ریشه بحران خوزستان کجاست؟

بحران در اهواز و خوزستان یا جاهای دیگر میهن، همچون سیستان و بلوچستان، تنها به جهت ریزگرد و غبار و سیل و بارندگی نیست، بلکه آنچه در طی سالیان دراز ایران را با بحران مواجه کرده و همواره مردم در معرض مستقیم آسیب های آن قرار گرفته اند بحران مدیریت و بحران سازی و بحران سواری گروهی دیگر در دستگاه های مدیریت کشور است

 

شاید شما هم با من هم عقیده باشید که بحران در اهواز و خوزستان یا جاهای دیگر میهن همچون سیستان و بلوچستان تنها به جهت ریزگرد و غبار و سیل و بارندگی نیست بلکه آنچه در طی سالیان دراز ایران را با بحران مواجه کرده و همواره مردم در معرض مستقیم آسیب های آن قرار گرفته اند بحران مدیریت و بحران سازی و بحران سواری گروهی دیگر در دستگاه های مدیریت کشور است .

اگر درآمدهای میلیاردی از راه فروش نفت و گاز و دیگر ذخایر و منابع میهن هزینه عمران و ابادی کشور می شد و بدست تاراجگران میلیادی رانتخوار نمی افتاد یا صرف سوریه ، یمن ، عراق و ...نمی شد ،

اگر مدیران میهن دوست و اهل فن و عاشق مردم بر دستگاه های گوناگون دولتی و اجرایی کشور گمارده می شدند ،

اگر مردم در سرنوشت میهن از طریق احزاب ، سازمان ها ، انجمن و سندیکاها ی منتخب خود مشارکت داده می شدند ،

اگر انتخابات آزاد غیر دولتی و حکومتی در میان مردم برگزار می گردید ، اگر همگان در برابر قانون یکسان بودند ،

اگر عده ای خود را صاحب سرنوشت و جان و مال و دنیا و اخرت مردم قلمداد نمی کردند ، اگر قانون مظهر و جلوه اقتدار مردم و نماد عدالت می شد ،

اگر گروهی خود را بالاتر از قانون و نماینده آسمان بروی زمین نمی دانستند ،

اگر اگاهی ، روشنگری ، دانش ، عدالت ، راستی و درستی ، اخلاق پهلوانی ، مدارا ، بردباری ، گذشت ، فداکاری ، عشق و مهربانی جای بداخلاقی و اقتارگرایی و مرگ اندیشی و مداحی و چاپلوسی قرار می گرفت ،

اگر باهمدلی و همبستگی با شجاعت و درایت دست در دست هم می دادیم،

اکنون ایران ما نیز حرفی برای گفتن داشت.

هنوز هم دیر نشده و ایران چشم انتظار یاری فرزندان خردمندش است .

من آنچه شرط بلاغ است می گویم و امیدوارم نهادهای منتظر ، از این نوشته من کپی نگیرند و پرونده سازی و جرم تراشی همانند تبلیغ علیه نظام برایش نتراشند که عشق به مردم و میهن ما را سرگشته وادی کهن دیاران مهر کرده است . پاینده ایران ...

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.