آخوند خونخوار و آدمکش عبدالکریم موسوی اردبیلی مُرد!

سرانجام زندگی ننگین آخوند خونخوار و آدمکش سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی از سردمداران کشتار تابستان ۶۷ در نود و یک سالگی به پایان رسید اما آن چه که مایه اندوه و افسوس است این است که چرا باید چنین ستمگرانی پس از ده ها سال بیداد و ستم با آسایش و امنیت زندگی ننگینشان را دنبال کنند و سرانجام با مرگی طبیعی بمیرند؟ و چرا در میان ستمدیدگان چند آدم رگدار پیدا نمی شوند که این آشغال ها را به کیفر ددمنشی ها و ستم های بی شمارشان برسانند؟ و چرا در همه جا جز خاموشی یک گورستان چیز دیگری دیده نمی شود؟

 

آخوند مفت خور و مردم فریب و خونخوار و آدمکش سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی که در سرتاسر زندگی ننگینش حتی یک بار نیز بیل و کلنگ به کف دستش نخورده بود و مانند کارگران و دهقانان کار نکرده بود پس از ده ها سال مردم فریبی، مفت خوری، جنایت، خیانت، خونریزی، آدمکشی، شکنجه گری و سرکوبگری در نود و یک سالگی مُرد! چرا یک کارگر و دهقان و رنجبر ایرانی هنگام جوانی موهایش سپید می شوند و دچار پیری زودرس می شود اما آخوندی مانند عبدالکریم موسوی اردبیلی نود و یک سال زندگی می کند؟ برای آن که این آشغال های مفت خور و این انگل ها کار نمی کنند و فراورده کار دیگران را می خورند!

آخوند انگل و آشغال عبدالکریم موسوی اردبیلی که در سال ۱۳۰٤ در اردبیل زاده شده بود و در روز چهارشنبه سوم آذرماه سال ۱۳۹۵ و در نود و یک سالگی مرد در زمان رژیم پادشاهی حتی برای آخوندیسم و هواداری از روح الله خمینی هم که شده نه به زندان رفت و نه شکنجه شد اما پس از انتحار اسلامی کسانی را که با رژیم شاه به پیکار برخاسته، به زندان رفته و شکنجه شده بودند اما با رژیم برخاسته از گور ولایت فقیه ناسازگار بودند به زنجیر کشید و شکنجه کرد و کشت! عبدالکریم موسوی اردبیلی در زمان رژیم پادشاهی از پیرامونیان سیدکاظم شریعتمداری بود چون مانند بسیاری از آخوندهای ترک نان شریعتمداری را می خورد و حتی در چاپ و نگارش ماهنامه ای به نام: "مکتب اسلام" که در قم از سوی هواداران شریعتمداری چاپ می شد دست داشت اما پس از انتحار اسلامی و به روی کار آمدن روح الله خمینی چون دید باد از سوی دیگر می وزد بی درنگ از هواداران دو آتشه روح الله خمینی شد!

پس از انتحار اسلامی عبدالکریم موسوی اردبیلی که با هزار و یک دوز و کلک خود را پیرو خط امام درجه یک نشان داده بود در ارگان های رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه و در پست هائی مانند شورای انقلاب اسلامی، مجلس خبرگان، دادستانی کل کشور، دیوان عالی کشور، شورای عالی قضائی به کار پرداخت و در سایه دستمال کشی ها و چاپلوسی های فراوانش در برابر ابردژخیم و ابردیکتاتوری به نام روح الله خمینی بود که پس از کشته شدن آخوند آشغالی به نام سیدمحمد بهشتی در سال ۱۳۶۰ رئیس قوه قضائیه رژیم دژخیمان و شکنجه گران شد! آخوند آشغال و انگل و مفت خور و نان به نرخ روزخور سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی از سال ۱۳۶۰ و پس از کشته شدن آخوند سیدمحمد بهشتی به همراه آشغال های دیگری مانند سیداسدالله لاجوردی، محمد محمدی گیلانی، سیدحسین موسوی تبریزی، عباس واعظ طبسی و ..... هزاران تن از دشمنان رژیم را دستگیر، بازجوئی، شکنجه، زندانی و تیرباران کرد!

هنگامی که روح الله خمینی فرمان ننگینش را برای کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ داد عبدالکریم موسوی اردبیلی نخست در نمازهای جمعه دروغ بافی هائی را به گوش شنوندگان دروغ های شاخدارش رساند تا سپس کشتار را آغاز کند! نمونه ای از دروغ بافی های این آخوند مردم فریب در آن زمان این بود که در زندان ها زندانیان سیاسی به زندانبان ها حمله کرده اند و زندانیان سیاسی با دشمنان اسلام در خارج از کشور در ارتباط هستند و مردم هم از ما می خواهند زندانیان سیاسی را اعدام کنیم و ..... پس از این دروغ بافی ها بود که کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ آغاز شد!

پس از آن که زندگی ننگین ابردیکتاتوری به نام روح الله خمینی به پایان رسید و این آخوند آشغال و مردم فریب در تاریخ چهاردهم خردادماه سال ۱۳۶۸ مرد عبدالکریم موسوی اردبیلی که در آن زمان شصت و چهار سال داشت چون نمی توانست برتابد که حجة الاسلام سیدعلی خامنه ای پنجاه ساله در بیست و چهار ساعت با یک جهش حضرت ایة الله العظمی امام خامنه ای ولی امر مسلمین جهان بشود به همراه آخوندهای دیگری مانند صادق خلخالی و هادی غفاری و سیدحسین موسوی تبریزی و ..... با دیکتاتور نوین از در ناسازگاری درآمد! دیکتاتور تازه کار نیز که کسی نبود جز آخوند بی سوادی به نام سیدعلی خامنه ای که حتی درس های حوزوی و آخوندی نیز نخوانده بود و در بیست و چهار ساعت ایة الله شده بود عبدالکریم موسوی اردبیلی را به همراه آخوندهای ناسازگار دیگر از همه پست هائی که داشتند برکنار کرد و حقشان را کف دستشان گذاشت!

پس از آن که عبدالکریم موسوی اردبیلی از پست هائی که از زمان روح الله خمینی داشت برکنار شد به قم رفت و در آنجا دانشگاه مفید را راه اندازی کرد که کار آن دانشگاه (که بهتر است آن را آخوندگاه بنامیم!) پرورش آخوند و روضه خوان و نوحه خوان و مرثیه خوان و مداح و چاپ زیارتنامه و مفاتیح الجنان و آخوندنامه های دیگر بود! و چون عبدالکریم موسوی اردبیلی با سیدعلی خامنه ای آبش به یک جوی نمی رفت گاهی اصلاح طلب می شد تا به خامنه ای دهن کجی کرده باشد! گاهی جنبش سبزی از آب درمی آمد! گاهی خود را هوادار آیت الله منتظری نشان می داد اما برای پیشینه ننگینی که در سرکوب و کشتار دشمنان رژیم داشت هیچکس او را به بازی نمی گرفت و کاری هم نمی توانست از پیش ببرد!

سرانجام زندگی ننگین آخوند مفت خور و مردم فریب و خونخوار و آدمکش سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی در تاریخ چهارشنبه سوم آذرماه سال ۱۳۹۵ و در نود و یک سالگی به پایان رسید اما آن چه که مایه اندوه و افسوس است این است که چرا باید آخوندهای مفت خور و خونخواری مانند عبدالکریم موسوی اردبیلی پس از ده ها سال بیدادگری و ستمگری با آسایش و امنیت زندگی ننگینشان را دنبال کنند و سرانجام با مرگی طبیعی بمیرند؟ و چرا در میان ستمدیدگان چند آدم رگدار پیدا نمی شوند که این آشغال ها را به کیفر ددمنشی ها و ستم های بی شمارشان برسانند؟ و چرا در همه جا جز خاموشی یک گورستان چیز دیگری دیده نمی شود؟

منبع: 
منابع گوناگون
بخش: 
انتشار از: