سه پرسشی که هر ایرانی آزادیخواه باید بدان پاسخ دهد!

سه پرسش فراگیر ملی در برابر تک تک ایرانیان آزادیخواه که خواهان برچیده شدن حکومت اسلامی هستند، قرار می گیرد؛

1-چگونه ما ایرانیان ازادیخواه همپیمان شویم؟

2-چگونه از استبداد و دیکتاتوری (حکومت اسلامی) عبور کنیم؟

3-چگونه ایران ویران شده توسط اسلامگرایان را بسازیم؟

اگر جامعه سیاسی ایرانی نتواند پاسخ های شفاف، قاطع، شجاعانه، آزادیخواهانه و سکولار دمکراتیک به پرسش های بالا دهد، تاریخ و آیندگان هرگز ما را نخواهند بخشید!
 

پس از بقدرت رسیدن ترامپ روی دست های اقشار پائین و متوسط جامعه امریکا، سیاست در یکی از ستادهای بزرگ سرمایه، تا حد ابتذال عامیانه، دلالی، غیرقانونمند و افسارگسیخته شده است. برای جامعه ایرانی که 38 سال حکومت اسلامی را تجربه کرده است، این گونه “سیاست” ورزی ناآشنا نیست.

در چنین دوران هرج و مرج آفرین، باید همواره منتظر رخدادهای تازه بود، رخدادهائی که می توانند به فجایع بزرگ برای جامعه بشری فراروند. سیاست های نوین دولت امریکا در ارتباط با باجگیری، تنبیه و سرکوب اسلامگرایان، فصل تازه ای در سیاست های امریکا گشوده  که نتنها دوری دولت اوباما از ارزش های سکولار دمکراتیک را درک نکرده، بلکه از خاستگاه سکولار بوروکراتیک کاسب کارانه، پایگاه های اصلی فاشیسم دینی را بر اساس معیارهای دلالانه و ظرفیت های باج دهی طبقه بندی کرده است.

ما نیک می دانیم که خاورمیانه همچنان کانون اصلی زورآزمائی قدرت های بزرگ جهانی می باشد و در جهان تروریست پرور اسلامی، گرچه عربستان، پاکستان، لبنان، فلسطین .. گوی سبقت را از آخوندهای شیعه ربوده اند، اما ظاهرن اسلامگرایان ایران در صدر لیست “تنبیه” دولت امریکا قرار گرفته اند.

ما شاهد تغییراتی در بلوک بندی های منطقه و جهان هستیم. در آستانه تکوین همپیمانی های منطقه ای و جهانی، ایران ما کجا ایستاده است؟

واقعیت اینست که حکومت اسلامی در 38 سال گذشته، خود را قسطی به روسیه فروخته و با سمتگیری دولت ترکیه بسوی همپیمانی با روسیه، اکنون بعنوان جنس بنجل و تاریخ مصرف سرامده در سیاست های کلان روسیه طبقه بندی شده است.

حکومت اسلامی پس از نزدیک به چهار دهه بیدادگری در ایران و تبلیغ و ترویج خرافه گرائی، خشونت طلبی و فرقه گرائی و ایجاد بزرگترین طیف دشمنان ممکن در کشورهای اسلامی سنی و جهان،  تنها و بی کس مانده و قدرت آن به اقدامات ایذائی چندین گروه تروریستی اسلامی در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و یمن محدود است.

در این دوران ابتذال سیاست معطوف به تغییر نقشه خاورمیانه و فراموشی ارزش های جهانشمول حقوق بشر و سکولار دمکراتیک، حکومت اسلامی بشدت منزوی، شکننده تر و آبروباخته تر شده است.

سخن روز من اینست که پس از 38 سال تاوان دهی ایرانیان برای اسلام و اسلامگرایان، اکنون باید تاوان تعلل و سستی خود در براندازی حکومت اسلامی و نیز تاوان جنایات، خرافات، توحش و بربریت اقلیت ناچیز اسلامگرایان حکومتی را به دولت امریکا بپردازند.

بنظر میرسد سیاست های امریکا (ترامپ) همانا همپیمانی (باج گیری) از کشورهای عربی و همسوئی با ترکیه و روسیه، و هدف قرار دادن موجویت ایران است! در این شرایط بسیار حساس و سرنوشت ساز برای ایران و باشندگان ایران نمی توان سیاست صبر و انتظار پیشه کرد.

باید بجای دم تکان دادن برای دولت امریکا و … ، به جامعه ایرانی مراجعه کرد، عامل سقوط و همه خفت ها و خواری های ایران و ایرانیان را بمردم نشان داد و اهمیت همپیمانی سکولار دمکراتیک باشندگان ایران و تشدید پیکار برای کنار گذاشتن حکومت اسلامی را بانگ زد.

از اینرو سه پرسش فراگیر ملی در برابر تک تک ایرانیان آزادیخواه که خواهان برچیده شدن حکومت اسلامی هستند، قرار می گیرد؛

1-چگونه ما ایرانیان ازادیخواه همپیمان شویم؟

2-چگونه از استبداد و دیکتاتوری (حکومت اسلامی) عبور کنیم؟

3-چگونه ایران ویران شده توسط اسلامگرایان را بسازیم؟

اگر جامعه سیاسی ایرانی نتواند پاسخ های شفاف، قاطع، شجاعانه، آزادیخواهانه و سکولار دمکراتیک به پرسش های بالا دهد، تاریخ و آیندگان هرگز ما را نخواهند بخشید!

http://www.tribuneiran.org/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A...

 

بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبالى، ضمن سپاس از پاسخ تان، بايد عرض كنم:
نميدانم بر چه مبنايى شما به اين نتيجه رسيده ايد كه هدف از گفتمان ملى بر پايه منافع ملى، معنايش اتحاد پيرامون منافع ملى است؟
در كدام نوشته يا گفته از سوى من يا دوستانم ، يا اسنادى كه مربوط به طرح گفتمان ملى بر پايه منافع ملى ارايه شده سخن از اتحاد پيرامون منافع ملى زده ام يا زده شده است؟
هرچند كه من شخصآ معتقدم اگر نيروهاى سياسى آزاديخواه و دمكرات ما داراى آگاهى هاى مطلوب سياسى بودند، و دغدغه هايشان بواقع ايران و همه مردم ايران بود، ميشد حول محور منافع ملى نيز به اتحاد رسيد. زيرا كه بدون ترديد تعريف شان از منافع ملى با توجه به معنا و مفهوم كلمه و با توجه به خواست شان يعنى برقرارى آزادى و دمكراسى
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ناصر پاك نژاد گرامی؛
1- ممنون از بیان نظرتان
2- واقعیت اینست که من مخالفت شخصی نه با شما و نه با دوستان شما دارم.
3- معیار "منافع ملی" برای همبستگی باشندگان آزادیخواه ایران کافی نیست. ظرف "منافع ملی" دیگی ست که نیروهائی از مدعیات تاج و تخت و احیاء نظام موروثی تا سیدعلی خامنه ای و مدافعان حکومت اسلامی را در بر می گیرد. در پاسخ شما (اتحاد پیرامون منافع ملی) راه حلی برای آزادی ایران و ایرانیان، برچیدن حکومت اسلامی و برپائی نظامی آزاد، دادگرانه و لائیک دمکراتیک مشاهده نمیشود.
4- اگر شما دیکتاتوری را یافتید که بنام مردم و منافع ملی حکومت نکرده باشد؛ آنگاه باید بشما حق داد که فرمول راهگشای تان از سوی دیگران درک نشده است.
5- در پایان خدمت شما عرض کنم که مسئله فوری نه "گفتمان ملی بر پایه منافع ملی" بلکه گفتمان سرنگون طلبانه برای پائین کشیدن حکومت اسلامی و انتقال قدرت بمردم است،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاى اقبالى، براى رسيدن به جواب همه پرسش هاى شما تنها در انجام گفتمان ملى بر پايه منافع ملى امكان پذير است. موردى كه شما و دوستان تان بدون اينكه پاسخ مناسبى در رد آن داشته باشيد، حاضر نشديد تن به آن بدهيد.!!!
بدينجهت، شما به من بگوئيد وقتى راه حل اياسى ترى از گفتمان ملى بر پايه منافع ملى نداريد، به چه دليل از عدم پذيرش آن طفره ميرويد؟
آيا به اين دليل ايت كه مطرح كنندگان آن من و دوستانم بوده ايم؟
اگر چنين است، آيا اصولى است كه به دليل مخالفت تان با من و دوستانم، به منافع ملى لطمه بزنيد؟
آقاى اقبالى، از نظرمن، تا هنگامى كه شما و اشخاصى مانند شما الويت تان بر اساس تأمين منافع ملى نباشد، أب از آب تكان نخواهد خورد. و اين رژيم همچنان بر مسند قدرت باقى خواهد ماند.
حال پرسيدنى است: اشخاصى كه الويت شان بر مبناى تآمين منافع ملى نمى باشد، آيا در هرآنچه كه اين رژيم بر سر ايران و ايرانى