حضور ابراهیم ریئسی تنها عاملی برای گرم کردن انتخابات است

در این نظام کسانی خود را اصول گرا و دیگرانی خود را اصلاح طلب میخوانند. دلایلی آورده ام که چرا آنها تفاوتی باهم ندارند. آنها ناچارند سیاستهایی را پی بگیرند که نظام شان را پابرجا نگهدارد. تشویق مردم به شرکت در انتخابات ابزاری در دست رژیم میشود که به جهانیان نشان دهد که از محبوبیت و حمایت مردم برخوردار است.

 

 اگر در هر سیاست جمهوری اسلامی نقشی از بلاهت را ببینیم، در کارآیی سیاستهایی که به پایداری اش کمک میکند، از جمله سرکوب داخلی، ایجاد نا امنی بین المللی و باز در نتیجه سرکوب داخلی و حفظ موجودیتش نباید شک کرد.  اصولا این یک اصل جامعه شناختی است که در شرایط نا امنی و جنگ احتمال پایداری نظامهای حاکم بسیار بیشتر میشود و مردم این کشورها جنگها و مقاومتهای خود در مقابل این گونه رژیمها را بطور موقت و اگر شده برای سالها کنار خواهند گذاشت. شروع جنگ ایران و عراق درست در شرایطی که سازمانها و احزاب سیاسی در صدد بودند که با باز شدن مدارس در پاییز موج جدیدی از مقاومت ملی و تظاهرات خیابانی را سامان دهند یکی از آن نمونه ها بود. بناگهان همه چیز ساکت شد و حتا سازمان مجاهدین خلق و بخشی دیگر از اپوزسیون که برنامه شورش علیه رژیم را ریخته بودند به میادین جنگ بر علیه صدام شتافتند. در سوئد به هنگام کودتا بر علیه گورباچفت دولت این کشور بناگهان از درصد حمایت مردمی بیشتری برخوردار شد.  حرکت تروریستی با کامیون که در استکهلم سوئد در جمعه گذشته رخ داد باعث بالا رفتن درصد محبوبیت نخست وزیر و دولت او شد بدون آنکه آنها انگشتی تکان داده باشند. عامل اصلی در این میان ترس است. این که ترس داخلی باشد یا خارجی تفاوتی در اثر آن ندارد که حکومت حاکم کمتر توسط مردمش تهدید میشود. 

اینچنین است حضور ابراهیم رئیسی با کارنامه جنایی ترتیب دادن کشتار سال 67 در انتخابات ریاست جمهوری در ادامه همان سیاستهای ترساندن مردم از نا امنی و سختگیری ها و در نتیجه حضور هرچه بیشتر آنها در انتخابات و کیش دادن شان بسوی حسن روحانی  و داغ کردن تنور انتخابات و برخ جهانیان کشیدن این میلیونها رای دهنده بعنوان حامیان حاکمیت است. اگرنه روحانی همان است که ابراهیم یونسی، و ابراهیم یونسی همان است که مصطفی پور محمدی وزیر اطلاعات کابینه همین حسن روحانی رئیس جمهور «محبوب». کسی مثل مصطفی پور محمدی همکار ابراهیم رئیسی که دستش به کشتار سال 67 آلوده است در کابینه روحانی چه میکند؟ مگر آنکه وفاقی بین روحانی و پورمحمدی باشد. یعنی این هردو هیچ مشکلی با کشتار سال 67 و سایر سرکوبها نداشته و ندارند. مصطفی پورمحمدی گفته است که یک شب هم بابت آن کشتارها بیخواب نشده. تصور میکنید که ابراهیم رئیسی شریک دیگر او یا حسن روحانی یا سایر سران این رژیم بیخواب شده اند؟ اینها همه سر و ته یک کرباسند. 

من در تعجبم از بخشی از شناخته شدگان اپوزسیون داخلی و خارجی که چه یقه ای میدرانند و چه تبلیغی برای خاتمی ها و روحانی ها میکنند! آقا اگر اینها خیلی برای شما اهمیت دارند و مورد تایید هستند و انسانهای خوبی هستند چرا خودتان در ایران باقی نماندید و در چارچوب این نظام به این مقامات بالا نرسیدید؟ چرا شما بجای آقای روحانی یا خاتمی با مصطفی پور محمدی وزیر اطلاعات کابینه تان مصاحفه نکنید و دست ندهید و روبوسی نکنید؟ ایا لیاقتش را نداشتید؟ سوادش را نداشتید؟ یا چه؟ بجز آن است که نخواستید پایه های حکومتی را تشکیل بدهید که بر مردمش جنایت روا میدارد و نخواستید با این جنایت پیشگان دست تان دریک کاسه برود و سر یک میز بنشینید؟ خب اگر چنین است این هواداری ها و تبلیغ ها برای نامزد محبوب تان را چطور توجیح میکنید؟ آیا فکر نمیکنید که سوراخ دعا را گم کرده اید؟ در واقع باید به همان اصل تان باز گردید که از آغاز نخواستید با جنایت پیشگان هم کاسه شوید. اگر با آنها مخالفت نمی کنید بسیار خوب دستکم لب فرو بندید و مجیز شان را نگویید و برای شان تبلیغ نکنید! خود را در جنایات شان شریک نکنید! 

شرکت مردم در انتخابات یک اشتباه مهلک است که سالهاست به وقوع می پیوندد و حضور اصلاح طلب و تندرو هیچ تفاوتی در سیاستهای کلی نظام بوجود نمی آورد. تصور میکنید که چنانچه ابراهیم یونسی یا مصطفی پور محمدی یا قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس یا سایر آدمخوران این رژیم مصدر ریاست جمهوری بودند برجامی در کار نبود و امروز ما با آمریکا در حال جنگ بودیم؟ یعنی تصور میکنید که این رژیم اینقدر ابله است که بخواهد خود را گاو بدشاخی مثل آمریکا درگیر کند؟ آنهم آمریکایی که در فروردین سال 67 دو دکل نفتی ایران و نیز نیمی از توان رزمی نیروی دریایی ایران را با غرق کردن چند قایق تند رو و ناوچه سهند و صدمه رساندن به ناوچه سبلان و نابود کردن دو دکل نفتی در خلیج فارس یک درس حسابی به آخوندها داد؟ نیمی از توان رزمی نیروی دریایی ایران در این نبرد از میان رفت.  تصور میکنید آمریکا ترسی از موشکهای پاسدارن دارد یا توان نابود کردن آنها را در آسمان و زمین ندارد؟ آنهم با وجود گاو نر بدشاخی چون ترامپ؟  نه چنین نیست! اگر امروز ترامپ منتظر است که ببیند نتایج انتخابات جمهوری اسلامی چه میشود و بعد موضع تازه ای علیه جمهوری اسلامی و وضع تحریمها با احتمالا برخورد نظامی بگیرد صرفا از این روست که ترجیح میدهد در وضع فعلی تغییری داده نشود و منطقه تنش کمتری داشته باشد و خلیج فارس برای عبور نفتکش ها امن باشد. چنانچه جمهوری اسلامی بخواهد کوچکترین تنشی در این مورد ایجاد کند امریکا حتما وارد عمل خواهد شد.

 

 

ناوچه سهند در حال سوختن و غرق شدن در ابهای خلیج فارس

جمهوری اسلامی یک سری سیاستها را بناچار باید دنبال کند چه احمدی نژاد بر سر کار باشد،سلیمانی و چه خاتمی تفاوت ندارد. آنها با آمریکا سرشاخ نخواهند شد. هدف حفظ نظام به هر قیمت است. در سیاست داخلی هم بدنبال آرامش هستند. بارها این مهم را در روزهای انتخابات دیده ایم که بیخیال حجاب شده اند. نباید گول این آبنبات قیچی ها را خورد. بی اعتنایی به سیاستهای نظام و آماده بودن برای اعتراضهای خیابانی و اعتراض بر سر هر چیزی موثر ترین مبارزه سیاسی است که مردم میتوانند پیش بگیرند تا ترس شان از رژیم و برداشتن قدم بزرگ بعدی بریزد.  از اعتراض و درگیری بخاطر یک دستفروش گرفته تا اعتراض به دستگیری دختران بدحجاب و اعتراضات کارگری و غیره اینها باید در سرلوحه مبارزات مردم قرار بگیرد. تشویق مردم به شرکت درانتخابات و رای دادن به یک به اصطلاح میانه رو و اصلاح طلب بجز ساده لوحی سیاسی و طول عمر جمهوری اسلامی چیز دیگری نیست. مردم باید با رژیم قهر باشند نه این که حسن روحانی را در کوه ببینند و بجای انداختن آب دهن بر زمین بدوند با او عکس سلفی بگیرند. من این را نتیجه برخورد نابجای اپوزسیون داخلی در درجه اول و نیز اپوزسیون خارج از ایران می بینم. 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مملی سپاس از تذکرتان منظور همان ابراهیم رئیسی بود که در جایی اشتباها ابراهیم یونسی نوشتم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از نظر من خامنه ای جنایتکاریه که دیر یا زود باید جای خودشو به یه نیروی دمکرات و عدالتخواه بده!

اما مخالفت امثال احمدی نژاد و دخیل بستن به دارودسته اون راه حل نیست! چون تا جاییکه من می فهمم احمدی نژاد لمپنی یه که یقیناً عنصر نفوذی یه جریان وابسته ست و علی افشاری هم که خواستار "مداخله بشر دوستانه" امثال بوش و بلیر در ایران بود و حالا هم زیرجلکی داره سنگ احمدی نژاد رو به سینه میزنه به احتمال زیاد هم فکر و هم آخور و هم تشکیلاتی احمدی نژاده!

بی دلیل نگفته اند؛ به من بگو دوستت کیه، بهت میگم کی یستی! احمدی نژاد و علی افشاری بنابر سابقه تاریخی دوست همدیگه و قطعاً دشمن زحمتکشان ایرانند!

به نظر من؛ تحریم انتخابات، بهترین جواب به رژیم سراپا جنایت حاکمه!

مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های اسیر آلبانی و هزار اشرف یادتون نره!

رفیق سائل.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاجان اون که شما گفتین «علی یونسی» است نه «ابراهیم یونسی» که مترجم و روشنفکر بود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چه فرقی بین ابراهیم رئیسی و خلخالی است ؟ به این سند تاریخی توجه کننید .