درس های مشترک پیروزی ترامپ و احمدی نژاد

یک موج مردم فریبی، راست افراطی و ناسیونالیسم متهاجم، امریکا، انگلستان، مجارستان، ایتالیا، لهستان، روسیه ، فرانسه، آلمان، و حتی کشورهای اسکاندیناوی و برخی کشورهای آسیایی مثل ایران، عربستان سعودی و فیلیپین را فرا گرفته است.
می توان اشک ریخت، می توان شگفت زده شد، می توان کوتاه بینی توده ها را سرزنش کرد، می توان در تظاهرات خشم آگین شرکت کرد، ولی هیچکدام تغییری ایجاد نمی کند. برای تغییر و تاثیر باید زمینه برآمدن و پیروزی مردم فریبان، شیوه کار آنها و مسئولیت خودمان را بشناسیم.

جستارگشایی

بر بستر وخیم تر شدن اوضاع بین المللی، بر بستر سخت تر شدن زندگی توده ها در سراسر جهان، بر بستر سردر گمی احزاب و گروه های سیاسی سنتی، بر بستر خریده شدن رسانه های جمعی و نبود رکن چهارم دولت ها، بر بستر مشکلات عظیم اقتصادی، محیط زیستی، بر بستر رشد روزافزون تخاصم، تقابل و درگیری قومی و نژادی، یک موج فراگیر عوامفریبی (populism) و راست افراطی سراسر جهان باز و بسته را در می نوردد و تکامل صلح آمیز و سازندگی جهان با چالش جدی در گیر است.

یک موج مردم فریبی، راست افراطی و ناسیونالیسم متهاجم، امریکا، انگلستان، مجارستان، ایتالیا، لهستان، روسیه ، فرانسه، آلمان، و حتی کشورهای اسکاندیناوی و برخی کشورهای آسیایی مثل ایران، عربستان سعودی و فیلیپین را فرا گرفته است.

می توان اشک ریخت، می توان شگفت زده شد، می توان کوتاه بینی توده ها را سرزنش کرد، می توان در تظاهرات خشم آگین شرکت کرد، ولی هیچکدام تغییری ایجاد نمی کند. برای تغییر و تاثیر باید زمینه برآمدن و پیروزی مردم فریبان، شیوه کار آنها و مسئولیت خودمان را بشناسیم.

زمینه برآمدن

بر آمدن عوامفریبان در سراسر جهان بر یک بستر مشابه و مشترک صورت می گیرد.

جهان گرایی نو لیبرالی (neoliberal globalization)، جنگ ها، بی بند باری سرمایه های مالی و بانکی، نابود شدن تولیدات بومی، زندگی و گذران را برای بسیاری از شهروندان را سخت کرده است.

دولت ها و احزاب در قدرت با دروغ و ریا ،با بی عملی در راه بهبود زندگی توده ها، با ریاکاری در خاتمه جنگ ها، با ندیده گرفتن نارضایتی، خشم، ترس و دلواپسی مردم نسبت به حاکمان و اقلیت کوچکی با تمرکز ثروت در راس جامعه، دستاورهای مادی و معنوی جامعه را با تحمیل تنگدستی به بخش وسیع مردم غارت می کند، بر طبل جنگ و دشمنی می کوبند و سرمایه، توان و نیرو را در جهانی شدن و ادامه جنگ صرف می کنند و از دلپذیری و مزایای پدیده جهانی شدن لیبرالی سخن می گویند.

آلودی تصاعدی محیط زیست، بی بندباری سرمایه در آلودن آب، خاک و هوا، کشاورزی و دامداری و زندگی در روستا ها را ناممکن کرده، از یک سو به تولید ضربه کاری زده و از سوی دیگر، حاشیه شهرها از مهاجران بیکار انباشته است. بر این مهاجران بیکار،باید مهاجران گریخته از جنگ ها را هم اضافه کرد.

امید به آینده بهتر در جوانان هیچ زمینه مادی نمی یابد. بیکاری، به ویژه در جوانان و تازه فارغ التحصل شدگان، بیداد می کند. اندیشه و سازمانی برای بسیج و رزمیدن برای یک هدف کارا در دسترس نیست. تنها شورش های ویرانگر می ماند. گاه خیابان ها با آذرخش خشم آتش می گیرد و بعد به سرعت خاموشی و بی عملی مرگبار حاکم می شود.

یک بدیل، انساندوست، روادار، صلح طلب و عدالت پژوه با برنامه روشن و سازمان کارا، وجود ندارد. نه در امریکا با تسلط همه جانبه دو حزب حاکم و سرمایه داران طرفدار آنها بر افکار عمومی و رسانه های گروهی، و نه در ایران با تسلط همه جانبه رهبری و بیت او بر جزئی ترین امور رسانه های گروهی و انتخابات، از تبلیغات، رد صلاحیت تا شمارش آرا. همیشه و همه جا انتخاب بین نامزدهای بد و بدتر، بین نامحبوب و نامحبوب تر است.

شیوه برآمدن

اما بر آمدن عوامفریبان یک طرح (pattern) تقریبن مشترک در سراسر جهان دارد و عوامفریبان یک روش کاملن امتحان شده را به کار می گیرند. پیدا کردن بلاگردان و بز طلیعه (scapegoat) در همه جا به چشم می خورد. همه جا مهاجران و بیگانگان علت همه مشکلات هستند، نه غارت اقلیت کوچک، نه جنگ طلبی دولت ها.

عوام فریبان همیشه بخش از واقعیت، نه تمامی آنرا برجسته می کنند و نتیجه دلخواه خود را می گیرند.

عوام فریبان خشن و غیر قابل پیش بینی، راه حل های ساده لوحانه و عوامفریبانه می دهند. آیا دوباره قانونی کردن شکنجه، بیرون انداختن یازده میلیون مهاجر را از کشور و کشیدن هزار کیلومتر دیوار میان آمریکا و مکزیک، مشکلات مردم ناراضی امریکا را حل می کند؟

عوام فریبان خشن و غیر قابل پیش بینی، وعده های شیرین و ناممکن می دهند. آنها می گویند شكاف میان فقرا و ثروتمندان را از بین می برند، اقتصاد را آزاد می سازند، کار ایجاد می کنند،با سیاست خارجی تهاجمی و نظامی گری بیشتر امنیت ایجاد می کنند، از مهاجرت ها جلوگیری می کنند، چین، ژاپن، کره جنوبی و هند را که اقتصاد ملی بسیاری از کشورها را نابود کردند را سر جایشان می نشانند. آنها نمی گویند دقیقن چگونه این کارهای کلان را می کنند. ولی امید کاذب ایجاد می کنند و در بلندگوهای کر کننده شان، از یک سو به زنان توهین می کنند و همزمان از زیبارویان برای گرفتن رای مردم، سود می جویند.

مردم فریبان از فقر، ترس، یاس و بی آیندگی، استیصال و خشم مردم به نفع خود، سود می جویند. ترامپ با وعده تقویت سروری اقتصادی و نظامی امریکا، رای بسیاری از سفید پوستان امریکا را جلب کرد.

نقش ما

اما نقش ما مخالفان ترامپ ها و احمدی نژادها چیست؟

ما نباید بیش از این بر طبل منزه طلبی، خودپاک بینی، تفرق افکنی، نفرت قومی بکوبیم. انسان های متعهد به کرامت انسانی، منافع مشترک دارند. باید مرزها را شکست، دست به دست هم داد، جبهه وسیع انسان دوستی پدید آورد. نیرو در مقابل نیرو. در این عرصه، کمیت است که کیفیت می آفریند.

روشنفکران و اندیشمندان، نباید بیش از حد، با تسلط همه جانبه سرمایه به ویژه سرمایه مالی بر رسانه های گروهی، نسبت به آگاهی توده ها توهم داشته باشند. باید کارزار روشنگری و آگاهی رسانی و افشاگری را کاراتر کرد.

ما مخالفان ترامپ ها و احمدی نژادها، در افتادن سکان بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان در دست یک دلقک دروغگو و مردم فریب و افتادن سکان موثرین کشور خاورمیانه در دست یک دلقک دروغگو و مردم فریب، مسئولیت بزرگی داشتیم و داریم. تجربه ها و اندیشه هایمان را باید رمی هم بگذاریم، قلب هایمان را مهربانتر کنیم، دست هایمان را در دست هم بگذاریم، قلم هایمان تیز کنیم برای تشکیل صفوفی متحدتر و ساختن جهانی امن تر، توزیع عادلانه تر امکانات، ذخائر و ثروت، برای جهانی پاک تر، پر امیدتر، سازنده تر،برای گسترش آگاهی، رواداری و همکاری و همقدمی بیشتر.

 

پ.ن. نباید بیش از حد هم ناامید باشیم. امریکا یک سیستم دموکراتیک است و قانون اساسی و موسسات و نهاد های دموکراتیک دارد. نقش فرد در آن بیکران نیست. همانگونه که اوباما قادر به پیشبرد برنامه هایش نشد، ترامپ هم نخواهد شد. پس صف ها فشرده کنیم و قلم ها را تیزتر.

 

۲۳ آبان ماه ۱۳۹۵

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

ahad.ghorbani@gmail.com

http://ahad-ghorbani.com

http://telegram.me/ahaddehnari

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.de

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.