سالگرد 21 آذر، 71مین سالگرد تشکیل حکومت مردمی خودمختار در آذربایجان ایران

نجات بخش ارتش شاهنشاهی بود. طوری که خاطره فوق العاده زشت و شومی در آذربایجان به جا گذاشت."
فرقه دمکرات آذربایجان و حکومت ملی-دمکراتیک آذربایجان با تمامی اشتباهات و خدمات غیر قابل انکارش متعلق به جنبش چپ ایران است. چپی که نه بر بستر نفی و تخطئه تاریخ خود، بلکه با نقد و انتقاد از تاریخ خود، اما در پیوند تاریخی و دفاع از این تاریخ می تواند پویایی و قوام و دوام خود را رقم بزند.

 

اعلامیه گروه کار ملی- قومی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

بمناسبت سالگرد 21 آذر، تشکیل حکومت خودمختار در آذربایجان ایران

 

 

سالگرد 21 آذر، 71مین سالگرد تشکیل حکومت مردمی خودمختار در آذربایجان ایران

 

جنبش ملی-دمکراتیک آذربایجان به رهبری فرقه دمکرات آذربایجان، بعد از 71 سال همچنان بعنوان واقعه ایی در تاریخ سیاسی ایران دارای معنی معین سیاسی است. سلطنت طلبان همه ساله شکست آن را جشن می گیرند و سرکوب این جنبش را خدمت به ایران می نامند. چپ اما در عین تعلق خود به این واقعه تاریخی، بر سر تفسیر آن دچار تفرقه است. ما 21 آذر را حرکتی مردمی میدانیم با کژی هایش و نارسایی هایی که داشت. ما با 21 آذر هستیم با نگاهی منتقدانه به آن.

جنبش ملی-دمکراتیک اذربایجان در شرایط خاص داخلی و بین المللی شکل گرفت و قوام یافت. در داخل بعد از کنارگذاشته شدن رضا شاه که در پی کودتای 1299 با تعطیل شدن دستاوردهای دمکراتیک انقلاب مشروطیت به حکومت رسیده وبا اعمال تمرکز شدید و متکی بر دیکتاتوری فردی سیاست تجدد آمرانه را پیش برده بود. فضای سیاسی دچار تغییر شد. بر بستر این تغییر فضا فعالین دوره مشروطه، لیبرال ها و ملیون و کمونیستها و تمامی کسانی که تغییر را میخواستند بپا خواستند. این نیروها در اشکال متنوع تحقق خواسته ها و مطالبات انقلاب مشروطیت را در پیش گرفتند که کماکان در ذهن و جانشان شعله ور بود. شرایط بین الملی هم پس از سقوط فاشیسم و تغییرات ناشی از آثار جنگ جهانی دوم تغییر پیدا کرد. متفقین با وارد شدن به ایران و تقسیم ایران تحت نفوذ خود، بطور کلی فضای سیاسی، اجتماعی کشور را تغییر دادند.

بر بستر تلاقی این دو تحول داخلی و بین المللی حکومت ملی دمکراتیک آذربایجان به رهبری پیشه وری تشکیل شد. فرقه دمکرات آذربایجان در مدت کوتاهی بخاطر شرایط آن زمان آذربایجان و خواسته ها و مطالبات آن منطقه بر زمینه ظلم و ستم فئودالها و مطالبات بجا مانده از دوره مشروطیت و خواسته های ملی-قومی، توانست توده های وسیعی از کارگران، دهقانان، روشنفکران را حول خود جمع بکند. در تشکیل و قوام حکومت ملی-دمکراتیک آذربایجان پشتیبانی و حضور نیروهای اتحاد شوروی نقش غیر قابل کتمانی را داشتند. هرچند جنبش دمکرات آذربایجان بر بستر نیازها، مطالبات و خواسته های داخلی آذربایجان و مردم آن خطه شکل گرفت و قوام یافت. اما بدون پشتیبانی اتحاد شوروی نمیتوانست، در حد یک حکومت خودمختار قوام و دوام یابد.

در دوره حکومت یک ساله، فرقه دمکرات آذربایجان توانست تحولات و اصلاحات زیادی را انجام دهد. به  زنان برای اولین بار دارای حق رای داد، قانون کار مترقی را به تصویب رساند و اجرا کرد. فرقه در آن دوره یکساله تحولات و اصلاحات اداری، سیاسی، ارضی، اقتصادی و عمرانی بسیاری را انجام داد. قانون انجمن ایالتی و ولایتی دوران مشروطه را به اجرا گذاشت. تمامی ارگانهای سرکوب حکومت مرکزی منحل شدند و جای آنها را نهادهای مردمی و مدافع دستاوردهای مترقی گرفت.

حکومت خودمختار آذربایجان در عین حال که زبان فارسی را بعنوان زبان ارتباطی و مشترک ایرانیان به رسمیت شناخته بود، اما زبان ترکی را که زبان مادری آذربایجانیان است را بعنوان زبان رسمی و اداری به رسمیت شناخت. در مدارس و آموزشکده ها آموزش زبان ترکی شروع شد. از این طریق هنر و فرهنگ، ادبیات و شعر ترکی شکوفا گردید و گسترش یافت.

همه اینها دستاوردهای قابل تقدیر و تاکید حکومت خودمختار آذربایجان بودند. اما رهبری فرقه دمکرات آذربایجان این تحولات را با خوشبینی و اتکا بیش از حد به امکانات و توان اتحاد شوروی به اجرا گذاشت. اتحاد شوروی منافع ملی خود و کشورش را داشت ومحضور و نمی توانست  به قراردادهای بین متفقین بعد از پایان جنگ جهانی دوم بی اعتنا باشد. به همین خاطر هم یکی از اشتباهات بزرگ و مهلک رهبران فرقه دمکرات آذربایجان اتکاه غیر قابل قبول به اتحاد شوروی بود، که شکست جنبش خیلی سریعتر از آنی رقم خورد، که تصور میرفت.

رهبر فقید فرقه دمکرات آذربایجان، پیشه وری در اختلاف با رهبران اتحاد شوروی و ایستادگی بر سر نقد همین خوشبینی و ارزیابی غیر واقعی از کمکهای اتحاد شوروی و کم بها دادن به جنبش سراسری مردم ایران جان خود را فدا کرد.

بعد از شکست حکومت خودمختار آذربایجان، نیروهای طرفدار محمد رضا شاه و با عدم پایبندی دولت قوام السلطنه که به تمامی توافقات خود با حکومت ملی-دمکراتیک آذربایجان پایبند نماند،و به شکل وسیع و وحشیانه ایی به سرکوب مردم آذربایجان پرداختند. به قول داگلاس قاضی  آمریکایی که خود شاهد رفتار ارتش شاهنشاهی با مردم آذربایجان بود، مینویسد: ".... وقتی ارتش ایران به آذربایجان بازگشت. وحشت بر پا نمود. سربازان قتل و غارت و تاراج به راه انداختند. آنها هر آنچه به دستشان میرسید و هر چه میخواستند را تصاحب میکردند. رفتار سربازان اشغالگر روس بسیار برازنده تر از اعمال وحشیانه سربازان نجات بخش ارتش شاهنشاهی بود. طوری که خاطره فوق العاده زشت و شومی در آذربایجان به جا گذاشت."

فرقه دمکرات آذربایجان و حکومت ملی-دمکراتیک آذربایجان با تمامی اشتباهات و خدمات غیر قابل انکارش متعلق به جنبش چپ ایران است. چپی که نه بر بستر نفی و تخطئه تاریخ خود، بلکه با نقد و انتقاد از تاریخ خود، اما در پیوند تاریخی و دفاع از این تاریخ می تواند پویایی و قوام و دوام خود را رقم بزند.

ما با همین نگاه به تاریخ جنبش چپ ایران، خاطره تمامی انسانهای شریفی را که جز بهروزی و سعادت مردم خود نداشتند، گرامی می داریم و در مقابل جانفشانی ها و فداکاری های آنها برای آرمانهای خود، سر تعظیم فرود می آوریم.

گروه کار ملی- قومی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

سه شنبه 15 آذر 1395 شش دسامبر 2016

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم بابک خرمدین از آذربایجان : شما بولشویکها و منشویکها "اکثریتیها و اقلیتیها " شما که یکروزدر لباس ترک مسلمان تجزیه طلب و روز دیگر اصلاح طلب مسلمان از نوع توده ای نان خور روسیه ملعون و وانگلیس حیله گر هستید بدانید که مانع رشد طبیعی جامعه مدنی سیاسی ایران هستید تا به کی خدمت بیگانه میکنید .تمامه اسناد در مورد ساخت و حتی نامگذاری فتنه آذربایجان و کپی دست دوم قاضی محمد در کردستان در دست است ما أم از مای آذربایجانیان و دیگر اقوام شما روشنفکران گندم نمایای جو فروش را می شناسیم. مشکل ما ایرانیان اکثریت نادان واقلیت خآین است متآسفانه علت انهم مقلد بودن نازا وسترنی است که کاسه گدایی به سوی روس و انگلیس دراز کردن است.
پاینده و جاوید باش ای ایران گهواره تمدن بشری و بدور باش از دورغ و دروغگویان خیانت اشان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا فقط استقلال ؟؟؟
اگر ملت آزربايجان وقايع تاريخي را ورق زنند مشروطه خواهي ياقيام خياباني و پيشه وري و حتي شريعتمداري را مورد كنكاش قرار دهند به اين نتيجه واضح خواهند رسيد كه هميشه ازربايجاني قيام نموده ودر آخر سر بازنده نيز آزربايجان بوده است آزموده را آزمودن خطا ست بنابرين تنها راه باقي مانده براي نجات از بدبختي وتيره روزي استقلال آزربايجان وديگر ملتهاي ساكن در جغرافياي بنام ايران است بزرگان ملتهاي ساكن بايستي يك راهبرد عملي با هم انديشي و اتحاد خود بوجود آورند وزمينه نجات ملتهاي خود را بوجود آورند همانند شوروي سابق كه يك شبه بدون اينكه كسي كشته يا زنداني شود به15 جمهوري تجزيه شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مداخله سیاسی "چپ ایران"   به نفع گروههای نژادی یعنی نفی اندیشه جدایی دولت از قومیت که در تضاد با تلاش برای برقراری یک جامعه بری از مسائل نژادی است.
 
 

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرقه دمکرات آذربایجان و حکومت ملی-دمکراتیک آذربایجان نه متعلق به جنبش چپ، راست، ... بلکه متعلق به ملت آذربایجان است و بس!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این نهایت درماندگی، ماهیت پانفارسی، و اوج مردم فریبی است! به بیش از " سی و پنج میلیون" مردم تورک آزربایجان، "قوم" خطاب میکنید! سالی که نکوست از بهارش پیداست. آقایان به اصطلاح چپ اکثریت!!، مردم آزربایجان وکیل و قیم نیاز ندارند. به اندازه کافی روشنفکر و سیاستمدار و نخبه گان سیاسی لازم را دارا هستند. کسانیکه موجویت ملی، زبانی ـ فرهنگی، آزادیهای سیاسی ـ اقتصادی، مخصوصا هویت ملی، ملت شدگی مردم آرزبایجان به رسمیت نشناسد، اجازه ندارد از طرف مردم آزربایجان صحبت کند، برای ما تعیین تکلیف نکنید! سعی نکنید با این تبلغات پان ایرانیستی سلطه استعماری پانفارسیسم را مدام العمر بر گرده ملل ایران سوار بکنید، و خلقها را بر یوغ بردگی پانفارسیم بکشید! ما را به خیر شما امید نیست! لطفا .......ان! برای خودتان مشغله دیگری پیدا کنید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تم نظریه‌ی«فارس هراسی» در عرصه سیاسی پدیده زشتی بود که تخم آنرا استالین در دهان "چپ ایران " و محافل تجزیه طلب در جهت پروژه-ی سزارین " هویت های تازه " شکست و به ساختن«ملیتهای ایرانی» دست زدند که در تضاد و تعارض آشکار با نظرسازمان ملل است. بنا بر نظر سازمان ملل به عنوان مرجع تفسیر منشور و میثاق های بین المللی ،کشور ایران را در درون چهار چوب مرزهای معین با زبان و فرهنگ مشخص و برخوردار ازمشروعيت تاریخی ،بعنوان یک ملت واحد پذیرفته است و نه «ملتهایی» جدا ازهم و کرد،ترک،فارس وعرب را بعنوان گروهای قومی ایرانی برسمیت میشناسد.
تنها در نگاه طیفهای " چپ " و تجزیه طلب قوم پرست است که تنها جنبه نژادی و بیولوژیک و زبان
را معيار تشخيص ملت‌ قرار ميدهند و به عوامل تاريخی و اقتصادی  کم توجه هستند...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
" کمونیستهای ایرانی " هنوز یاد نگرفته اند که هر جا تمرکز ثروت صورت گرفته، همانجا هم قدرت سیاسی حکومت متمرکز است.در ایران طایفه تُرک هست که بیشترین امتیازات اقتصادی و سیاسی را در نظام های سرکوبگر چه پیشین و چه حال را در چنگ خودش داشته و دارد.
کمونیستوم  ، آفتِ اين سرزمينُم !
به راهِ راست ها چَپ می زنُم مو
مو در هر تکّه ، ملّت می تراشُم !
مو قومِ خويش را شرّ می تراشُم
به ضدّش قومِ ديگر می تراشُم
ستيزِ حيدري و نعمتي را
چو نعمت هست ، حيدر می تراشُم !

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تنها از "کمونیستهای ایرانی" بر میآید که "دولتی منطقه ای" را که با پشتوانه یک دولت متجاوز شکل گرفته آنرا حکومت مردمی خودمختار جا بزنند. از طریق این نگاه جزمی و وابسته گرا بهتر میشود فهمید که "کمونیستهای ایرانی" چقدر به منافع ملی ایران وفادار هستند. آنجا که مسئله ایدئولوژی مطرح است تجاوز ارتش سرخ باید به نفع کمونیسم توجیه شود. دو "طایفه " غیر ایرانی یعنی ملا و کمونیستها اولین چیزی که دشمن میدارند ایران است. مواظب باشیم که کمونیستها بعد از سه دهه حاکمیت اسلامی این بار به نام حقوق " ملیتها "توبرهِ ما آشغال نریزند و بارمان کنند. کمونیستها به همراه همزادشان یعنی محافل قوم پرست تجزیه طلب به نام «حقوق ملیت ها »در قرن ۲۱،  زبان و نژاد را به عنوان مبنایی در سیاست گرایی قرار داده اند وخیال تشکیل دولتهایی بر مبنای تک نژادی و تک قومی را در سر می ‌گذرانند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"کمونیستهای" قومگرای فرقه دمکرات سرود " انترناسیونالیسم "می خواندند اما در عمل هیچ نشانی از دیدگاه های «فرا میهنی» و «فراسازمانی» که همان «انترناسیونالیسم» است دیده نمیشد؟از کلماتی همچون «سوسیالیسم »دم می‌زدند اما در نگاه و عمل هیچ فرقی با راست ارتجاعی نداشتند. سوء استفاده از ابزار «سوسیالیسم » برای عقده ریزی بود تا که آب را به آسیاب اقتدارگرایی قومی  بریزند.مثل نژاد پرست های تجزیه طلب نگاه شان متمرکز بود بر "نزاع فارس و ترک " که اساساً در تضاد با تحليل علمی پديده هاست. مولفه نژاد هم مثل مذهب ، تابع بنياد های زيربنایی جامعه هستند و نه بالعکس، بايد آن ها را با تغيير و تحول ساختار قدرت سنجيد.  
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
موضع گیری درستی ست. اما ...با یک اشتباه بزرگ فنی:
توجه دوستان را در تحلیل رخداده به این نکته ی مهم جلب میکنم که:
نوشته اید : « اما بدون پشتیبانی اتحاد شوروی نمیتوانست، در حد یک حکومت خودمختار قوام و دوام یابد.»

در ذکر رخداد تاریخی و تحلیل آن « می توانست-نمی توانست» نداریم. بل آنچه « رخداده لازم است قید شود.»
و آن این بود که « فرقه ی دموکرات ( تا حدودی) از پشتیبانی اتحاد شوروی برخوردار شد»
اینکه بدون این پشتیبانی « چه رخ میداد» بر تاریخ نویس « پوشیده است»
و او اجازه ندارد « گمان و اعتقاد و برداشت و آینده نگری» خود را داخل موضوع کند. و به « حدس و گمان» پردازد.
چیزی که رخ نداده نمی تواند در « تاریخ و حتی تحلیل آن» مطرح باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازمان تجزیه طلب فدائی به راستی تاریخ را اگاهانه تحریف میکند و از یک جریان وابسته به دولت روس جریانی مترقی و ملی معرفی میسازد . حقیقت این است که شادروان پیشه وری قربانی سیاست دولت روس شد و هدف انها نه ایجاد دمکراسی در ایران بود و نه پایبندی به نظام مشروطه . در کشوری که دولت قانونی و قانون اساسی و در اشغال دولت متجاوز روس است حرف زدن از ازادی بسیار ابلهانه است .بنا به دستور مسکو پیشه وری در حقیقت کودتا کرد . روز 21 اذر روز نجات مردم اذربایجان از چنگال خون ریز دولت بلشویک است . مسئولیت تمام خونهائی که ریخته شد فقط با دولت روس و خود فرقه و جریان چپ میباشد .
اگر جنگ دومی نبود نه ایران اشغال میگردید ونه جریانات دست نشانده مانند حزب توده بوجود میامدند .