین جنگ رها کرده بود.

(4)  اشاره به ژنرال های دست آموز گلادیو که سلسله مراتب نظامی را نه از روی شایستگی، بلکه با اعمال نفوذ "شورای عالی نظامی" {YAŞ} که تحت نفوذ فتح الله گولن در آمده بود، است، که سلسله مراتب نظامی را "بسرعت" طی و به مقامات حساس گمارده شده بودند.  نمونه برجسته آن  فرمانده سابق نیروی هوایی ترکیه و یکی از عاملین اصلی کودتای اخیر، ژنرال "آکین اؤزتورک"  Akın Öztürk است.  پنج ژنرالی که بلحاظ سلسله مراتب نظامی میبایستی قبل از وی به مقام فرماندهی نیروی هوایی برسند توسط شورای عالی نظامی بازنشسته گردیدند تا راه برای فرماندهی او باز شود!

 

http://www.aydinlikgazete.com/bugun-turk-ordusu-cok-daha-guclu-makale,64722.htm

 

 

منشاء تهدید دیکتاتوری در کجاست؟

یادداشت هایی درباره کودتای آمریکایی سازمان ترور فتح الله گولن (6)

نوشتهء:   دوغوپرینچک

 

ترجمهء:  علی قره جه لو

25  آگوست  2016

 

روز سه شنبه 27 ژوئیه، در "روزنامه آیدینلیک"، "صادق جان پرینچک"، موضع گیری نهادهای استراتژیک آمریکا را بعد از کودتا خلاصه کرد.  همه شان یک زبان اند.  تمامی اخبار و تفسیرها  از یک مرکز نوشته شده است.  سرکوب کودتا {برای آنها} ناامیدی بزرگی را سبب شده است.  گسست کشورمان از اردوگاه آتلانتیک را با نگرانی و یا بهتر بگوئیم، با ترس دنبال می کنند.  از سرکوب سازمان ترور فتح الله گولن فوق العاده خشمگین اند.  سیاست کنونی شان را می توان به شکل "بستن دست و پای ترکیه" خلاصه کرد.  البته، با لاف های گزاف "حقوق بشری"، و ترانه های "دموکراسی آزادی خواهانه" معلوم الحال شان.  دموکرات بودن قلابی امپریالیسم باز هم  در صحنه است.

 

مطبوعات آلمان نیز چنین است.  "اشپیگل" که نظرات طبقات حاکم آلمان را منعکس می کند، در روی جلد خود، ترکیه را پشت سیم های خاردار نشان می دهد.  تیتر چنین است:

 

"اردوغان دیکتاتور و غرب فاقد چاره، زمانی دموکراسی وجود داشت".

 

به زبان دیگر،  "وقتی کودتای آمریکایی شکست خورد، دموکراسی هم ناپدید گردید"!

 

و یا بزبان قابل فهم تر، "اگر کودتا پیروز می شد، دموکراسی هم بر پا می شد"!

 

می گفتند، "کودتاگران پاکسازی شوند"، اکنون می گویند FETÖ پاکسازی نشود

 

فریادهای طرفداران آتلانتیک در ترکیه را می شنویم.  به نظر آنها سرکوب سازمان ترور فتح الله گولن مسیر خطر دیکتاتوری را هموار می کند.  در جریان توطئه ارگنه کن و بالیوز، آنهایی که می گفتند "کودتا گران پاکسازی شوند"، اکنون در مقابل پاکسازی FETÖ   موضع گیری می کنند.

 

نمونه بارز آن سردمداران CHP هستند.  آنها عینن با شعارهای امپریالیست های آتلانتیک در مقابل هر حرکتی که علیه FETÖ و PKK  باشد قدعلم می کنند. خطر دیکتاتوری اگر از طرف طیب اردوغان باشد،  FETÖ - PKK/ HDPمتحد می شوند.  در حالی که آمریکا و اروپا امنیت خاطر آنهاست.   به این دلیل است که سرکوب FETÖ آنها را بسیار نگران می کند.

 

نسخه دیکتاتوری روز

 

برای درک فردا مهم ترین تثبیت این است:  در شرایط کنونی برای برپایی دیکتاتوری، تسلم شدن به آمریکا ضرورت دارد.  امروز در ترکیه، دیکتاتوری، فقط در همدستی با آمریکا امکان پذیر است.  در حالی که حکومت طیب اردوغان، با تمامی ابزارهای موجود خود، علیه آمریکا موضع گیری کرده، و سیاست های خود را  نسبت به خطرات بلافصلی که از جانب آمریکا متوجه ترکیه است، تعیین می کند.   

 

دار و دسته FETÖ با حمایت آمریکا تلاش کرد یک دیکتاتوری خونین بر پا کند، ولی زیرش ماند.  تهدید دیکتاتوری، نه از سوی طیب اردوغان، که از سوی FETÖ  بود، و اثبات گردید.  تبلیغاتی که علیه دیکتاتوری طیب اردوغان در جریان بود، نه گو که برای آماده کردن شرایط کودتای  FETÖ  بوده است.  بسیاری از آنها که قادر به درک این روند نشدند، در خدمت آن تبلیغات قرار گرفتند.

 

درس هایی که از کمپین، صدام دیکتاتور، قذافی دیکتاتور باقی مانده است

 

هم چنانکه دو روز پیش، دوست مان، پروفسوردکتر"بیرگول آیمان گولر" Birgül Ayman Güler  در تلویزیون "اولوسال کانال" Ulusal kanal خاطر نشان کرد، مگر آمریکا قبل از حمله به عراق و لیبی، کمپین های "صدام دیکتاتور"، "قذافی دیکتاتور" را به راه نینداخت؟  بدنبال آن، اشغال و دیکتاتوری های خونین آمریکا فرا رسید.

حتی برخی از آنهایی که به نام جمهوری خواه شناخته می شوند نیز، چشمان شان بقدری در نتیجه تبلیغات آتلانتیک بسته شده است که در ماشین جنگ روانی یک کودتای خونین انجام وظیفه کردند. و در میان شان حتی کسانی هستتند که هنوز حوادثی را که اتفاق افتاده است را قادر به درک نبوده و به "وظیفه" خود ادامه می دهند!

 

اردوغان با تکیه به کدام نیرو دیکتاتور خواهد شد؟

 

نیروی گلادیوی آمریکا در درون ارتش تار و مار شد.  نیروهای آمریکا در درون ارتش، قوه قضایی و پلیس پاکسازی شد.  پاکسازی ادامه دارد.  در این شرایط طیب اردوغان با تکیه به کدام نیرو دیکتاتوری ایجاد خواهد کرد؟

 

با تکیه به سربازان مصطفی کمال؟  با تکیه به قوه قضایی و پلیس جمهوری، به کی؟

 

اقتصاد ترکیه زنگ خطر می زند.  زنگ های خطر برای دلالان پول داغ، رباخواران، دزدان دلار و بورس به صدا درآمده است.  دیکتاتوری طیب اردوغان به کدام طبقه و قشری تکیه خواهد کرد؟  به صاحبان صنایع، تجار، اصناف، کارگران و دهقانان؟  در آن صورت دیکتاتوری علیه کدام طبقات اعمال خواهد شد؟

 

در اوضاع بین المللی از دیکتاتوری اردوغان کی حمایت خواهد کرد؟  روسیه، ایران، چین؟

 

منشاء تهدید در کجا قرار دارد؟ 

 

امروز، تهدیدی که در مقابل ترکیه قرار دارد، کریدور آمریکا - اسرائیل است که در شمال سوریه باز شده است.  تهدید دیکتاتوری از طرف آن نیروهایی که علیه این کریدور موضع گرفته اند، متوجه ترکیه نیست و نمی تواند باشد.  مهم ترین مسئله امروز، متحد کردن وسیع ملت برای مقاومت در مقابل آمریکاست.  آنهایی که علیه آمریکا به مبارزه مرگ و زندگی دست زده اند، نمی توانند دیکتاتوری برپا کنند، چنین شانسی ندارند، زیرا مجبوراند با نیروهای وسیع ملت متحد شوند.

 

کمپین در خدمت کیست

 

آنهایی که کمپین "دیکتاتوری طیب می آید" را پیش می برند در خدمت چه چیز قرار دارند؟

 

بسیار صریح بگوئیم:  در هم شکستن مقاومت ترکیه، در مقابل تهدید خارجی، از طریق کریدور کرد، و تهدید داخلی،  که از طریق استفاده از سازمان های ترور، {بوسیله ی آمریکا} که تلاش دارد، در جبهه داخلی شکاف ایجاد کند.

 

حکومت AKP نیز، باچشم بستن به اقداماتی که به اعتبار ارتش صدمه می زنند، و تحریک کینه توزی علیه لائیسیسم، شرایط مناسب را برای امپریالیسم آمریکا آماده می سازد.

 

http://www.aydinlikgazete.com/diktatorluk-tehdidi-...

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به عنصر درس تاریخ:
اساس کار پانفارس نادان، خود فریبی، بیسوادی و کذب و دروغ است. پانفارس ساده لوح خود را مقیم تهران و شیراز و کوههای شمال تهران جا میرند، درحالیکه جرئت نمیکند در کوهای پامیر، در مناطق پشتون، و در دهلی و کابل پا گذارد، و نزد خویشان خود برگردد. به غلط اسم ایران و ایرانی را گذاشته فارس! انگار یادش رفته تا دیروز در خدمت پادشاهان تورک بودند. حالا که دیکتاتور منحوس پهلوی به زور زبانشان را به ملل ایران تحمیل کرده، رژیم دیکتاتور اسلامی تهران روش مستبد پهلوی را ادامه میدهد، فکر میکنند، رژیم منحوس اسلامی تا ابد باقی خواهد ماند. و غلاده زنگزده زبان بی رمق و عقب مانده شان برای همیشه بر گرده مردم تحمیل خواهد شد، غافل از اینکه دیر یا زود فرهنگ عقب مانده عشیره پرستان کولی پانفارس از مناطق غیر فارس بر چیده خواهد شد. مثل روز روشن است 60 میلیون ایرانی غیر فارس به حقوق سرکوب شده خود دست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جمعبندی کسی بشما مسعولیت جمعبندی نداده است و یا کسی از شما نخواسته است که نوشته کسی را جمعبندی کنی، با این گنده گویی ها می خواهی در دنیای دیجتال هم اتوریته و آقا بالاسر بودن پانفارسیسم را اعمال کنی؟ دیگر در ایران خیالی شما کسی به اندازه پشیزی به پانفارسیم ارزش قایل نیست، برگردید به دامنه کوههای پامیر، شاید آنجا کسی به ژستهای شما تره خرد کنند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اساس کار پان ترک نادان ، دروغ و بیسوادی و خودفریبی است.
خودرا مقیم کوههای شمال تهران جا میرند ، درحالیکه جرئت نمیکند در باکو و قره باغ و آنکارا و نزد اردغان برود .
اسم ایران و ایرانی را گذاشته فارس و زبان فارسی تا از عظمت و خشم ابدی ایرانرمین و 70 میلیون ایرانی در امان باشد و ....
بی منطفی و بیسوادی اش تا آن حد است که از خود نمی پرسد چرا گروه کوچکی فارس توانستند او را این چنین به ذلت و خواری و دروغ و شانتاژ و جعل و تحریف بیندازند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به عنصر پانفارس:
معلوم است که تیر درست به هدف خورده است. پانفارسیسم به هیچ بهانه ای در ایران آینده ای ندارد. تا زمانیکه روشنفکران کم سواد، گستاخ ، نادان و حتا در پاره موارد بیسواد پانفارس، اسیر داستانهای تخیلی عصر پارینه سنگی آقای فردوسی شوند، دیگر هیچ امیدی نیست اینان از چادرنشینی، دوره گردی و کولیگری به مرحله تمدن و مدرنیتت برسند. از نوشته و افکار و انشای اینان معلوم است که هم در زمان شاه و هم در زمان شیخ همکار این دو رژیم بودند، و اکنون رویای مستعمره کردن ملل غیر فارس را در سر دارند. اینان با سلطنت طلبان لس آنجلسی آرزوی آوردن خاندان منفور پهلوی را بر حکومت دارند. چنین عناصری در پاریس، در لس آنجلس رویای حفظ زندان تمامیت عرضی را در سر میپرورانند. در صورتیکه هنوز در خیال خامشان باور ندارند که حفظ چنین چیزی در اذهان ملل ایران از بین رفته است. قضیه تمامیت عرضی تمام شده است. پرونده آن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
معلوم شد که تیر درست به هدف خورد ....
تا زمانیکه قومی، روشنفکران نادان و بیسوادی مثل امثال .... داشته باشد ، اسیر پارس و ایران خواهید بود.
مغولزاده نمی تواند از چادرنشینی و گله داری به مرحله سفینه و اتم و ترکستان و فدرال برسد .
از نوشته و افکار و انشای امثال تو معلوم است که نه در زمان شاه و نه در زمان شیخ سیاسی بوده ای و همکار این دو رژیم ، و اکنون در باکو و اروپا و استانبول نشسته ای و تجزیه خواهی را خیال خود نموده ای .
نیروی لایزال 70 میلیونی ایرانی پارسی همچون گذشه حریف شما دشمنان ایران خواهد شد .
جای آدم نادان در سیاست نیست مخصوصا اگر شونیست و قومگرا باشد .
ترک به ترکستان !-------- ایران فقط میهن اقوام ایرانی با زبان و فرهنگ چند هزارساله پارسی است .
ترکهای ترکیه ،شما آذری ها، زبان و فرهنگ و نژادتان را کولی و مجوس و بیگانه بحساب می آورند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-تاریخ مصرف پان فارس جیره خوارانگلیس وآمریکاشرکای نفت خوارمنطقه به اتمام رسیده است.
دیگردرلفافه اسلام وقلاده بندهای شعبان بی مخ های استخوانخورسرآمده است.
یک زمانی باتوهم کمونیست وانترناسیونال وملی گرایی وتاریخ سازی وجعل ابنیه جوان ایران ومخصوصا تورک رافریب میدادند.
شعارهایی بنام بی طبقه توحیدی توسط مجاهدین خلق.اقتصاداسلامی توسط بنی صدر.یک ملت ویک دولت توسط پان ایرانیست های شاه پرست.اصلاح طلبی توسط باندخمینی جنایتکاروموسوی وکروبی وسوسیالیسم توسط فداییان ناسیونالیست سرآمده است.اکنون همه اینها وذات فکری عقب مانده این گروهای بظاهرعدالت خواه روشن شده است.
طناب پوسیده این تشکیلات برای همه معلوم است.شئونیسم فاشیست فارس بایدچاره ایی برای خودبیابد.یاتاجیکستان وکشمیرویاکویرکرمان وافغانستان مرکزآنهاخواهدشد.باوربکنیددورنیست که تمام کاسه وکوزه های صدساله برسرشان بشکند.
رهبران فارس هندی قدیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در غالب عکس های مورد علاقه ترک ها در رابطه با کودتا و ضد کودتا ، استتیک و زیبا شناسی فاشیسم نشان داده میشود ، به نخستین عکس در بالای مقاله نگاه کنید .
ناسیونالیسم و شونیسم و راسیسم ، همزاد ناخلف نازیسم و فاشیسم و فاشیسم اسلامی مدرن است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آذری های تجزیه طلب نشان دادند که محکوم به انتخاب میان بد و بدتر ، طاعون و وبا ، خامنه ای و رفسنجانی ، اردغان و گولین ، شاه و آخوند، هستند .
این کودتا نشان داد که جامعه ترکیه ، بمبی در حال انفجار است و فقط منبظر یک جرقه است .
جامعه ای که 50 درصد آن مخالف دولت مذهبی سنی باشند ، نمی تواند پایدار و دمکرات باشد .
جامعه ای که اخیرا لباس زنان پلیس را اسلامی نموده و روز شهید اعلان کند و دروس مدارس را مذهبی نماید ، آینده ای همچون ایران آخوندی و نهایتا عربستان صعودی در انتظار دارد .
آذری های تجزیه طلب ایران که بشکل غیرانتقادی فقط شیفته حاکمان پان ترک در همسایگی خود هستند ، نشان دادند که راسیستی و شونیبستی می اندیشند و حاضرند از داعش سنی ترک حمایت کنند و ایدههای لائیک آتاتورک را قربانی نادانی سیاسی خود کنند .
رفتار گرووهای فشار در ترکیه با کودتاچیان نشان داد که درصد بزرگی از مردم آنجا فالانژ