فاشیسم پانترکیسم یا دمکراسی؟ (برخورد به دیدگاه شریفه جعفری)
در آسیب شناسی جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان
07.05.2017 - 21:50

آسیب شناسی هر چیزی مثبت است اما با روش درست و غلمی نه به شیوه دلبخواهی و تعصبی.
من چنین متوجه شدم که خانم شریفه جعفری ( آسیب شناسی حرکت ملی آذربایجان - از شریفه جعفری) به تنهایی دست به آسیب شناسی جنبش ملی آذربایجان نمی زنند و با تیمی کار میکنند. من برایشان آرزوی موفقیت میکنم اما با توجه به شناختم از طرز فکر خانم شریفه جعفری فکر نمی کنم دستاورد زیادی داشته باشند.
امروزه جنبش ملی آذربایجان به افت، بحران و ضعف دچار شده است و گرایشات فکری متفاوت بهت زده به دنبال یافتن علل و آسیب شناسی افتادند.
خانم شریفه تنها اشاره به چند نمود مثلا کسب نام و افتخار توسط تعدادی، شخصیت شکنی، عدم پرورش کادر، دلسرد کردن جوانان، ایجاد بی اعتمادی، قدرت طلبی، سازماندهی نکردن بودجه ملی و غیره کردند. ولی نگفتند علت چیست. اکنون همه متوجه این اشکالات شدند و چیز تازه ای نیستند. در آسیب شناسی یافتن علل معلولها مهم است
آسیب شناسی تنها بیان علایم، و نمودها و معلولها نیست. خانم شریفه علت این علایم را در جنبش ملی و دمکراتیک در چه می بینند؟؟

تا آنجا که من یادم می آید سالها پیش دو نفر(آ. ائلیار و اسماعیل) قبلا به آسیب شناسی چنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان از موضع چپ پرداختند ولی از جانب راست افراطی مهر و انک مانقورد خوردند. آیا خانم شریفه چیزی از این نقدهای آسیب شناسانه دستگیرش شده است؟
من هم علت نمودها و مثالهای اندک، محدود و سطحی را که خانم شریفه اشاره نمودند را در ایدئولوژی غالب و قدرتمند در جنبش ملی می دانم. برای درک مسئله مثال بزنم: اگر زنان حجاب دارند و اگر زنان سنگسار می شوند علت و ریشه آن حاکمیت ایدئولوژی اسلامی است. 
به نظر من هم ریشه تمامی بدبختیهای جنبش ملی آذربایجان ایدئولوژی تورکیسم، ناسیونالیسم افراطی، بوزقوردیسم و پانترکیسم است. من مطمئن نیستم ولی احتمال زیاد میدهم که خانم شریفه نقدی به این ایدئولوژی ندارند. اگر خانم شریفه و دیگر فعالان دلسوز جنبش ملی و دمکراتیک نتوانند پانترکیسم را نقد کنند و نتوانند از حیطه تفکرات ضیاءگوک آلپ، ائلچی بئی ، محمد امین رسول زاده، آلپ‌ ارسلان تورکش، آتا تورک خلاصی یابند هرگز نخواهند توانست کوچکترین مشکلی را حل کنند و جنبش ملی را نجات دهند. 
ایدنولوژی ناسیونالیسم افراطی - بوزقوردیسم - پانترکیسم که ایدئولوژی اکثریت گروههای و تشکلهای آذربایجانی است، بزرگترین ضربات نابود کننده را به جنبش آذربایجان وارد آورده است و جنبش را به نابودی کامل میبرد. 
**

دوستان مجبور هستم به این واقعیت اقرار کنم که اکثر فعالین سیاسی، روشنفکران و به اصطلاح رهبران آذربایجان بسیار کم سواد و غیر سیاسی هستند. برای من مهم نیست افراد منفعل و یرادعا و یا متعصب چه به من می گویند. بی سوادان سیاسی به عقل خود و علوم سیاسی مراجعه نمی کنند. آنها همچون مریدان شیعه دنبال این و آن هستند. این جماعت نه از سوسیالیسم چیزی میدانند و نه از پانترکیسم یا ناسیونالیسم افراطی چیزی میدانند. این افراد بی سواد سیاسی و غیر سیاسی اما بسیار بسیار پرادعا دو جمله در مورد سوسیالیسم و پانترکیسم میدانند:
1 - سوسیالیسم همان است که در روسیه بود و شکست خورد 
2 - پانترکیسم، تورانیسم یعنی اتحاد کشورهای تورک

این درک و شناخت غلط و نادرست از پانترکیسم و سوسیالیسم، درد بزرگی برای بخش بزرگی از فعالین سیاسی آذربایجان است. آنها به عقل خود و دانش سیاسی مراجعه نمی کنند و
شیعه وار مرید و دنباله رو مرجعیت سیاسیمانند ائلچی بئی و رسول زاده و رهبران پانترکیست تورکیه و حزب فاشیست و نژادپرست (م ه پ) می افتند بی آنکه کوچکترین اطلاعاتی از آنها و یا شکستهای سیاسی، اید ئولوژیک تشکیلاتی و دولتی در طول تاریخ پانترکیسم داشته باشند. این دوستان دقت نمی کنند که در جنگ جهانی اول نه تنها پانترکیسم شکست خورد بلکه باعث شکست امپراطوری عثمانی شد. پانترکیسم بعدا در آسیای میانه و آذربایجان شمالی شکست خورد و ائلچی بئی مفتضحانه کنار اندخته شد و هم اکنون شکست پانترکیسم را در سیاستهای م ه پ و اردوغان در ترکیه شاهد هستیم و ترکیه را به نابودی می برند.

دوستمان [...] از آ. ائلیار سوال میکنند : "من از شما سوال میکنم کدام تشکیلات و سازمان آذربایجانی است که از جریان پان تورک حمایت و یا خود را وابسته به این جریان بداند‌ لازم به تذکر است که اصطلاح پان تورک یعنی اتحاد تورکهای جهان مثلا ازبکستان ترکمنستان آذربایجان و تورکیه و الاآخر"
ائلیار میتواند جواب به این سوال بدهد ولی من هم نظر خود را میگویم:
به نظر من همه تشکلات موجود در آذربایجان به جز "فدرال دمکراتهای آذربایجان" پانترکیست هستند که افراطی ترین آنها "حزب استقلال آذربایجان جنوبی" برهبری صالح ایلدریم است. هر کس و یا هر جریانی غیر متشکل مانند طرفداران تیم تراختور که علامت و اشاره بوزقورد را با دست نشان میدهند پانترکیست هستند. هر کس که بوزقورد و گرگ خاکستری است و زوزه میکند پانترکیست و تورانچی است. هر کس که ائلیچی بئی، محمدامین رسول زاده، آتا تورک، ضیا و تورکش باغچلی و اردوغان را پیامبر و رهبر خود بداند پانترکیست است و بخواهد یا نخواهد در تقابل با جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان قرار دارد. 

این جماعت و محافل که در بوزقورد گرفتن با انگشتان مهارت کافی دارند سخنان رهبران پانترکیست را تکرار میکنند و سوسیالیسم و حتی سوسیال دمکراسی نوع اروپایی شکست خورده و بی افق معرفی میکنند. 
دوستمان[ دوست دیگر...] باید بداند آنچه که در روسیه و اروپای شرقی و چین و ویتنام و کوبا شکست خورد کاپیتالیسم دولتی بود نه سوسیالیسم. سوسیالیسم تاکنون در هیچ کشوری پیاده نشده است. سوسیالیسم آرمانی ست آزادیخوانه و برابری طلبانه. تا زمانیکه کارگر و زحمتکش هست، تا زمانیکه ظلم و استثمار هست این آرمان هم زنده خواهد ماند و دیر یا زود به واقعیت خواهد پیوست. سوسیالیستها نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان اولین کسانی بودند که سرمایه داری دولتی( سوسیالیسم روسی و چینی) را نقد کرده اند. در ایران دهها حزب چپ بجز حزب توده و فدائیان اکثریت همگی اتحاد شوروی را سوسیال امپریالیست معرفی میکردند. دوست عزیز شما خیلی دیر رسیدید.

اگر میخواهید جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان قدرتمند شود و مورد حمایت کارگران، زحمتکشان، زنان و جوانان و همه انسانهای تحت ستم مورد حمایت قرار بگیرد باید از اندیشه های ضد اذربایجانی ، ضد انسانی ، ضد دمکراتیک، نژادپرستانه و فاشیستی پانترکیسم برحذر باشیم. باید اندیشه های آزادیخواهانه، برابری طلبانه و دمکراتیک را جایگزین اندیشه های فاشیستی پانترکیسم کنیم که خواهان برقراری حاکمیت اسلام در جهان توسط "نژاد برتر تورک" است. 
پانترکیسم بمعنای اتحاد دمکراتیک و داوطلبانه کشورهای تورک نیست. بلکه پانترکیسم و تورانیسم ایجاد جامعه اسلامی در سراسر جهان توسط "نژاد برتر" تورکها و برهبری ترکیه است. 
اندیشه فاشیستی پانترکیسم باید در آذربایجان افشا شود و اندیشه های مدرن، انسانی ، دمکراتیک و برابری طلبانه در تمامی زمینه ها جایگزین شود و با این اندیشه ها مردم و جامعه آذربایجان سازماندهی شوند. بدون این اقدام جدی کار و تلاشهای انسانهای دلسوز بجایی نخواهد رسید و آذربایجان همیشه در اسارت، اشغال و بربریت بسر خواهد برد. 
**

با توجه به شناختی که از افکار خانم شریفه دارم و در کامنتهای قبلی اشاره کرده بودم خانم شریفه نمی توانند آسیب شناسی درستی از جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان ارائه بدهند. چون ایشان متوجه مشکل اصلی نشدند.، مشکل و دردی که خودشان به آن دچار هستند و نمی خواهند علاج شوند. 
آنچه که بیش از هر چیزی جنبش ملی آذربایجان را به وضعیت اسفناک فعلی رسانده افکار و ایدئولوژی فاشیستی و ضد دمکراتیک، ناسیونالیسم و پانترکیسم است که 20 -25 سال است بر چنبش ملی تحمیل شده است. 
خانم شریفه مدافع جنبش ضد دمکراتیک پانترکیستی هستند و در کامنتی نوشتند که : " با توجه به هویتم یک آذربایجانی هستم و امروز در دفاع از حقوق ترکها در ایران فعالیت دارم البته در حد توان و بیشتر بواسطه قلم ، و محمد امین رسولزاده و آتاتورک را می ستایم زیرا آنها بزرگترین رهبران انسانهای آزادی خواه و اسطوره های تاریخ هستند."
مشکل همین است. ایشان بانیان و عاملان بحران و ضعف جنبش ملی و دمکراتیک را می ستایند و آنها را "رهبران انسانهای آزادیخواه و اسطوره تاریخ " می نامند.

من از خانم شریفه تشکر میکنم که موضوع و کلمه " آسیب شناسی جنبش ملی" را مطرح کردند. فقط همین قدر. چون ایشان توان آسیب شناسی را در این عرصه ندارند. 
یک توصیه دوستانه هم به خانم شریفه دارم. ایشان و دیگر زنان رزمنده و آزادیخواه آذربایجان باید بدانند و آگاه باشند که جنبش ناسیونالیستی - پانترکیستی در آذربایجان نه تنها ضد دمکراتیک و فاشیستی است بلکه کاملا جنبشی مرد سالار است. بی دلیل نیست که زنان آذربایجان در حوزه هیچ جنبشی فعال نیستند. 
ناسیونالیسم و پانترکیسم به مبارزه زنان کارگر، به مبارزه فمنیستی و جنبش مستقل زنان اهمیتی نمی دهد و بر ضد حقوق کارگری و جنسی زنان است. پانترکیسم و ناسیونالیسم افراطی فقط زنان را بعنوان سیاهی لشکر و پشت جبهه جنبش مردسالارانه ملی میخواهد نه کمتر نه بیشتر.

ای کاش خانم شریفه در جنبش فمنیستی و جنبش مستقل زنان آذربایجان هم فعالیت و تلاش میکردند. پانترکیستها چنین وانمود میکنند که تنها یک جنبش در آذربایجان هست و آن تنها جنبش ملی است. آنها جنبشهای دمکراتیک زنان، جنبشهای دمکراتیک اجتماعی و طبقاتی را برسمیت نمی شناسند. آنها جنبشهای دیگر را مانع وحدت جنبش ناسیونالیستی و مردسالارانه ملی و مانع پیشروی جنبش ملی میدانند و در بهترین حالت آغاز این مبارزات را به آینده دور واگذار میکنند.
ضعف و نابودی افکار فاشیستی و ضد دمکراتیک پانترکیسم نه تنها جنبش ملی را از ضعف و نابودی نجات میدهد بلکه باعث تقویت و قدرتمندی جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان، رشد جنبش زنان و باعث رشد جنبش کارگری و دیگر جنبشهای دمکراتیک در آذربایجان هم میشود. باید بدانید که هیچ جنبشی به رهبری فاشیستها، افکار فاشیستی و نژادپرستانه به پیروزی نرسیده و نخواهد رسید. انتخاب با شماست، فاشیسم پانترکیسم یا دمکراسی؟

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کامنتهای ایران گلوبال

مطالب مرتبط:

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما