حرکت ملی آزربایجان و حج سیاسی اخیر
25.09.2016 - 00:29

Missing media item.

کاروان حج- نشریه ازربایجانی ملا نصرالدین-1909

فرهنگ سیاسی ایران تعریف درستی از روابط بین دولت- ملتها ندارد و تصور شهروندان ایرانگرایش بر این است که ارتباط سیاسی با دول بیگانه  در انحصار کامل رژیم جمهوری اسلامی می باشد.  مضحک تر از همه تایید این رفتارسیاسی غلط و غالب در ایران از جانب اپوزیسیون مرکز گرای خارج نشین است.  بسیاری از این افراد , دهه هاست در اروپای غربی و آمریکای شمالی زندگی می کنند و شاهد چگونگی روابط  سیاسی ملتها و دول دموکراتیک با همدیگر و دنیا هستند و لیکن  ادبیات سیاسسیشان از جنس جنبش ارتجاعی سبز یا بعبارتی نیمه شکست خورده حکومت اسلامیست.

 

التزام عملی اعضای سازمان ملل به قطعنامه هائی که امضا کرده اند یکی از اصولیست که محدوده اختیارات دول برای دخالت در امور همدیگر را مشخص می سازد. بهترین مثال, منشور حقوق بشر سازمان ملل است که تمامی شهروندان دنیا می توانند در صورت مشاهده هرگونه تخطی, دولتهای خود و دیگر دولتها را مورد مواخذه قرار دهند. نقض حقوق دموکراتیک شهروندان , نژادپرستی و پایمالی حق تعیین سرنوشت ملل اتنیکی و سرزمینی  و بسیاری از دیگر حقوق بنیادین قید شده در قطعنامه های سازمان ملل, در سطح بین المللی,  قابل پیگیری در دادگاه لاهه می باشند و بهیچ عنوان مسائل صرفا داخلی محسوب نمی گردند.

 

مشکل اصلی در اعمال قوانین بین المللی, عدم وجود قدرت اجرائی سازمان ملل می باشد.هر چند سازمان ملل در موارد معدودی همانند محاکمه رئیس جمهور صربستان  به جرم نسل کشی و یا ساقط کردن طالبان ضد بشر در افغانستان مجوز دخالت برخی از اعضا را صادر کرد ولیکن مکانیزم پیچیده و معیوب اجرای قطعنامه ها, حقوق انسانهای در بند را تبدیل به توپ فوتبال بازی قدرتهای جهانی و منطقه ای کرده است.  متاسفانه تمامی کشورها ازموارد نقض حقوق بشر, نداشتن التزام عملی به حق تعیین سرنوشت  ملت های ائتنیکی,  نبود آزادیهای دموکراتیک و غیره استفاده ابزاری در پیشبرد منافع  خود می نمایند و تنها سود ان برای مردمان دربند طرح مسائل و بهره تبلیغاتیست که صد البته کافی نیست. تقریبا تمامی کشورهای دنیا به نوعی ناقض حقوق بشر هستند و تنها میزان و موارد نقض از جزئی  تا فاحش  در نوسان است.  میتوان به دموکراتیک ترین کشور دنیا همانند  نروژ بدلیل عدم وجود برابری کامل زن و مرد در عرصه اقتصادی و سیاسی و یا تبعیض آشکار ما بین سامی های شمال و وایکینکهای جنوب و یا اختلاف سطح زندگی شهروندان مهاجر و افراد بومی ایراد گرفت. موارد نقض حقوق بشر در روابط بین المللی,  همانند کارت بازی و آتو گیری, از طرف همه کشورها  در صحنه سیاست جهانی بکار گرفته می شوند و کشورهای با کارنامه بد تر, مجبور به امتیاز دهی بیشتری برای ساکت کردن طرفهای مذاکرده خویش می گردند.

 

با استناد به همین اصول حقوقی, سازمانها و احزاب ملل در بند  جمهوری اسلامی ایران میتوانند در راستای احقاق حقوق جهانشمول خود, از تمامی ملل دنیا  تقاضای کمک کنند. لزوما این در خواست ها نباید تنها از کشورهای دموکراتیک صورت بپذیرد. عدم استفاده از تضاد جمهوری اسلامی ایران با دیگر کشورها بزرگترین کمکیست که اپوزیسیون میتواند به طویل شدن عمر سیستم ضد انسانی ایران بکند.  گاندی رهبر استقلال طلبان و ازادیخواهان هند, در نامه ای سرگشاده به هیتلر, از وی برای شکست دادن بریطانیا طلب یاری کرد.  نتیجه حل تضاد دولتین آلمان و انگلیس, شرائط پس از جنگ دوم جهانی را پدید اورد و بریطانیای ضعیف شده شکست خود  در تقابل با استقلال طلبان هند را پذیرفت.

 

طبیعتا هیچ کشوری بدون در نظر گرفتن تبعات منفی, تصمیم به سرشاخ شدن با جمهوری اسلامی  نمی گیرد و  تنها در چهارچوب منافع خود ممکن است نیرو یا نیروهای اپوزیسیون را یاری دهد.  کشورهای سکولار, مدرن  و با سیستمهای اداری نهادینه , منافع خود را قربانی ایدئولوژیها, خصومتهای تاریخی و یا دشمنی رهبران خود نمی کنند. بهمین دلیل ما شاهد رفتارهای تاکتیکی  کاملا متضاد در مناطق مختلف و برحه های تاریخی گوناگون از اروپائیها و آمریکائیها بوده ایم وهستیم. نمونه کامل این سیاست, مواضع حال حاضر ایالات متحده آمریکا در منطقه ماست که در عراق در کنار ایران و در سوریه بر علیه ایران می جنگند.  زمانی با تسلیح طالبان اسلامگرا به دشمن خود ضربه می زد و اینک با تامین سلاح  و پوشش هوائی کردهای مارکسیست-لنینیست شمال سوریه ,اهداف خود را دنبال می کند. اما کشورهای ایدئولوژیک همانند اتحاد شوروی سابق, یا  تاحدود زیادی ایران و عربستان سعودی  تقریبا بطور کامل, کمکهای خود را به مخالفان هر کشوری, در چهارچوب عقیدتی خود انجام می دهند.  در نظر گرفتن منافع ژئوپلیتیک,  استناد به قطعنامه های سازمان ملل,  در درجات بعدی اهمیت قرار دارند. مثلا بعد از شکست کودتای ترکیه که بخشهائی از جامعه و دولت عربستان نیز در آن دخیل بودند, برخی از  تحلیلگران غربی ناآگاه نسبت به ساختار بشدت دینی آل سعود,  اعتقاد به اتخاد سیاست  حمایت ضمنی حجاز با چریکهای چپگرای کرد سوریه  بمنظور تامین بهتر منافع خود و سهم خواهی بیشتر از سوریه بعد از جنگ داشتند که این اتفاق نیافتاد.

 

حکومت کاملا دینی عربستان با دعوت  گروهها و حتی سران کشورهای اسلامی به حج اولین امتیاز ایدئولوژیک خود را  از میهمان می گیرد. کیست که نداند, اسلام و حج بیش از هر ملتی در خدمت منافع  فرهنگی, سیاسی و اقتصادی عربستان است و هر تبلیغی در این راستا با منافع شبه جزیره  بیش از هر ملتی عجین است.  فی المثل یکی از شرکت کنندگان آزربایجانی در حج تبلیغاتی اخیر که به یقین میدانم آتئیست است با لباده سفید حج در مکه حضور داشت!!!! ایشان در توجیه عمل خود حتی با نقل روایتی از عمر با حضرت عمر خطاب کردن وی نشان داد که از تزریقات ایدئولوژیکی اسلام سنی در خلال سفر بی بهره نبوده است. از توجیهات دیگر وی استفاده از سیستم تبلیغاتی عربستان بود که یا برای عوامفریبی عنوان می شد و یا اینکه نمی داند نمره تاثیرگذاری افکار عمومی جامعه عربستان در حل مشکلات جهان ,  منطقه و حتی خود عربستان  در حد صفر است.  عربستان در جنگ با ایران میتواند با اتخاذ سیاست درست, با حمایت مالی  بدون قید وشرط از همه گروههای عرب الاحواز و آزربایجانیها , جمهوری اسلامی ایران را برای همیشه خاموش سازد, لکن بدلیل ملاحظات مذهبی همانند شیعه بودن بطن  جامعه دو ملت, قادر به اینکار نیست. آزربایجانی های شرکت کننده در حج سیاسی می بایست پیشاپیش می دانستند که آنها  تنها یک "بارک الله" خشک و خالی تحویل خواهند گرفت و لکن حزب دموکرات کردستان سنی نشین, تامین هزینه گزاف و پشتیبانی لجستیکی جنگ مسلحانه در شهرهای آزربایجان غربی را تضمین خواهد کرد. منسوبین به حرکت ملی ازربایجان حتی نتوانسته اند  سعودیها را قانع سازند که برای تحکیم مبارزه با  رژیم آخوندی, لازم است که کمک به اکراد را منوط به خودداری از جنگ در شهرهای ترک نشین و کمک به مجاهدین را به قبول رسمی حق تعیین سرنوشت آزربایجانیها کنند.  سفر به عربستان هیچ سودی برای حرکت ملی آزربایجان نداشته است چرا که سعودیها سیاست کمک به  ملتها را,  بهیچ عنوان بر اساس وزن و موقعیت سیاسی اقتصادی هر کدام در ایران  تنظیم نکرده بودند. از نقطه نظر اصولی هر گروه و دسته ای در چهارچوب احقاق حقوق حقه ملت خود با هر دولتی بشرط تضمین دستاوردی مثبت می تواند وارد مذاکره گردد اما شرکت مبارزان آزربایجانی در شوی حج تبلیغاتی عربستان, نشان داد که ما هنوز هم  بیشتر یک فعال حقوق بشری بی آلایش هستیم تا سیاستمداری کاردان.

 

در این گیر ودار نگرش جامعه روشنفکری ایرانی به حج سیاسیون ملیتها  بسیار کودکانه بود. برخی عنوان می کردند که عربستان خود ناقض حقوق بشر است و نباید دست کمک به سویش دراز کرد!!! ملتی که قادر نباشد از درگیری دشمن دشمن خود, در جهت پیشبرد مبارزات  آزادیبخش بهره بردای کند محکوم به شکست است. ظاهرا انتظار اقایان  اینست که در هر ملاقاتی با مقامات ذیصلاح عربستان, می بایستی در نقش سخنگوی سازمان ملل ظاهر شده وبه او موارد نقض حقوق بشر را گوشزد کنند!!! و یا حتی در صورت امکان ملاقات با اوباما از مجازت ضد بشری اعدام و راسیزم نهادینه علیه سیاهان در امریکا سخن برانند!!!! درد اینجاست که شعار زدگی و ساده نگری تنها مختص مردم عادی کوچه بازار ایران نیست بلکه روشنفکران غرب نشین چنین  سخنانی را تکرار می کنند!!!  

 

در پایان امیدوارم امر بر احزاب مسلح کرد مشتبه نشود که تصور کنند با یاری عربستان, شهرهای ارومیه, ماکو, سلماس, سولدوز و خوی را تصرف کرده و به کردستان ملحق خواهند ساخت. اکراد فراموش نکنند که  سالهای  جنگ و بی ثباتی بدلیل هزینه گزاف آن همواره کوتاهتر از سالهای ثباتیست که  تنها با توافق سه ملت غالب ترک, فارس و عرب منطقه قابل حصول است و زیاده خواهی ها  میتواند به بازی گرفته نشدنشان در مذاکرات صلح بیانجامد و همانند دهه های پیشین هیچ چیزبه انها نماسد. پول و یاری عربستان,  بتدریج به تقویت اسلامگرایان سلفی در کردستان خواهد انجامید و به معضلی برای منطقه  و بیشتر از همه خود کردها تبدیل خواهد شد.

دیرنج مین ائللی-24 سپتامبر 2016

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

دیرنج مین ائللی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما