گت چشمه آب آشامیدنی و آبیاری پنج روستا در خطر جدی است

در فروش گت چشمه فروشنده چیزی را فروخت که مال او نیست و خریدار چیزی را خرید که قابل خرید و فروش نیست. در نتیجه این معامله باطل است. ولی در جمهوری اسلامی که قانونی حاکم نیست و کشور ملوک الطوایفی روحانیون آزمند است، نگرانی هم روستائیان من بجاست. به ویژه اینکه جمهوری اسلامی حتی به قوانینی که مجلس خودش وضع کرده پایبند نیست.

گت چشمه آب آشامیدنی و آبیاری پنج روستا در خطر جدی است

سالها سال، نسل ها نسل، «گت چشمه» از پای قله های بلند زرین کوه، پر خروش، زلال، سرد و گوارا می جوشد، به رود «روآر» می پیوندد و تقریبن سی در صد آب آنرا تامین می کند. مردم روستاهای دهنار، مومج، لیپشت، یهر و کاهنک از آب این چشمه می آشامند و آنرا به کانال های آبیاری هدایت می کنند و کشتزارها و باغ های خود را آبیاری می کنند.

 

نسل ها نسل، مردم این پنچ روستا از آب گت چشمه نوشیدند. مزارع گندم، جو، سیب زمینی، یونجه و شبدر و باغ های سیب، گلابی، آلبالو و زردآلو را آبیاری کردند. گاو و گوسفند، اسب، خر و قاطر را سیراب کردند. مهمتر از همه به موسیقی جان نواز و پر هیاهوی روار که با شیب تند به سوی دلیچای می تازد، و گت چشمه بزرگترین چشمه و چشم اسفندیار این رود هست، گوش دادند.

گت چشمه در یک کیلومتری شرق دهنار، زادگاه من قرار دارد. در دهنار و در همه روستاهای ایران، رود، چشمه، دریاچه، دریا، جنگل، جوی ها و کانال های آبیاری، برکه ها، مرداب ها، چراگاه ها، کوه ها و راه ها متعلق به عموم مردم است، آنچه در عرف و قانون مشاع و مشترکات نامیده می شود. حتی یک فاصله ای از ساحل دریا و دریاچه و رود ها ملک مشاع و مشترکات محسوب می شود و کسی نمی تواند ادعای مالکیت این هدیه طبیعت به مردم را بکند. ادعای مالکیت چشمه به همان اندازه خنده دار است که ادعا هوا و خورشید.

ولی ظاهرن در جمهوری اسلامی هر اتفاقی می تواند برای منابع طبیعی و مال مشاع و مشترک مردم بیفتد. حافظ دارائی مشاع و مشترک مردم، دولت و اراده جمعی مردم است. حال که دولت اراده دفاع از طبیعت و دارائی مشاع و مشترک مردم را ندارد، حال که مردم جرئت بهم پیوستن و جلوگیری از نابودی منابع طبیعی خود را ندارند، سنگ ها بسته و سگ ها بازند، سودجویان و زمین خواران کمر همت به نابودی منابع طبیعی، مزارع کشاورزی، باغداری و دامپروری بستند.

بر سر «گت چشمه»، بزرگترین، زیباترین، خنک ترین، گواراترین و پر آب ترین چشمه دوران کودکی من، همان آمد که بر سر هزاران هزار منابع طبیعی میهن ما آمد. بر سر گت چشمه همان آمد که بر سر باغ ها و شالیزاران، جنگل ها، مرداب ها، برکه ها و رودخانه های مازندران آمد، بر باغ های دماوند و .... آمد.

فردی بنام صمد رستمی چشمه را مال خویش پنداشت و آنرا فروخت و فردی بنام دکتر اردشیر نجاتی جوارمی، چشمه قابل خرید و فروش دانست و آنرا خرید. بیش سه هزار نفر ساکنان پنج روستائی که حیات آنها وابسته به این چشمه است، سخت در نگرانی و هراس و دلهره بسر می برند. (به فتوکپی قرارداد فروش نگاه کنید)

 

در فروش گت چشمه فروشنده چیزی را فروخت که مال او نیست و خریدار چیزی را خرید که قابل خرید و فروش نیست. در نتیجه این معامله باطل است. ولی در جمهوری اسلامی که قانونی حاکم نیست و کشور ملوک الطوایفی روحانیون آزمند است، نگرانی هم روستائیان من بجاست. به ویژه اینکه جمهوری اسلامی حتی به قوانینی که مجلس خودش وضع کرده پایبند نیست. (به پیوست، قانون توزیع عادلانه آب مصوب شانزدهم اسفند ماه یکهزار و سیصدو شصت و یک نگاه کنید)

به هر وسیله کی می توانید، ویا با پیوستن به کمپین نجات گت چشمه (https://telegram.me/abarshiveyeziba) به فروش گت چشمه اعتراض کنید. گت چشمه از مشترکات است. آنرا به حال خود بگذارید تا مثل همیشه مردم پنج آبادی، از آن بنوشند و کشتزارها، باغ ها و دامهای خود را سیراب کنند. آواز را از زبان رود روآر، که گت چشمه بزرگترین چشمه تامین کننده آب آن است، نگیرید تا مثل گذشته برای کشاورزان و دامداران این پنج آبادی بخواند و بنوازد.

۲۱ آذر ماه ۱۳۹۵

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

ahad.ghorbani@gmail.com

http://ahad-ghorbani.com

http://telegram.me/ahaddehnari

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.dehari

 

پیوست: قانون توزیع عادلانه آب مصوب شانزدهم اسفند ماه یکهزار و سیصدو شصت و یک

‌‌فصل اول - مالکیت عمومی و ملی آب ‌ماده ۱ - بر اساس اصل ۴۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آبهای دریاها و آبهای جاری در رودها و انهار طبیعی و دره‌ها و هر مسیر طبیعی‌دیگر اعم از سطحی و زیر زمینی و سیلابها و فاضلابها و زه‌آبها و دریاچه‌ها و مردابها و برکه‌های طبیعی و چشمه‌سارها و آبهای معدنی و منابع آبهای‌زیرزمینی از مشترکات بوده و در اختیار حکومت اسلامی است و طبق مصالح عامه از آنها بهره‌برداری می‌شود. مسئولیت حفظ و اجازه و نظارت به‌بهره‌برداری از آنها به دولت محول می‌شود.

‌ماده ۲ - بستر انهار طبیعی و کانالهای عمومی و رودخانه‌ها اعم از این که آب دائم یا فصلی داشته باشند و مسیلها و بستر مرداب‌ها و برکه‌های‌طبیعی در اختیار حکومت جمهوری اسلامی ایران است و همچنین است اراضی ساحلی و اراضی مستحدثه که در اثر پائین رفتن سطح آب دریاها و‌دریاچه‌ها و یا خشک شدن مردابها و باتلاق‌ها پدید آمده باشد در صورت عدم احیاء قبل از تصویب قانون نحوه احیاء اراضی در حکومت جمهوری‌اسلامی. (متن کامل قانون را در پیوند زیر بخوانید)

http://www.abfamarkazi.ir/_DouranPortal/Documents/toozeab_20160830_114028.pdf

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ملا نصرالدین گفته بود دیگی که بپه بزاید روزی هم میمیرد.توی این ویران زمین عاریایی رودخانه ها و کوه ها و چشمه هایی که هر حاکمی بتواند اسمش را عوض کند لابد قابل خرید و فروش هم می شوند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دریا‌خواری، کوه‌خواری، جنگل‌خواری، ساحل‌خواری، دشت‌خواری، بیابان‌خواری، کویرخواری، بستررودخانه خواری، شکر‌خواری، معدن‌سنگ‌خواری، نفت‌خواری، گاز‌خواری،.... یک خواری هم شما اضافه کنید چشمه‌خواری.
هیچ حزب و گروه سیاسی قادر به حل این مشکلات نیست مگر پابرهنه‌ها.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نه به خدا بلکه به راستی قسم زمانی که نام جناب احد قربانی دهناری را پای این مقاله دیدم جهت رفع هرگونه شبهه به مقاله کاسترو مراجعه کردم تا مطمئن شوم که ایشان همان شخص اند. میپرسم که آیا ایران یک کشور سوسیالیست است؟ و آیا آنچه در قوانین اساسی مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش نوشته شده نیز انعکاس سوسیالیسم میباشد ؟ و آیا در ایران کسی به قانون توجهی دارد که برای اجرای آن همگی پای یک تقاضا نامه " سوسیالیستی " را امضاء نمائیم ؟ والله نمیدانم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جل الخالق نه, جل المخلوق, قدیم ها میگفتیم به حق چیز های نشنیده, امروز آنقدر شنیده ایم که باید گفت به حق چیز های شنیده. چند روز پیش جناب احد قربانی دهناری در مقاله " مرگ فیدل کاسترو و پختگی سیاسی ما ایرانیان " در " فروپاشی اردوگاه سوسیالیستی، و عدم موفقیت سوسیالیسم " و مذمت آن که ضد مالکیت خصوصی ست داد سخن دادند و امروز از اینکه " رود، چشمه، دریاچه، دریا، جنگل، جوی ها و کانال های آبیاری، برکه ها، مرداب ها، چراگاه ها، کوه ها و راه ها متعلق به عموم مردم است، آنچه در عرف و قانون مشاع و مشترکات نامیده می شود. حتی یک فاصله ای از ساحل دریا و دریاچه و رود ها ملک مشاع و مشترکات محسوب می شود" سخن میگویند. اروپا و سوئد را نمیدانم اما آیا در آمریکای ضد سوسیالیست, چاه های نفت و چراگاه ها و ساحل های دریا تا فاصله معین و معادن و غیره ملک مشاع محسوب میشوند ؟ چگونه در عرض چند روز