موانع نظری – بوروکراتیک همپیمانی ملی و سکولار دمکراتیک باشندگان ایران

هنگامی جامعه ایران به تندپیچ های سیاسی نزدیک میشود، جنب و جوش ها برای همپیمانی ها اعتلاء می یابند و همزمان با افت مبارزات در داخل کشور، کوشندگان اپوزیسیون نیز در لاک خود فرو میروند. اینروزها با گسترش مبارزات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مردمی در ایران و رشد چشمگیر آگاهی سیاسی باشندگان ایران از ناتوانی های حکومت اسلامی در حل مسائل جامعه و تداوم سیاست فراافکنی های اسلامگرایان حاکم، چشم انداز فروپاشی درونی نظام و خیزش های سیاسی اجتماعی را در برابر اپوزیسیون قرار داده است.

 

می دانیم که اپوزیسیون امروز ایران، در وجه غالب و در سطح نظری به ضرورت کنار گذاشتن حکومت اسلامی و ایجاد یک نظام لائیک (سکولار) دمکراتیک به توافق نامکتوب دست یافته است.
سنگ این سمتگیری سیاسی، نخست توسط شاپور بختیار نهاده شد. پس از ان، بیش از یکدهه پیش، جمهوریخواهان دمکرات لائیک گفتمان لائیسیته را در اپوزیسیون طرح کردند و در گستره فضای سیاسی اپوزیسیون خارج و داخل کشور طنین انداخت. از چند سال قبل که سکولار دمکراتهای سبز از “جنبش سبز” دل کندند و در مدار جنبش سکولار دمکراتیک قرار گرفتند، جویبارهای فراوان سیاسی از خاستگاههای گوناگون در شاهراه اپوزیسیون حکومت اسلامی قرار گرفتند، بی آنکه هنوز این خواست عمومیت یافته در جنبش ملی باشندگان ایران تبلور یابد.
تاریخ سیاسی 38 سال گذشته ما، تاریخ افت و خیزهای بی امان بوده که بخش هائی از اپوزیسیون، همچنان زخمی و خونین، اهداف شریف، انسانی، آزادیخواهانه و ایراندوستانه را پیگیری کردند. آنچه در اپوزیسون کمرنگ بوده، همانا نقد عمیق گذشته خویش است.
هنگامی که کوشش برای تحقق یک هدف با شکست روبرو میشود، اصرار بر تداوم راه مبتنی بر اسلوب، فرهنگ و منش ناکارا، تکرار راههای رفته و تجربه تجارب شکست خورده است. هنگامی می توان از مدار بی هودگی خارج شد، که بازبینی ژرف و همه جانبه چرائی شکست ها در دستور کار قرار گیرد و برای تحول در جامعه، اپوزیسیون ایراندوست، جمهوریخواه، لائیک و دمکرات بعنوان شخصیت سیاسی بلوغ یافته و نقاد کجروی های خویش، در صحنه سیاسی ایران اعلام موجودیت کند.
بلوغ سیاسی اپوزیسیون در آینه تبیین (نقد) گذشته، تعیین جایگاه کنونی و طرح چشم انداز سیاسی هویدا میگردد. در 38 سال گذشته کوشش های زیادی توسط مخالفین حکومت اسلامی انجام گرفت و همچنین نقدها و آلترناتیوهای گوناگون طرح شد، با این وجود اپوزیسیون آزادیخواه و دمکرات همچنان در جایگاه قدیم خود، لجوجانه پای بر زمین می کوبد.
اپوزیسیون آزادیخواه و سکولار دمکرات بدون نقد خطاهای خود و توافق بر سر اهداف شفاف، نمی تواند اراده واحد ایجاد کند تا بتواند با گذر از حکومت اسلامی، قدرت سیاسی را بمردم انتقال دهد. بدینجهت لازم است موانع بوروکراتیک همپیمانی ملی و سکولار دمکراتیک باشندگان ایران مورد توجه قرار گیرد.
هدف چیست؟
هدف ما همانا نفی استبداد و پیشگیری از بازتولید استبداد در جامعه از طریق ایجاد، تحکیم و تعمیق مکانیزمهای یک نظام سکولار دمکراتیک در ایران است.
مشکل کجاست؟
حکومت اسلامی بعنوان نتنها مانع نخست آزادی انسان ایرانی، بلکه نهادی سیاسی – دینی فوق ارتجاعی، مسموم، ویرانگر و خانمانسوز، آسیب هائی آنچنان عمیق به جامعه و کشور ما رسانده که بخش بزرگ ان جبران ناپذیر و بخشی دیگر در نیم قرن هم میسر نیست.
گذر از نظام نکبت بار کنونی، یک ضرورت عاجل برای ایران و ایرانیان است. نیروئی که برآنست تا از خاستگاه انسانی و سکولار دمکراتیک، فردای ایران را بسازد، مجبور است از فرهنگ، منش و سیاستهای بورکراتیک – ارتجاعی پالایش یابد تا پا جای پای ارتجاع دیگر نگذارد.
مجموعه ای از نگرش های فرهنگی، سیاسی و تشکیلاتی، اپوزیسیون ایراندوست، آزادیخواه و سکولار دمکرات را فلج کرده که رئوس آنها چنین بنظر میرسند:

1-اراده گرایان متوهم: ما شاهد تشکیل شورانگیز بسیاری محافل سیاسی بوده ایم که با ادعای آلترناتیو حکومت اسلامی مدتی گردو خاک کرده و پس از چندی بخشن متوجه بلندپروازی ها در چاردیواری محفل خود گشته اند. اما بخشی از محافل، خود هویتی سیاسی – آئینی (فرقه ای) برای اعضاء آن شده و به اسباب کسب و کارشان تبدیل گشته است.
اراده گرایان متوهم تا دهه گذشته زیر نام کمونیسم، چپ و جنبش کارگری، “شکوفا” و پژمرده میشدند و اکنون زیر پرچم لائیک (سکولار) دمکراسی همان فرهنگ، منش و سیاست تکرار میشود.
2-این بیماری قدیم چپ و سکولارهای جدید، ریشه در فرهنگ، منش و سیاست آمرانه (بوروکراتیک) – ارتجاعی دارد که فرد، محفل، فرقه و … به وکالت اقشار و طبقات اجتماعی وارد کارزار مبارزه ای قیم مابانه میشود.
3-قیم مابی و فرهنگ و سیاست آمرانه (بوروکراتیک) یکی از نشانه های دور زدن مردم در گفتار، کردار و اندیشه سیاسی می باشد. نیروئی که فاقد ارتباط ارگانیک با اقشار و طبقات اجتماعی جهت بده بستان سیاسی – فرهنگی می باشد، این پروسه ضروری را از طریق “تله پاتی” انجام داده ، بنام مردم و بکام فرقه یا محفل خود، به کسب و کار “سیاست” مشغول میشوند. از اینجا فرهنگ، منش و سیاست کسب قدرت سیاسی بهر قیمت مضمون کار فرقه یا محفل میگردد.
در اپوزیسیون ایران صدها محفل و فرقه وجود دارند که برای کسب قدرت سیاسی خیز برداشته اند. اینها همان محافل، گروه ها، دسته جات، فرقه ها و احزابی هستند که هم و غم شان، کسب قدرت سیاسی است.
4-شاید بتوان گفت که پراکندگی موجود در اپوزیسیون، معلول تنوع مدعیان “تاج و تخت” و فرهنگی است که در این ضرب المثل آمده است: ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.حکایت اپوزیسیون ایران به دو پادشاه در یک اقلیم محدود نمیشود، کدخداهای روستاهائی که مهاجرت کرده اند، همه در جنگ سرد برای تسخیر تاج و تخت هستند.
5-اگر این اندیشه در اپوزیسیون جا باز کند که وظیفه ما روشنگری سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و تدارک عملی انتقال قدرت بمردم می باشد و اراده برخاسته از مجلس موسسان نظام نوین ، آنگاه که مغایر خواست ما هست، با اهرم های دمکراتیک بچالش کشیده میشود، جنگ “کدخداها” در کانال مبارزه سالم حزبی هدایت گردد و ما با خیل “درویش هائی” (بخوانید انسان های با فرهنگ و سکولار دمکرات) روبرو خواهم شد که دوش بدوش هم از خاستگاه باشندگان ایران و با فرهنگ و منش دمکراتیک و سازنده، همپیمان و همصدا می شوند.
بنابراین تا هنگامی که فرهنگ، منش و سیاست بوروکراتیک – ارتجاعی تسخیر قدرت سیاسی توسط محافل، گروهها، فرقه ها و احزاب در اپوزیسیون حاکم است، تشتت و پراکندگی بعنوان محصول آن، امری طبیعی می باشد. از اینرو اپوزیسیون خردمند ریل سیاست های خود را روی باور به جامعه ایران و سیاست انتقال قدرت به باشندگان ایران قرار می دهد که این مهم از طریق ایجاد مجلس موسسان نظام نوین آزاد، و سکولار دمکراتیک میسر است.
6-این پرسش مطرح است که امر برداشتن مانع حکومت اسلامی در ایران و تدارک مجلس موسسان چگونه میسر است؟
پاسخ من، ایجاد مجلس مهستان (خبرگان باورمند به برکناری حکومت اسلامی و ایجاد نظام سکولار دمکراتیک باشندگان ایران) با ترکیبی از کوشندگان اپوزیسیون داخل و خارج از کشور، بگونه ای که تنوع موجود در جامعه ایران را بنحو دمکراتیک بازتاب دهد.
مجلس مهستان می تواند نماد همبستگی ملی باشندگان ایران، مسئولیت گذر از حکومت اسلامی و انتقال قدرت بمردم را داشته باشد و عمر آن محدود به دوران پیکار برای برکناری نظام اسلامی، و اعتبار آن تا هنگام تشکیل مجلس موسسان نظام نوین تعیین گردد.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب خسرو گرامی،
واقعیت اینست که اکنون اپوزیسیون ایران هزاران نیروی خبره سیاسی در ایران و در تبعید دارد که کم و بیش نیم قرن در بطن مبارزه بوده اند. این نیروها سرمایه ایران هستند که باید از تجارب و استعدادهای آنها در سامانه ای مناسب (نهاد سیاسی) یاری گرفت و نه اینکه در یک ساختار حزبی آنها را حبس کرد.
اگر این خبرگان جنبش آزادی و دمکراسی در مهستان (مجلس "ریش سفیدان") بر مبنای ارزش های سکولار دمکراتیک متشکل شوند، می توانند بمثابه نماد خرد جمعی اپوزیسیون، خلاء اتوریته ملی را حل کنند.
با مهر و احترام
اقبال
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود و احترام خدمت جناب خسرو گرامی
هدف من از آنچه در بالا آمده است، بچالش کشیدن فرهنگ و منش آمرانه (بوروکراتیک) در همپیمانی های سیاسی است و نظری ست برای چکش کاری و صیقل یافتن نوشته شده است. از این لحاظ خوشحالم که نظرتان را بیان کردید. نوشتید:
"هیچ ترکیبی نمی تواند تنوع موجود در جامعه ایران را بازتاب دهد. مهستان و یا موسسان می باید نخست با متحدان طبیعی یک جریان سیاسی دموکراتیک شکل بگیرد و در انتها سایر گروه ها به آن بپیوندند."
شاید این کاستی نوشته باشد که به نیروهای سیاسی - اجتماعی مخاطب نپرداخته است، اما از روح حاکم بر نظر مشخص است که سخن من از اپوزیسیونی ست که 1- برانست تا از حکومت اسلامی عبور کند، 2- سکولاردمکرات است و 3-بر محور ساختن ایران فردا همپیمان میشوند.
نظر شما را کاملن درست می دانم که "هیچ ترکیبی نمی تواند تنوع موجود در جامعه ایران را بازتاب دهد". و اضافه بر ان،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبالی گرامی،"ایجاد مجلس مهستان (خبرگان باورمند به برکناری حکومت اسلامی و ایجاد نظام سکولار دمکراتیک باشندگان ایران) با ترکیبی از کوشندگان اپوزیسیون داخل و خارج از کشور، بگونه ای که تنوع موجود در جامعه ایران را بنحو دمکراتیک بازتاب دهد." همان دام گسترده ای هست که سالها در برابر اپوزیسیون جمهوری اسلامی پهن کرده اند. هیچ ترکیبی نمی تواند تنوع موجود در جامعه ایران را بازتاب دهد. مهستان و یا موسسان می باید نخست با متحدان طبیعی یک جریان سیاسی دموکراتیک شکل بگیرد و در انتها سایر گروه ها به آن بپیوندند. تجربه های کنفرانس های لندن و بروکسل و برلین و پاریس که ملغمه های از چپ و میانه و جمهوری خواه و سلطنت طلب بود و هیچ یک بیش از ششماه دوام نیاوردند در خاطرمان هست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خاتمي ورفسنجاني فارسي را بالاترازعربي ميدانند احمدي نژادميخواست فارسي را عمومي وسرتاسري نمايدخامنه اي ميگويدفارسي همه چيز ماست رژيم فاسد شاه اينهمه فارسي بازي وفارسي تازي نميكردوشما دراين مورد همان نظرات رهبران جمهوري فارسي اسلامي را داريد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما تازمانيكه بخاطرمنافع پان فارسيستي وتماميتخواهي خود,رژيم حاكم رااسلامي بناميدقادرنخواهيدشدمشكل ومعضل اصلي جامعه ايرانرا كه همان ارائه راه حل مساله ملي است رادرك كنيد!اگر رژيم فقط اسلامي است چرا زبان عربي كماكان درمدارس نواحي عرب زبان آزاد نيست؟اگر رژيم فقط اسلامي است چرا زبان عربي زبان رسمي نيست؟بمواضع رهبران رژيم خاطمي،رفسنجاني خامنه اي ,احمدي نژاد ،محسن رضائي و...همه وهمه مثل شخص شماپان فارس وتماميتخواه هستند!رژيم حاكم رژيمي فارسي اسلامي است