راه کارگر و ریای ملا

از آغاز استبداد مذهبی تا هماکنون در این رژیم ضدمردمی، بیشترین آسیب جبران ناپذیر را کارگران، نیروهای کارمزد، زحمتکشان، تنگدستان و خانواده های آنها متحمل شده اند.

مگر غیر از این است! که کل سیستم فاسد و تبهکار اسلام شیعی و سرکردگی سرمایه وابسته ی به نئولیبرالیسم و همچنین تجارت انگلی بازار در ایران، همگی جزو مافیاها و باندهای 38 ساله ی له یا علیه رهبر نظام گندیده نبوده و نیستند؟تازه! همگی می دانیم که حتی نقش روسای جمهور اصلاحچی ها هم جز بسان آچار فرانسه برای بازکردن پیچ و مهره های مختلف و زنگ زده بکار نرفته، نمی رود و نخواهدرفت. و همین داد و هوار چندش انگیز انتخاب این و آن نیز، نه بخاطر اعمال اراده ی کارگری ـ توده ای به سیاست و اقتصاد اجتماعی و دمکراتیک، بلکه تنها برای ژرفش و پیگیری دین و دولت باهم است.بنا بر این علاوه بر اینکه آقای رهبر، همه کاره است، همزمان کل نظام از همین امام که رهبر باشد تا نیروهایامنیتی، اطلاعاتی، دستگاه قضا، مجلس، سپاه و بسیج تا چایچی هر اداره یضدمردمی"نام و نان" چرب شان به بقای این بساط ضدبشری گره خورده است.این جماعت کمترین بهائی به عقیده مذهبی خود هم نمی دهند، بلکه بیش از همه خاطر حفظ جایگاه و انباشت بادآورده ی ثروت خوداند، خاظرند بخاطرش دست به جنایتی بزنند و بارهای بار زده اند.

از آغاز استبداد مذهبی تا هماکنون در این رژیم ضدمردمی، بیشترین آسیب جبران ناپذیر را کارگران، نیروهای کارمزد، زحمتکشان، تنگدستان و خانواده های آنها متحمل شده اند. بیاد بیآورید جهنم و ریزش ساختمان بلند پلاسکو را! که تنها بخاطر نبود ابزار و ادوات امنیت شغلی بوقوع پیوست. و جان ده ها کارگر آتش نشانی را بسادگی گرفت. و آب از آب برای دستگاه چپاولگر خامنه ای تکان نخورد. و هنوز هم امار دقیقی از تلفات جانی آن با ده ها تکذبیه از تعداد قربانیان فراوان آن برای آگاهی عمومی موجود نیست.اما چرا چنین آتش سوزی ساده ای می تواند آنهمه انسان فداکار را قربانی کند؟چون غارت ها از بالا و دله دزدی ها از پائین، دیگر امکان خرید و بروزساختن ابزارهای ایمنی درمحیط های کار را بلعیده و باقی نگذاشته است! بهمین خاطر چپاول بالائی ها از یکسو، و در نتیجهماست و مالی و سهل انگاری وابستگان پائینی رژیم از دیگر سو، و توامان با قوانین آبکی و ضدکارگری، نبود استحکام های زیربنائی، فقدان لوازم حفاظتی و سرآخر بی پاسخی سیستماتیک گردانندگان به خرید چنین نیازمندی های استاندارد در سراسر کشور بوده و می باشد، که ما شاهد وقوع دوباره و هولناک ریزش معدن زمستانه یورت در منطقه ی آزادشهر استان گلستان هستیم، که این معدن دچار انفجار شده، و براساس آماری که مسئولاناعلام کردند 35 نفر از معدن کاران در میان آوار این انفجار قربانی شدند.

چنین فجایع مرگباری در معادن استخراجی،محیط های کوچک و کلان کار کارگران، و رویدادهای بیشمار و ناگواری دیگری در کشور و در گذشته ها بکرات روی داده و با بقای این ساختار آخوندی می تواند در چشم انداز آیندهنیز بارها روی دهد و البته خواهدداد.اما پرسش! براستی پاسخ به این غارتگری، ستمگری، زورگوئی،سرکشی، حق خوری و بیدادرسی چه بایدباشد؟ و چاره ی کارگران چیست؟ جز مبارزه ی سازش ناپذیر تا سرنگونی رژیم؟ چراکه در خاطر زخمی و چرکین خود داریم که برای رژیم، و در واکنش به اعتراض کارگرانمعدن طلای آق دره، پاسخ حق خواهی همان شلاقزدن 17 کارگر معدن در آذربایجان غربیبود که رژیم بی شرمانه آنرا بر تن تکیده ی کارگر نواخت! و یا چه اخراج ها و زندان ها و شکنجه ها و ترورها که در زندان از کارگران و دادخواهان بسیاری نکرده است؟!در ایران بلازده شیعی نه رژیم بفکر کارگر است و نه جاهطلبی و طمع انباشت سرمایه به سرمایه سالار بهره کش چنین فرصتی می دهد. و ناگزیر هیچکدام هیچگونه وقیبه جان و نان و امنیت کارگر نمی نهند.

ائتلاف دینمدار و سرمایه سالارایران هیچگاه به فکر منافع و امنیت جانی کارگران نبوده و نیست. در آن کله های مفتخور و انگل هرگز جائی برای حق و حقوق کارگر موجود نبوده و نخواهد بود.کار و سرمایه با هم سازگاری ندارند. پس جای تردید هم ندارد کهاراده ی کارگران نیز ناگزیرمی باید برای دفاع از خود و زندگی اش، و برای تامین نیاز های خانواده و همدردان طبقاتی اش متشکل و سازمانیابی شود. چراکه تا بوده و هماکنوندیده و می بینیم هرگز کسی بفریاددادخواهی کارگربیکار و گرسنه نرسیده و نخواهدرسید.مگر خود همرزمان او و در همین راستا مردم شرافتمند و آزاده است که می توانند و شایسته است از کارگران و زحمتشکان پشتیبانی کنند و بیاری تشکل های مبارز کارگران و معلمان برخیزند.

امروزهو در این جهان جنگ زده و مملو از راسیست ها و پوپولیست ها و فناتیست ها ضدبشری، بی گمان معیار مدنیت، بیشتر و تنها به میزان و چگونگی دفاع از آزادی ها و برابری ها و نوعدوستیهاست که اینک بیش از هرزمانی برجسته تر شده است.و آن نیز مستقما به آن وابستگی دارد که فرد در عمل و اندیشه چقدر مدافع منافع طبقه ی کارگران یدی و فکری می باشد؟! واژه های راست و چپ بخودی خود بیانگر ویژگی بد و خوب نیستند. بلکه چالش هرکدام از آنها بر مبنای دفاع از منافعطبقه کارگر است که ارزشمداری انساندوستانه ی آنها را در پیشگاه انسانیت روشن و آشکار می کند.مگر نه که دیدیم: ریای ملا از راهِ کارگر بسیار جداست. روزی خمینی گفت: خدا هم کارگر است! اما او دروغ گفت.

همینک نیز هفت زندانی سیاسی اسیر در اوین و رجایی شهر در اعتصاب غذای طولانی می باشند. بگفته هرانا: رضا سمیعی منفرد، هنگامه شهیدی، آتنا دائمی و اسماعیل عبدی، چهار زندانی عقیدتی و امنیتی در زندان اوین از 4 تا 59 روز پیش همچنان در اعتصاب غذا به سر می‌برند. همزمان، سید حسن حسینی، علی جهانگیری و حسین یحیایی، سه زندانی عادی در زندان رجایی شهر کرج که در اعتراض به نقض حقوق انسانی خود، از هفته اول اردیبهشت ماه 96 دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده و در وضعیت نامناسبی بسر می برند و جای شگفتی ندارد که کک رژیم هم نمی گزد و برای شان مهم نیست چه بر سر این انسان های گرانقدر با این دوره ی بلند اعتصاب غذا می آید. طبعا همانگونه که جان قربانیان پلاسکو، معدن زمستانه یورت در منطقه ی آزادشهر مهم نبوده، جان این زندانیان سیاسی نیز که در خطر است ارزشی ندارد. پس بیایید باهم فریاد دادخواهی بازماندگان فجایع پلاسکو، آزادشهر و این بیدارسان در بند باشیم.

بهنام چنگائی 18 اردیبهشت 1396

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود. بهنام عزیز، باور کن آرزوی قلبی من این است که فردای بعد از سقوط جمهوری اسلامی، شما و دیگر مبارزان آزادی وطن را که اکنون دور از وطن در غربت زندگی میکنند، در خاک پاک ایران در آغوش کشم. به امید روز بازگشتتان به میهن منتظر میمانیم.