بعدش پايكوبى و خيابان و بوق، كه؛ اونوندا ايينه سينى ووردوق

كتمان نمى كنم كه من زخم خورده اى از درون هستم. زخمى كه من از خودى خورده ام هرگز از دشمنان نخورده ام. اما قرار نيست كه تحت تاثير اين زخم و درد، از وطن و ملتى كه يك عمر برايش كتابها نوشتم و عاشقانه ها سرودم دست بشويم. وطن و ملت و زبانى كه من مدافع آن هستم با وطن و زبان و ملت كسانى كه زخمم زده اند زمين تا آسمان تفاوت دارد. اين نوشته را براى نسل جوان آزربايجان مى نويسم تا وطن را در افراد نجويند. افراد خواهند آمد و خواهند رفت اما وطن همچنان پا برجاست

 

بعدش گرگى كه از صداى آراز ائلسس بيرون جهيد تو بودى.
صاف آمدى و رو به رويم ايستادى.
و آن وقت تاريخ به من زل زد.
و آن وقت ادبيات و فلسفه و اجتماع مرا دريد و به دندان كشيد. مرا از مادر و فرزند و خاك، تبعيدم كردند تا مگر مادر و فرزند و خاك، زندانىِ تبعيدم باشند.
بعدش اشك هاى فرزندم را مثله كردند و خوردند و مست كردند.
غمى نيست.
كه مستى شان از ماست، كه هستى شان از ماست.
بعدش رقص و پايكوبى و خيابان و بوق، كه؛ اونوندا ايينه سينى ووردوق!
آرى ، دشمن اينبار نه رستم بود و نه تهمتن بود.
دشمن اينبار در من بود، من بود.
چالديران بود و سلطان سليم و شاه اسماعيل و نبرد تن به تن. دو تكه ى مثله شده از يك بدن.
و عاقلانى كه نِگَريستند. و ديوانگانى كه نَگِريستند.
جنگ و جنون و جبونى، در راهروهاى اندرونى.
سنگر گرفتن پشت اسامى و وطن و هنر و زبان . پشت شهرت و ثروت و خيانت و آبروى بزرگان. كمين كردن براى دزديدن آزربايجانچيليق و توركچولوك از جيب يك نويسنده ى نقّاد. هر چه باداباد...
پشت اسم وطن و فرزندان راستينش سنگر مى گيرند تا راستىِ فرزندان ديگرش را بكوبند.
و درد و دغدعه ى ما اين نبود كه.
باشد، همه شان را قهرمان ملى خواهيم كرد به شرط آنكه بگذارند اين ملت، قهرمان شود.
به شرط آنكه اجازه دهند نسل نو و جوان ، از قربانى شدن در اندرونى استبداد و استعمار و استثمار و ايرانچيليق با همه ى مخلّفاتش، فاصله بگيرد.
به شرط آنكه فراكسيون و اصلاحات و ايرانچيليق و مبانى سلطه را بر دست و پاى توركچولوك دستبند نزنند.

بعدش گرگى كه از صداى آراز ائلسس بيرون جهيد امانى بود.
آمد و صاف وايستاد رو به رويم. در چشمهاى گرگوار آهوانه اش التماسى شفاف، مى رقصيد:
" خم نشو ممّد، آنقدر تهمت و تخريب و نفرت و اهانت بارت مى كنند كه ايستادن را فراموش كنى. "

و من جوابش دادم كه؛
" مرا مشكلى با دنياى خصوصى و خصوصيت دنياى هيچكس نيست. اگر رهايشان مى كنم دلايل شخصى ندارم. مشكل اينجاست غللامرضاى من، آزربايجانى كه ما از آن دفاع مى كنيم پيش اينها نيست. وطن و زبان و نظريه هايى كه ما از آنها دفاع مى كنيم جايى ديگر است. اينها دوست دارند در درون اشغالگرى به بازى گرفته شوند. فراكسيون بازى و روحانى سازى راه بيندازند.
يادمان باشد آنهايى كه وارد بازى ذهنيّت اشغال و تجاوز مى شوند به مرور، ذهنيت خودشان نيز سلطه گر و متجاوز مى شود..."

و بعدش راه خواهم افتاد به دنبال همه ى انديشمندان و فعالينى كه در طول اين سالهاى سياه، تحت تاثير تخريب هاى ذهنيّت اشغال و تجاوز، به انزوا و سكوت و فراموشى كشيده شده اند. و از آنها خواهم خواست كه دوباره فعال شوند و بنويسند و با ما اميد را لبخند بزنند. دريافته ام آزربايجانى كه من دنبالش هستم پيش آنهاست. انسانيت و حقوق بشر و جهان بينى روشنى كه من به دنبالش هستم پيش آنهاست.
و از آنها خواهم خواست مرا و اين نسل نو را به دور از دغدغه هاى اشغالگران و متجاوزان، در پيمودن راه طولانى آزادى و دموكراسى از نو بسْرايند.
من با اين محمد و رضا و لوايى، با اين سه گانه ى عذاب و منيّت و اشتباهاتى كه گرفتارش هستم تسليم گفتمان تسلط نخواهم شد.

ما با اينهمه اسارت محتوم، بزرگ شده ى ذهن و زبان رهايى هستيم.

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان این ۲ دو کامنت آخری از من نیست، شاهنامه خوانی با نام من، کامنت نوشته،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای توکلی عزیز من چند پیشنهاد اصلاحی برای اقای لوائی نوشتم که درج نشد .علت را نمیدانم ؟
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کیانوش توکلی ! چرا شما و گردانندگان تارنمای ایران گلوبال همه را "دراز گوش" فرض می کنید. چرا هر زمان که این محمدرضا لوائی اباطیل خود را منتشر می کند پوئن های مثبت کیلویی به اباطیل اش سرازیر می شود . البته باقی اباطیل نویسان و کامنت نویسان پانترک نیز از این امدادهای غیبی بی نصیب نیستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد
زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد

باور نمی‌کنم به من این زخم بسته را
باچشم باز،آن نگه خانه‌زاد زد

بااینکه در زمانه‌ی بیداد - می‌توان،
سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد،

یا می‌توان که سیلی فریاد خویش را
با کینه‌ای گداخته، بر گوش باد زد،

گاهی نمی‌توان به خدا حرف درد را
با خود نگاه داشت و روز معاد زد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زنده یاد گونیلی همیشه می گفت دشمن دانا بلندت می کند، بر زمینت می زند نادان دوست، او بخاطر لو رفتن اسم اصلیش توسط نزدیکترین دوستانش، خانوادهاش در ایران، توسط رژیم داغون شد، آیا این تجربیات دردناک می تواند سوبسید بگیران عشیرتی و بی مسؤلیت آزربایجان را سر عقل بیاورد؟؟؟؟ دیرناخسیزلار، یولداشلارین دالدان پیچاخلیانلار.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب yaradiciliq

کامنت های لینک زیر را بخوانید میفهمید که این اسب سر دارد حضرت عالی زین اسب را سر و ته چپکی سوار شدید

http://iranglobal.info/node/59192

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
استاد گرامی جناب آقای لوایی، ما را ببخشید. باور کنید من فیلم را ندیده بودم و بی جهت از گوناز تی وی و احمد اوبالی حمایت می کردم. اما وقتی فیلم را دیدم از خودم خجالت کشیدم. فرزند معصوم و بیگناه شما که هنوز نوسال است توسط اوبالی بدون عقل و منطق تخریب شده . او گناهی ندارد و اوبالی در حقیقت فرزند شما را نه بلکه فرزندان آذربایجان را تخریب کرده است. لطفا اوبالی را نبخشید. من از مردم می خواهم فیلم را ببینند. یک کسی که ادعای لیدری دارد چرا دل طفلی معصوم را که از سیاست و زشتی های آن دور است شکسته است. خیلی کار زشتی شده است. من از فرزند شما عذر می خواهم. به خدا فیلم سخنان اوبالی را ندیده بودم. عذر می خواهم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" حالا این جامعه شناسی‌ مزخرف تاریخی چیست و به کجا می‌‌انجامد؟ "" جامعه شناسی‌ تاریخی با به خدمت گرفتن تاریخ، امروز را بیان می‌کند. ولی‌ این "" جامعه شناسی‌ تاریخی "" با ۱- پیشرفت‌های ژنتیکی و " دی ان‌ای " ۲- گلوبلایزیشن ۳- ورود به عصر دوم ماشین، روبات ها، آتومازیسیون ۴- ورشکستگی اقتصاد‌های پترو دلار و پنجر شدن ماشین تبلیغاتی ملت حاکم به چالش کشیده شده، جامعه فارسی‌ ما، برای مهار کردن اثرات این نیروهای تازه وارد، باید بیشتر از پیش به "" شاهنامه فردوسی "" بچسبد، تا برای "" جامعه شناسی‌ تاریخی "" پلتفرمی داشته باشد، و این یعنی‌ ملتی هنوز در قرن ۲۱، آواره شاعر و شعر می‌‌ماند، در تعریف شاعر، مخصوصا شاعر فارسی‌، شاعر را کسی‌ تعریف کردم که "" دارای ذهنیت اسطوره‌ای است ""، مدرنیته اسطوره را نه تنها به چالش کشید، بلکه پوستش را کند و زیر خروار‌ها خاک خاک، دفنش کرد، چالش مدرنیته با سنت در جامعه شا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" از افاضات دیگر جامعه شناسان ذوب شده در جامعه شناسی‌ فارسی‌ "" ما " ترکان آزربایجانی " قربانی قربانیان جنگ جهانی‌ هستیم، جامعه شناس ما، این را فکر کنم از "" فانون "" گرفته اند که گفته بود " فلسطینیان قربانی قربانیان جنگ جهانی‌ هستند، منظورش، یهودیانی هستند که خودشان قربانی بودند ولی‌ فلسطینیان را درگیر همان فجایعی کردند که به خودشان اعمال شده بود. شما ببینید در اینجا، فانون یا هر کسی‌ که این سخن از ایشون هست، فلسطینیان را در مقابل "" دنیای عرب و دنیای اسلام "" قرار نمی‌دهند، ولی‌ جامعه شناس ما، نه تنها به یک قتل عام کزائی " ارامنه " وجه تصدیقی می‌‌دهد که در هیچ دادگاهی‌ ثابت نشده است، بلکه ما را "" مقابل دنیای ترک "" قرار می‌‌دهد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازاخ عزیز بله حق با شماست، و بدین سبب """ ذوب شدگان در جامعه شناسی‌ فارسی‌، باید خلع سلاح شوند """ شما ببینید یک جامعه شناس با وجود درس خواندن در بهترین دانشگاه‌های غرب، در نمیابد که "" پیش از آنکه آلمان، با جنگ‌های بیسمارک، به وحدت ملی‌ نائل شود، در "" حیطهٔ‌ زبان "" تبدیل به " ملت واحد فرهنگی‌ "" شده بود، و "" جنگ زرگری آذری / ترکی "" را دامن می‌‌زند، و دو دستی‌ ما را به ماشین سرکوب و هضم کنی‌ سیستم حاکم می‌‌سپارد. همین جامعه شناس، توان آن را ندارد تا بگوید "" همانطور که یک آلمانی، در داخل آلمان، خود را دویچه می‌‌نامد و در بیرون آلمان، ژرمن، ما ترکان آزربایجانی نیز، خود را در داخل ایران، ترک می‌‌نامیم، و در بیرون ایران، آزری. نفرت از "" ترک "" در ادبیات چپ‌ها و شاهنامه خوانان رواج داشت ولی‌ جامعه شناسان ساده لوحی پیدا شدند که از آنجائیکه چیزی در چنده نداشتند "" جو گیر "" فضای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برگی از تاریخ بی افتخار و مدعیان . نوشته پارسا دوست.نقل قول (درباره‌ شدت‌ کینه‌توزی‌ ازبکان‌ به‌ ایرانیان‌ شیعه‌، کشیش‌ سانسون‌ که‌ از طرف‌ لویی‌ چهاردهم‌ پادشاه‌ فرانسه‌ در ۱۰۹۴ ه. (۱۶۸۳ م‌.) و در زمان‌ شاه‌ سلیمان‌ صفوی‌ به‌ ایران‌ آمد، می‌نویسد ازبکان‌ «چنان‌ بیزاری‌ و نفرت‌ نسبت‌ به‌ ایرانیان‌ ] شیعه‌ [ دارند که‌ اگر سربازی‌ از آنان‌ پس‌ از بازگشت‌ از میدان‌ جنگ‌ مقداری‌ خون‌ ایرانیان‌ را برای‌ زنش‌ نیاورده‌ باشد زنش‌ او را به‌ خوبی‌ و مهربانی‌ پذیرایی‌ نمی‌کند و می‌خواهد که‌ آن‌ خون‌ ارمغان‌ را به‌ شادی‌ بازگشت‌ شوهرش‌ بنوشد.» او در جای‌ دیگر می‌نویسد ترکان‌ عثمانی‌ و ازبکان‌ «با ایرانیان‌ خصومت‌ آشتی‌ناپذیر دارند و از آنان‌ بسیار متنفر هستند.»

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
و بعدش ظلمت گجه لر اولماسا آیدین سحر اولماز را بیاد بیاور..... مانند ساوالان استوار و مانند سهند ایستاده بمان, ایستاده مبارزه کن, و ایستاده بمیر. تا هدف رهایی مللی باشد هیچ زخمی هیچ مردی را نمی افکند- و از درد و زخم خودی و غیر خودی مردن مغلوبیت حساب نمیشود. مردن در راه مللت زنده گی آغاز ابدی است. و در حقیقت بزرگترین انسانهای ما تورکهای آزربایجان بعد از مرگشان تولد نو یافته اند و شاید سرنوشت بعضی های ما اینچنین رقم خورده است. و یا شاید ظعف مللی ما این است که شما نوشتید....!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ضمن تبريك اوغوز بايرامي بر تمامي توركان جهان دست اندركاران اين سايت وهمچنين بر لوايي عزيز
آزربايجاني امروز نياز به شناخت خود وبازگشت به خويشتن دارد واگر با تمام وجود از داشته هاي خود حمايت نمايد فرهنگ زبان خود را طلب نمايد هيچ قدرتي نمي تواند در مقابل اين ملت بايستد به اميد ايجاد همدلي در تك تك آزربايجانيان كه رمز موفقيت و كاميابي در اين همدلي وهمرنگي است كه استعمار جهان سومي را دچار وحشت نموده است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
yaradiciliq عزیز، ما باید به جامعه آزربایجان نشان دهیم که بعلت فارس سالار بودن جامعه ایران، و حاکم بودن زبان فارسی همه اطلاعات را از بعد نگاه فارس سالارانه در مراکز آموزشی و مدیا و مطبوعات کسب کرده ایم تمام چیزهای با کیفیت ملت ما را بنام خود ثبت کردند، از عارف و گوگوش و داریوش گرفته تا فرش و گربه تبریز و قیمه و قورمه و دلمه و کباب، و رهبران بدرد بخوری مثل ستارخان و آیت الله شریعتمداری را سر به نیست کردند، هر کسی که در آزربایجان منفور بود به آنها منفور ترین مشاغل جلادی را دادند و آگاهانه موزیانه آنها را با با یدک کش کردن پسوند نام یکی از شهر های آزربایجان مثل خامنه ائی، موسوی تبریزی، موسوی اردبیلی، صادق خلخالی، حیثیت ملت ما را زیر سئوال بردند، و در زمان شاه، عاشیق های معتاد دو ریالی قهوه خانه های گجیل تبریز را در تلویزیون بعنوان موسیقی اصیل آزربایجان تقدیم می کردند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقالەای بسیار زیبا و بجاست ، دست شما درد نکند کە دست روی نکاتی گذاشتید کە آدمی را بە تفکر وا میدارید ، البتە خوب کسانی هم هستند کە فکر کردن برایشان مشکل بزرگیست اما بدون تحقیق یا براورد کردن مسائل و در کنار هم قرار دادن پازل ، هر چە مغز کوچیکشان ترشح کند می گویند و می نویسند. امیدوارم کە بیشتر بتوانیم از ایدەهای شما و تحقیقات مفید امثال مثل شما استفادە کنیم. موفق باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایران ترک ندارد ایران آذری زبان دارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب لوائی، "" آزادی ما، در نشانه گرفتن قلب جامعه شناسی‌، از نوع ایرانی آن است "" در ایران، جای دین را، جامعه شناسی‌ تاریخی گرفته است که نخبگان فارس، با اتکا به آن، برای جامعه فارسی‌، "" مشروئیت کسب کرده اند و میکنند ""، درست به همین دلیل، جامعه شناس ساده لوح ما، با وجود درس خواندن در بهترین دانشگاه غرب، به جای انگشت گذاشتن روی این "" واقعیت‌های هولناک "" پیرامون " پان ترک کزائی " نظریه پردازی می‌کند. در ایران، جامعه شناسی را، مطالعه رفتار / کنش اجتمائی تعریف کردند، در حالیکه من، جامعه شناسی‌ را "" تعبیر و تفسیر نظم‌های متغیر تعریف کردم ""، و در این بحث جامعه جامعه شناسی‌ """ فقط یک فاکتور را برجسته کردم و آن """ روحیه بالای کار آفرینی ترکان """ بود."" عرفان """ را، نخبگان فارس، برای "" بازگرداندن "" قدرت به جامعه فارسی‌، تولید کردند، تا با نکوهش قدرت، به قدرت برساند، ولی‌ این دست پختسان،