نبودِ نان و فقدان ِوجدان

ظاهرا امنیت دلبخواه جهان برای امپریالیست های ناتوئی به ضرورت برتری جنگ افزارها پیوند خورده و قلدری شان نیاز جدی به آن دارد.

ظاهرا امنیت دلبخواه جهان برای امپریالیست های ناتوئی به ضرورت برتری جنگ افزارها پیوند خورده و قلدری شان نیاز جدی به آن دارد. امروزه بالابردن هزینه های نظامی در سطح کشورهای مخصوصا غربی الزامی می نماید. چالشی میلیتاریستی ایکه مخالفان جهانی خود را ناگزیر به افزایش بودجه نظامی متقابل می کند. از ترامپ بگیریم تا آنگلا مرکل و...همه یاران و دشمنان جهانی شان با آن تن داده و یا کاملا مدافع و موافق آنند. گسترش جنگ ها، به فرهنگ جاری سران جنگ افروز گره خورده است، تامگر آنها بتوانند سرکردگی سیاسی اقتصادی خود را در پهنه ی جهان به یاری زور، و تولید و فروش ابزارهای مرگبار نظامی همچنان بازسازی کنند و می کنند. این سرمایه های هنگفت که صرف ویرانی زمین و نسل کشی ساکنان آن می شود، از نان و رفاه و تأمین بهتر درمان مردم این کشورها دزدیده می شود. و طبعا فشارهای مالی و نگرانی کاری و ترس جانی در زندگی امروزی فراوان تر شده اند. بی دلیل هم نیست که طوفان بیکاری و نگرانی از بحران های کنونی و فرداها بتواند چنین دست ها را سفت به حفظ کلاه ها بچسباند؛ و بی امنیتی موجود مردم گیتی را محافظه کارتر از پیشترها تربیت کرده. پیآمد چنین سازوکارهائی اینکه: همه جا خودخواهی (اکوئیسم) بر مهر و منش نوع دوستی دانسته و نادانسته توسط دولت ها حکومت می کند.

 

چرا؟ زیرا همینک، در برابر چشم مدعیان رحمت الهی که کم نیستند، نهادهای فریبکار دمکراسی غربی که خود عمدتا مادر همه جنگ ها بوده و می باشند، و یا سازمان های حقوق بشری راست و وابسته به احزاب در قدرت، روزانه صدها کودک و زن و سالخوردگان در شرق آفریقا ( یمن، سودان، اتیوپی، سومالی، کنیا، نیجریه و...)از گرسنگی و تشنگی می میرند و شگفتا، کک این مصیبت میلیونی در تنبان هیچکدام از این زورمداران و ثروتمندان و دینمداران نیفتاده و نمی افتد؛ تاکه شاید آنها را بی قرارکند. حال چه مسببین این قحطی و گرسنگی، کشورهای ناتوئی باشند، چه مدعیان دهن گشاد ریاکارمذهبی (یهودی مسیحی اسلامی)همه آرام و خونسرد به تماشای فاجعه بار این مرگ های ناشی از قحطی و گرسنگی نشسته اند.

 

این آشفتگی و بی پاسخی قوانین حقوق بشری و فرآیند زندگی هراسناک کنونی که از خودکامگی زمامداران دینمداری و سرمایه سالاری جهان نغذیه می کند، جز خودرأئی فرقه های جدا از مردم و ستیز با نوع بشر بی پناه و بی یاور نامی نداشته و ندارد. بهمین خاطر هم تناقض ها و تضادهای سازش ناپذیر این جهان پیشرفته ما، عملا توانسته بر شرافت اخلاقی این درندگان چیره شود و آنسانگرائی قوانین را بی رحمانه احاطه کند. و همزمان مردم جهان محروم را آسیب پذیرتر ساخته، و روزانه هستی بسیاری از انسان های زمینگیرشده، و خصوصا تهیدستان و مزدبگیران را در سطح جهان بر لبه پرتگاه فقر، گرسنگی، بیکاری و یا در کمین مرگ زودرس گذارد و مردمان کشورهای وامانده و استبدادزده را در چنبره ی جنگ های مذهبی، ناآگاهی های فرهنگی و نابودی های محیط زیستی که محصول فرهنگ جهانگشای غربی میلیتاریست است قرارداده و با شقاوت له می کند.

 

ما در جنون جنگ عصر نئولیبرال و جاهطلبی سران و ستم گردنکشان آن زندگی می کنیم که از یکسو آنها در ( ناتو) به سرکردگی امپریالیسم آمریکا سالانه بیش از 1030 میلیارددلار هزینه کشتار انسان ها و ویرانگری زمین می کند، و در سوی دیگر، و در همین لحظه بنا به گفته ی (سازمان یاری رسانی به گرسنگان در آلمان) مدعی ست که بیش از 800 میلیون انسان دچار گرسنگی مفرط می باشند. چندش انگیزتر اینکه: پس از 38 سال جنگ، جنون هزینه های اتمی و چپاول ثروت مردم! اینک وزیر رفاه رژیم ایران علی ربیعی می گوید 11 میلیون ایرانی نیاز به سبد غذائی دارند. یعنی این تعداد زیر خط گرسنگی می باشند. یا به گفته ی استیون اوبراین، مسئول یاررسانی اضطراری سازمان ملل 20 میلیون انسان هرآن در شرق آفریقا به خاطر قحطی و گرسنگی در خطر مرگ ناچار گرفتارند که باید سریع به یاری آنها برخاست.

و بربل دیکمن، رئیس سازمان یاری رسانی به گرسنگان می‌گوید: آنچه مایه دلسردی می‌شود این است که بخش بزرگی از پیشرفت‌هائی که ما در مبارزه با گرسنگی می‌کنیم، با وضعیتیهولناکی که جنگ برای دنیا به وجود آورده و می آورد، هستی جهانی و دستآوردهای آنرا را دوباره به واپسماندگی می اندازند و مردمانی را که به شرایط بهتری رسیده بوده اند، باز به دامان گرسنگی بر می‌ گرداند.

 

بیائید برای امیدوارسازی همنوعان خویش به آینده ی بدون جنگ، تشویق همزیستی مسالمت آمیز ملت ها و تلاش برای زدودن بهره کشی انسان از انسان، که جنگ را می آفریند، تصورکنیم که اگر برای یکبار هم شده، هزینه تنها یکسال از بودجه نظامی ناتو صرف بهبود زندگی نه این چند کشور قحطی و گرسنگی زده شرق آفریقا، بل اصولا برای نهیدستان سراسر جهان مصرف می شد و بسود ایجاد امید و آبادانی و آموزش بکارمی رفت! آیا دیگر از طالبان ها، بوکوحرام ها، جبهه النصرت ها، حرب الله ها، داعش های شیعی سنی، صهیونیست ها، فاشیست ها، ترامپ ها اردوغان ها خامنه ای ها و... نشانه ای برجا می ماند؟ براستی تجهیز بیشتر ناتو در نبود صرف نان برای چیست؟ و آیا جز فقدان وجدان نامی دارد؟ آیا همه گرسنگان آفریقائی و جهانی، و جنگ بربرمنشانه مذهبی فرقه ای همه ی آنها جز محصول همین ساختار قهرباری ست که امپریالیسم آمریکا آنرا در سه قرن گذشته پیگیر تولیدکرده و بازتولید می کند؟ بیایید با همه ی توانمان در برابر اهداف امپریالیستی و جنگ بنیادگرائی مذهبی که هردو دشمن خونی نوع بشر می باشند بایستیم و اهداف ریاکارانه ی آنانرا در هم حال افشا و رسواکنیم.

بهنام چنگائی 22 اسفند 1395

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب سازاخ سلام؛

در میان گفته های شما و مصیبت های روزمره مردم کار و تنگدست، آشکارا محرومیت ها و خلاء های هراسناکی وجود دارد که شما آنها را نمی خواهید ببینید. و شاید این حکایت از سیری و تمول زندگی شما دارد.

در حالیکه بزرگترین خلاء کنونی و موجود جامعه ی بشری (( نان، کار و آزادی ست.)) که نان، همچنان در صدر نیازمندی های حیاتی ست که برای بسیاری جزو دست نایافتنی ها بوده و هست. و این پتک گرسنگی سنگین بیشتر، بر فرق سر لااقل بیش از نیمی از شهروندان زحمتکش کار و فقیر ما در ایران و جهان بی رحمانه کوفته شده و می شود.

سبک برخورد شما با زندگی سخت و تلخ آدم های بجان آمده، مثل مثله آن دورگود نشینی ست، که او واقعیت حاکم در درون گود گرسنگان و بیکاران را نمی شناسد؛ و بسیار دور از هستی ناگوار آنهاست. در شرایطی که میلیاردها له و لورده شدگان ساختار سرمایه سالاری اغلب نان را در این گود نمی یابند. چرا؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اومانیستها برای انجام کارهای فوق العاده و چشمگیر، معمولآ انرژی خود را، از به امید مورد توجه واقع شدن در اجتماع کسب می کنند، اومانیستها دلشان نمی آید قبل از چلاندن آخرین قطرات سود از لباسها و کفشها و دیگر وسایل و ابزار فرسوده و کهنه خود، آنها را مفت و مجانی بیرون بریزند، آنها با هدیه کردن این اشیاء به مستمندان، از ابراز ممنونیت عاجزانه و مستمندانه آنها، معادل قیمت نو آن البسه و اشیاء، از نظر روحی به خود ارضاعی و به سود روحی می رسند، و احساس قدرت می کنند، اومانیستها در همه جای دنیا چه در جلد دین و ایدئولوژی، جامعه را به حالت ایستائی و در نتیجه به گداپروی سوق می دهند و انگیزه خود اتکائی و خود تصمیم گیری و خود تکاملی را در انسانهای تحت سیطره خود از بین می برند و از نظر شخصیتی از آنان موجوداتی ذلیل، بی پرنسیپ و فاقد اراده و تسلیم می سازند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بههنام جان، در دنیای ارتباطات دیجیتالی، ذهنیتهای غیرعدول، دارند رشد می کنند، و عملا دنیا برای احزاب و گروهها با مرامنامه های عدول از دین و کمونیزم و یا مرزهای پرگهر حکم ارتداد صادر می کنند، دارد بپایان می رسد، مردم نه وقتش را دارند و نه حوصله اش را تا این نوشته های طولانی و رساله ائی و یا مانیفستی مذهبیون و یا چپیون را بخوانند، مردم می خواهند در مدت کوتاه همراه با تصویر اطلاعات را ضربتی بگیرند ، بیشتر همراه با طنز فرحبخش، مردم دیگر از شعارها و لغتهای تاریخ گذشته زباله دانی خسته شدند، و از بکار گیری تکراری لغاتی مثل زنده باد، مرده باد، تنها ره رهائی، رژیم دزد، کثیف، خونخوار ، آدمکش، جلاد تهوع شان می گیرد، این احزاب شبیه مسافرخانه هائی می مانند ، که برای صبحانه و نهار و شام، بجز آبگوشت هیچ غذای دیگری ندارند، ادامه انقراض ذهنیتهای سال 57 دارد بپایان خود نزدیک می شود،
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب سازاخ سلام؛
دوست من! یک پدیده ی ارزشمند و انسانمدارانه، اگر برفرض مثال: میلیاردها مخالف و دشمن داشته باشد، از کیفیت اش هیچگاه کاسته نمی شود، و همچنان خوب است و شایسته و بایسته انسان های متعهد و نوعدوست است که برای پیاده کردن و بکاربردنش تلاش بی وقفه مبارزه کنند.

حق برابر شکلگیری و زندگی آزاد و مرفه هرگز زبان، ملت، مذهب و... سرش نمی شود. هرانسانی باید کار و نان و آزادی را توامان داشته باشد. ولی در عرصه ی جهان دیروز و امروز این نیازهای ابتدائی برای میلیاردها قابل دسترس نیست. زیرا انباشت ارزش افزوده ی کار کارگران توسط سرمایه سالاران در پهنه ی جهان، هزارها سال ربوده شده و همچنان می شود.

برای ایجاد این اصول پایه، اجتناب ناپذیر و لازم حیاتی، 75 سال که هیچ، اگر لازم باشد (که قرن هاست که البته ضروری بوده و می باشد،) بایستی سده ها برای عدالت اجتماعی مبارزه طبقاتی کرد و آرام نگرفت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کمونیستها توانستند طی 70 سال مهمترین نیروهای فضایی و نظامی و فرهنگی باشند بدون گرسنه وبیسواد و با بیمه درمانی برای همه با پیرزوی بر فاشیسم و تزاریسم و چین تریاکی.
شما طرفداران فتودالیسم و سلطنت ، طی 2500 سال استثمار و استحمار هنوز بیمار و گرسنه و غیربیمه درمانی با ارتش و اقتصاد و فرهنگی وابسته محتاج غرب و شرق و امپریالیسم و صهیونیسم هستید .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام جان، کمونیستها در تاریخ بشریت شانس آنرا داشتند که بمدت 75 سال یعنی سه نسل، در وسعتی معادل یک سوم از کره ارض یعنی در وسعتی از کره زمین که وقتی در یک طرفش آفتاب طلوع می کرد در طرف دیگرش آفتاب غروب می کرد، تئوریشان را پیاده کنند و حقانیتشان را بر جهانیان ثابت کنند، گورباچوف با مقایسه کیفیت یک مداد پاکن تولید بلوک غرب با شوروی اثبات کرد، که کمونیسم یک واهمه یک اتوپیا بیش نیست، احساس مسئولیت انسان به مالکیت گره خورده نه به احساسات روشنفکران، سه نسل مدت زمانی است که بافت اجتماعی و فرهنگی یک جامعه بطور کامل عوض می شود، شانس یکبار بسراغ آدمی می آید، اگر نتوانی حقانیت تئوریت را در عمل نشان دهی دیگر تا ابد شانس دوباره ائی نمی گیری، چون مردم برای برقراری کمونیسم جانشان را می دهند و معلول می شوند، و هرگز توده ها یک اشتباه را دوبار تکرار نمی کنند چون از جانشان مایع می گذارند.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب سازاخ سلام،

دوست من، مگر آبجو خوردن با همدردی کردن و هومانیسم تناقض دارد؟ نه جانم ندارد! اگرچه لازم می دانم که به شما بگویم که من مطلقا، (( نه آبجو که بیش از یک دهه است که نوشیدنی های الکلی نمی نوشم، گیاهخوارم و حتی سیگاری هم نیستم.))

باورکنید من بارها تلاش کرده ام دلیل این همه چپ و کمونیست ستیزی شما را بفهمم، اما نتوانسته ام. همزمان نمی دانم چرا شما سعی می کنید، با شیوه های ناسالم، داد و ستد فکری را که این سایت در پی آن است دچار دلسردی، و یا تندروی دشنام گونه کنید؟ تا مگر به هدف غیراصولی خود که نابردباری دیدگاه مخالف باشد برسید. در حالیکه شما هم می توانید آزادانه پیرامون سوژه ها دیدگاه خود را بازتاب دهید!
من این روش تکراری و بی هوده ی شما را نمی پسندم و از شما می خواهم بجای متلک گفتن و پراکندن تخم ضدیت با آزادی عقیده و بیان، دست بقلم برده و بیشتر مواضع خود را بنویسید. سپاس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خودمونیم ، خوردن آبجو تگری با چیپس در اروپا و یا آمریکا به سلامتی پرولتاریای قهرمان پهلوان و نوشتن مقالاتی اومانیستی و ترحم گونه و گدا پرور مثل : کمبود نان و نزول وجدان، چه حالی می دهد، البته همراه با سرود ای ایران ای یولچی تورباسی، و تلاوات آیاتی چند از شاهنامه فردوسی که در وصف عرب سوسمار خور و ترک بد ذات و به عرش اصفل بردن مقام زن و بی ارزش کردن زنان در حد پائینتر از سگ و لذت عروج ناسیونالیسم ایرانی فارسی را زیر چتر داس و چکش دو چندان می کند ، آیا تصور این دنیای لذتناک، برای غیر کمونیستهای بدون وضو قابل درک است؟