توهم نژاد آریائی ایرانیان(2)
27.09.2016 - 23:20

لینک قسمت اول مقاله:

http://iranglobal.info/node/55380

توهم نژاد آریائی ایرانیان(2)

همانگونه که دربخش اول نوشتار بیان شد, با استناد به  گستره هاپلوگروپهای YDNA,   تنها درصد کمی از اعقاب پدری مردم فلات ایران به تیره ژنتیکی آریائی می رسد. در این قسمت از مقاله با تحلیل  و لحاظ کردن  mt-DNA جده مادری, همین درصد قابل اغماض  نیز بشدت کاهش یافته و حتی در برخی مناطق به نصف تقلیل پیدا خواهد کرد . یافته های اکثر مطالعات mt-DNA مادری محافل معتبر غربی علم ژنتیک در مناطق همسایه ایران , نشان از تنوع  و گوناگونی فراوان آنها در مقایسه با YDNA  پدری دارد و بالنتیجه فرکانس اکثر آنها بسیار پائین می باشد. هرچند اختلاف میزان گستره  تیره های ژنتیکی mt-DNA باندازه  تیره های ژنتیکی YDNA فاحش نیستند و لیکن تفاوتها درشمال و جنوب فلات ایران, همچنین در شرق و غرب کویرها همچنان قابل ملاحظه است. احتمالا یکی از دلائل تنوع mt-DNA, جنگها ی اقوام بر سر تصاحب زنان همدیگر بوده که تا چند صد  سال پیش امری عادی بشمار می رفت. زنان جوان قوم شکست خورده  فی الواقع بخشی از غنیمت جنگی محسوب می شدند و  سر از حرمسراهای قوم فاتح در می اوردند, در حالیکه مردان یا کشته می شدند و یا مجبور به بردگی در حصر می گردیدند. نتایج مطالعات مختلف بررسی اعقاب تیره ژنتیکی مادری مردمان منطقه نشان می دهد که اعقاب مادری  اکثریت قریب به اتفاق ساکنین کنونی فلات ایران, نزدیک به 50,000 سال تفاوت ژنتیکی با mt-DNA مادری  هر دو شاخه  آریائی  دارند.  توماس کیویسیلد Toomas Kivisild  دانشمند علم ژنتیک و استاد دانشگاه مشهور کمبریج انگلستان و تیم 20 نفره اش پس از سالها  کارتحقیقاتی  در شمال هند , دریافتند که  mt-DNA هفتادو پنج درصد زنان از  انواع مختلف هاپلو گروپهای Mو U می باشند که در جدول ژنتیکی تفاوت زمانی 50,000 ساله با زادگاه اولیه آریائیها دارند. از 25 درصد باقیمانده, 10 درصد خاور میانه ای , 10 درصد ازگونه های ژنتیکی  شرق آسیا  و 5 درصد آسیای مرکزی تعلق دارند.  اولین سوالی که ذهن را بخود مشغول می دارد, تضاد آشکار mt-DNA مادری  کاملا بومی  با  YDNA پدری که تا 72 درصد  آریائی –آوراسیائی هستند  می باشد.  تنها نتیجه منطقی  که میتوان از تحلیل تیره های ژنتیکی و مقایسه شاخه مادری و پدری مناطق تحت سلطه آریائیها گرفت,  واقعیت انکار ناپذیر تهاجم سبعانه آنها  و کشتار مردان و تجاوز سیستماتیک به زنان می باشد. بر خلاف روایت تاریخ رسمی دبیرستانی ایران, چیزی به نام مهاجرت قبیله های صلحخوی آریائی متمدن, همراه با زن و فرزند و احشام در کار نبوده و آنچه اتفاق افتاده, هجوم وحشیانه مردان جنگجوی خونخوار,  همراه با کشتار و تخریب و تجاوز به زنان در مناطق  شرق ایران, هند و آسیای مرکزی  بوده است. منابع مذهبی هند تهاجم  اقوام آریائی به تمدن کرانه های رودخانه سند و دره هندوش  حدود 1500 سال پیش از مسیح را, به تفصیل در کتب خود ثبت کرده اند. لایه های خاکستر معابد و منازل, تعداد بسیار زیاد جمجمه های شکسته  متعلق به زمان حمله , گسستگی فرهنگی با تمدن   پیش از حمله,  شکی در صحت روایات قساوت آریائیها باقی نگذاشته  ولیکن پیشرفت علم ژنتیک و کشف تفاوت فاحش تیره ژنتیکی میتوکوندری و y کروموزومی  در مناطق تحت سلطه آنان, به درک عمق فاجعه نسل کشی کمک فراوانی خواهد کرد.  باستانشناسان سیستم تبعیض آمیز کاستی هندو را, ارمغان آریائیهای مهاجم میدانند چرا که با فرهنگ پیش از نسل کشی هند اصلا همخوانی ندارد.

فولک برگمنFolke Bergman , باستانشناس سوئدی در سال 1934 حدود 200  جسد مومیائی متعلق به 2000 سال پیش از میلاد ترکهای اویغور را کشف کرد که تعدادی از آنها دارای موهای روشن اروپائی بودند. 7 جسد  با موهای خرمائی, در سال 2010  برای آزمایش DNA انتخاب شدند. جد پدری همه مردان مو خرمائی بدون استثنا  آریائی, اما  جده  های مادری  آنها  به یکی از 4 هاپلو گروپ محلی تعلق داشتند. با توجه به اینکه نزدیک به 50 درصد جمعیت اویغور از تیره ژنتیکی YDNA آریائی می باشند,  میتوان نتیجه گرفت که مردان اویغور همانند دیگر ملل آسیای میانه و هند  توسط آریائیهای مهاجم قتل عام شده و زنان مورد تجاوز قرار گرفته بودند. داستان در مورد مغولها حتی هولناکتر است.   تعلق 84 درصدی  مغولها به YDNA آریائی(از هردو موتاسیون R1a و R1b)  و وجود درصد ناچیز mt_DNA  آریائی الاصل, بیانگر عمق وحشیگری آریائیها در زمان تسخیر سرزمینشان می باشد. بعبارت دیگر مغولها از نظر اعقاب پدری از آریائی ترین ملل ساکن کره زمین هستند. بنظر می رسد  وارد دورانی شده ایم که با تکمیل بانکهای YDNA و mt-DNA راه  برای بازنویسی تاریخ عاری از پیرایه های نژادپرستانه باز خواهد شد. بمرور شاهد افشای ابعاد هولناک و انکار ناپذیر هجوم سبعانه آریائیها به منطقه خواهیم بود و حباب دروغین فرهنگ والای آریائی برای همیشه خواهد ترکید و آریا پرستان ایرانی سرانجام تسلیم تاریخ راستین خواهند شد.

تصویر کودکان بلوند اویغور

Missing media item.

 

تصویر کودکان بلوند مغول

Missing media item.

 

بر اساس نتیجه تحقیقات ازمایشگاهی, بمنظور بررسی تفاوتها و  و اشتراکات  mt-DNA ترکان آزربایجانی, ترکان قشقائی و  فارسها که بتاریخ نوامبر 2013 در  مجله علمی پلوس (http://journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0080673,) منتشر شده است,  پراکندگی هاپلو گروپهای مختلف mt-DNA فلات ایران بالغ بر 20 نوع با بیش از 80 زیر مجموعه با فرکانسهای پائین می باشد.  طبق داده های بدست آمده, گسست های  زمانی بعضا ده هزار ساله در اکثر تیره های ژنتیکی ترکهای آزربایجان و فارسها موجود است.  تفکیک هاپلوگروپها و جدول تنظیم شده زیر که عینا کپی شده است بررسی میزان کمی تفاوتها وهمگونیها را آسان نموده است.  با استخراج و احتساب درصد هاپلو گروپهای متفاوت و یا اختلاف میزان تعلق از جدول , میتوان گفت که  73  درصد آذربایجانیها  تیره ژنتیکی مادری متفاوتی  با فارسها دارند و در مواردی ده ها هزار سال گسست ژنتیکی  دیده می شود. ( اگر جدول خوانا نیست دوستان میتوانند در سایت پلوس آنرا مشاهده و حتی مقاله را با فرمت  PDF  دانلود نمایند)

Missing media item.

Missing media item.

Missing media item.

Missing media item.

از آنجائیکه اکثریت بزرک متخصصین علم ژنتیک, هاپلو گروپ مادری  W  را متعلق به زنان آریائی میدانند,  فرکنس 5 درصدی حضور آن درمیان ملت فارس نشان از درصد بسیار پایین تیره آریائی با اعقاب مادری دارد که باگستره 35 درصدی  اعقاب پدری آریائی  در شرق ایران همخوانی ندارد. از نتایج  آزمایشگاهی جالب این مطالعه عدم وجود حتی یک مورد تیره آریائی با جده مادری در آزربایجان می باشد. این نتایج به معنای رد کامل تئوری انتساب ترکان ازربایجانی به آریائیها ست چرا که گسست های mt-DNA بسیار بیشتر از 4 هزار سال که مبدا ورود آریائیان مهاجم است می باشد.  

 

رژیم اسلامی-شووینیستی ایران, پس از نتایج ناخواسته و شوک آور اولین دسته بندی هاپلو گروپهای YDNA در ایران, از دکتر شرفیان بناب باردیگر خواست که DNA قبرستانی را تبیین نماید تا شاید بتواند  آب رفته را  به جوی باز گرداند. ایشان با آنالیز YDNA قبور 10000 ساله  اطراف بناب آزربایجان و  مقایسه آن با مشخصات ژنتیکی ساکنین فعلی منطقه, دریافت که آنها دقیقا اعقاب اهالی امروزی منطقه هستند. نتایج تحقیقات جدید نه تنها کمکی به تاریخ رسمی نکرد بلکه تاریخ نژادپرستانه ایرانی را در بحرانی دیگر غوطه ور ساخت. اما از آنجائیکه ترک عادت موجب مرض است جعل دیگری توسط محافل شبه علمی ایران بلافصله جایگزین شد با این مضمون که گویا مهاجرت آریائیها از ایران به اروپا  بوده نه بالعکس!!!! خود آقای  اشرفیان بناب نیز (ای بسا مصلحتی ) این لاطائلات را مطرح کرد درحالیکه یافته هایش در واقع با تحقیقات جهانی همخوانی داشت و  تاییدی برتسلط رتتیره های ژنتیکی  G2 و J2  در آزربایجان بود که متفاوت با شرق و جنوب ایران بوده و غیر آریائیست. آنتروپولوژیستها معتقدند  اجداد پدری آریائیها, سرخپوستان و قبایل اندونزیائی از شاخه های  تیره ژنتیکی P1 بوده و بازماندگان دوران یخبندان 75000  سال پیش  مجمع الجزایر اندونزی هستند. امروزه ثابت شده است که موتاسیون  دو تیره آریائی یکی در شمال غرب اروپا و دیگری در اوکرائین فعلی صورت گرفته است . بنابر این مبدا موتاسیون تیره های اریائی نمی تواند  فلات ایران باشد.  لازم به توصیح است که همانند این بخش مقاله, من در قسمت اول نوشتار تماما از منابع اروپائی استفاده کرده و تنها اشاره  ای به تحقیقات اقای دکتر بناب داشتم لکن برخی از کاربران آگاهانه کامنتها را به سمت و سوی بدوبیراه به ایشان بردند تا اصل مطلب را گم کنند. اینبار نیز حاشیه ها را دور زده و تنها به نتیجه کار ایشان , که همسو با تحقیقات دانشمندان ژنتیک مطرح و موسسات معتبر غربی بود  اشاره کرده ام .  اینکه خود ایشان نتیجه را بهر دلیلی, رژیم پسند تفسیر کرده اند  فاقد اهمیت  و ارزش است. حتی داروین خدا باور نیز تفاسیر نادرستی از تحقیقاتش داشت  که احدی به انها حتی اشاره هم نمی کند. از جمله اینکه او معتقد بود مردان متکامل تر تر از زنان هستند بعبارتی دیگر زنان  چیزی مابین مردان و میمونها می باشند و هنوز بطور کامل تکامل نیافته اند!!! . اکثر دانشمندان ناخواسته بر علیه باورهای خود عمل کرده اند . شاید آقای بناب نیز یکی از آنهاست.

 

تکمیل و گسترش روزافزون بانک های DNA مردمان جهان, راه را برای تاریخ نویسی دقیق و علمی  باز خواهد کرد. با استناد به این داده ها تاریخ سیاسی و مصلحتی خود به تاریخ خواهد پیوست و پرده از آنچه بر اجداد بشر رفته کنار خواهد رفت. از آنجائیکه نتیجه درمان بیماران افراد تیره های ژنتیکی گوناگون, نسبت  به داروهای درمانی و معالجات موجود  متفاوت است, ایندیویدوالیزه کردن معالجات پزشکی,  در آینده نزدیک روش جدید معالجه بسیاری از بیماریها خواهد بود. شیوه های درمانی جدید متناسب با کدهای ژنتیکی بیمار به همه گیر شدن صدور شناسنامه ژنتیکی منجر گردیده و فرصتی استثنائی برای مورخین و آنتروپولوژیستها فراهم خواهد ساخت تا  سلاح جعل تاریخ برای پیشبرد  مقاصد سیاسی را  برای همیشه از نژادپرستان بستانند. در آینده ای نه چندان دور شاهد نابودی کامل تاریخ  شبه علمی که بکمک اسطوره ها ئی از نوع شاهنامه  و پیرایش آن از طریق  پنهان سازی برخی و برجسته کردن بعضی دیگر از روایات  سفرنامه های دوران جهل و ظلمت خواهیم بود.

 

اخیرا روشنفکران اولترا ناسیونالیست ایرانی, در یک پوست اندازی جدید, بجای نژاد آریائی از تعلقشان به فرهنگ و تمدن آریائی داد سخن سر می دهند . بعبارت دیگر خود را وارثان فرهبگی اریائیها می نامند. اینان فرهنگ انسان مدار کنونی غرب را که نتیجه انقلاب صنعتی و فروپاشی تدریجی زیر بنائی و روبنائی فرهنگ فئودالی-مذهبی بوده  و  در خلال پروسه ای تکاملی طی مبارزه جانانه چند صد ساله مردم اروپا  -که هنوز هم ادامه دارد- حاصل شده است را "فرهنگ آریائی"!!!!  می نامند. بدین ترتیب  افکار مندرس خود را که  بر اندیشه های تماما فئودالیستی بنا شده بزعم خود رنگ و جلای تجدد  می مالند!!!  از نتایج این توهم و خود فریبیست که سیستم  دولت-ملت پی ریزی شده توسط حضرات که  بر پایه جعل و جهل و خشونت و اعمال سیاست نسل کشی فرهنگی ملل غیر فارس , استوار بوده , در لجنزار کهریزکی-اسلامی-ایرانی به گل نشسته است.

 

لازم میدانم یکبار دیگر تاکید کنم که غرض از نگارش این مقاله تحقیقاتی -که با استناد به آخرین آمار ترکیب ژنتیکی مردمان منطقه صورت گرفته است -ارائه قرائت قرن بیست ویکمی ازمفهوم عرق و نژاد و دعوت خوانندگان  به تامل در تقسیم بندیهای موهومی نژادیست که در یکصد سال اخیر سدی در مسیر رشد فرهنگی, علمی و اقتصادی مردم بوده و زخم های عمیق و خطرناکی  در بخشهائی از جامعه ایجاد کرده است. مرز جمعی انسانهای امروز با زبان مشترک, اسطوره های یکسان, موطن مشخص و با لایه های هویتی همگون,  یک تقسیم بندی کاملا فرهنگیست نه نژادی.  برای تعامل با دنیای پیرامون و حفاظت از منافع جمعی بخصوص در منطقه عقب مانده خاورمیانه , پر رنگ سازی توهم نژاد یکسان, تاکید بر دین مشترک  و برخورد نوستالجیک بیمارگونه با گذشته های دور, در خدمت تداوم نسل کشی ها و باز تولید جنایات جنگیست. آنالیز بانکهای های DNA مردم جهان ثابت می سازد که  منشاهمه انسانهای کره خاکی یکیست بعبارت دیگر همه از یک نژاد واحد هستیم و نتیجتا کلمه نژاد با معنی متعارف آن در زبان فارسی, نیازمند بروز (آپدیت) سازیست. تمامی شواهد علمی دال بر اینست که مبدا مهاجرت تمامی انسانهای کره خاکی از شاخ آفریقا  و از یک  منشا نژادی واحد است. اما گسست های منتج از موتاسیون, تقدم و تاخر زمانی در هجرت به حجاز, موجب تفاوتهای ژنتیکی  در طی دهها هزارسال گردیده است. البته این به هیچ عنوان به معنای برتری یک تیره بر تیره ژنتیکی دیگر نیست وتفاوتها  تنها محدود به  فرق فرهنگی و ظواهر فیزیکی می گردد  که خود بدلیل قانون انتخاب طبیعی محیط زیست, هجومهای اقوام همسایه , جنگهای خون آلود برای بقا, مهاجرتها و غیره می باشد . انسان قرن 21 با التزام قانونی و عملی به کنوانسیون جهانی حقوق بشر, همه انسانهای روی زمین را فارغ از اعتقادات, رنگ پوست, جنسیت, موقعیت اجتماعی و غیره از نظر حقوقی همطرازخود فرض کرده و تعلق به تیره ژنتیکی خاص را نه مزیتی بحساب می آورد و نه موجب سرافکنگی می پندارد. 

Missing media item.

 

 دیرنج مین ائللی - 27 سپتامبر 2016

 

 

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

دیرنج مین ائللی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما