آزربايجان همچنان سدّ راه تبعيض و سلطه

اين متن ترجمه ى بريده هايى از مصاحبه ى تركى بنده با يكى از كانال هاى مجازى است.

 

 اعتقاد دارم تبعيض مالياتى زشت ترين كار رژيم است و براى همين عكس العمل ملت آزربايجان در برابر آن بايد عكس العملى از جنس وقايع قضيه ى كاريكاتور سوسك و فتيله اى ها باشد. بايد مردم مستقيم پيگير قضيه با شرايط مدنى و اعتراضات خيابانى باشند. ما براى حل اختلاف بين مردم و دولتِ سلطه، ريش سفيدى نمى كنيم كه مثل بعضى از همين دوستان حاضر در مباحثه به مردم بگوييم برويد از طريق نمايندگان اقدام كنيد. اتفاقاً خود همان نمايندگان بايد در صف اول اين اعتراض مدنى بيايستند. زشت تر از تبعيض مالياتى دولت ، عمل بعضى هاست كه مى خواهند با كوبيدن بر طبل اين تبعيض مردم را به راى دادن براى همين دولتِ تبعيض ترغيب كنند. ما نبايد در خانه بنشينيم و سكوت كنيم ، بلكه بايد از طريق يك اعتراض كاملاً مردمى، دولت را به عقب نشينى وادار كنيم. ما نبايد اين اعتراض مردمى را در پيچ و تاب جريانات ادارى كاناليزه كنيم كه در اينصورت خيانتى نابخشودنى انجام خواهيم داد. ما مبلغ حكومت نيستيم كه براى انسجام آن گلو پاره كنيم. اين كار را به حد كافى جاهلان و خائنين اين وطن انجام مى دهند. بعدش وقتى ما مى خواهيم به اعتراضات، شكل مردمى بدهيم نه شكل دولتى، محكوم به خيانت مى شويم.

 نقد سالم بايد در درون ما جا بيفتد. به يك انقلاب كلامى و بيانى احتياج داريم. در غير اينصورت لمپنيسم و سبك انديشندگان كه خانه هايشان بر روى آب و باد است بر بخش انديشندگى حركت لنگر خواهند انداخت و عملاً مغز حركت را مختل خواهند نمود.

 نبايد اراده ى اين ملت را تا حد بيانيه ها ى تبليغاتى براى رژيم ، كوچك بار بياوريم. ببينيد، همين قضيه ى تبعيض مالياتى را مثال بزنم. هيچ از خود پرسيده ايد كه چرا در آستانه ى انتخابات اين را رو كرده اند؟ كار خوبى كرده اند اما زودتر هم مى توانستند اينكار را بكنند.

 ببينيد دوستان، سكوت و بايكوت دو مقوله ى مجزا هستند. ما بايد بعضى چيزها را بايكوت كنيم. مثلاً فروشگاه هايى را كه به اسامى فاشيسم مزينند بايد بايكوت كنيم. بايكوت شكلى از مبارزه است، اين را با سكوت اشتباهى نگيريد. اما در مورد مسائلى همچون تبعيض مالياتى بايد شيوه هاى مدنى جديدى از اعتراضات را بيازماييم.

 مى پرسيد چه كار بايد كرد؟ اشكال اعتراض و مبارزه بايد عوض شود. اعتراص خصوصى از طريق نمايندگان و از كانال دولت در مسائلى همچون تبعيض مالياتى حتى اگر جواب هم دهد كه نمى دهد هرگز روح زخم خورده ى ما را تسكين نخواهد داد. مسئله ى ما ايستادگى در برابر تبعيض است. به يك اعتراض عمومى و مردمى احتياج داريم. آيا اين كار شدنى است؟ ما چندين بار در اين دهه ها اين كار را كرده ايم.

 در آستانه ى انتخابات خيلى ها يقه جر خواهند داد كه به ما راى بدهيد تا از حقتان دفاع كنيم اما بعضى اهانت ها و تبعيض ها با بوروكراسى و كاغذبازى حل نمى شوند. اين نمايندگان راى مردم را مى خواهند نه امر مردم را. آمر اين نمايندگان مردم نيستند ولى فقيه و شوراى نگهبان و مركزگرايى و هزار و يك مصيبت ديگر است. آمر اين نمايندگان آزربايجانچيليق نيست ايرانيت است. جامعه ى آزربايجان در مورد تبعيض هاى اين چنينى بايد اعتراضى عمومى راه بيندازد. مسئله فراتر از بازيهاى انتخاباتى است.

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خسن و خسین سه خواهری بودند که گرگ آنها را درید.این گونه است بیانات پان ترکان.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اين نمايندگان راى مردم را مى خواهند نه امر مردم را. آمر اين نمايندگان مردم نيستند ولى فقيه و شوراى نگهبان و مركزگرايى و هزار و يك مصيبت ديگر است. آمر اين نمايندگان آزربايجانچيليق نيست ايرانيت است. جامعه ى آزربايجان در مورد تبعيض هاى اين چنينى بايد اعتراضى عمومى راه بيندازد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خواهشمندم مسئله را جدی بگیریم. نظرات را نقد کنیم. القاب استاد، مهندس، دکتر یا فیلوسوف دادن به اشخاص نظر آنان را مهمتر از بقیه نمی کند. هستند کسانی که استاد واقعی دانشگاه می باشند اما از مردم دور، از حقیقت دور و در خدمت ظالم.
آقای لوایی تحصیلات حوزوی دارند اما در مسائل ملی هم مقالاتی می نویسند. چه اشکالی دارد؟ این بهتر از روزه خوانی در مساجد نیست؟
من هم با نظر ایشان موافق هستم که باید جواب این دولت را در خیابانها بدهیم و هم با این نظر که می توان با مراجعت به نمایندگان، دیوار نویسی، شبکه های اجتماعی و... اعتراض کرد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ملت آذربایجان؟!! من بعنوان شخصی که جد اندر جد ترک زبانم به ایرانی بودنم افتخار میکنم و حساب کثافتای حاکم بر ایران را از مردم ایرانم جدا میدانم
جانم فدای ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عجیب است که این "ناشناس" برای خودش لقب "استاد" میدهد و ادعا دارد که آن ناشناس مردم را به پای رای می ریزد. کامنتها را دوباره خواندم اما کسی از رای دادن حرفی نزده است. فقط اعتراض کردن بحث است و بس. حال اگر تظاهرات هم باشد، چه بهتر.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منظور استاد دانشمند این است که، مشابه تظاهراتی بر علیه سوسک را در آمریکا راه بیندازیم؟ یا دستور آتش از راه دور برای تبریز صادر می فرمایند، که در آن صورت جناب استاد دانشمند باید تشریف بیاورند به تبریز تا اگر برنامه کتک خوری و باطوم خوری باشد، با هم نوش جان کنیم،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ناشناس
منظور استاد این است که ما می توانسناین کار را دوباره هم بکنیم. در جریان سوسک و فتیله این کار را کردیم و نتیجه گرفتیم. تو می خواهی مردم را بریزی پای رای. استاد می خواهد مردم به اعتراض عمومی دست بزنند. کجای این کار غلط است؟ نظر تو اشتباهه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تخریب آذربایجان جنوبی از طرف دولت نژاد پرست ادامه دارد، معادن زیر زمینی مارا چپاول می کنند، نسل کشی فرهنگی ادامه دارد، بیش از نصف آذربایجانیها اجبارأ به مناطق فارس نشین مهاجرت کرده اند که شاید کاری پیدا کنند و لقمه نانی به خانه ببرند. بازوهای مختلف پان ایرانیزم برای از بین بردن ما متحد هستند. ما باید دست به عکس العملی بزنیم. از هر فرصتی برای اعتراض استفاده کنیم. از طریق نمایندگان مجلس، مسئولین استانی، شبکه های اجتماعی، دیوار نویسی، شعار های اعتراضی در میدانهای ورزشی، تظاهرات خیابانی و.....
به جای دمیدن روح امید به مردم و دعوت به اعتراض، کاشتن یأس و نا امیدی کار صحیحی نیست. طوری نکنید که مردم خانه نشین شوند. به این قسمت مقاله

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب لوائی عزیز
نوشته های شما مثل نوشته های پان ایرانیسیت ها می باشد برای امروزاست وبس،اتفاقاً آنها دوست دارند وسیاست گذاری می کنند که شما به همین روش مبارزه مدنی را ادامه بدهید وبقول خودشان درحاشیه به مانید اگرامکان آن را دارید کتابی بنویسید.
پیشنهادمی کنم درنوشتهای خود موارد ذیل را شاخص قرارداده وروی آنها تاکید کنید:
- زبان فارسی
- دین اسلام ومذهب شیعه
-کشورایران
باید بگویم ای کسانی که زبان فارسی ومذهب شیعه وایران را دوست دارید اینها یادگارماترکها است چون شما تا زمانی که ماترکها اعراب را ازایران بیرون نکرده بودیم فارسی زبان شما نبود .
اگرنبود شاهان غزنوی اکنون ایران یک کشورعربی زبان بود ایران درمقایسه بامصرهیچ است ازشاهان مصرآثار،زبانی وشهرهای آباد ماند ولی ازشاهان فارس هیچ نمانده چون نداشتند.
آوردن زبان فارسی صرفاً برای این بودکه اعراب ازرسمی شدن زبان ترکی سواستفاده نکنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آزربایجان حول محور لوایی و تبریز و شمس تبریز نمی چرخد، هر تک تک ما آزربایجانی ها یک جز کوچکی از آن هستیم، بدون ما هم او بوده و بدون ما خواهد بود،
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محمدرضا لوائی از ستم و تبعیضات آخوندی می گوید ، اما آدرس غلط می دهد و فقط این تبعیض را متوجۀ هموطنان آذربایجانی می داند ! او خوب می داند که تمامی مردمان ایران از ستم و تبعیضات آخوندی در رنج و عذاب هستند اما به دلیل تفکرات پان ترکیستی و تعصبات طایفه ای به این مهم اشاره ای نمی کند. آیا در فارس و خراسان و شهرهای فقیر استانهای مرکزی مردم از تبعیض رنج نمی برند؟ آیا آزادی مذهبی دارند؟ آیا یک شیعه می توان بگوید ، با ولایت فقیه من درآوردی مخالف است؟ تعداد زندانیان و اعدامیهای سیاسی را ببینید؛ کدام شهر ایران است که فقر و فلاکت نداشته باشد؟ آمار بیکاری استانهای فارس، لرستان و کهکیلویه را دیده اید؟ مشکل اصلی ایران نبود آزادی و برابری و وجود نحس رژیم پلید جمهوری اسلامی است. در ایرانِ تحت حاکمیت آخوندها به هیچ وجه ستم ملی وجود ندارد ، بلکه آن ستمی که وجود دارد ستم مضاعف مذهبی است؛ مانند ستم -

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای عبور از نا ممکنها تمام ممکنها را باید سفربر کرد. و برای آزاد زیستن مثالها و تمثیلها کافی نیست . چون هر کس به اندازه درکش میفهمد. و فهم من و ما چیست از زندگی در آزادی ؟ تو از فهم سخن به چه عللت میکنی ؟ که فهمیده ها نا فهمترینند بدون درک .! به تو می اندیشم که چرا خط قرمز فرهنگ اسارت را درهم نمیشکنی ؟ و شاید شکسته ای قبل از شکست استعمار فرهنگی ؟ بشکن تا میتوانی در هم بشکن - خود و خود استعماری را در داخل افکار پر از تبریزِ خویش. ! تو تبریز را در داخل خویش نیست خویشتن را از تبریز بپرس که تبریز با شمسِ تبریزش تو را به خوبی یاد دارد.! و به یاد تبریز از نجات تبریز بنویس که آزربایجان با تمام وجودش چشمش را به تبریز دوخته است.! تبریز در کجای کار میلنگد ؟ تبریز برای رهایی از استعمار و استبداد چه باید بکند. !

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گاندی پیروانش را تشویق می‌کرد تا انضباط درونی را تمرین کنند تا برای استقلال آماده شوند. گاندی می‌گفت هندیان باید ثابت کنند که شایستگی استقلال را دارند. این عقیده بر خلاف رهبرانی مانند آوربیندو بود که می‌گفتند استقلال هند درباره‌ی داشتن یک حکومت بهتر یا بدتر نیست بلکه این حق هند است که دولتی مستقل داشته باشد.
در طول جنبش استقلال خواهانه ی هند گاندی با افراد دیگری مانند سوبهاس چاندرا نیز درگیر شد، فردی که طرفدار مبارزه مستقیم برای سرنگونی انگلیس‌ها بود.
گاندی اگر در طول اعتراضات متوجه خشونت یا هرگونه شورش می‌شد، بلافاصله اعتصاب را لغو می‌کرد.
در سال 1930 ،برای مخالفت با قوانین نمک، گاندی یک راهپیمایی مشهور به سمت دریا را هدایت کرد. آن‌ها در دریا نمک خود را ساختند که تخلف از قوانین انگلیس بود. صدها نفر دستگیر شدند و زندان‌های هند پر از افرادی بود که طرفدار استقلال هند بودند.