ایران، چشم به ایراندوستان دارد

ایران امروز در انتظار اراده دوستان و عاشقانش است تا از ذلت و خواری بسوی شکوه عظمت پیش برود . ایران را تنها نگذاریم ، بیایید با همدلی و مهر ، آیین پهلوانی ، دلاوری و شجاعت ، گذشت و فداکاری را زنده کنیم و بی ترس و هراس آینده میهن را به نیکی رقم بزنیم

 

 

دیروز یکشنبه ۱۷ بهمن ۹۵ بود و من در شیفت و محل کارم بودم ، دو پیامک پی در پی و یکسان به گوشی همراهم رسید . نوشته بود به جهت پرونده شماره فلان ردیف چنان ، در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۹۶ در شعبه یک دادگاه انقلاب شهریار حضور داشته باشید . برگ احضار به در خانه نمی فرستند چون ما از آن بهره برداری سیاسی کرده و برگه را در فضای رسانه منتشر می کنیم !

 این پرونده در ارتباط با بازداشت و زندانی شدنم در روز ۲۳ آبان ۹۵ توسط وزارت اطلاعات است که اتهام آن تبلیغ علیه نظام بود !؟  و جالب اینجاست که پارسال نیز پرونده ای با همین اتهام تبلیغ علیه نظام در همین شعبه یک دادگاه انقلاب شهریار رسیدگی و به ۶ ماه زندان محکوم شدم که با اعتراض ما به دادگاه تجدید نظر استان تهران فرستاده شده و چند روز پیش برگ احضارش بدستم رسید که تاربخ دادگاه تجدید نظر روز ۲۲ اردیبهشت ۹۶ بود . چند روز پیش نیز باز هم در محل کارم نشسته بودم که تلفن همراهم زنگ زد و شماره بسته بود ، فردی از آن سوی خود را مامور وزرات اطلاعات معرفی کرد و از من خواست که مراقب خودم باشم !؟ پرسیدم چرا از تلفن درست و حسابی زنگ نمی زنید تا شماره آن در گوشی درج شود و گفت به ۱۱۳ زنگ بزن و بپرس ! ناراحت این بود که چرا از شهناز اکملی حمایت می کنم و اگر کسی بازداشت می شود حتما مشکلی دارد ! خواست تهدید کند که ترمزش را کشیدم . گفت هر جا خواستی قرار بگذار من بیام گفتگو کنیم ، در محل کار یا جای دیگر ، بعد پرسید شغل شما چیه ؟ ! گفتم آتش نشانم ، جالب بود که از اطلاعات زنگ می زد شماره همراه مرا داشت اما شغل مرا نمی دانست !؟ . به هر روی می توانستم پاسخش را ندهم و در همان آغاز قطع کنم چون شماره ناشناخته یعنی مزاحمت و تهدید ، دیدار و گفتگو با من برای همگان آزاد و آسان است چون خانه و محل کار و تلفنم در اختیار همه دوستان قرار دارد و در این میان اگر مقام امنیتی ، اطلاعاتی ، قضایی با من کاری داشته باشد به راحتی در دسترس هستم و زندگی پنهانی ندارم ، پس نیاز نیست کسی با تلفن ناشناخته و بسته با من گفتگو کند ‌.

با توجه به فعالیت سه وجهی من در عرصه سیاسی ، مدنی و حقوق بشر در طی ۳۰ سال گذشته تاکنون که در حد بضاعت و توانایی خودم بوده و هیچگاه ادعایی نداشتم و همواره هزینه آزادیخواهی و عدالت جویی و اعتراض و انتقاد را پرداخت کرده ام ، پس دیگر لازم نیست که دستگاه یا نهادی مرا تهدید کند ، من تا هنگامی که در ایران سرزمین محبوبم شاهد سرکوب ، ستم و بیداد ، بیکاری ، فقر ، اعتیاد ، شکاف طبقاتی دهشتناک ، رانتخواری ، اختلاس ، ناکارآمدی مدیران ، بی توجهی به محیط زیست ، نبود احزاب ، سندیکاها ، سازمان و انجمن های مردم نهاد ، اعدام ، تبعیض ، گرانی ، فرار مغزها ، پرونده سازی ، بازداشت و زندانی کردن فعالان مدنی ، سیاسی و عقیدتی ، سرکوب به نام قانون و تحت پوشش تبلبغ علیه نظام یا اقدام علیه امنیت ملی ، عدم حاکمیت راستین قانون ، تهدید ، ارعاب ، ورود غیر قانونی به خانه با نام قانون و امنیت ، خفقان و ... باشم ، قلم و زبان و رفتارم از انتقاد و اعتراض کوتاه نخواهد آمد . سال های زندگی من نیز همانند مردم کشورم همراه با انقلاب و جنگ و زندان و اعدام و فریبکاری و بیداد و ظلم گذشت ، که نباید این گونه می شد چرا که انقلابیون حاکم هنگامی که به قدرت رسیدند ایران آماده بزرگی و پیشرفت در اندازه کشورهای نخست جهان بود و همه چیز مهیا برای فر و شکوه و عظمت میهن بود .

تاربخ و فرهنگ روشن و گرانسنگ ، جغرافیای مستعد ، مردم آماده برای همراهی ، ذخایر و منابع بزرگی چون نفت و گاز و ثروت های بیکران دیگر ، همه و همه فقط نیاز به دستگاه مدیریتی توانمند و عاشق و فرهیخته داشت تا بسوی ابرقدرت شدن در گیتی پرواز کنیم ، اما افسوس که تاریخ نخوانده بودیم و هیجان و شور و گمراهی از میدان پیشرفت بیرونمان کرد و شد آنچه نباید می شد . اکنون نیز من همچنان با اندیشه پیشرفت و بزرگی ایران و خوشبختی و سعادت مردم میهنم زندکی می کنم و می دانم که بسیاری از هم میهنانم نیز همانند من می اندیشند و در همه جا حضور دارند ، از مردم عادی ، کارگر ، کارمند ، کارشناس ، نظامی و سپاهی ، امنیتی و اطلاعاتی ، قضایی و قاضی ، تاجر و فروشنده که همگی در لایه های گوناگون جامعه زندگی می کنند و در پی مجد و بزرگی میهن و مردم هستند . برای اینکه میهن ارجمندمان را بسازیم باید روندی را طی کنیم که در آن قانون حرف نخست را بزند و براستی تجلی اراده ملی مردم در تحقق عدالت باشد و هیچ شخص و نهاد و دستگاه و مقام و گروهی نتوانند خود را بالاتر از قانون بدانند و همگان در پیشگاه قانون برابر باشند ، دستگاه های حکومتی و دولتی و نهادهای تابع آن باید شفاف و روشن و کارآمد عمل کنند و همگی در مسابقه خدمتگزاری راستین به میهن و مردم گوی سبقت از هم بربایند ، جامعه مدنی تقویت و نیرومند گردد و رسانه های آزاد شکل بگیرد تا بتوانند به تاریکتربن و پنهانی تربن نقاط نور افشانده و خیانت ها را برملا کنند . همه فعالان مدنی ، سیاسی ، عقیدتی از زندانها آزاد شده و دیگر هیچگاه فعالان دلسوخته در کشور مورد آزار ، تهدید ، پرونده سازی و زندان قرار نگیرند . ثروت ها و درآمدهای ملی ایران صرف عمران و آبادی کشور گردد ، انجمن ها و کانون های صنفی ، احزاب و سازمان های مستقل شکل بگیرد تا با همراهی مردم ، نخبگان و کارشناسان فرهیخته و خدمتگزار را تحویل اجتماع نمایند . با این روش بساط رانتخواری و اختلاس و کلاهبرداری برچیده می شود ، و اقتصاد بسوی شکوفایی پیش خواهد رفت و آنگاه شکاف طبقاتی ترمیم می گردد ، آنجاست که اخلاق جای بی اخلاقی کنونی را خواهد گرفت و باز هم شاهد نیرومندی مردم خواهیم شد .

بی تردید روش کشور داری تاکنون درست عمل نکرده که شاهد این همه رنج و گرفتاری هستیم و باید چاره ای دگر اندیشید و راه درست را پیش بگیریم ، ایران امروز در انتظار اراده دوستان و عاشقانش است تا از ذلت و خواری بسوی شکوه عظمت پیش برود . ایران را تنها نگذاریم ، بیایید با همدلی و مهر ، آیین پهلوانی ، دلاوری و شجاعت ، گذشت و فداکاری را زنده کنیم و بی ترس و هراس آینده میهن را به نیکی رقم بزنیم . ایدون باد . پاینده ایران ...

Image may contain: 1 person, standing and sitting
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.