اجتهادِ مذهب شیعه: چرخ پنجم فقه

اگر اجتهاد در دین اسلام و مذهب شیعه، کارکرد راستین خود را داشت، به یک دین پیرائی دائمی منجر می شد که جوابگوی باور و کرامت انسان دوران معاصر بود. فقها بیش از این نمی توانند بر طبل اعدام، تکفیر، حذف، ممنوعیت و اعمال قهر بکوبند.

اجتهادِ مذهب شیعه: چرخ پنجم فقه

جستار گشائی

اجتهاد در لغت به معنای تلاش و کوشش است و در اصطلاح اسلامی کوشیدن برای یافتن پاسخ و راه حل برای مسائل و مشکلات نو در زمینه فردی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بر مبنای قرآن، سنت، عقل و اجماع است.

دستاوردهای علوم و فنون از یک سو و پیامد حکومت دینی در ایران، بسیاری از باورهای اصلی و فرعی دین اسلام و مذهب شیعه را زیر سوال برده است. آیا فقهای شیعه از امکانات اجتهاد برای جوابگوئی به نیاز روز استفاده می کنند؟ کارنامه مجتهدان و فقها در برخورد با اندیشه های نوین اجتماعی و انسانی چیست؟

 

روحانیت شیعه و نواندیشیان دینی

پس از برچیده شدن بساط خلفا، هرچند روحانیون و به ویژه روحانیون شیعه سهمی بزرگ در بهره مندی از دسترنج توده ها، بدون شرکت در چرخه آفرینش و سازندگی داشتند و مسائل حقوقی و آموزشی در دست آنها بود، ولی همیشه خواهان قبضه صد در صد قدرت بودند. این آرزوی دیرینه روحانیون را که می توان از دوران سامانیان تا دوران پهلوی در تاریخ ردیابی کرد، با روی کار آمدن آیت اله خمینی و جمهوری اسلامی، برآورده شد. آیت اله خمینی با تلاش فکری آیت اله منتظری حکومت صدر اسلام که برای نظام اجتماعی عربستان بدوی ایجاد شده بود را در شکل حکومت ولایت فقیه در جامعه مدرن ایران پیاده کردند.

با به قدرت رسیدن روحانیون، اجتهاد بازهم نان و آب آورتر و به شدت سیاسی شد و به درگیری های جدی بین کلیدداران بهشت منجر شد. برای نمونه، آیت اله منتظری در سخنرانی ۲۳ آبان ۱۳۷۶ خود که منجر به حمله به حسینیه و حصر خانگی او شد، مستقیمن آیت اله خامنه ای را خطاب قرار داد و گفت: "این کارها مبتذل کردن مرجعیت شیعه نیست؟ ... بی رو دربایستی شما صلاحیت مرجعیت ندارید و حق ندارید فتوا بدهید."

دستاورهای علوم طبیعی، علوم اجتماعی، انسانشناسی، فلسفه، به ویژه فلسفه و علوم سیاسی افق های تازه ای را به سوی بشر باز کرده است. مفاهیمی چون آزادی، برابری، کرامت انسان، رواداری، احترام به حریم خصوصی فرد، برابری زن و مرد، فردباوری (individualism) و . . .  به ایمان، باور مذهبی جایگاه دگرگونه ای بخشید، که با باورهای دوران سده میانه تفاوت ماهوی دارد.

فقهای شیعه به دستاوردهای فنی، علمی، علوم انسانی واکنش نشان ندادند. هیچ دین‌پیرایی در اسلام صورت نگرفت. حتی واحد پول همان واحد ارز عربستان باستان باقی ماند. دیه مرد مسلمان ۱۰۰ شتر و دیه زن مسلمان ۵۰ شتر است.

شوربختانه، اسلام چنان سابقه غنی از خشونت و چنان سابقه فقیر از گفتگو، رواداری و اقناع دارد که هر تلاش نوگرایانه ی انسان دوستانه، هر تلاش نوگرایانه برای نوسازی اندیشه ها و قوانین با نمونه های فراوان تاریخی از سوی قشریون و عوامفریبانه توجیه می شود.

روحانیت شیعه نه تنها هیچ قدمی در جهت انطباق قوانین اسلامی که در جامعه بدوی عربستان و منطبق با دانش و شناخت حقوق و وظایف انسان درآن جامعه و در آن دوران تدوین شده بود نمی کنند، بلکه هر نواندیشی را به جرم بدعت، خلع لباس، محاکمه و یا محدورالدم و یا ترور می کنند.

هر چند تلاش در جهت پیرایش دین اسلام به قدمت خود این دین است، اما حال که نزدیک چهل سال از حکومت بلامنازع روحانیونی که تمامی مخالفان و رقیبان، سکولار و مذهبی خود را با خشونت محو و نابود کردند، می گذرد، کارآئی فقه اسلامی و لزوم اجتهاد کارا و ژرف ذهن بخشی از روحانیون و تحصیل کرده های مذهبی را به خود مشغول کرده است.

اگر از تلاش های پیرایه خواهان و نواندیشانی چون آخوند خراسانی، سید اسداله خرقانی، محمدحسن شریعت سنگلجی، علی اکبر حکمی‌زاده، مهدی بازرگان، حیدرعلی قلمداران، محمدرضا نکونام و .... بگدزیم، چهره‌هایی چون محسن کدیور، اکبر گنجی، آرش نراقی، عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری، علی‌اصغر غروی، مصطفی ملکیان و . . . .  باورها و قوانین مسلمانان را در پرتو علوم طبیعی-تجربی و علوم اجتماعی-انسانی مدرن به ویژه فلسفه‌، فلسفه سیاسی و دین‌پژوهی جدید، با نگاهی متمایز از باورهای رایج و موروثی فقها و مجتهدین مطرح می کنند.

از آنجائی که هرگونه انتقاد به روحانیون و برداشت آنها از سوی مسلمانان بنیادگرا تحت عنوان بدعت و نوآوری در دین با خشونت مجازات می شود، این پرسش بجا، بارها مطرح شد که معیار تمایز میان اجتهاد و بازسازی فکر دینی از یک سو و بدعت، نوآوری و دین‌سازی چیست. ولی این پرسش تا به حال بی پاسخ ماند.

عمومن روحانیون بنیادگرای ایرانی نه فقط نوآوری، بلکه هر گرایش به گفتگو، نرمش و رواداری را نیز با خشونت باورناکردنی پاسخ می دهند و هیچگاه باب گفتگو و بحث جدی را در باره اسلام و قوانین آن نگشودند و نمی گشایند. آیت اله منتظری، میرحسین موسوی، آیت اله رفسنجانی، آیت اله کروبی و آیت اله خاتمی از این دسته هستند، علیرغم تعهد آنها به جمهوری اسلامی، علیرغم شرکت آنها در بنیانگذاری جمهوری اسلامی و علیرغم آغشته بودن دستان آنها در قتل عام اندیشمندان و جوانان میهن، در تلاش آنها در ادامه جنگ خانمانسوز ایران و عراق پس از بازپس گرفتن خرمشهر و رسیدن به مرزهای ایران و عراق، علیرغم شرکت آنها در نابودی اقتصاد، تولید، کشاورزی، دامداری و طبیعت ایران، آنها به بی ثمری خشونت قرون وسطائی رسیدند. این یاران قدیم، و این شریکان جرم دیروز نیز، جز خشونت، تحریم، ممنوعیت و خانه نشینی، پاسخی از روحانیون بنیادگرا و تمامیت خواه دریافت نکردند.

علیرغم انقلاب ژرف علمی، صنعتی و علوم انسانی هیچ اصلاح یا اجتهاد ساختاری در علوم اسلامی است، از فقه گرفته تا اصول، کلام، تفسیر، علم الحدیث، اخلاق، فلسفه و عرفان صورت نگرفته است. هیچ فقیه، اصولی، متکلم، مفسر، محدث، اخلاقی، فیلسوف و یا عارف شیعه جرئت اصلاح قوانین مبنی بر شمشیر و شتر منطبق با جامعه عربستان را با جامعه نوین امروز نکرده است.

روحانیون شیعه خودشان، خودشان را به متولی دین و کلیددار بهشت برگزیدند. این گزینش هیچ دلیل و سند تاریخی ندارد. تنها تفسیر خودشان از دین و قرآن  را حق می دانند. همچون کشیشان ارتدوکس کلید بهشت را در دست گرفتند. روحانیون شیعه حتی از کشیشان پیشتر رفتند و کلید خوشبختی دنیا را نیز با تسلط همه جانبه در اقصاد و اجتماع و خانواده در دست دارند. فقها هر تفسیر دیگری غیر از برداشت سنتی آنها را باطل اعلام می دانند و توده ها را تنها با تقلید یعنی گردن نهادن به تفسیر روحانیون از دین و قرآن که در واقع برداشتی از دین که منافع صنفی و کوتاه مدت و تنگ نظرانه روحانیون را تامین می کند، رستگار می پندارند. روشنفکران و توده های اسلامی همچون توده های مسیحی پیش از دین پیرائی مسحیت، حق ارتباط بی واسطه با خدا و قرآن را ندارند. این ارتباط باید از طریق برداشت و تفسیر فقها، که فقر، فساد و بیکاری جامعه ایران کنونی را به عنوان سابقه کار، در کارنامه خود دارند، برقرار شود.

با برقراری حکومت ولایت فقیه، روحانیون شیعه، امور اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، جزائی، خانواده و روابط خارجی را در جامعه‌ای مدرن ایران در دست گرفتند. ولی هیچ کجا ثابت نکردند که حقوق جامعه بدوی و اجتهاد فقهی مشتق از آن جامعه عربستان هزار و چهارصد سال پیش چگونه در عصر حاضر اعتبار دارد. فقه و قوانینی که در اجتماع، اقتصاد، حقوق، خانواده، حکومت، روابط خارجی و . . . . عربستان آن روز جوابگو بود، فرض می کنیم جوابگو بود، چگونه در دوران بانک، سهام، اینترنت، جهانی شدن جوابگو است؟ فقها شیعه به این پرسش هرگز جواب ندادند. آنها هرگونه تلاش در جهت دین‌پیرایی و یا اجتهاد راستین و ژرف و انطباق اصول و فروع اسلام با نیازهای روز و دستاوردهای دانش دقیقه و اجتماعی را با تهمت بدعت و نوآوری در نطفه خفه کردند و می کنند. در واقع فقهای شیعه، اجتهاد را درست برعکس معنی و لزوم آن در جهت انطباق مسائل جدید در قالب کهن به کار گرفته و می گیرند. به جای تغییر قوانین و برداشت ها، سعی می کنند واقعیت ها را تغیر دهند. از اینرو مجبورند همیشه با مردم و واقعیت ها بستیزند.

روحانیت شیعه و روشنفکران سکولار

نقد اسلام از سوی خداناباوران هم به قدمت خود اسلام است از ابوالعباس ایرانشهری و محمد زکریای رازی و تا احمد کسروی، علی دشتی و صادق هدایت تا شجاع الدین شفا، مسعودانصاری، آله دالفک (ستار سلیمی)، علی میرفطروس، نادره افشاری، هوشنگ معین زاده و . . . . از آنجائی که روحانیت شیعه، تمامیت شریعت اسلامی یعنی قرآن، سنت، عقل را تیول خود می دانند و هر نقد و روشنگری روشنفکران سکولار را با تمرکز بر منافع صنفی و کوتاه مدت خود، ونه بر منافع داراز مدت توده ها، به اتهام بدعت گذاری و سَبُّ النبی (توهین به پیغمبر)، با تمام امکانات به ویژه بسیج عوام، تکفیر، محدورالدم اعلام نمودن،  قلع و قم کرده و می کنند. تنها تلقی متعارف و «ارتدوکس» روحانیون از شریعت اسلامی، اسلام به حساب می آید و هر تلقی نامتعارف و ناراست‌کیشانه‌ای (غیر ارتدوکسی) کفر است.

هرچند تاریخ نقد و روشنگری و تلاش در راه اصلاح دین یا اجتهاد بنیادی در ایران بسیار طولانی است ولی روحانیون شیعه بجز مشت آهنین، تعزیر، تکفیر و اعدام جوابی ندادند و وارد هیچ بحث نظری و مناطره با اندیشمندان منتقد و نواندیش دینی نشدند.

سکولاریسم و رواداری بهترین تضمین آزادی ادیان و مذاهب

اگر اجتهاد در دین اسلام و مذهب شیعه، کارکرد راستین خود را داشت، به یک دین پیرائی دائمی منجر می شد که جوابگوی باور و کرامت انسان دوران معاصر بود. فقها بیش از این نمی توانند بر طبل اعدام، تکفیر، حذف، ممنوعیت و اعمال قهر بکوبند. حال با این همه حذف، دیگر واقعن فقط علی ماند و حوضش.

پیشرفت علوم، عقلانیت مدرن، رشد آگاهی مردم، کثرتگرائی، رواداری و خشونت پرهیزی رو به رشد در میان مردم ما به ویژه جوانان، راه دیگری در پیش روحانیون بنیادگرا و تمامیت خواه قرار نمی دهد، جز پیرایش دین، رواداری و سکولاریسم که کرامت انسان و آزادی راستین همه ادیان و مذاهب و خداناباوران را تضمین می کند.

سکولاریسم و رواداری بدون آنکه نافی دین و مذهب باشد، یک معنویت گرایی و آزادخواهی فرا-دینی است. سکولاریسم با دین ستیزی و مذهب ستیزی هیچ وجه اشتراکی ندارد. سکولاریسم راه حلی است برای اجتناب از خشونت های مذهبی و امکانی است برای همزیستی مسالمت آمیزهمه ادیان، مذاهب، باورها و خداناباوران (معنویت گرایان فرا-دینی).

۱۹ بهمن ماه ۱۳۹۵

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

ahad.ghorbani@gmail.com

http://ahad-ghorbani.com

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.dehari

http://telegram.me/ahaddehnari

 

 

 

Abstract

Ijtihad (Arabic: اجتهاد‎‎ ijtihād, lit. effort) is an Islamic legal term referring to reasoning in finding a solution to a new legal question by qualified scholars. It is contrasted with taqlid (imitation).

Ijtihad is considered to be a religious duty for those qualified to perform it. An Islamic scholar who is qualified to perform ijtihad is called a mujtahid.

Lots of new social and scientific phenomena appeared after Muhammad died which require new legal interpretations. But orthodox Muslims especially in Iran refuse to employ ijtihad for new interpretations where authentic and authoritative texts are considered ambiguous, or where there is not an existing scholarly consensus.

Instead to open dialogs and find interpretations that match with modern society and achievements of sciences and human values, orthodox Muslims suppress and eliminate any new thinking.

Ahad Ghorbani Dehnari

7 February 2017

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.