"دولت پاک دستان" در نظام گندیده و مافیایی اسلامگرایان

پاسدار محسن رضائی، "دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام" در صفحه شخصی اینستاگرام خود نوشت: «در شرایط کنونی کشور نیازمند مدیریت پاک‌دست و مقتدر می‌باشد. جناح‌های سیاسی برای مدتی به مرخصی بروند تا پس از سر و سامان گرفتن اقتصاد و نظم و انضباط در کشور، دوباره بیایند سر سفره ملت و شهدا بنشینند.
 
در دهه اول انقلاب شهدا امنیت و سیاست را درست کردند و به دست جناح‌های سیاسی سپردند. اکنون کشور ما نیازمند آمدن «دولت پاک‌دستان» است که کشور را با تدبیر و اقتدار اداره کنند، مشکل بیکاری، فساد و مواد مخدر را حل کنند. حضور هوشمندانه و موثری در روابط بین المللی داشته باشند و آزادی های مشروع را نیز تضمین کنند. هر دو جناح اکنون در قدرت هستند ولی نمی‌توانند کاری کنند لذا مدتی به استراحت بروند.» (خبرگزاری ایسنا)

پرسش اینست که چرا محسن رضائی بعنوان "دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام"، با لکنت زبان و ترس آلود مسئله انحلال سیاسی جناح های حکومتی را طرح کرده است؟ حکومت اسلامی از لحاظ کیفی همان نظام نکبتباری است که 38 سال پیش بقدرت رسید. ایدئولوژی، فرهنگ و سیاست هائی که بر بستر آن حاکمان کنونی پرورش یافته اند هم تغییر کیفی نکرده اند. بنظر میرسد عوامل جدی دیگری محسن رضائی را به چنین موضعی کشانده است. واقعیت اینست که رخدادها، تحولات و تغییرات بسیاری در جامعه ایران و جهان صورت گرفته که "دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام" نمی تواند آنها را نادیده گیرد.

1-حکومت اسلامی با گروگان گیری مردمان ایران و سوء استفاده دینی از اقشار ناآگاه و عقب مانده جامعه، 38 سال بر طبل پان اسلامیسم کوبید، جامعه ایرانی را به قهقرا برد و بذر فرقه گرائی دینی در کشور و منطقه افشاند. اکنون اسلامگرایان از خاستگاه های پان اسلامیسم سنی و عثمانی گری در کشورهای اسلامزده بپا خاسته اند تا اسلامی را بقدرت رسانند که نتنها اسلامگرایان شیعه را متحد خود نمی دانند، بلکه اگر فرصت یابند، فتوای تجاوز و قتل امام عربستانی را در قبال شیعه ها اجراء می کنند. حکومت اسلامی موفق شد بیشترین مردم منطقه و جهان را علیه ایران و ایرانیان متحد کند. براستی اگر ایران توسط متجاوزین بیگانه تر از حاکمان کنونی اشغال می شد، هرگز نمی توانستند اینچنین ضربات عمیقی بر جان و روان جامعه ایرانی وارد کنند. 

2-حکومت اسلامی بزودی 40 ساله میشود و از تمامی تاروپود نظام، چرک آب خارج میشود. دیگر امکان مخفی کاری و پنهان سازی عفونتی که از درون نظام به روی پوسته آن جاری گشته، ناممکن می باشد. عفونتی که حکومت اسلامی را در بر گرفته است را نه با پاکی، ناپاکی و نیات افراد، بلکه با سیاست، ایدئولوژی، مذهب ، فرهنگ، سیاست اسلامیزاسیون ایران و نقش قشر انگل منش روحانیت شیعه در 4 دهه گذشته می توان تبیین کرد. حکومت اسلامی رسواتر از آنست که محسن رضائی بتواند با وعده "دولت پاک دستان" از میان اسلامگرایان، مردم را فریب دهد.

3-آمار بیسابقه بیکاری، فقر، فلاکت، بزهکاری، خشونت، دزدی و غارتگری حکومتی، خاک فروشی، تنفروشی در اشکال رسمی (اسلامی) و غیر رسمی، دستاوردهای اسلام و اسلامگرایان در ایران بوده و در حافظه تاریخی ایرانیان تبت شده است. فساد اسلامگرایان بجائی رسیده که محسن رضائی از انحلال جناح های حکومتی سخن گفته است و اگر اندکی شرف و شهامت می داشت، باید انحلال حکومت اسلامی و انتقال قدرت بمردم را بمیان می کشید. اما از آنجاکه او نیز جان و روانش عفونی است، آرزوی ناممکن «دولت پاک‌دستان» در نظام آلوده، بیمار و گندیده را طرح می کند.

4-حکومت بخوبی می داند که جنبشی آشتی ناپذیر با نظام اسلامی، از اعماق جامعه ایران در تدارک خیزش بزرگ ملی می باشد. این جنبش در همایش شکوهمند 7 ابان ماه 1395 زنگ خطر را برای حکومت اسلامی بصدا دراورد. پس از سرکوب جنبش "رای من کو" و آشکار گشتن نقش مخرب اسلامگرایان مغلوب حکومتی در جنبش آزادیخواهانه و سکولار دمکراتیک ایرانیان، اینبار مردمانی از خاستگاه ایرانیت و بدون هرگونه توهمی به اسلامگرایان، در پاسارگاد به حکومت اسلامی هشدار داده و آلترناتیو ایرانیت را در برابر اسلامیت گذاشته اند. محسن رضائی بخوبی می داند که اگر این جنبش ایرانمدار، آزادیخواه، آخوند برافکن و ایستاده بر منابع اصلی نفت و گاز کشور، وارد جنگ با حکومت اسلامی شود، سقوط حکومت اسلامی اجتناب ناپذیر میگردد.

5-پیام محسن رضائی مبنی بر انحلال جناح های سیاسی و خطاب به همپالگی های حکومتی اش، در واقع دعوت به رفرم در منجلابی ست که نه رفرم پذیر است و نه می تواند از تیررس قیام "پاسارگادی ها" نجات یابد.

 

 

 

منبع: 
ایرانگلوبال
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما اشتباه کردیم...!

باکمی دقت، متوجه میشوید همانطوری که مینویسیم "عیسی" و میخوانیم "عیسا"!
و یا مینویسیم "موسی" و میخونیم "موسا"!

پس در واقع : وقتی که می نوشتيم
"تولید ملی و ثروت ملی" در اصل میشد
"تولید ملا و ثروت ملا"!
ما اشتباه میخواندیم و این بندگان خدا اختلاس نکردن مال خودشان بوده...!

بارالها، ما را ببخش!
تهمت زديم و زود قضاوت کردیم...!
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منهم از شما ممنونم جناب پسیانلو
پاینده باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باتشکرازبذل توجه تان به ان چه نوشته بودم وبه امید پاگرفتن وادامه مناظراتی بدین سان که کسی خشمالوده سخن نگوید وکسی برداشت توهین و تهدید ازانهانکند.ابرازمحترمانه عقاید طبیعتا احترام میطلبدوشایسته ان هم هست.این گونه مکالمات میتواند زمینه ساز مفاهمه باشد.به یادداشته باشیم که بعید به معنی محال نیست. شادباشید.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود خدمت جناب پسیانلو
در پاسخ به نوشته شما، لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم.
1- نوشتید: "حل تفاوت نظرها (اگرهدف باشد)وبخصوس درمباحثات این چنینی ازمسیر گفتوگووارائه فاکت هامیگذرد".
سخن شما بعنوان یک نظریه عام درست است.اما هنگامی که گفتگو با فرهنگ مدارا، سازندگی و معطوف به همگرائی نباشد، آب در شوره زار ریختن است. مقدم بر گفتگو، منش و فرهنگ گفتگوست که نباید از بستر مادی خود جدا شود. ما در جستجوی راه حل آزادیخواهانه، دمکراتیک، لائیک، دادگرانه برای زندگی بهتر ساکنان ایران هستیم. قبل از هر چیز باید قیم مآبی را کنار بگذاریم و حق ایرانیان بعنوان مردمان یک کشور را برسمیت بشناسیم. هر کسی می تواند آنگونه که مایل است بگوید، بنویسد و ...، اما باید بداند که در کجا ایستاده است.
متعلق به گذشته است ویا با زمان تحول یافته و ابدیت (بروز) شده است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبالی تاخیر من درپاسخ توجه دوستانه تان به کمنت ارسالیم به دلیل مشغله وتاخیر درمراجعه به کمپیوترم بود به بی ادبی تعبیرنشود.واما نقاط همرائی وتفاوت نظرات.اول این که حل تفاوت نظرها (اگرهدف باشد)وبخصوس درمباحثات این چنینی ازمسیر گفتوگووارائه فاکت هامیگذرد.دومین اصل لازم حفظ حداقل مبانی بحث نرم ومودبانه واجتناب از به کاربردن الفاظ خشن وتندبرای ادامه وپیش برد این مباحث ورسیدن یانزدیک شدن به نتیجه(اگرهدف باشد )است.پس باقبول این دواصل اظهارات تند وافترائات
تنها یک پیام رامیرسانند وآن هم دعوت واصراربرهتاکی ها وتهدید های دوجانبه میباشد که شاید عده ای دراین دام بیفتند. درعبورازاین دواصل برسیم برسر مسئله آلیازی که ازآن صحبت کردید.جوامع ایران به صورت آلیازدرهم دیگرممزوج نیستند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبالي مطالبتان درستولي ناقص ويكطرفه است اصولا همه ي پانهاي موجود معلول پان فارسيسم حاكم است درواقع نظرات شماهمان نظرات رزيم حاكم پان فارس درمورد ملل غير فارس است شما رژيم فارسي اسلامي را فقط ازجنبه بظاهراسلاميش مي بينيد
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب پسیانلو؛
من علاقه ای به جدل های قومی - قییله ای ندارم و اساسن نمی توانم از خاستگاه یک قوم یا نژاد، به نفی مردمان دیگر بپردازم. در سال های طولانی حضور در سایت ایرانگلوبال، آموختم که با توجه به مواضع حصمانه، انسان ستیزانه و ایران ستیزانه عده ای که در گفتار سنگ ترکها را به سینه می زنند و در کردار تیشه به ریشه ایران و ایرانیان، زمینه ای برای گفتگو وجود ندارد.
من با قومپرستان فاشیست که دوش بدوش اردوغان و داعش از جنایت و جنایتکاران دفاع می کنند، چه بحثی دارم؟!
پرسش بی پاسخ خود را که بارها طرح کرده ام، دوباره خدمت شما هم عرض می کنم که؛ آیا شما مرزی با پان ترکها دارید یا نه؟ آیا مردمان شریف آذربایجان و ترکیه را با پان ترک های فاشیست همسان تلقی کردن توهین به آذربایجانی ها نیست؟
شما از من می خواهید که از "جبهه گیری وتشکیک واتهام وتهدید" پرهیز کنم.
بی آنکه بتوانید اتهام ها را مستند کنید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی بااحترام من بیشتردوست دارم وسعی میکنم که دراظهار نظرات خود حتالمقدور ازکلمات شاید وگویاو..... استفاده کنم چراکه همیشه احتمال اشتباه وسوء برداشت وجوددارد.باقبول وگذرازبحث فضای نکبت همه جانبه ای که درآن قرارداریم درباب مسئله تورکان هویت خواه ومعترض فکرنمیکنید که ریشه یابی این اعثراضات وتحلیل علمی وبیطرفانه ودوستانه آن بسیارمفید ترازجبهه گیری وتشکیک واتهام وتهدید باشد؟ بایدمنصفانه وشجاعانه قبول کردکه در تحولات قرن گذشته درقرن ورود مابه دنیای نوووداع با استمرارآن چه که بودیم وبرمامیرفت تورک هابازیگران اصلی صحنه های مختلف مبازرات مدنی واجتماعی ونیزمسلحانه بوده اند وپس ختم به خیرشدن تمامی این مبارزات قرارداد های مودت وهمدلی ویکرنگی به صورت های مختلف رسمی وکتبی ویاشفاهی ونوشته نشده مابین این مردم وحکوت های مرکزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما هر چه .. دیدیم از جانب پان فارسها و پان ایرانیست ها دیدیم.سه هفته دیگر سالگرد 21 آذر است که جوانان و روشنفکران آزربایجانی بدست قشون پان ایرانیستها سلاخی شدند. من لیست همه قربانیان این جنایت را اینجا منتشر خواهم کرد. اگر شما و آقای کاوه جویا انسان دوست باشید وای بر حال آن انسانها. من نمیدانم شما و آقای کاوه جویا چه شغلی دارید که این قدر وقت دارید , دنیای مطبوعات را اعم از مطبوعات اداره اطلاعات زیر و رو کنید تا مطلبی بر علیه تورکها پیدا کنید. آقای اقبالی خود شما هرچه نوشته ای در سایهای اداره اطلاعات علیه تورکها است , می آورید اینجا.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در پاسخ به خواننده گرامی و نویسنده کمنتار "فرستاده شده توسط آقای اقبالی"
این قضاوت شما، برای من یادآور شعر سهراب است:
"چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد".
خدمت شما عرض کنم که قضاوت شما بدون اگاهی از نظام اندیشه سیاسی من نسبت به کسب قدرت بیان شده است. جهت آگاهی شما؛ هدف من نه کسب قدرت بصورت فردی، نه گروهی و نه حزبی، بلکه تدارک سیاسی انتقال قدرت بمردم و تعیین سرنوشت ملت ایران توسط خود می باشد. این هدف آزادیخوانه، دمکراتیک، لائیک و تبعیض برافکنانه از مجرای تشکیل ازاد و دمکراتیک مجلس موسسان نظام نوین میسر است.
قضاوت شما در باره جناب کاوه جویا هم، سطحی و بدون منطق است. متاسفانه شما تفاوت مبارزه سیاسی - روشنگرانه علیه آدمخواران پان ترک را بحساب ضدیت با مردمان شریف ترکیه و آذربایجانی ها می گذارید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مطمئنا اگر شما روی کار بیائید بدتر از جمهوری اسلامی خواهید شد. آقای کاوه جویا قبری را نمانده که کنده باشد تا بر علیه تاریخ و زبان تورکها مطلب پیدا کند. فردا قدرت در دستش باشد معلوم است.بهتر است همان جا باشید که هستید
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود و احترام خدمت جناب موحدی گرامی؛
ممنون از کمنتاری که لطف کردید و نوشتید. در تائید و ادامه سخن شما باید عرض کنم که عصر استبداد شاهی و دینی در ایران بپایان رسیده و جامعه تشنه آزادی، دمکراسی، امنیت و ارامش است. اما همانطور که آگاه هستید چاه ها و چاله های زیادی در راه آزادی حقیقی مردمان ایران وجود دارد که اگر یک اراده سیاسی آگاه، دوراندیش، سکولاردمکراتیک، ایراندوست و قدرتمند در کانون تحولات سیاسی آتی قرار نگیرد، هزینه رهائی ایران از زیر سلطه دشمنان تاریخی اش، سنگین تر خواهد شد.
ایران بیش از هر زمان دیگر به هوشیاری، درایت و فداکاری فرزندانش نیاز دارد!
بامید پیروزی راهمان!

تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هموطن عزیز و دوست مبارز جناب اقبالی گرامی، این آخوندهای پلید از تجمع شکوهمند و ضدحکومتی و عظیم مردم در پاسارگاد در روز 7 آبان، همچنان از ترس به خود می لرزند.رژیم جنایتکار و غارتگر جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط است. مردم حکم به سرنگونی آن داده اند و اکنون منتظر جرقه ای برای بزیر کشیدن آن هستند. جامعه دارد رژیم جمهوری اسلامی را دفع میکند. . بوی الرحمن رژیم بلند شده است. همه در داخل و خارج می دانند که جوانان ایران عزم کرده اند تا کار رژیم جنایتکار و غارتگرجمهوری اسلامی را تمام کنند. ایران دیگر برای رژیم جمهوری اسلامی ، و برای هیچ جناحی از آن، قابل حکومت کردن نیست. رفتنی اند. همه شان رفتنی اند. شکافهای درونی باندهای رژیم به شدت تشدید شده است. به جان یکدیگر افتاده اند. به روی یکدیگر و حتی خودی ترین خودی هایشان نیز تیغ می کشند. این مشخصۀ رژیمهای در حال احتضار است.