سه مقاله در باب پشت پرده هاي تحولات جاري خاورميانه

PKK به پشتوانه حمایت آمریکا ، هدف خود را گسترش داده و در جنوب شرق ترکیه جنگ خندق را شروع کرد{ژوئیه 2015}. دینامیک های ملت و دولت ترکیه جواب دادند. در ترکیه و عراق سرکوب PKK آغاز گردید {24 ژوئیه 2015}. فقط بخش سوریه عملیات نظامی ناقص ماند، زیرا AKP هنوز در پی "اقناع" آمریکا بود. ولی حقیقت مسئله این است که، نتوانست ریسک تسویه حساب با آمریکا را بپذیرد. برای این که، سیاست غلط ترکیه در سوریه، سبب منفرد شدن ترکیه گشته بود.

ترکیه با با پشتوانه ارتش و اروآسیا پشت میز مذاکره نشست  (1)

نوشتهء:  رفعت باللی

ترجمهء:  علی قره جه لو

 

فرا رسیدن چهارشنبه، از سه شنبه معلوم بود.  در مرز، در خط "جرابلس" تمرکز نیرو بزرگ بود.  "ضرورت" نهایتا حکم خود را اجراء کرد.  ترکیه، وارد سوریه شد.

هدف:  برچیدن کریدور آمریکا.   نیمه شبی که سه شنبه را به چهارشنبه  وصل می کرد، سه ساعت قبل از عملیات، یکی از سخنگویان مخالفین (اپوزیسیون) سوریه از خط مرزی برمی گردد و آخرین وضعیت منطقه را توضیح می دهد:

"پید/ پکک (PKK/PYD ) به 7/6  کیلومتری جرابلس رسیده اند.  کاروان های داعش شروع به ترک جرابلس کرده اند".  "بعدا ... آشکار شد که، ترکیه وارد جرابلس خواهد شد".

به اینجا دقت کنید، فکر می کنید، نیروهای داعش چکار کردند.  "کاروان ها به جرابلس بازگشتند.  تصمیم گرفتند بجنگند ...".

معنای این حرکت داعش:   داعش جاده صاف کن منطقه ای آمریکاست.  از مخاطب ام می پرسم:  مثل این که ترکیه وارد جرابلس می شود؟  زیاد احتمال نمی دهد و می گوید:  "فکر می کنم تمرکز نیرو بخاطر نمایش قدرت قبل از آمدن "جو بایدن" {به ترکیه} است".  اعتراض می کنم:  "اگر مداخله نشود  ... خط جرابلس سقوط می کند و اگر کریدور تکمیل شود ... حکومت {ترکیه} سقوط می کند..."

یعنی:  AKP  مجبور به مداخله است.  نتیجه، در عرض چند ساعت چنین  شد. {ترکیه وارد سوریه شد}.

اکنون به تابلوی بزرگ نگاه کنیم

1-   سیاست AKP از آغاز بحران معلوم بود، زیرا بدنبال ایجاد "منطقه امن" در سوریه بود.  تا ژوئن 2013 هدف اش، سرنگونی اسد و روی کار آوردن حکومتی با محوریت اخوان المسلمین  در سوریه بود.  جبهه آمریکا نتوانست، زیرا  نخواستند هزینه نظامی اش را تقبل کنند.

2-   در 18 ژوئیه2013،  کانتون های PKK اعلام شد.  و این، معادله سوریه را از ریشه تغییر داد.  زیرا دیگر قطعی شده بود که آمریکا در پی ایجاد کریدور بود، کریدوری که از شمال سوریه تا "دریای سفید"  {دریای مدیترانه}  ادامه داشت.  همراه کریدور آمریکا، سیاست AKP نیز تغییر کرد.  باز خواستار منطقه امن بود، فقط، این بار هدف متفاوت بود.  دیگر نه سرنگونی اسد، بلکه جلوگیری از ایجاد کریدور آمریکا بود.

3-  عکس العمل آمریکا چه بود؟  بعضا وقت گذرانی کرد، بعضا قدرت نمایی کرد، ولی بطور مدام برای PKK/PYD فضا باز کرد.  چنان که طیب اردوغان مجبور شد که از آمریکا بپرسد:  "آیا من متفق تو هستم یا PKK؟".  جواب واشنگتن احتیاج به تفسیر نداشت.  زیرا، شخص باراک اوباما  PKK/ PYD  را بعنوان "پیاده نظام منطقه ای" خود اعلام کرد.

4-   PKK به پشتوانه حمایت آمریکا ، هدف خود را گسترش داده و در جنوب شرق ترکیه جنگ خندق را شروع کرد{ژوئیه 2015}.   دینامیک های ملت و دولت ترکیه  جواب دادند.  در ترکیه  و عراق سرکوب PKK آغاز گردید {24 ژوئیه 2015}.  فقط بخش سوریه عملیات نظامی ناقص ماند، زیرا AKP  هنوز در پی "اقناع" آمریکا بود.  ولی حقیقت مسئله این است که، نتوانست ریسک تسویه حساب با آمریکا را بپذیرد.  برای این که، سیاست غلط ترکیه  در سوریه، سبب منفرد شدن ترکیه گشته بود.

5-  یک حمله دیگر از جناح ناتو انجام شد.  هواپیمای روسی سرنگون شد {24 نوامبر.2015}.  چه توطئه ی سازمان ترور فتح الله گولن FETÖ  گفته شود، و  چه خطای بزرگ محاسبه.  سیاست خارجی ترکیه به آخر خط رسید و میدان  مانورش به صفر رسید.

6-  جستجوی خروج AKP از این بن بست در مارس 2016 واضح تر شد.  ابتدا به  ایران متوسل شدند.  پشت پرده را می دانم.  به تهران یک پیشنهاد تک ماده ای کردند.  "اجاز ندهیم سوریه را تجزیه کنند".   طرف ایران از این پیشنهاد استقبال کرد.  فقط، در سوریه بدون روسیه نمی شود قدمی برداشت.

7-  در مورد روسیه چندین ماه تدارکات لازم انجام گردید ... در نتیجه، ترکیه به اقدام استراتژیک اروآسیای خود مبادرت کرد، و اردوغان نامه عذر خواهی خود را به پوتین فرستاد {24 ژوئن.2016}.

8-  این نامه، زنگ های خطر را در جبهه آتلانتیک به صدا در آورد.  ترکیه سمت خود را به سمت اروآسیا و منطقه برگردانده بود.  بعد از این چه اتفاقی افتاد؟  آمریکا به این حرکت ترکیه، با اقدام به کودتا در ترکیه پاسخ داد.

9-  در آینده، این مسئله روشن تر خواهد شد.  15 ژوئیه، یک سرآغاز است.  نه فقط برای ترکیه، بلکه، همچنین برای منطقه. خلاصه اش:   پتانسیل های ملت و دولت ترکیه، کودتای آمریکایی را با شکست روبرو ساخت.

10-   بعد از 15 ژوئیه به ترافیک دیپلماتیک نظری بیاندازیم.  ترکیه برای جلب حمایت کشورهای منطقه دست به تدارکات بزرگی زد:

-  9 آگوست:  دیدار اردوغان با پوتین در پطرزبورگ.

-  12 اگوست:  وزیر خارجه ایران جواد ظریف به ترکیه آمد.

-  16 اگوست:  ادعا:  هیئت های ترکیه و سوریه در تهران بطور سری دیدار کردند.

-  19/18 اگوست:  مولود چاووش اوغلو به ایران و هندوستان پرواز کرد.

-  21  اگوست:  ادعا:  یک هیئت از "میت"  MIT {سازمان اطلاعات ترکیه}عازم سوریه شد.

-  23  اگوست:  معاون وزیر خارجه ایران، حسین جابری انصاری به آنکارا آمد.

-  24  اگوست:  نیروهای مسلح ترک {TSK} وارد سوریه شدند.

 

11-   وزیر خارجه ترکیه دیروز {24 اگوست.2016} هدف عملیات نظامی در سوریه را در دوماده خلاصه کرد:

-   هدف ما پاکسازی سازمان ترور داعش در آن سوی مرز است.  یعنی، جارو کردن آنها از شمال به سمت جنوب.

-  عناصر PYG/ PKK نیز هرچه زودتر باید به طرف شرق رودخانه فرات برگردند.  آمریکا در این مورد قول داده است ... در غیر این صورت، آنچه لازم باشد، انجام خواهیم داد.

 

حرف آخر:

 

ترکیه، در سوریه 5 سال از تز "منطقه امن" دفاع می کرد.  و 3 سال هم، تلاش می کند از کریدور جلوگیری کند.  با بودن در جبهه ناتو، نتوانست آنرا انجام دهد، لذا سمت خود را به طرف اروآسیا برگرداند.  برنامه خود را روی میز گذاشت، و گفت:  هدف ام قطع کریدور آمریکاست.  هدف ام تامین تمامیت ارضی سوریه است.

نتیجه:

در عرض 15 روز، روسیه، ایران، و سوریه را قانع کرد.  زیرا، تجزیه سوریه، به نفع آنها هم نیست.

خلاصه ای از خلاصه:

ترکیه با بودن در جبهه ی ناتو در معرض تجزیه قرار داشت، لذا،  به سیاست با محوریت منطقه روی آورد و روند تجزیه را معکوس کرد.  پیش گوئی نیست:  دنباله اش خواهد آمد.  زیرا پشت میز مذاکره با نیروهای مسلح نیرومند ترک، و حمایت کشورهای اروآسیا نشست.

 

*  لینک اصل مقاله:                   http://www.aydinlik.com.tr/turkiye-masaya-tsk-ve-avrasyayla-oturdu   

  

 

    

  

 

یک کریدور، چهار استراتژی  (2)

نوشتهء:  رفعت باللی 

ترجمهء: علی قره جه لو

 

وضعیت  را بشکل کلی ارزیابی کنیم.  در 24 اگوست 2016، ترکیه عملیات "سپر فرات" Fırat Kalkanı  را {در سوریه} آغاز کرد.  هنوز هم ادامه دارد. 

"جنگ کریدور" یک گام تاریخی است، و از طریق 4 استراتژی اساسی انجام می گیرد:

استراتژی اول، در رابطه با کریدور است.

بارها تاکید شد:  از تاسیس کریدور ممانعت، و تمامیت ارضی سوریه حفظ خواهد شد.  این، دیگر، هدف اساسی سیاست خارجی ترکیه است.  آنچه که در خارج می بینیم عبارت از این است، همه قدم ها در رابطه با سوریه است.  طرح دارای دو مرحله است.  ابتدا کریدور قطع خواهد شد، و سپس برچیده خواهد شد.  فعلا در مرحله اول هستیم.

استراتژی دوم، در رابطه با اتحادهاست.

آکپ {AKP} در سوریه با سیاست های آتلانتیک {ناتو} گره خورده بود.  از سال 2016 برگشت {از سیاست های ناتو} مشخص تر شد.  دیگر، اولویت های ترکیه در منطقه روسیه و ایران هستند.

این نتیجه یک تجربه بزرگ است.  زیرا، "عقل دولتی ترکیه"  Türkiye,nin Devlet Aklı امتحان کرده و به عینه دید:  جبهه آتلانتیک{جبهه ناتو}  سبب هرج و مرج و تجزیه می شود.  نمونه ها:  افغانستان، عراق، لیبی، و نیز سوریه ای که شریک سرنوشت اش هستیم.  عقل دولتی چیز دیگری را هم دید:  از لحاظ آمریکا، جغرافیای بعدی هرج و مرج ترکیه است.  در نتیجه، ترکیه مجبورا به سوی سیاست های منطقه محور سمت گیری کرد.

به استراتژی سوم  ترکیه در "جنگ کریدور" نگاه کنیم.

بله، ترکیه در سوریه می خواهد کریدور آمریکا را برچیند.  با این هدف، "نیروهای مسلح ترک" TSK را وارد سوریه کرد.  فقط، در عین حال، از وارد شدن به تسویه حساب با آمریکا دوری می گزیند.  زیرا، وضعیت جدی و دارای ریسک است.   بدلیل این که در مورد کریدور، هم ترکیه مصمم است و هم آمریکا.  موضوع برای دو طرف هم، استراتژیک است.  اگر آنکارا نتواند از کریدور ممانعت کند، روند به سمت هرج و مرج و تجزیه می رود.  اگر آمریکا نتواند کریدور را تاسیس کند، نمی تواند موقعیت خود در خاورمیانه را حفظ کند.

این را باید دید، برای واشنگتن همه چیز به "کریدور" گره خورده است.  دیگر پرده پوشی نمی کند، هم "سازمان ترور فتح الله گولن" {FETO}وهم، پکک {PKK} را به صحنه راند، آنهم همزمان.  جنگ خندق، بمب گذاری های زنجیره ای، اقدام به کودتا، همه درون یک بسته واحدی هستند.  نیروهای مهم ترکیه نیز علیه آمریکا در حال آماده باش هستند.

واشنگتن درست درهمین وضعیت اعلام کرد:  "کمک های تسلیحاتی به پید/ یپج  {PYD/YPG} را ادامه خواهیم داد". پنهان نمی کنند، پرده پوشی هم نمی کنند، بلکه برعکس، با نگاه به چشمانمان می گویند.  این نوعی مبارزه طلبی است.  در واقع تحریک می کنند.

نتیجه:

خروجی  "هزار بار محاسبه"  را می توان تحت یک عنوان جمع کرد.  و آنرا می توان "اتحاد با محوریت منطقه" نامید.  یعنی:  با تهدید آمریکا، نه به تنهایی، بلکه همراه کشورهای منطقه باید مقابله کرد.  زیرا تمامی منطقه ما زیر تهدید آمریکاست.

به صحنه نگاه کنیم.  آخرین وضعیت اتحاد منطقه در چه حال است؟  تحولات جدی وجود دارند.  فرمانده ستاد ارتش روسیه به آنکارا آمد (15.9.2016)  موضوع، البته سوریه بود.  بدنبالش اعلام شد،  ولادیمیر پوتین به ترکیه می آید (11.10.2016) .  این بدین معناست که، بین فرماندهان ستاد ارتش ترکیه و روسیه پیشرفت حاصل شده است.

رسما از توافق روسیه - ترکیه صحبت می شود.  ابتدا وزارت خارجه روسیه بیان کرد:  "در مورد سوریه، با ترکیه همکاری های سازنده ای می کنیم.  اگر لازم باشد عملیات مشترک هم، ممکن است".  (29.9.2016)  پاسخ از طرف وزیر خارجه ترکیه "مولود چاووش اوغلو" داده شد:  "اگر روسیه بخواهد صمیمانه در مورد آتش بس و کمک های انسانی با ما همکاری کند، ما حاضریم" (29.9.2016).  این بدین معناست که روسیه و ترکیه در حال رد و بدل کردن پیام هستند.  نتیجه گفتگوهای رو در رو را به اطلاع عموم می رسانند.  یعنی توافق آنکارا و مسکو در حال پیشرفت است.

به این تابلو باید دو ملاقات دیگر را، اضافه کنیم.  دو نماینده از منطقه به دنبال هم به آنکارا آمدند.  اول وزیر خارجه ایران جواد ظریف (28.8.2016) و بدنبال آن ولیعهد عربستان سعودی (20.9.2016).  برای ترکیه مهم است که ایران هم حضور داشته باشد.  در تهران نباید این احساس بوجود آید که {از این تحولات} کنار گذاشته می شود.

بازدید ولیعهد عربستان سعودی را هم باید از دید دیگری خواند.  در گنگره آمریکا قانون مسئله داری تصویب شد. موضوع این است که قربانیان 11 سپتامبر خواهند توانست علیه عربستان سعودی اقامه دعوا کنند.  چنان که معلوم است، نتایج جدی بدنبال خواهد داشت.  آکپ چنین حساب می کند که می تواند، این وضعیت را به فرصتی تبدیل کند.

چهارمین استراتژی در مورد کریدور مربوط به داعش است.

ترکیه  به تنهایی  وارد یک جنگ همه جانبه با داعش نخواهد شد.  دلیل اش ساده است، زیرا تلفات نظامی اش سنگین می شود.  عقل دولتی ترکیه محتاط است.  داعش را از دور و از هوا می زند.  با تمرکز نظامی سعی می کند او را به سمت جنوب براند.

می توان پرسید، مگر "ارتش آزاد سوریه" FSA وجود ندارد.  وجود دارد، ولی اکنون یک نیروی نمایشی است.  چنین به نظر می رسد که همینطور هم خواهد ماند.

راه خروج:

بازهم اتحاد منطقه ای.  نه فقط به لحاظ سیاسی، بلکه در زمینه نظامی نیز.  فورمول سحرانگیز را  اعلام می کنم:  بوجود آوردن هماهنگی آشکار با حکومت اسد.  هر معادله ای که حکومت سوریه در آن وجود نداشته باشد، ناقص خواهد بود.  بحران را طولانی تر خواهد کرد، و هزینه را بیشتر خواهد نمود. از طرف دیگر،  دست آمریکا را نیرومند تر خواهد کرد.

 

*  لینک اصل مقاله:              http://www.aydinlik.com.tr/bir-koridor-dort-strateji

 

 

 

 

گام تاریخی:  هئیتی از آنکارا عازم دمشق می شود (3)

 

نوشتهء:  رفعت باللی 

ترجمهء:  علی قره جه لو

 

تاریخ منطقه با شتاب در حال تحول است.  سیر حوادث همه چیز را در خلاف جهت تغییر می دهد. تحولات:  مثبت اند

                                                                                                                                 

چهار تاریخ.  چهار نقطه عطف.

 

(1)  ترکیه، بخاطر سرنگونی هواپیما (24.6.2016) از روسیه عذر خواهی کرد.  مواضع استراتژیک دو کشور از دشمنی به سمت دوستی استراتژیک، تغییر کرد.

 

(2)  اقدام به کودتای گلادیوی آمریکا سرکوب شد (15.7.2016).  ترکیه در حال پاکسازی جبهه داخلی است.  برای اولین بار، گلادیو از دولت و جامعه تسویه می شود. 

 

(3)  دیدار پطرزبورگ.  طیب اردوغان و ولادیمیر پوتین دیدار کردند (9.8.2106).  ترکیه عضو ناتوست، روسیه بزرگترین رقیب نظامی ناتو.  در ظاهر در دو اردوگاه متفاوت هستند، ولی، در حقیقت، تصمیم همکاری استراتژیک بین دو کشور گرفته شد. 

 

(4)  نیروهای مسلح ترک TSK  از جرابلس وارد سوریه شد (24.8.2016).  سرزمین متعلق به سوریه است.  ولی هدف متفاوت است.  دوست و دشمن دیدند،  ترکیه قصد دارد کریدور آمریکا را برچیند.  بدین دلیل، اعتراض اصلی نه از طرف دمشق، که از واشنگتن شد.  معنای آن این است:  ترکیه عضو ناتوست، ولی مسلحانه علیه ارباب ناتو {آمریکا} عرض اندام می کند.

 

ولی این تابلو دارای یک نقص بزرگ بود.  روسیه و ایران، دوستانه متذکر شدند:  "آیا قصد ادامه "سپر فرات" را داری؟  اینکار را با هماهنگی سوریه انجام بده".  معنایش این است، با بشار اسد مذاکره کن.  ترکیه در برداشتن گام نهایی مردد بود.

 

حدودا ده روز قبل با یک مقام بلند پایه صحبت می کنم.  به طیب اردوغان بسیار نزدیک است.  مقام برجسته ی طرفدار "جناح اروآسیا" در آکپ.  موضوع، آینده سوریه و بشار اسد است.  مانند همیشه تاکید کردم، دیگر بیشتر از این نمی توانید لفتش دهید.  مجبورید با اسد ملاقات کنید.

 

جوابش زیادی وعده دهنده بود:  "با پوتین توافق کردیم" و بدنبالش تابلویی را ترسیم کرد، بیش از حد عالی:  "سوریه را متحد خواهیم کرد، اگر اسد توصیه مارا قبول کند، تسلیم او خواهیم کرد".  شرط هایی که تعیین کرده اند:  عفو عمومی، برگزاری انتخابات آزاد، نمایندگی بدون تمایز همه مردم سوریه.  هیچ کسی نمی تواند به این شرط ها معترض باشد.  نتوانستم تصمیم بگیرم، چقدرش حقیقت و چقدرش نیست، فقط معلوم بود که در مورد سوریه دیدارهای مداومی با روسیه انجام می گیرد.

 

ادامیه دهیم.  بعدش بین ترکیه و عراق بحران موصل آغاز شد.  آکپ زبان دیپلماسی را در موصل تماما کنار گذاشت.  به منطقه نگاه کردم، سکوتی معنی دار حاکم است.  روسیه خاموش است، ایران هیچگونه عکس العمل رسمی نشان نداد.  فراموش نکنیم که ایران نزدیک ترین متحد حکومت عراق است.  سوریه اصلا لب از لب نگشود.

 

یک وضعیت قابل تعجب دیگر،  بزرگترین پشتیبانی از نخست وزیر عراق از طرف آمریکا انجام گرفت.  باید در نظر داشت که "حیدر عبادی" شیعه تبار است.  آیا این وضعیت عادی است؟  ایران در مورد حضور ترکیه در عراق ساکت است، ولی آمریکا به حضور ترکیه در عراق اعتراض می کند.

 

یا رهبران آکپ و موضع گیری رسانه هایش؟  آنها هم سبب تعجب شدند.  کاری که کردند، از طریق عبادی، نه ایران، بلکه آمریکا را کوبیدند.  در اینکار، اینقدر هم انتظار "ظرافت" نداشتم. 

 

حال برسیم به مرحله نهایی اینکار.  رهبر روسیه 3 روز قبل در ترکیه بود.  برای شرکت در "کنگره جهانی انرژی" آمده بود (10.10.2016). با اردوغان دوبار پشت میز مذاکره نشستند. در عرض دوماه سومین دیدارشان بود.  معنایش این است که در مورد "موضوعات مهمی" مذاکره می کردند.

 

مذاکرات پایان یافت، و دو رهبر در مقابل رسانه ها ظاهر شدند.  اردوغان از نتایج راضی بود. مذاکره را چنین جمع بندی کرد:  "امروز با رئیس جمهور محترم روز پرثمری را پشت سر گذاشتیم".  هم در داخل و هم در خارج همه می دانستند که مذاکرات دارای دو دستور کار بود، انرژی و سوریه.

 

نتایج مذاکرات درباره انرژی بلافاصله اعلام شد.  یا سوریه؟  از اینکه برخی تصمیمات گرفته شد قطعی است.   فقط اعلام نشد.  در واقع ما هم چنین انتظاری نداشتیم.  آشکار بود که نتایج این تصمیمات را در "میدان" خواهیم دید.

 

با این همه سرنخی دستمان بود.  رهبر سوریه بشار اسد با رسانه های ایران گفتگو کرد (10.10.2016).  پیامی که داد عبارت از این بود، درهایمان برای ترکیه باز است، و گفت:  "برای متوقف کردن خون ریزی در سوریه با هرکسی حاضر به گفتگوست".  به نظر می رسد که اسد، با مذاکرات اردوغان - پوتین درهماهنگی است.

 

در این شرایط ، نظرات محافل اسلامی را پرس و جو کردم.  هدف ام این بود که نتایج توافقات با پوتین را درک کنم.  با یک منبع جدی و بلند پایه گفتگو کردم.  تحولات استراتژیک را بسیار خوب دنبال می کند، و اگر مناسب بداند اطلاعات هم می دهد.  یکایک توضیح داد:  "از آنکارا هئیتی عازم دمشق خواهد شد".  با احتیاط پرسیدم، رسمی یا غیر رسمی؟  معلوم بود که اطلاع دارد:  "نه آنطور نیست، بلکه منسوبین وزارت خارجه خواهند بود، یعنی دیپلمات ها".  به برخی جزئیات هم وارد شد:  "دیپلمات هایی که عربی هم می دانند در میان شان خواهند بود".  حتی تاریخ هم داد:  "در آینده خیلی نزدیکی خواهند رفت"  گویی در 5-4 روز آینده.

 

آیا می توانست حقیقت داشته باشد؟  از محافل دیگر آکپ نیز پرسیدم، گفتند:  "نمی دانیم، وضعیت بسیار جدیدی است، ولی با تابلوی تحولات موجود در تناقض نیست".

 

نتیجه:

 

من هم صد در صد نمی توانم بگویم.  فقط، هم منبع معتبر است و هم اینکه تمامی علائم در این راستاست.  حتی اگر این روز هم اتفاق نیافتد، دیدار با حکومت اسد اجتناب ناپذیر است.  هم برای ترکیه و هم برای منطقه.

 

آنچه دیده می شود این است، ترکیه برای برداشتن یک گام تاریخی آماده می شود.  مسئله را فقط "آشتی با اسد" دیدن ساده اندیشی است.  هم در خارج و هم در داخل روند جدیدی برای ترکیه آغاز می شود.

 

سه مسئله عمده از ریشه تغییر خواهند کرد:

 

یک:  روابط با آمریکا مانند سابق نخواهد بود.

 دو:  روابط با منطقه تغییر سمت خواهد داد.  دورانی با محوریت منطقه آغاز خواهد شد.

سه:  حرکت های جدایی خواه و در راس آن پکک، زمینه فعالیت خود را از دست خواهند داد.

 

* لینک اصل مقاله:                 http://www.aydinlik.com.tr/tarihi-adim-ankaradan-s...

 

 

 

منبع: 
آيدينليق
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا تروریست‌های پ کا کا بزرگترین بازنده در طول تاریخ خواهند بود؟ آمریکا و تیم‌ اوباما برای تضمین هژمونی این کشور بر دنیا، دو طرح تجاری را، به اجرا گذاشتند ۱- طرح تجارت آزاد آتلانتیک ( بین آمریکا و اروپا ) ۲- طرح تجارت پاسیفیک، بی‌ عرضگی اوباما و سیاست نزدیکی‌ اوباما به تروریست‌های پ کا کا، ترکیه را از مدار غرب دور کرد و با کودتای نافرجام ترکیه، این تیم‌ اردوغان بود که این ۲ دو طرح تجاری امپریالزیم آمریکا را، به شکست کشانید. ( هر چند کمونیست‌های ساده لوح ‌ایرانی قادر به درک این نیستند )، با شکست این طرح‌های تجاری آمریکا، ( دیگر اروپا هیچ اهرمی بر علیه ترکیه ندارد ) و (( نوبت چین است که طرح‌های تجاری خود را، به پیش ببرد )، هدف چین، بلعیدن اروپا، به ۳ سه‌ طریق است. ۱- راه خشکی روسیه و ترانس سیبری و اتصال به اروپای غربی ۲- راه میانی آسیای مرکزی، قزاقستان، دریای خزر، ترکیه ۳- راه جنوبی آسیای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترکیه از روسیه عذرخواهی نکرد چون روسیه بیشتر از ترکیه نیاز به ترمیم روابط داشت به خاطر همین از اردغان خواهش کردند یک نامه برای مصرف داخلی روسیه و هوادادران کمونیستش بنویسد بعد روابط یک شبه درست شد البته که اردغان هم از این فرصت نهایت استفاده کرد. هر عذرخواهی شرایطی دارد اولا اینکه از کلمه عذرخواهی استفاده شود که نشد. دوما با عذرخواهی قبول مسئولیت سقوط طیاره روس را بعهده بگیری که نگرفتند و نگفتند که بخاطر آن اسقاط طیاره پشیمانند . از همه مهمتر مسئله غرامت به طرف زیانکار است که تا این لحظه من نشنیدم که غرامتی پرداخت شده. در مورد بشار اسد هم ترکیه همچنان خواهان برکناری اسد است. روابط ترکیه با روسیه و ایران مقطعی و بر اساس مصالح و زود گذر است هدف مفتضح کردن محفل کری - اوباما بود که جواب داد و از این به بعد رابطه ترکیه با آمریکا هم ترمیم خواهد شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چگونه تروریست‌های پ کا کا برای به زانو زدن اقلیم کردستان، توسط مافیای سپاه پاسداران، حمایت می‌‌شوند؟ نزدیک به ۸۰۰ هشتصد تروریست پ کا کا، در سینجار ( شمال غرب عراق ) پناه گرفته اند، دولت عراق، حقوق ماهیانه این تروریست‌های پ کا کا را می‌‌پردازد، هدف این تروریست‌های پ کا کا، پیوستن به تروریست‌های شیعه حشد ال شعبی‌ است که دست پرورده رژیم شاهنامه خوان ایران هستند، هدف این دو گروه، تضعیف دولت اقلیم کردستان و تبدیل این اقلیم به پایگاهی برای رژیم شاهنامه خوان ایران است. بدین سبب، دولت اقلیم کردستان عراق، اعلام کرد نیروهای تروریست شیعه حشد ال شعبی‌ نباید در آزاد سازی موصل، شرکت کنند. افکار کمونیستی، تروریست‌های پ کا کا نباید خاورمیانه را ویران کنند. ترکیه باید کنترل دو شهر تلافر و سینجار را به دست بگیرد و کنترل این دو منطقه را به دست مردم بومی که همان ترکمن‌ها هستند بسپارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با ترامپ در مسند قدرت، اروپا در مشت ترکیه است، اگر اخراج ۲ میلیون مهاجر غیر قانونی‌ از آمریکا شروع شود و فقط ۲۰۰ دویست هزار از این اخراج شدگان، خاور میانه‌ای باشند که به دلیل به بی‌ ثباتی کشاندن خاورمیانه توسط تروریست‌های پ کا کا و افکار کمونیستی، اینان آواره شده اند امکان تشکیل ارتش ۲۰۰ هزار نفری ( آن نیروی ویژه که یارادیجیلیق ) به آن اشاره کرد، به وجود خواهد آامد. این نیروی ویژه باید تمام مناطقی را که در راستای اهداف امپریالیزم در تشکیل کردستان بزرگ، اینک دست ترورسیت‌های پ کا کا است خارج کند و دست در دست کار آفرینان ترک، منطقه را دوباره باز سازی کنند. من با یارادیجیلیق موافقم که ( هدف توسعه، ثروتمند شدن جوامع، پیش از پیر شدن است )، تروریست‌های پ کا کا و کمونیست‌ها هدفشان ویرانی خاورمیانه پیش از رسیدن به ثبات است که پیش شرط و پیش‌زمینه امنیت است که توسعه سخت بدان نیاز دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مطالبی که خیاط و قیچی اش ترکی باشند و در رابطه با خلقهای دیگر خاورمیانخ نوشته شده باشند، فاقد هر گونه ارزشی هستند چون ترک جماعت ، راسیست و مخرب و دروغگو و جعلکار و تحریف گر و ضد بشر است .
مغولزاده را کی بود آشتی ؟ !