پسا انتصابات در حکومت اسلامی ایران

حکومت اسلامی ایران در عمر 39 ساله خود یک مشی ویرانگرانه سیاسی،اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی را تعقیب کرده و هیچ احدی جز مافیای ولی فقیه در سکانداری کشور و تعیین سیاست های کلان نقش مهمی نداشته است. تغییر رئیس جمهورها نمی تواند تاثیرات کیفی در سمتگیری های ویرانگرانه نظام فقاهتی داشته باشد.

 

نویسندگان قانون اساسی حکومت اسلامی در اصل یکصد و سیزدهم هنگام تبیین وظایف رئیس جمهور در حکومت اسلامی، به بی اختیاری رئیس جمهور صراحت داده اند: "پس از مقام رهبری رئیس جمهور عالی ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و تنظیم روابط قوای سه گانه و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط می شود، بر عهده دارد."

با توجه به وظایف ولی فقیه مدون در قانون اساسی حکومت اسلامی، امکانی فراتر از پادوئی رهبر، برای رئیس جمهور باقی نمانده است.

"انتخابات" در حکومت اسلامی بمنظور شایسته جلوه دادن حکومت اسلامی انجام می گیرد. اکثریت باشندگان ایران از حکومت اسلامی رویگردان شده و دوران مخالفت محتاطانه، ترس آلود و بی چشم انداز را سپری می کنند. سرنوشت جامعه شهروندی بی اپوزیسیون و بی افق را حتی بی بی سی، رادیو فردا، شعارهای مردمفریبانه آخوندی و ... می تواند رقم زند.

جامعه ایرانی بی اپوزیسیون آمادگی جذب شعارهای پوپولیستی را داشته و با وعده آزادی 4 سانتیمری نمایش مو، بدتر نشدن وضعیت کشور و تبدیل نکردن ایران به سوریه ای دیگر و ...  آراء میلیونی مردمان بی افق سیاسی سرافرازانه، درمانده و ناتوان از رودرروئی با حکومت را در پی دارد.

مافیاهای حکومتی برای بمیدان آوردن مردم و کسب اعتبار برای یک نظام جنایت پیشه، روی نگرانی ها و ترس و وحشت مردم سرمایه گذاری کرده و می کنند. دو جنایتکار را با ماسک های اعتدالگرائی و دراکولائی، برابر مردم می گذارند و تریبون ها در خارج و داخل کشور در دست مزدوران رژیم قرار می گیرد تا اندر خطرات دراکولا فلسفه بافی کنند و با پز فیلسوفانه بگویند سیاست با ممکنات سر و کار دارد و اندیشه و سیاست گذر از حکومت اسلامی را در زمره ناممکن ها جلوه دهند. سیاست از نظرات ذوب شده گان در ولایت، در چارچوب "مبارزه مدنی" شرکت در "انتخابات" و انتخاب یکی از دو جنایتکار تعریف می شود.

در جریان انتصابات ریاست جمهوری، باند روحانی توانست متحدین کراواتی حکومت اسلامی را در داخل و خارج از کشور برای تحقق اهداف خود بمیدان بیاورد. در شرایط فقدان یک اپوزیسیون آزادیخواه، سکولار و دمکرات در برابر حکومت اسلامی، روحانی توانست از لایه تکنوکراتهای وابسته به حکومت و بخش های اسلامزده جنبش دانشجوئی، بعنوان پل ارتباطی با لایه های گسترده تر استفاده کند. بخشی از شعارهای روحانی چنین بودند:

" ....بحث 4 سال نیست،بحث راه درست برای ملت ایران و پیشرفت ایران یا نابودی ایران است

از همه جوانان ایران، همه دانشجوها می خواهم با همه ابزارها و امکانات و موبایل ها، همه مردم را پای صندوق آرا بیاورند

به همه بگویید توطئه اینکه دولت می خواهد یارانه را حذف کند، مسائل درسی دینی را حذف کند دروغ است

به همه بگویید سرنوشت همه ما در روز جمعه است.

 همه دوستان و یاران نظام و کشور را پای صندوق بخوانید و بیاورید.

نکته آخر را سربسته بگویم. همه آن چیزهایی که شما می خواهید فقط با حضور پررنگتان پای صندوق انتخابات بوجود خواهد آمد. ..."

مردمان آگاه به پراتیک جنایتکارانه حکومت اسلامی، از وحشت بازگشت به دهه 60، به شیخ حسن روحانی پناهنده شده و با آراء خود از او امان نامه خواسته اند. اسلوب و منش آمرانه – مافیائی در انتصابات، منجر به پرتاب یک جریان دیگر از حکومت به خارج از دایره مافیا گردید. اگر تا کنون مافیای اصلاح طلب (فاشیست های "اعتدالگرا") زیر ضرب ولی فقیه قرار داشتند، باید در آینده شاهد تشدید تنش ها میان باند احمدی نژاد، اصلاح طلبان (فاشیست های "اعتدالگرا") با شبکه های ولی فقیه باشیم.

رای به روحانی به معنای دخیل بستن به موجودی بی اختیار، ذلیل، بزدل و محبوس در قانون اساسی است که از او خیری بمردم نخواهد رسید. اگر قرار باشد رئیس جمهور به آرزوهای رای دهنگان متوهم پاسخ دهد، باید با قانون اساسی که در تک تک سلول هایش جا خوش کرده  تعیین تکلیف کند. روحانی نقش خود را در 38 سال اعدام و زندان برای مردم روشن کند. جامعه ایران امروز سکولار بوده و حکومت اسلامی در ستیز بنیادی با فرهنگ، تاریخ ، سیاسی، جامعه، اخلاق و منش ایرانیان است. با خشک شدن مرکب انگشت های رای دهنده گان، بار سنگین گرانی، بیکاری، فقر، فلاکت، سرکوب کشتار کم نخواهد شد و جامعه ایرانی دیر یا زود به اشتباه تاریخی بازی در میدان حکومت پی خواهد برد.

دستگاههای غیرقابل اعتماد حکومتی، آمار شرکت کنندگان را بیش از 40 میلیون اعلام کرده اند. براستی یک رای هم برای حکومت قتل و غارت و جنایت جاکم بر میهن ما، زیاد است. شرکت در انتصابات حکومتی اسلامی و تائید نظام جنایت پیشه، اگر جنایت مستقیم نیست، اما همکاری، همسوئی و هم اندیشی با جنایتکاران است.

حکومت اسلامی در تاریخ حیات ننگین خود به کمتر از حماسه راضی نشده است. در مورد انتصابات ریاست جمهوری هم از پیش معلوم بود که در یک حماسه ای که به ولی فقیه هم نسبت داد خواهد شد، فرد مطلوب نظام برای شرایط کنونی از صندوق ها بیرون کشیده می شود.

ادعای 23 میلیون رای به روحانی و 16 میلیون رای به قصاب خمینی، غیر قابل اعتماد است. چراکه این نظام بر دروغ، جعل و تحریف بنا شده و برگزاری انتصابات بدون نظارت ارگانهای بیطرف مردمی و جهانی بوده است.

حجت‌الاسلام رئیسی (قصاب نظام در عصر خمینی) پس از انتخابات گفت: "رأی قریب به ۱۶ میلیون ایرانی خواهان تغییر، سرمایه ای مهم و پشتوانه عظیم است که به هیچوجه نمی توان آن را در عرصه سیاسی و تصمیم گیری کلان کشور نادیده گرفت."

با توجه به میزان افراد واجد شرایط (بیش از 56 میلیون نفر) در انتصابات حکومتی، یک بخش 16 میلیونی در انتصابات شرکت نکرده اند.

پرسش اینست که چرا نیروی 16 میلیونی که انتصابات را بایکوت کرده، نادیده گرفته می شود؟ این نیرو امید فردای ایران است. نیروئی که بدون هرگونه توهم به اسلامگرایان، می تواند پرچم روشنگری، سازماندهی و ایجاد قطب دمکراسی را بر دوش بکشد.

حکومت اسلامی از نظر سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و مذهبی به پایان رسیده است. بزرگتری خطای آنها اینست که تصور می کنند با کلاهبرداری و سوء استفاده از نگرانی های مردم می توانند عمر خود را طولانی تر کنند.

کسانی که امروز ننگ رنگین کردن انگشت خود را در انتصابات حکومتی پذیرفتند، گورکنان فردای نظام خواهند شد.

 اگر بخشی از مردم به بیدادگران دخیل می بندند؛ ایراد از آنها نیست! مشکل از ماست. از مائی که بسیاران پراکنده و جمع گریز هستیم و نتوانستیم یاور مردم در راه رهائی از زیر بار اختاپوس ذلت، خواری، تحقیرپذیری و گدامنشی سیاسی - اجتماعی باشیم.
آری، جامعه بدون اپوزیسیون، تن به همه نوع "بی اخلاقی" سیاسی می دهد
 باید به اتکاء نیروی آگاه و جسوری که انگشت خود را با رای به تداوم حکومت اسلامی آلوده نکرده، برخاست و با روشنگری های بی امان، کاستی های سیاسی، فرهنگی و تشکیلاتی را پر کرد. یک رای هم به حکومت اسلامی زیاد است!
 مبارزه ادامه دارد ...  

یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ

یا او سر ما به دار سازد آونگ

 

منبع: 
ایرانگلوبال
بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حسن جان هر روز که نمی شود انقلاب کرد! مردم زن و بچه دارند! انقلاب کردن که شوخی نیست! زیر و رو شدن جامعه کلی هزینه لازم دارد! چه کسی باید هزینه انقلاب را بپردازد، خوش نشیهای آمریکا و اروپا؟ گل زدن در بازی فوتبال که نیست! !!!
مردم از کوچکترین روزنه برای دگرگونی تدریجی بهره برداری می کنند، و مهمان ناخوانده انقلاب 57 را که هر روز پیر و فرتوت می شود به طرف در خروجی هدایت می کنند، تقریبا همه بازماندگان دوره انقلاب و انقلابی گری با عزرائیل قرار ملاقات دارند، از قدیم گفتند مریضی با خروار وارد بدن می شود، ولی مثقال مثقال از بدن خارج می شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ساراخ، چقدر از عبارت انقلاب وسرنگونی کاخ های بیداد و ستمگری ، وحشت داری ! امثال تو باید بدا نند که کارگران و زحمتکشان ایران، نیروی بس عظیمی هستند . کل نظام جمهوری اسلامی از ریشه و بن فاسد و تبه کار بوده و دشمن بی امان کارگران و زحمتکشان میباشد. ایران کنونی، کشور اسیر و دربندی است که در آن، سرمایه داران خون آشام و در راس آنها سردمداران رژیم کشتار و جنایت و حامیان و پاسداران آن، زالو صفت خون کارگران را میمکند. در این سرزمین بلا دیده که در چنگ یکی از جنایت کارترین رژیم های آزادیکش گرفتار است ، هر روز بر ابعاد ستمگری بر توده های زحمتکش افزوده میشود و اختلافات طبقاتی دامنه گسترده تری پیدا مکند . دیری نخواهد گذشت که توده های عظیم زحمتکش که بسیاری از آنها انتخابات فرمایشی رژیم را تحریم کردند ، به پا خاسته و با قدرت لایزال خود، رژیم غارت و دزد و آزادیکش جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جنابان کهن دیارا و kurdistan,
تلاش و سعی من بر آن بوده است که در این شب ظلمانی, نور امیدی به دلها بتابانم که اگر , اگر معتقد به چیزی بنام دمکراسی میباشیم و آنرا حق خود میدانیم, برای گرفتن این حق, نه قیام و انقلاب - که قادر به انجام آن نیستیم - بلکه تکانی مختصر به خود بدهیم؛ ولی اکثر مقالات و اعلامیه ها و کامنت ها و نظریه های " مبارزین " در ۴۰ - ۳۰ سال گذشته معتقدند که " تنبل نرو به سایه , سایه خودش میایه ". چنین باد. چه عجله ای داریم ؟ " شب دراز است و قلندر بیدار ". شاید انشالله در چهل سال آینده دری به تخته ای بخورد و شاهزاده ای بر اسب سفید انتخابات آزاد را در سینی طلا تقدیم ما بنماید. انشالله . مگر من حسودم ؟!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
البته این بدان معنا نیست که من درصد اعلامی شرکت کنندگان در انتخابات توسط آخوندا را قبول داشتم ،هر آماری که اعلام میشه باسد تقسیم بردو یا بیشتر شود .در هیچ افتضاحاتی که برگزار میشود آمار رای دهندگان زیر ۵۰در صد بوده است،یادم میاد که درسال ۷۲که افتضاحات برگزار شدو رفسنجانی برگزار شد ورفسنجانی منصوب شد تلویزیون اعلام کرد آمار شرکت کنندگان ۷۵درصد بوده است ،ولی امسال که آمار دور های قبل را نشان میداد آمار آن دوره ۵۱ در صد اعلام میکرد،تازه آمار هرروزش با روز قبلی تفاوت داشت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برادر پیروزpeerooz برای آگاهی از دوروغ و راست بودن تعداد شر کت کننده گان در انتصابات آخوندهای جنایتکار ، لطف کرده و از رفیق ..( نگهدارحکومت ضد امپریالیسم اسلامی)پرسش بفرمائید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من جزء آن شانزده ملیونی هستم که رای ندادم وافتخار هم میکنم که رای ندادم ،اصلا چیزی بنام انتخابات در ایران وجود ندارد که رای بدهم،وقتی کسی میگوید چرا این شانزده ملیون رای ندادن ،مانند این است کسی بگوید چرا انسان در ماه زندگی نمیکنه؟،قطعا همان دلا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا کامنت من منتشر نشد؟!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در ایران انباشت سرمایه صورت گرفته دیگر خواب انقلاب را باید فراموش کرد. امروز سرمایه های عظیم است که تصمیم می گیرند ، و اگر روحانی قدرت می گیرد ، این او نیست که قدرت می گیرد، بلکه صاحبان و پدران آقازاده های پورشه سوار هست که مست می کنند و بدرخت می کوبند، میشه سیاهکل را و شعار های عوامفریب نمیرم و نمیرند کسانی که ره خلق بگیرند را کمی فراموش کنید و به واقعیهای موجود در دنیا نظاره کنید. قهرمان بازی و انقلاب دیگر مرده، امروز دیگر توانائی واقعی و تخصص مطرح است و بس.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبالی,
تقریبا تمام فرمایشات شما درست و متین و زیباست جز آنکه میفرمائید چون در این قحطی, نان پیدا نمیشود مردم بروند کیک بخورند. اکثر آن ۱۶ میلیونی که رای نداده اند, در همه جای دنیا هیچ وقت رای نداده و نخواهند داد و بقیه آنها هم لابد منتظر کیک اند که از آسمان نازل شود. تا زمانی که کارد به استخوان نرسیده است, مردم کم خطر ترین راه را برای رسیدن به مقصد انتخاب میکنند حتی اگر این راه کندن مویی از خرس باشد. رفتن پای صندوق و انداختن یک رای منفی - جهت انجام وظیفه و ارضای وجدان و اقلا اظهار وجود - هیچ ضرری ندارد ولی اکثر آن ۱۶ میلیون چنین کاری نمیکند چون چنین تفکری در قاموس مغز آنها وجود ندارد, تنها ۳ در صد آنها " رای باطله " به صندوق انداختند. ضمنا تا زمانی که درآمد حکومت از زمین میجوشد و لایه ای گوشت باقی مانده است کارد به این زودی ها به استخوان نمیرسد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود بر اقبال عزیز. من دیروز در انتصابات شرکت نکردم و جزء آن 16 میلیون نفر هستم. مرگ بر جمهوری اسلامی. به امید برقراری حکومتی آزاد در ایران
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب پیروز گرامی
هنگامی گروهی راهزن خانه شما را محاصره کرده و شما را بر سر دو راه آتش زدن خانه یا دستبرد به مال، جان، ناموس قرار داده اند چه می کنید؟
در این انتصاباتی که نتایج آن به هیچوجه قابل اعتماد نیست و محصول دستگاه رای سازی مافیاهائی حاکم است، یک جمعیت 16 میلیونی در اعتراض به محاصره کنندگان، آنها را بایکوت کرده اند. رژیم اسلامی ادعا کرده در انتصاباتی که هیچ نهاد بی طرفی بر آن نظارت نداشته، بیش از 23 میلیون نفر به محاصره کنندگان رای داده تا خانه را به آتش نکشند.
در این کارزار محاصره و تجاوز، گروهی دلال پیدا شده تا شرایط را تبیین تئوریک کرده و اندر محاسن گردن گذاشتن بر تجاوز، غارت و قتل عام اهالی خانه فلسفه بافی می کنند.
آری؛ متاسفانه گروهی قابل توجه ترجیح داده تا هر روز به حقوق آنها تجاوز شود، مورد تحقیر قرار گیرنذ، مرگ تدریحی را بپذیرند، اما گرفتار جنگ داخلی،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با عرض معذرت , در کامنت قبلی منظور رئیسی بود نه هاشمی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبالی,
۷ - ۳۶ سال تکرار این حرفها کافی نیست ؟ جز در حکومت صدام حسین و السیسی و عربستان و شیخ نشینها و کشورهای آسیای مرکزی و غیره در کجای دنیا ۹۹% مردم به حکومت رای میدهند که در ایران بدهند؟ در آمریکای " دمکرات " میزان شرکت غالبا حدود ۵۰% است.
آیا شما و گروه تحریمی خوش نشین خارج عقل کل اید که به ۸۰ میلیون ایرانی که با گوشت و پوست خود هر روزه رفتار حکومت را حس میکنند ایراد بگیرید که چرا چنین میکنند ؟ فرض کنیم آمار حکومت صد در صد دروغ است. آیا صف رای دهندگان در جلوی سفارت ها نیز دروغ است ؟ به عکس های تظاهرات طرفداران روحانی بعد از رای گیری, در خیابان ها نگاه کنید, آیا اینها هم دروغ است ؟ ظاهرا واقعیت با آنچه شما میپندارد منافات دارد , چرا به قول اینها بیدار نمیشوید که بوی قهوه را استشمام بفرمائید ؟
به گزارش حکومت, آرای روحانی ۵۷ % هاشمی ۳۸ % و دو کاندیدای دیگر ۱/۶ % و ۵۲/. % و