چرا در خارج کشور از آخوند حمایت میکنند؟

آخوند، نماد و سمبل و باور به عقب ماندگی اسلامی و دشمن قسم خورده آزادی های اجتماعی و حقوق انساندوستی و بشر است.

آخوند ها با هرگونه پیشرفت فرهنگی و انسانی در یک جامعه آزاد مخالفند و با رجوع به آیات قرانی و احادیث و نقل قول های شخصیت های مقدس ۱۴۰۰ سال قبل از تاریخ تمدن بشر حکم بر مقابله و یا حذف فیزیکی میکنند.

آخوند ها با هرگونه آزادیخواهی اجتماعی و جشن و شادی در ایران اسلام زده و حتی در ابعادی وسیع تر در دیگر کشورهای دنیا هم مخالفند و دشمنی میکنند.

*******************************

مراد شیخی: چرا در خارج کشور از آخوند حمایت میکنند؟

آخوند، نماد و سمبل و باور به عقب ماندگی اسلامی و دشمن قسم خورده آزادی های اجتماعی و حقوق انساندوستی و بشر است.

آخوند ها با هرگونه پیشرفت فرهنگی و انسانی در یک جامعه آزاد مخالفند و با رجوع به آیات قرانی و احادیث و نقل قول های شخصیت های مقدس ۱۴۰۰ سال قبل از تاریخ تمدن بشر حکم بر مقابله و یا حذف فیزیکی میکنند.

آخوند ها با هرگونه آزادیخواهی اجتماعی و جشن و شادی در ایران اسلام زده و حتی در ابعادی وسیع تر در  دیگر کشورهای دنیا هم مخالفند و دشمنی میکنند.

تاریخ پیدایش آخوند در ایران با دکتر بهرام چوبینه:

https://www.youtube.com/watch?v=3jrUBDKQzQE

آخوند ها با هرگونه برابری زن و مرد در قوانین و مناسبت های در یک جامعه  آزادی مخالفند. و اصولا بر اساس و مبانی فکری و اسلامی که برگرفته شده از آیات قرآنی و فرهنگ اسلامی به تاریخ ۱۴۰۰ سال قبل اعراب مکی است با زنان برابری طلب معترض بشدت برخورد شدیدی میکنند و در صورت لزوم حکم اسلامی به زندان و شکنجه و اعدام نیز میدهند. نمونه بارزش در بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران است که با حکم اسلامی آخوند خمینی و با حمایت همفکرانش همچون آخوند حسن روحانی حجاب اجباری را بر زنان ایرانی تحمیل کردند. چماقداران و گماشته های حکومت آخوندی اسلامی با زور و تهدید و فحش دادن پونز بر سر زنان و دختران ایرانی لچک اسلامی را چسباندند، و البته این وضعیت تحمیلی و خفقان و قوانین مردسالارانه و بر علیه زنان شریف ایران تا به هم اکنون نیز ادامه دارد.

برداشته شده از سخنان حسن روحانی در ارتباط با حجاب اجباری - لینک به منبع:

(طرح اجباری شدن حجاب در ادارت مربوط به ارتش، به عهده من گذاشته شد و بدین جهت در گام اول، همه زنان کارمند مستقر در ستاد مشترک ارتش را که نزدیک به سی نفر بودند، جمع کردم و پس از گفتگو با آنان قرار گذاشتیم از فردای آن روز با روسری در محل کار خود حاضر شوند. زنان کارمند که همگی به جز دو یا سه نفر بی‌حجاب بودند، شروع کردند به غر زدن و شلوغ کردن، ولی من محکم ایستادم و گفتم: از فردا صبح دژبان مقابل درب ورودی موظف است از ورود خانم‌های بی‌حجاب به محوطه ستاد مشترک ارتش جلوگیری کند. پس از ستاد ارتش، نوبت به نیروهای سه‌گانه رسید. در آغاز به پادگان دوشان تپه رفتم و همه کارمندان زن را که تعداد آن‌ها هم زیاد بود در سالنی جمع و درباره حجاب صحبت کردم. در آنجا زن‌ها خیلی سر و صدا راه انداختند اما من قاطعانه گفتم: «این دستور است و سرپیچی از آن جایز نیست.» بعد توضیح دادم که ما نمی‌گوییم چادر سر کنید، بحث چادر مطرح نیست، سخن بر سر استفاده از روسری و پوشاندن سر و گردن است. در نهایت، در آنجا هم گفتم به دژبان دستور داده‌ایم از فردا هیچ زن بی‌حجابی را به پایگاه راه ندهند).

این هم لینک ویدیو یوتیوب سخنان حسن روحانی در ارتباط با چگونگی حجاب تحمیلی اسلامی:

https://www.youtube.com/watch?v=lYwLI2WWEzQ

فرهنگ و باور اسلامی و آخوندیسم در ایران اسلام زده معتقد است که مناسبت های قانونی و اسلامی و فرهنگ مدرن در جشن ها و مسائل خصوصی و غیر امورات اجتماعی را باید بر طبق آداب و سنت های عقب مانده برگرفته از فرهنگ اسلامی و شخصیت های مربوط به اعراب بدوی ۱۴۰۰ سال قبل باشد. و به همین دلیل روشن  از عقب گردی های فرهنگی و قوانین اجباری تحمیلی اسلامی در ایران است که بعد از گذشت حدود ۴۰ سال از عمر جمهوری اسلامی کشور ایران تبدیل به یکی از  عقب مانده ترین کشورهای دنیا گردید، و  زندگی اکثریت مردم ایران نیز به لقمه نانی بسنده شده است، و اکثریت مردم در تمام طول ساعات شبانه روز درگیر با مشکلاتی از قبیل غذا، مسکن، کار، آینده خویش هستند. این چند نمونه ها را که در سطور بالا بدانها اشاره کرده ام، تنها کمی از تعریف شخصیت وجودی جماعتی مفت خور و بیکار و سربار و مدعی العموم به اسم آخوند ها، است. و همچنین فقط به چند نمونه از مصائبی در زندگی مردم ایران که وجود اسلام سیاسی باعث و بانی آن شده است را پرداخته ام. که داستان دردناک زندگی مردم ایران و جنایت های حکومت جمهوری اسلامی مبنی بر زندانی کردن و شکنجه و اعدام و تیرباران های دسته جمعی و محرومیت های اجتماعی  نیازمند نوشتن صد ها هزار صفحه کاغذ است...

نمونه دیگر از حکم به جنایت و خشونت ورزی حسن روحانی کاندیدای منتخب بخشی از اپوزسیون سازشکار و همراه با جمهوری اسلامی:

 

و اما آنچه که موجب شد که این نوشته کوتاه را بر روی کاغذ بیاورم این است که در چند روز گذشته شاهد آن هستم که جریاناتی در خارج کشور و با نام های اتحاد جمهوری خواهان ایران، و همبستگی برای جمهوری عرفی ایران، و افرادی با وابسته فکری به  سنت های اسلامی و اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی از قبیل مسعود بهنود کارمند شبکه سیاسی بی بی سی، و  پاسدار سابق و اصلاح طلب اسلامی خارج نشین کنونی، (پناهنده قلابی) و تعدادی دیگر از آدم های اصلاح طلبان اسلامی و پناهندگان سیاسی قلابی در صدد حمایت از ریاست جمهوری آخوند حسن روحانی بر آمد ه اند.

به شخصه به این جماعت به اصطلاح روشنفکر میگویم که یک تعداد اقلیت بریده های سیاسی خارج نشین و  فسیل شده های اسلامی و مغزی که هنوز و با توجه به اینکه سالهای طولانی در کشورهای دارای آزادی های اجتماعی و دمکراسی زندگی کرده اند ، اما هرگز نتوانسته اند درک و تحلیل درستی از وضعیت زندگی اجتماعی مردم و برابری قانونی جنسیتی میان زن و مرد و دیگر آزادی های اجتماعی در جوامع مدرن و متمدن کشورهای پیشرفته دنیا را داشته باشند، و اینکه این مناسبت ها را نیز بپذیرند، و همچنان درگیر با باورهای ارتجاعی و عرف و سنت های اسلامی در ایران اسلام زده و آخوند ها و جمهوری اسلامی هستند و تمام سیاست های اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی و  مناسبت های اسلامی اش را با کمی تخفیف قبول دارند. و از همین دلیل است که در انتخابات پیش رو به مردم فراخوان رای دادن به یکی از آخوند ها را می دهند! و این درواقع اوج درماندگی این جماعت فریز شده فکری را نشان میدهد که البته تقصیر خودشان هم نیست. چرا که همانطوری که در چند خط بالاتر اشاره کرده ام اینها همان چیزی را میگویند که در حقیقت شخصیت و باور به عقب ماندگی های اسلامی شان نهان شده است، و اگر چه اینکه ممکن است در خارج از ایران از خود ژست  عوامم فریبانه و ادا و اطوار آدم های مدرن امروزی را هم نشان دهند. اما در در ادامه روند تاریخی که به سرعت در حال مدرنیته شدن بیشتر است، تاریخ مصرف این جماعت برای نسل جوان و آیندگان در ایران اسلام زده که خواهان یک زندگی پیشرفته و متمدن و مدرن امروزی هستند، به پایان میرسد، و در آینده نه چندان دور جایگاه تفکر این جنابان نیز جای در میان موزه ها و زباله دانی های تاریخ قرار خواهد داشت.  یک تعدادی از اقلیت های خارج نشینان و بریده های سیاسی که دست از مبارزه برای رسیدن به آزادی کشیده اند. اشخاضی که هم اکنون هدفی بنام آزادی ایران و آزادیخواهی ندارند و تن  در داده اند و تسلیم شرایط شده اند و همگام با حکومت جنایتکار اسلامی راه سازش و مماشات را در پیش گرفته اند و صفشان را از  صف مبارزین و آزاد اندیشان و آزادیخواهان  ایرانی جدا کرده اند.

و نکته آخر اینکه نیز به باور من لکه ننگ حمایت و همکاری همه شخصیت ها و جریانات فکری خارج نشین که به هر شکل ممکن از سیاست های رژیم جنایتکار اسلامی و با توجیه های عوام فریبانه و سازشکارانه دفاع نموده اند، و یا در بزنگاه های سیاسی و انتخابات به مردم  ستمدیده ایران فراخوان رای دادن را داده اند، به راستی در تمام جنایت های بعد از انتخابات پیش رو با جمهوری اسلامی سهیم هستند و به عنوان بخشی از همکاران غیر خودی رژیم اسلامی محسوب میشوند، و البته با چنین رویکردی برای همیشه در کارنامه زندگی شان پرونده ای از ننگ و پشت کردن به مردم و سیاهی ها برای خود ساخته اند. پرونده ای که در آینده تاریخ ایران توجیه پذیر نخواهد بود. عملکرد کنونی این افراد  شبیه همان رفتار کسانی است که با توجیه شرایط عینی و عوام فریبی در دوران قدرت  حکومت هیتلر با نازیست ها و فاشیست های وقت همکاری کرده اند. این جماعت از همین الان متهم هستند.

زنده باد آزادی ایران و ایرانیان

برقرار باد سکولاریسم در ایران

مراد شیخی

muradsheixi10@gmail.com

چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶

۱۷-۰۵-۲۰۱۷

منبع: 
ایرانگلوبال
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.