ناگفته هايى كه مجبور به گفتنش شدم

اين متن، بريده هايى از دو مصاحبه ى من با دنياى مجازى است. در انتشارش ترديد داشتم اما با مشورت با بعضى دوستان صلاح ديديم كه نشر يابد.

* در حال نوشتن نامه اى به نهادهاى مسئول در آمريكا هستم تا بدانم چگونه يك نفر با سوء استفاده از مشروعيتى كه در سايه ى دموكراسى و آزادى كسب كرده دست به تخريب و شانتاژ فعالان دلسوز ما زده و در اين راه حتى از آبرو و قدرت نهادهاى امنيتى در راستاى اين تخريب ها و حذف كردن ها استفاده مى كند؟ آيا قدرتى، نهادى و قوانينى وجود ندارد كه جلوى اين نوع خطاكار ى ها را بگيرد؟ مى خواهم با تكيه بر سندها و ويدئوها و نوشته هاى تخريبى به نهادهاى مسئول متذكر شوم تا جواب آنها را در مورد كسانى كه بى دليل به اهانت و تخريب و اتهام روى مى آورند دريافت كرده باشم. مى خواهم بدانم كه چرا بعضى ها در سايه ى سوء استفاده از فضاى باز آمريكا، صرفاً براى حفظ موقعيت و قدرت و ثروت، به جان كسانى كه وجدان جمعى حركت ما هستند افتاده اند؟ اين بعضى ها چنين وانمود مى كنند كه رگ خواب حكومت آمريكا و نهادهاى امنيتى دست آنهاست و با اين وانمودسازى به ايجاد ارائه ى تصويرى سياه از حكومت آمريكا در درون حركت ما هستند. مى خواهم بدانم چگونه و از كجا يك شخص اجازه مى يابد تا با تهديد افشاى اطلاعات خصوصى شهروندان آمريكايى و شهروندان ديگر كشورها ( كه فعالين حركت ملى اند )، آنها را سركوب و ساكت سازد؟ مى خواهم بدانم يك فرد مشروعيت و جرئت اتهامزنى را طبق تكيه بر كدام مشروعيت، به دست مى آورد؟ و يا اگر بلوف مى زند مى خواهم بدانم چرا با آبروى نهادهاى امنيتى كشور آمريكا بازى مى كند؟مى خواهم بدانم كدام مرجع به يك فرد اين اجازه را مى دهد كه نويسندگان و فعالين سياسى را كه بعضى شان شهروند آمريكا هم هستند به راحتى آب خوردن تخريب ، متهم به جاسوسى و خيانت مى كند؟ مى خواهم بدانم چگونه يك فرد به خود اين اجازه را مى دهد نويسندگانى را كه يك عمر با رژيم جمهورى اسلامى مبارزه كرده اند عامل آن رژيم معرفى كند؟ و جالب اينكه خود همان فرد طبق اعتراف خودش در داخل حكومت ايران با دولتى ها و سپاهى ها در تماس است و در اكثر موارد دارد مثل سخنگوى جمهورى اسلامى عمل مى كند و مردم را به حمايت از دولت ايران و راى دادن به روحانى و اصلاح طلب ها و ... دعوت مى كند. اين سئوالات را بايد پاسخ بگيرم. و جالب است كه شخص مذكور با عجله و پريشانى مى رود و قسمتهاى اتهامزنى را از ويدئوهايش پاك مى كند و غافل است از اين نكته كه تخريب شدگان همه ى اشتباهات او را دانلود كرده و به عنوان سند به پيشگاه مردم و نهادهاى امنيتى و قضايى كشورهاى كه مقيم آنند ارائه خواهند داد. مى خواهم بدانم اگر در گفته ى خود جدى است چرا بخش هاى اتهامزنى را پاك مى كند و اگر جدى نيست بايد بدانيم كه با اينكارهايش به سود كدام سرويس اطلاعاتى ايران كار مى كند؟ اين موضوع مهم است. اگر اين شخص واقعاً حقيقت را مى گويد پس نبايد ترسى از انتشار ويدئوهاى سخنانش داشته باشد. يك جاى كار مى لنگد و من مى خواهم دليل اين تناقض را پيدا كنم. اين فرد چرا ويدئوى اتهامزنى هايش را بلافاصله از دسترس خارج مى سازد. اگر جسارت و قدرت اثبات اتهام هايى را كه مى زند دارد چرا ويدئوها را به فاصله ى يكى دو ساعت پاك مى كند؟ از ترس كدام نهاد و سازمان كشور آمريكا اين كار را مى كند؟ آيا كارى خودسرانه انجام مى دهد و نمى خواهد اسپانسورهايش متوجه شوند؟ كه اگر چنين باشد در حقيقت دارد سوء استفاده اى به غايت غلط از اعتماد اسپانسورهايش مى كند. به هر حال براى من حل شدن اين مسئله از طريق قانون و نهادهاى مسئول واجب است. چون با آبروى افراد زيادى بازى شده است. مى خواهم بدانم چگونه يك نفر، فعالين ما را كه سالها زندانى كشيده و شكنجه ديده اند به راحتى و بدون ارائه ى سند و با تكيه بر اطلاعاتى كه مثلاً از سمت نهادهاى امنيتى آمريكا به او داده شده محكوم مى كند؟ ( فرد مذكور، ژست همه كاره ى يك نهاد امنيتى آمريكايى را مى گيرد و پيوسته با تكيه كلام " ما مى دانيم، در جريانيم، اطلاعات سرّى ما و ... " سعى در مامورسازى موجه خويش در ذهن مخاطب و تماشاگر مى كند ) آيا نهادهاى امنيتى آمريكا اينقدر ضعيف هستند كه بازيچه ى دست يك نفر شده اند؟ آيا نهادهاى امنيتى آمريكا بى خبر از كارهاى خودسرانه ى اين فرد هستند؟ به عنوان مثال صدها برنامه ى اجرا شده در رسانه ى او، از يوتيوب حذف و نابود شده است و طرف، اسناد و مدارك مهمى را كه امكان داشت و دارد در شناسايى اهداف و نيات او به مقامات امنيتى كمك كند از بين برده است و مى برد. البته خوشبختانه اسم برنامه ها و فيلمهاى دانلود شده ى بخشى از اين برنامه ها موجود است. من مى خواهم بدون حب و بغض ، پاسخ اين تناقض ها را بيابم. بارها گفته ام و يك بار هم تكرار مى كنم كه دشمنى و عناد خاصى با هيچكس ندارم و محترمانه و به صورت مدنى مى خواهم پاسخى براى اين اعمال او كه با سرنوشت فعالان ما و با سرنوشت حركت ما بازى مى كند بيابم.

* از سوى ديگر در حال نوشتن نامه اى به فعالان و عزيزانى هستم كه در داخل حركت با فاشيسم و راسيسم مى جنگند. من به وجدان آنها و مردم رجوع كرده و سئوالاتى را مطرح خواهم ساخت. مثلن مى خواهم بدانم چگونه يك نفر به خود اجازه مى دهد كه با قايم شدن در پشت نام و ياد آنها، براى كوبيدن ديگر فعالان حركت اقدام كند؟ به خوبى مى دانم كه اين عزيزان مخالف اين كارند اما بايد بدانند سكوت اين عزيزان اين فرد را مشروعيت مى بخشد تا با تبليغ نام و حركت آنها، ديگر فعالان را تخريب و حذف سازد. يعنى به نوعى با مصادره كردن نام آنها به كارهاى تخريبى خود مشروعيت مى دهد. من اسناد و ويدئوها و نوشته هاى تخريبى را به دست تك تك افراد و فعالان داخل و خارج حركت خواهم رساند و قضاوت را به عهده ى خود آن بزرگواران خواهم سپرد. مى خواهم به آنها بگويم كه نسل امروز در سايه ى چنين كارهاى خودسرانه دارد اعتمادش را به حركت از دست مى دهد.

* من لازم ديده ام كه تا كار به جاهاى باريكى نكشيده اين مسائل را علنى كنيم. و مى دانم كه به مراتب بيشتر و زيادتر تخريب و تهديد خواهم شد. واضح بگويم كه من قدرت مالى و سياسى آنچنانى براى حفظ امنيت جانى خويش ندارم اما در رساندن حقايق به ملت خويش از هيچ جاندار جنبنده اى واهمه ندارم. كه اگر ترس از جان و نام و نان داشتم قدم بر راه آزادى نمى گذاشتم.

* به كسانى هم كه قصد تخريبات فراوان دارند يادآورى مى كنم تنها با يك روش مى توانيد مرا سركوب و حذف كنيد و آن اين است كه با منطق و استدلال خويش بر منطق و استدلال من فايق آييد.

* موضوعى را بايد مشخص كنيم. چنين فرد و افرادى در سايه ى تبليغاتى همچون " دشمن دارد از اين اختلافات سوء استفاده مى كند"، " مواظب باشيم دشمن نفهمد"، " بياييد به تخريبات پايان دهيم " و ...قصد فرار از پاسخگويى دارد. يعنى خودش به راحتى تخريب و شانتاژ و تهديد مى كند اما به هنگام مواجه شدن با اعتراضات مردم با طرح موضوعات فوق قصد به انحراف كشيدن سئوالات مردمى را دارد.

* من معصوم نيستم. هيچكسى در جهان معصوم نيست. من نيز اشتباهاتى دارم و ادعاى قداست و .. ندارم اما دو سه ادعا را مى توانم بكنم. اول اينكه من دنبال ليدر بودن و رهبريت و اين حرفها نيستم. اين حركت به وقتش در طول تاريخ رهبرش را انتخاب كرده و خواهد كرد. دوم اينكه من يك نويسنده ام و نظراتم را اشتباه و درست مطرح مى كنم. كار من هرجا كه باشم خواندن و نوشتن است . كار من قضاوت نيست بلكه تحليل و بداشت و ارائه ى نظر و راه حل است. من دوست دارم كه نويسندگان و نخبگان فكرى حركت، به جاى داشتن ژست سياسى و تشكيلاتى، ژست وجدان جمعى اين حركت باشند.

* روى ديگر سخن من با جوانان و نسل جديد حركت است. مى خواهم به آنها بگويم كه امنيت روحى و جانى روشنفكرانشان در خطر تهديد است. اگر نتوانيم امنيت نوشتارى و كارى آنها را تامين كنيم ضربات جبران ناپذيرى به حركت وارد خواهد شد. همچنان كه شده است و مى شود. مى خواهم به آنها بگويم از اينكه نتوانسته ايم اتحاد و همدلى را حفظ كنيم از شما شرمنده ايم اما مى خواهم آنها بدانند كه دوران كارها و تصميمات سنتى سر آمده است. و وجود برخى از اين اختلاف ها در حقيقت به واسطه ى جدال سنت با مدرنيته است. از آنها مى خواهم صبور باشند و در گذر از اين مركزگرايى و تماميت خواهى نارسا يارى كنند. به دوستان و عزيزانى كه قصد همكارى دارند توصيه مى كنم اين كار را با رعايت احترام به شخصيت ها انجام دهند. از هر گونه اتهامزنى و افترا و توهين دورى كنند و فقط سئوالهايشان را بپرسند. با بهانه كردن تخريب و اهانت و فحاشى ديگران نبايد خودمان را تا آن سطح از انسانيت نزول دهيم . اينجا داريم با يكسرى نارسائيها و كارهاى غلط و مخرب مبارزه مى كنيم. بنبراين اين كار را با رعايت حرمت افراد صورت خواهيم داد.

 

* قبلاً هم در يك تحليل عرض كرده ام كه در خصوص چهرگانى و در حق او دوبار ظلم مضاعف شده است و در هر دو بار هم چهرگانى اين امكان را داشت كه كارهاى مهمترى براى حركت صورت بدهد اما متاسفانه زيراب وى را زدند. يكبار در انتخابات مجلس در داخل، و يكبار هم درپنتاگون.

* در قضيه ى كودتاى تركيه بعضى ها از درون ما شال و كلاه كرده بودند كه اردوغان سقوط كند تا اينها همراه فتو به منافع شخصى دست يابند. اگر اردوغان سقوط مى كرد تركيه و جهان ترك به سمت متلاشى شدن پيش مى رفت. و بعضى از اين آدمها بر اساس تحليل هاى خويش در صف دشمنان جهان ترك ايستاده بودند. در صف ارمنى ها و كردها. حالا وقتى همين آدمها كاسه ى داغتر از آش شده و سنگ دفاع از ما را در اروميه و در برابر كردها به سينه مى زنند من از تضاد و دوگانگى موجود در ذهن اين افراد متحير مى مانم. ببينيد ما با كسانى طرف هستيم كه معيار و دلايل دشمنى ها و دوستى هاشان را در وهله ى نخست منافع مادى شان مشخص مى كند و بعدش منافع اسپانسورهايشان. ما چگونه مى توانيم طالع آزربايجان جنوبى را به دست كسانى بسپاريم كه رؤياى نابودى تركيه و متلاشى شدن جهان ترك را داشتند و دارند؟ و الان هم از هر فرصتى براى كوبيدن تركيه و همزمان براى كوبيدن توركچولوك استفاده مى كنند.

 

* قضيه ى بيمار ساختن فعالين حركت ملى در خارج توسط جريانى خاص، فعلا در حد يك ظن و گمان است. ليستى از كسانى كه احتمال دارد توسط اين جريان به انواع و اقسام بيماريهاى خطرناك و كشنده گرفتار شده باشند در دست بررسى است. اين مورد را هم در نامه ام به نهادهاى مسئول آمريكا ذكر خواهم كرد. چون بايد تحقيق شود كه آيا چنين ادعاهايى درست است؟ به هر حال اين روزها نوشته هايى در دنياى مجازى دست به دست مى گردد كه ادعا دارند جريانى به نخبه كشى در سطح وسيع دست زده است. و اگر اين ادعا ثابت شود بايد شديداً بر اين حال و روزگارى كه داريم گريست. اين ظن و گمان ، چهره ى امنيتى آمريكا را نيز خدشه دار ساخته است. و به نظر من بايد اقدامات لازم و سريعى در اين خصوص صورت گيرد.

* بله ، موضوعى كه مى گوييد حقيقت دارد. دوباره بر سر قضيه ى فراكسيون و نوشته هاى جديد من، تهديدها و تخريب ها را شروع كرده اند. من تا اينجا هنوز يك كلمه در دفاع از خويش ننوشته ام. مثلن هنوز موضوع اهانت فرد مذكور نسبت به فرزند خويش كه ربطى به اين جريانات ندارد را پيگيرى نكرده ام. چون نمى خواهم چنين تصور شود كه مسئله، شخصى است. و حيرت مى كنم كه موضوع اهانت به فرزندم اينهمه بزرگ شده. شايد به دليل حساسيت هاى نسل جوان باشد. چون به هر حال در يك رسانه و پيش چشم تماشاگران به طفلى معصوم و به دور از اين جريانات، ضربه ى روحى شديدى زده شده است. فرزند من در آن توهينى كه زده شد آراليق اوشاغى دئييل، يك گرگزاد اخلاقمند و باتعصبى است كه دارد مصايب پسر يك نويسنده ى مخالف را تجربه مى كند. و من از بابت اين كارى كه شده است از فرزندم عذرخواهى مى كنم و به عزيزانى كه دنبال تسلاى دل او هستند مى گويم كه لطفاً او را به حال خود بگذاريد. اين مسئله را بزرگش نكنيد. بيشتر از اين نمى خواهم در اين خصوص حرف بزنم.

 

* نه اين سئوال شما جديد است و نه پاسخى كه من مى خواهم بدهم جديد خواهد بود. من مى گويم مردم بايد انتخابات را تحريم كنند. تحريم به معناى نشستن در خانه و در به روى اجتماع و سياست و جهان بستن نيست. اتفاقاً ملت ما بهتر است نهايت استفاده را از ايام انتخابات ببرد. در ستادهاى انتخاباتى حضور پيدا كند و دلايل تحريم را با نمايندگان در ميان بگذارد. به نمايندگان بفهماند كه آزربايجانچيليق و توركچولوك مدتهاست راهش را از ايرانچيليق جدا كرده است. مردم ما در قلعه ى بابك و در اعتراضات همگانى نظير اعتراضى كه عليه اهانت روزنامه ى ايران شكل گرفت ثابت كرده اند مى توانند ابتكار عمل را در دست بگيرند. آزربايجانچيليق با تكيه بر مبانى خويش مى تواند حضور خويش را، و باشندگى خويش را به همه نشان دهد. ملت آزربايجان مى تواند با تحريم هر نوع انتخابى كه به تثيبت دوران حكومت ظالمين و اشغالگران مى انجامد طالع و تقدير خويش را به مسيرى درست بيندازد. ما مى دانيم كه بالاخره آن صندوق ها پر خواهند شد و مى دانيم كه انتخابات در ايران، فرمايشى و نمايشى است، بنابراين بايد آرايش و نمايش خويش را به صورتى كامل و منسجم نشان دهيم. تحريم هر نوع انتخاباتى كه طول عمر اشغالگرى و استبداد و استعمار را بيشتر مى كند به نفع ماست. حداقلش اين است كه ما شيوه هاى برخورد صحيح با غاصبين و اشغالگران را براى نسل امروز و نسلهاى بعدى به يادگار مى گذاريم.

* فرد مذكور به شدت دنبال يكى دو تشكيلات آزربايجانى است كه با استفاده از اعتبار آنها مرا بكوبد و مثلن ايلانى سيد احمد الى ايله توتا!! اما خب، براى اين كار اول بايد زمينه اى و دليلى در ميان باشد. همه مى دانند كه من تا حد توان و با همكارى هاى سازنده و مفيد حتى مدتى مشوق يكى دو تشكيلات وطن بوده ام. و حتى اعتقاد دارم همه ى تشكيلات هاى موجود آزربايجان جنوبى بايد تقويت و به روزتر و پوياتر شوند.

* ببينيد، در قضيه ى فراكسيون همه ى كاسه كوزه ها را سر من شكستند و اشكالى هم ندارد. عزيزان زيادى حتى قبل از من مخالف فراكسيون بودند اما علت گير دادن حكومت ايران و اين موافقان فراكسيون به من در نحوه ى مخالفت من بود. ملت هم خود علناً مشاهده كردند كه حق با ماست. فراكسيون نتوانست حتى بيست امضا براى روز زبان مادرى جمع كند. فراكسيون به راحتى كسانى را كه از درون خود ما موافق آنها بودند فروخت و زحمت دفاع كردن از آنها را به خود نداد. فراكسيون نشان داد كه جهت نابودسازى مبانى آزربايجانچيليق شكل گرفته است. آنها حاميان ايرانچيليق اند. حالا جنازه ى فراكسيون مانده دست موافقان و مى خواهند هزينه ى چال كردن اين جنازه را گردن ما بيندازند.

 

* متوجه هستم كه گفتن حقيقت هم بر خود من و هم بر حركت ما هزينه دارد اما اعتقاد دارم تا دير نشده ما بايد اين هزينه را بپردازيم تا روسياه امروز و فردا نباشيم. ما بايد شهامت روبرو شدن با زشتى درون خويشتن را داشته باشيم تا آن را اصلاح كنيم. هر چه اين زشتى بزرگتر شود مقابله با آن نيز هزينه هاى سنگين تر و سهمگين ترى خواهد داشت. نبايد از اين زشتى ترسيد. بايد با آن مواجه شد و پاكش كرد.

* نه ، با شما موافق نيستم. مثلاً خود بنده اعتراف مى كنم كه در بعضى موارد نسبت به فارس زبانهاى عزيز، تند نوشته ام. از آنجا كه مرحله ى گفتمان ما جديد است كنتاكت هاى كلامى صورت مى گيرد. اما مثل شما اعتقاد ندارم كه همه ى جامعه ى ايرانى و فارسى نژادپرستند. من با تعدادى از فعالين و نويسندگان فارس زبان دوستى دارم و آنها شديداً دنبال فضايى هستند كه با شرايط دموكراسى بتوانند بالانس نسبى در خصوص روابط ديگرى ها و فارس زبانها ايجاد كنند. اين قابل تقدير است و من حق ندارم به خاطر ظلمى كه بخش نژادپرست نويسندگان فارس در حق ما روا مى دارند، خوبى ها و تلاش هاى بخش دموكرات و حقيقت پرداز را ناديده بگيرم. اين كار بى عدالتى است. نبايد امثال جواد طباطبايى و حداد عادل ها را با اين بخش دموكرات و حقيقت پرداز يكى دانست. اين ظلم است. اين بى عدالتى است. اعتقاد دارم مى توانيم از طريق اين بخش دموكرات به انتشار گفتمان مستقل خويش در درون جامعه ى فارسى زبان بپردازيم.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بله دوست عزیز! نه تنها "لمپنيسم و شارلاتانيسم ، و ادبيات زشت و كثيف بایستی از حرکت ملی ما زدوده شود"، بلکه هرنوع آنتی سمتیزم، سکسیزم و خود برتر بینی اتنیکی - مذهبی نیز باید از حرکت ملی ما دور باشد. متاسفانه در صفوف ما نیز هستند کسانی که نه به نرمهای دموکراسی ارزشی قائلند، نه صاحب فرهنگ بحث ودیالوق هستند و نه دارای صلاحیت اخلاقی و انسانی میباشند. بعقیده من دلیل این فقدانهای زیان آور را که تقریبا همه ایرانیها گریبانگیرآن هستند، بایستی در عقب ماندگی فرهنگی و احتماعی جامعه ایران جستجو کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا و یا خانم Anonymous محترم ، قرار دادن نام بعضی افراد منفوری مثل !؟!؟! درکنار لیست از افراد بسیار شریف حرکت ملی از صمیمیت دور است . نه هر کیلکی شکر دارد ، مگر هر کس خود را فعال ملی بخواند ، باید به او باور کرد . به ملت ما اعمال انسانها ملاک هست نه ادعا دروغین آنان .
بنظر من به صاحبان اسامی دیگر این یک توهین است. بسیار حیف است در کنار نام های قابل احترامی مثل آقای علی مردانی ، آقای چهرگانی ، آقای علیرضا اردبیلی و.... و. اسامی منفور را جا بزنید.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسول فنی سایت ایرانگلوبال هم تایید می کند که :" اين متن آنچنان كه نوشته شده باقى است و هيچ تغييرى در آن صورت نگرفته است." بعبارت دیگر نامی ذکر نشده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب لوایی
مسائل شخصی را عمومی کردن کار صحیحی نیست. یا بین خود حل کنید یا به مراجع قضائی شکایت کنید اما این روشی که انتخاب کرده اید ترور شخصیت و آب را گل آلود کردن است که نهایتأ به ضرر خود شماست. به جای جوسازی برای گفتگو و جامعه مدنی، تبلیغ و تشویق تاکتیکهای عقب افتاده و چاله میدانی ولو به ظاهر در جلد یک "نویسنده" مظلوم نما و شاکی، بر علیه همه ماست. نمی دانم با چه کسی یا کسانی اختلاف دارید، خود شما را از نزدیک نمی شناسم اما این روشی که انتخاب کرده اید، اگر هم حق با شما بود محکوم به شکست است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لوایی عزیز اکنون زمان دعوا با یکدیگر نیست ، ما فرصتی برای کوبیدن هم نداریم ما باید در کنار هم برای احقاق حقوق ملتی با حداقل سی و چند میلیون تورک مبارزه کنیم که به اندازه ارامنه 150 هزار نفری ایران حق تحصیل به زبان خود نداریم . اگر زمانی فردی فعالین حرکت ملی ما را تخریب کرده بدان که در آن زمان خودش بیشتر تخریب شده و از چشمها افتاده است . من در داخل کشور زندگی می کنم شرایط داخل با بیرون متفاوت است ؛ اگر امروز فراکسیون ترکها در مجلس تشکیل شده ، بر اثر تاثیر گذاری قدرت فعالین حرکت ملّی است ؛ ما انتظتر زیادی از فراکسیون نداریم ، اما انسانهای معمولی و ساده و حتی در حال آسیمیله ما که همه خبرها را از رادیو و تلویزیون کشور می گیرد وقتی می بیند نماینده ای در مجلس از زبان مادری ترکی دفاع می کند تلنگری به خود زده به تفکر می رود! لطفا مسائل شخصی را کنار بگذارید . حرکت ملّی با قدرت پیش می رود. .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به نظر می رسد آقای لوایی خصومت شخصی دارد اما جرأت نوشتن اسم طرف یا اشخاص مقابل را ندارد. تکنولوژی دیجیتالی برای کمک به همدیگر و در خدمت انسانیت یا برای کوبیدن همدیگر؟ این آقا راه اشتباهی انتخاب کرده است. به جای انگ زدن و اتهامات این چنینی، بهتر بود مسائل شخصی خود را بین خود حل می کردید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب نویسنده!!!
این کاری که تو می کنی آگاهی نیست، گمراهی و تخریب است. سبک نوشته ات، تنفر و اتهام زنی در هر جمله ات ثا بت می کند که دنبال هدف شومی هستی. حتی یک سطر از نوشته تو باور کردنی نیست وخودت را فریب می دهی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همه سیاهی های غیر قابل رویت دود اجاق و تنور در دیوار و سقف با آمدن برق مرعی گردید با همه گیر شدن فاب صابون، دوران قئغ خوری( پفک نمکی دوران طلائی) و شپش سالاری به پایان رسید، ولی باز خمیر چوخ سو آپارار، پالایش ذهنیت قئغ سالاری ذهنی و ذهنیت بیان افکار با زبان دویست گرمی بجای استفاده از دگنک، هنوز جا نیفتاده، علتش این است تکامل ارتباط تنگاتنگ با بعد چهارم ماده یعنی زمان دارد که حرکتی لاکپشتی دارد و برای جهش یابندگان فوق العاده خسته کننده و درد آور است، اگر بجای قئغ بخواهی آسپرین بدهی با دگنک مواجهه می شوی، رفتن به لاک خود، امن تر از پیله است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

اسامى افراد و نويسندگانى كه توسط جريان معلوم تخريب شده اند و فيلمهايشان موجود است:

اژدر تقى زاده، ارسلان كامرانى، فاخته زمانى، عليرضا نظمى افشار، محمد مشتاق، اسد تقى زاده، عبدالله امير هاشمى جوانشير، فريدون پرويزنيا، محمودعلى چهرگانى، مرحوم سيامك صبرى ، سيمين صبرى، يونس شاملى، عليرضا اردبيلى
سجاد رادمهر، بهبود قليزاده،لطيف حسنى، يوروش مهرعلى بيلى، صالح كامرانى، شاهين خياوى، امير مردانى، آراز آتاخان، صمد فرتاش، صالح ايلديريم، حسن آسلان، سعيد بايكال، بابك بخت آور، حسين عبداللهى، عاريف كسكين
مجيد توتونچو، ايبراهيم ساوالان، سعيد موغانلى، حسن راشدى
محمود بيلگين، بؤيوك رسولوند، ائلدار قاراداغلى، رضا طالبى
رضا خشتى، جاواد درختى، رحيم شهبازى، رحيم شهريارى
مختار شمس، هادى موسوى، منوچهر عزيزى، سعيد نعيمى
شهرام رادمهر، محمود فضلى، محرم كامرانى و ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این مقاله بسیار مغرضانه و برای شایعه پراکنی در داخل حرکت ملی آذربایجان نوشته شده است. شاید هدف نویسنده مسائل شخصی بوده اما نتیجه کار به نفع ملت ما نیست. ادعا شده است است که یک عده ای در خدمت بیگانگان و یا رژیم ایران هستند. اتهامی بدین سنگینی باید، هم واظح باشد و هم مستند.
ادعا شده است "شخص مذكور با عجله و پريشانى مى رود و قسمتهاى اتهامزنى را از ويدئوهايش پاك مى كند و.." چه کسی؟ کدام ویدئو؟ در چه تاریخی؟ موضوع ویدئو؟ و دهها سئوال دیگر که بی جواب هستند. نویسنده هیچگونه سندی نشان نمیدهد و انتظار دارد که ما باید حرف او راقبول کنیم
ادعا شده است " البته خوشبختانه اسم برنامه ها و فيلمهاى دانلود شده ى بخشى از اين برنامه ها موجود است."
اگر اسم برنامه ها را دارید و یا خود فیلمها را دارید حد اقل قسمت پاک شده فیلمها را پخش کنید یا اسم برنامه ها، تاریخ برنامه ها، مجری و موضوع برنامه ها و..

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حقیقت جو و نسیم
نگران نباشید. فعلا کسان دیگر می سوزند.
گفته اید لوایی هم سوخت. یعنی قبلا هم کسانی را سوزاندهداید؟ ادبیاتتان به ادبیات معلوالحال ها شباهت دارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای لوایی،
چندین نکته مهم که جواب و توضیحات ضروریست
اول: برای چندمین بار قسمتهایی از مقاله هایت را بعد از پخش در این وبسایت به خاطر نظرات خوانندگان تغییر داده ای. آیا بهتر نبود که قبل از فرستادن نوشته جات به سایتها، آن را تصحیح کنی؟ آیا بعد از پخش هر نوشته ای کوچکترین دستکاری در آن نباید همراه با توضیح به خوانندگان باشد؟
دوم: اگر واقعأ باور داری یا سندی داری که کسی به تو توهین کرده یا کسانی مشغول خیانت یا همکاری با نهادهای رژیم یا کشورهای دیگر است، چرا آشکارا اسامی و مشخصات آنان و نهادها را نمی نویسی؟
سوم: آیا بدون سند، اتهام اشخاص به خیانت و همکاری با نهادها، خود شما را مجرم و سایتهایی که تهمت زنی های تو را پخش می کنند شریک جرم نمی کند؟
چهارم: این نوشته تو از اول تا آخر پراز اتهامات بدون سند، مبهم ودر عین حال تهدید آمیز است. در جواب اعتراض خوانندگان نوشته ای:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لوائی هم به آخر خط طبیعی اش رسید: سوخت و تمام شد.
امیدواریم آخرین فرد شعله ور کننده نفرت بین مردم باشد.
تصویر محمدرضا لوایی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به ناشناسهايى كه با نوشتن كامنت هاى مقصددار سعى در القاى يك سخن و پيام به مخاطبان خاص و اسپانسورهاشان دارند بايد بگويم:
١- اين متن آنچنان كه نوشته شده باقى است و هيچ تغييرى در آن صورت نگرفته است. بديهى است كسانى كه رصد مى كنند حتماً عكس و آرشيو متن را دارند.
٢- توضيح سرآغاز متن را بخوانيد. اين متن، برگزيده ى پاسخ هاى دو مصاحبه است. يعنى متنى چند پاره و فاصله گذارى شده است. يك متن پيوسته نيست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این مقاله چندین بار دست کاری شده است. اول عذر خواهی از فارس زبانها حذف شده است و بعدش اسم احمد اوبالی. چرا؟ آیا نظر نویسنده عوض شده است یا مسئولان سایت دست کاری کرده اند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حرکت ملی آزربایجان در داخل آنقدر گرم و سوزان است که همه را، حتی حزب الهی ها و آخوندهای آزربایجانی و ترک را تحت تاثیر قرار داده و دارد در خود ذوب می کند، مجلسیان سعی می کنند با چسباندن خود به حرکت ملی برای خود موقعیتی در آزربایجان دست و پا کنند، خارج نشینان مطلقا نمی توانند موقعیت حرکت ملی را در داخل حدث زده و درک بکنند، و بدین خاطر است که آنها یا اینور بام می افتند و یا آنور بام، یا چپ چپند یا راست راست ، و متاسفانه بخاطر زندگی در آمریکا و اروپا خود را برتر از داخلی ها تصور می کنند و ارزش مبارزه داخلی ها را عمیقا درک نمی کنند، و اهمیت پارلمان موقت آزربایجانی ها را در خارج از کشور ، در حمایت قانونی و بین المللی آزربایجانی ها از مبارزان در داخل را بطور روشن نمی توانند درک کنند، برخورد پا در هوا تفرقه افکنانه نمی تواند کمکی به حرکت ملی داشته باشد بازگو کردن نقاط ضعف؟!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" ناا گفته هائی که به دلیل قحطی تحلیل، مجبور به گفتنشان هستم "" در نبود گفتمان‌های تضمین بقا اقتصادی مانند "" با اتصال به کدام بازار‌های منطقه ای، امر حیاتی‌ بقا اقتصادی خود را، تضمین خواهیم کرد؟ "" یا "" ثبات قیمت ها، نیاز به پالیسی‌های ساختاری دارد "" یک مشت کمونیست و جامعه شناس ساده لوح تحصیل کرده خارج، زود با یک مشت تروریست کمونیست پ ک ک اعلام همکاری میکنند و شرایط قحطی سودان جنوبی را، بر ما تحمیل میکنند، انگار ونزوئلا، پهن کمونیستی اختراع کرده، که نه تنها آوق خود را تامین میکنند، بلکه با صادرات آن، ونزوئلا، تبدیل به سویس آمریکای لاتین کمونیست زده شده، و آن اختراع پهن کمونیستی را، در اختیار ما نیز خواهند گذاشت، و اینگونه " قهر مزخرف انقلابی‌ کمونیستی، مردم ما را، رویاروی قهر خشن دریای مدیترانه قرار میدهد، جائیکه روزانه هزاران فراری جان میدهند "" چونکه این کمونیست‌ها و جامعه شناسان، فر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایا کسی میتواند روشن گری کند اقای لوائی که به زبان پارسی مینویسد چه مشکلی با دیگر ترکان دارد که ما از ان بیخبر هستیم ؟ موضوع بر سر چیست ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای لوایی
لازم نیست شما از چهرگانی دفاع کنید ما همه آقای چهرگانی را دوست داریم ، ما شما را نیز دوست داریم و آن یکی را نیز دوست داریم . ما معتقد به نیروی لایزال ملت بزرگ مان هستیم ، ما از هیچ کدام شما انتظار معجزه نداریم . یا مدد هر کس به اندازۀ کیفیتش ، هر کس به اندازۀ توانش. ما خواهان خوشبختی برای ملت بزرگ مان و ملت های همسایه حتی فارس ها و صلح برای منطقه که در آتش می سوزد هستم . غیر از این باطل است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای لوائی آنموقع که با طرف مقابل نشست و بر خواست میکردی و از امکاناتش برای زدن این و آن استفاده میکردی خوب بود حالا میانه ات بهم خورده و آمده ای در این سایت ای وای - ای وای میکنی دعوای شخصی تو به حرکت ملی آذربایجان مربوط نیست چون طرف مقابل تو را همه میشناسنذ و این تو ستی که بی آگاه بودی و بهتر است از این شکایت کردن های بی خودی نیز دست بر داری و حرکت ملی را با این طور مسائل مشغول نکنی و در ضمن دست های غیبی وارد این اختلاف شخصی شما میشود و با گفت بح بح جح جح آتش بیار معرکه میشوند و باید با عقل سلیم به ین دستهای غیبی رژیم فرست نداد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای لوایی
لطفا ادامه بدهید. ما جوانان طرفدار تو هستیم. مسئله این است یک نفر تخریب و اهانت کرده و باید عذر بخواهد. از ملت آزربایجان باید عذر بخواهد. من همه فیلمها را دیدم و خجالت کشیدم. این کامنت نویسها ایمیل بدهند تا من فیلمها را بفرستم. از آقای توکلی می خواهم راهی نشان دهند تا فیلمهای تخریب را در ایندسایت بگذاریم تا مردم ببینند و قضاوت کنند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای درک نوشته های لوای باید اول کتاب یاداشتهای زیرزمینی اثر داستایفسکی را خواند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا لوایی،
این همه کلی گویی، گلایه، تهدید و... خسته شدیم. بهتر است به جای کلی گویی اسم متهم را بنویسی و دنبال مسئله را بگیری. اگر به نوشته هایت ایمان داری چرا اسم متهم را نمی نویسی؟ از چه می ترسی؟ ازاینکه خودت اتهمام می زنی و ممکن است به جای متهم، خودت گرفتار شوی؟ معلوم نیست این متهم شما مامور رژیم ایران است، یا آمریکا؟ یا هر دو یا هیچکدام؟ ادعا می کنی که "كار من قضاوت نيست بلكه تحليل و بداشت و ارائه ى نظر و راه حل است" اما این نوشته تو فقط تهمت زنی و قضاوت یک طرفه است. تصویه حسابهای شخصی و عقده خالی کردن شما نه به نفع آذربایجان، نه به نفع این سایت و نه به نفع گفتمان جدی، بلکه عملا به نفع افرادی خواهد بود که دنبال پخش شایعات هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یاخشیلیغا یاخشیلیق هر آدامین ایشیدی - یامانلیغا یاخشیلیق نَر آدامین ایشیدی....! یا شاید من از پدر و مادر دیوانه به دنیا آمده ام که دور از واقعیت نیست اگر بگویم دیوانه گی در فرهنگ و آداب و سنت تورک تاریخی ثبت شده دارد. ولی و هیچ زمان دیوانه گی تورک به نامردی آن منجر نمیشود بلکه بر عکس دیوانه گی تورک از شیفته گی و پرستش به مردی و جوانمردی او است - آزاده گی و جوانمردی در هر عنوان و در هر شرایط اولین طریق شخصیتی تورک را تشکیل میدهد. هیچ کس بر هیچ کس نمیتواند قضاوت درست بکند اللا وجدان خود انسان. کیست که جسارت قضاوت خویش را میخواهد به وجدان خویش بسپارد. !؟ خوش به حال کسی که اشتباه نمیکند و خوشتر به حال کسی که بر اشتباه خویش اعتراف میکند......! هر کس میخواهد با هر کسِ دیگر بجنگد جنک ما با یکدیگر نیست با دشمن یکدیگر است. اختلافات نباید به جنگ تبدیل شود. عشق من دیوانه آزربایجان دیوانه وطن.....!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای لوایی

اندازه نگهدار که اندازه نیکوست......هم لایق دشمن است وهم لایق دوست
برادر......چیزی که خودتان نمی توانید از دیگران طلب نکنید !!
از امامزادۀ با ظرفیت کم طلب معجزه خطاست !!
باز کردن این بحث خیلی بی مورد و بیجا ضرر رسان به همه است. اگر شما بهتر می توانی بفرما !!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" نا گفته هائی که به دلیل قحطی تحلیل، مجبور به گفتنش هستم "" آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید چرا و چگونه "" کسری تجاری "" ترکیه با کشور‌های پترو دلار خاورمیانه در عرض یک دهه "" معکوس "" شد؟ کشور‌های پترو دولار خاورمیانه، که قادر به "" تبدیل اقتصاد نفتی‌ به اقتصاد صنعتی "" و بازار آزاد نشدند با فروپاشی قیمت‌های نفت و گاز، چگونه بقا خود را تضمین خواهند کرد؟ فروپاشی اقتصاد‌های پترو دولار توام شده با خشکی، بی‌ ثباتی، قحطی که تمام خاورمیانه و شمال آفریقا و اروپا را تهدید می‌کند، کمونیست‌ها و جامعه شناس‌های ساده لوح تحصیل کرده خارج، کجائید بیایید تنها کشور صنعتی خاورمیانه را ، با حمایت از یک مشت تروریست پ ک ک ، نابود کنیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لوائئ عزیز،اهمیت زیادی به فعالیت در خارج از کشور ندهید. جای اصلی مبارزه برای آزادی زبان، فرهنگ و حق تعین سرنوشت بدست خود در ایران هست و بس. خارج از کشوریها اگر فراست ، عقل و توانائی درک واقعی مسئله ملی را داشته باشند، میایند جبهه مشترک ملی و پارلمان موقت در خارج ازکشور را تشکیل میدهند. متاسفانه دستهای زیاد خارجی و همچنین رژیم ایران از بوجود آمدن اینچنین تشکیلاتی جلوگیری میکنند. آن قسمت از آذربایجانیهائی که واقعا دلشان به ملت میسوزد و خواهان فعالیت پر ثمر هستند و نیز به ایران رفت و آمد ندارند میتوانند در سازمانهای حقوق بشر و همچنین در تشکیلاتهای مدنی- سیاسی کشورهای مسکونشان فعال باشند. شما به حرفهای یالانچی پهلوانها که همه اش حرف میزنند و کاری نمیکنند اهمیت ندهید. آدربایجانیهای مقیم خارج که به ایران رفت و آمد دارند از ترس اطلاعات رژیم فقط ناظر مسائل هستند . اکثریت نیز مشغول مشگلات

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای لوایی٬
لطفا انرژی حرکت ملی آذربایجان را بیش از این هدر ندهید.
مبارزه سیاسی مفهوم و تعریف خاص خود را دارد. سیاسی های متعهد در هر رژیمی٬ همواره در نوشته ها٬ در انظارعمومی و... آن رژیم و انحرافات داخل جنبش ضد رژیم را بی محابا افشاء وبه چالش میکشند. آه وناله و ِشکوه در عمل و کارآنها جایی ندارد.
فقط فقر شخصیتها و فعالین سیاسی محکم ومتعهد در یک جنبش میتواند زمینه ساز آه و ناله بجای پلمیک و افشاگری بیرحمانه در داخل وخارج آن جنبش باشد. . حرکت ملی نیاز به فعالینی دارد که موتور محرک آن بوده وهمراه با روشنگری مداوم٬ جریانات و افراد فرصت طلب را که سعی در به انحراف کشاندن حرکت دارند با اسم و نام آنها افشاء نماید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
متاسفانه
باز هم کامنت من سانسور شد است
برای تایید کننده کامنت ها و مدیر سایت متاسفم هستند
کسانی که از پاسخ دادن منطقی عاجز هستند و تنها حربه ای که در دستشان هست سانسور است .
هیچ فرقی بین مدیر نالایق این سایت و شیوه مدیریت اش
با استالین و دیوار آهنین اش وجود ندارد .

شما موفق شدید
صدای ما را بریدید :)) ... من دیگر در ایران گلوبال نوشته ای نخواهم داشت
ببینیم در آینده ایران هم به همین سادگی یک کلیک می توانید صدای افراد راببرید !
متاسفانه دیکتاتوری و تفکر توتالیتر در خون عده ای هست ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ببین محمدرضا، ما همه از یک چیز مشترک رنج می بریم و آنهم تبعیض و نابرابری زبانی و فرهنگی و اقتصادی است، ملت ما در جامعه ایران با گره خورده شدن نان شبشان با زبان فارسی به آسیملاسیون اجباری محکوم شده اند، حتی والدین فرزندان خود را با دستان خود بخاطر نان شب آسیمله می کنند، این یک جنایت اتنوساید است، و در این وسط موجوداتی فرصت طلب که مساله ملی آزربایجان را ابزاری برای رشد اقتصادی و یا مطرح شدن در جامعه آزربایجان مورد استفاده قرار می دهند و به نویسندگان آزربایجانی تهمت می زنند و آنها را در ناف دمکراسی با اتهامات واهی به دپرسیو شدن وا می دارند باید جوابگو باشند. اوستاحاج صالح گچکار مجاهد محصول پایگاه اشرف و دکتر آراز شکسته بند اورژانس سوانح و سوختگی هم شریک جرم آنها هستند که بموقع در دادگاههای آمریکا و کاندا و آلمان باید جوابگو باشند، آنهائیکه بچه هایشان خجالت می کشند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خودگویی خود خندی عجب هنرمندی
درهرچیزی حداقل وحداکثرداریم کسی ازفراکسیون انتظارموجزء نداشت ولی خود فراکسیون یک پیروزی بود .
انتخاب حتی پاسدارتورک دراورمیه به نحوه تورک ها است حکومت حتی حاضر نبود این پاسداران انتخاب شوند برای این منظور مجبوربه استفاده ازمهره های رنگی وخطرناک خود مانند دکترزیباکلام شد ولی همین های که شما آلان ازامریکا می خواهید کلکشان کنده شود .
دست حکومت حامی کورد را رو کردند وناکام گذاشتند.
بلی درانتخابات شرکت نکردند درمشهد وتهران معنی می دهد وشما درست می فرمایید نه اورمیه متاسفانه شما در درک این موضوع مشکل دارید .
اختلاف دربین شما به نحوه ملت تورک نیست .
باورکنید یانه برای اینکه شما این مقاله را بنویسید تمام دشمنان تورک چه هزینه های کردند.
که کار به اینجا برسد.
قبل ازآنکه شما ازسازمان امنیت امریکا استفاده کنید با ریش سفیدان مشورت کنید عاقلانه خواهدبود.
غیراز...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لولی جان! انتقاد از خود خوب است، به شرطی که فرد مورد نظر و یا آن جامعه بحقوق ملل دیگر به اندازه نک سوزن ارزش قائل باشد. جامعه گستاخ و پف کرده پانفارس که هیچکسی را با خود همطراز نمی بیند، و تنها دلخوشی اش مسخره کردن تورک، عرب، لر، کرد، ترکمن، گیلک، بلوچ و امثالهم ...است، چنین جامعه ای اصلا من و شما را کسی بحساب نمی آورد، که شما از آن عذر خواهی کنی! شما با چنین کاری آنان را جریتر میکنی، فکر میکنند، هر ظلمی را که در مورد خلقهای دیگر مرتکب شوند، از نظر خودشان حق دارند. من شخصا تابحال هیچ فارسی چه کمونیست اش، چه به اصطلاح دمکرات اش، و چه نژاد پرستش را نمی شناسم، تابحال یعنی در طول این یک سده مقاله ای بنویسد، و در آن از قتل عام زبان ملل دیگر جهنم ایران از خود و از جامعه منجمد فارس انتقادی کند، ستمهائی را که پانفارسیسم درحق ملل غیر فارس مرتکب شده است، از کسی عذر خواهی کند! اینان حقوق بشر را

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب لوائی، دقیقا درست می‌‌فرمائید، شما نمیتوانید هم از "" کودتای سرنگونی اردوغان "" دفاع کنید هم سنگ دفاع از مردم آزربایجان جنوبی مخصوصا آزربایجان غربی را در مقابل تروریست‌های کمونیست پ ک ک بزنید. مرز‌ها بین جوانان و پیرهای چپی و کمونیستی که به " قهر مزخرف انقلابی‌ " اعتقاد دارند در حال شفاف شدن است. درست به این دلیل من آزربایجانچیلیق را "" رنسانس علمی‌ / اقتصادی برای شکستن قفسی که کمونیست‌ها / جامعه شناس‌های ساده لوح تحصیل کرده خارج با آویزان شدن از " پان ترک کزائی "" قصد ساختن آن را برای ما دارند تعریف کردم. ما وارد مرحله‌ای شده ایم که یک فرد باید قادر باشد "" مراکز ثبات را از مراکز اشاعه تخریب "" تشخیص دهد. در منطقه ما، مافیای سپاه، ارمنستان و تروریست‌های کمونیست پ ک ک دنبال تخریب هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حالا فارس زبان ها شدند عزیز !!!

از نظر من لوایی از ابتدا هم صلاحیت فعالیت نداشت ،من به ندرت زیر نوشته هایش کامنت می گذارم
زیرا از ابتدا هم معتقد بودم ایشان یک مثل ویروس است .
ببینید ویروس وقتی وارد بدن یک موجود زنده شد موجوب افزایش حرارت بدن موجود می شود .
و ویروس از میان نمی رود مگر آنکه موجود از میان برود .
بنابراین خدای نکرده قصدم توهین به ایشان نیست ؛کارکرد ایشان منظور من است
وقتی نوشته های ایشان به فارسی را می بینم وقتی قریحه شاعری ایشان را می بینم
متوجه یک نکته ساده می شوم
محمدرضا در واقع دچار سندرم استکهلم است ... او عاشق شعر ادب و فرهنگ فارسی است
اما هرگز دیده نشده
هرگز شنیده نشده
بنابراین سعی می کند با تندروی دیده شود .