متن پيام ويديويى كه در مورد تخريب ها و تهديد ها به ملتم و مخاطبانم رجوع كرده ام



براى من زندگى مبارزه نيست بلكه مبارزه زندگى است!!!

 

 

آزادى زيباست و زيبايى آزادى است. با اعتقاد بر اين موضوع راه افتادم و از زبان و مردم و وطنم دفاع كردم و به خاطر آنها مبارزه نمودم. هرگز به خاطر منافع شخصى، پشت اسم وطن و ملت قايم نشدم و نخواهم شد. ملت و وطن مال قايم باشك بازى نيستند. اين كلمات مقدس، عشق و رؤياى من مى باشند. اين روزها هجمه ها بر من در اينستاگرام و دنياى مجازى افزايش يافته و من بعضى از اين هجمه ها را در آخر اين ويدئو پخش خواهم كرد. به فحاش ها و تخريبگرها، به اطلاعات و بازوان تخريبگرش كه از تهران تا تبريز و شهرهاى ديگر جهان تكثير يافته اند فقط يك جمله خواهم گفت: " هرگز نخواهيد توانست ذهنم را اشغال كنيد".
مى توانيد ذهنم را مشغول سازيد اما نمى توانيد اشغالش كنيد.
مى توانيد پيوسته تخريبم كنيد اما مطمئن باشيد من ساكت نخواهم شد. ديروز هرچه بودم كذشت امروز تولدى ديگر يافته ام. منظورم اين است هر روز از نو متولد مى شوم. هر صبح كه چشم باز مى كنم احساس مى كنم جهان را براى بار اول است كه مى بينم. احساس مى كنم ملت و وطن را براى بار اول است كه مى بينم. احساس مى كنم براى بار اول است كه عاشق وطن و ملت و انسان و جهان مى شوم. و من با اين عشق زنده ام. و به آن تهديد كننده ها و تخريب گرها بايد بگويم كه ما براى مداواى زخم درون شما كه كينه و نفرت نام دارد بيتاب هستيم.
براى آنها كه گرفتار نفرت و كينه و تخريبگرى هستند دلم مى سوزد. متاسفم براى دنياى كوچك و پست ايشان. اى كاش مى توانستم از اين دنياى حقير و وامانده نجاتشان دهم. براى آنهايى كه يك انسان را به خاطر ترك بودنش اينهمه مى كوبند متاسفم. و اين روزها دلايل حجم اين هجمه ها را مى توانم درك كنم. اين هجمه ها و فحاشى ها و تخريب ها و اتهام ها نخواهند توانست ساكتم كنند. من تشكيلات نيستم كه بتوانند بر آن نفوذ كنند و منحرفش سازند. آنها در صورتى موفق خواهند شد كه بر ذهنم نفوذ كنند و نخواهند توانست.
اكنون پروژه ى تخريب اينها سه قسمت است. در بين مذهبيون افراطى و راديكال، فعالين واقعى را آدمهاى آمريكا و انگليس معرفى مى كنند، در بين پانفارسها آنها را آدمهاى تركيه و اردوغان معرفى مى كنند، و در بين ملت آزربايجان ما را از جنس خويش و به اصطلاح اطلاعاتى معرفى مى كنند. مقصدشان از اين كار به خصوص در مورد من اين است كه ننويسم. بايد بگويم كه اين كارشان مرا مصرتر مى سازد.
اكنون سه كتاب در دست انتشار دارم و طرح هايى براى نوشه هاى ديگر. اينها در پروژه ى تخريب خويش به خانواده و فرزند انسان هم رحم نمى كنند. هرگز وارد بازى كثيف اينها نخواهم شد و به همان راه هميشگى خويش ادامه خواهم داد.
به بعضى از عزيزانى كه مرا دفاع مى كنند مى گويم لطفاً از من دفاع نكنيد بلكه از تفكر و انديشه دفاع كنيد، و از روش غير اخلاقى جهت تخريب تخريبگرها استفاده نكنيد. در درون بازى بى اخلاق اطلاعات و بازوهاى داخلى و خارجيش نيفتيد. ما در اين مبارزه حتى دلمان براى آنهايى كه گرفتار اين نوع عقده ها و نفرت ها و بى اخلاقى ها هستند مى سوزد. اين شيوه ى مبارزه ى ما نيست.
آنها چنين مى انديشند كه مثلاً لوايى را كوبيديم و محو كرديم و فاتحه. كور خوانده اند. اين تفكر و انديشه و ذهن تا مادامى كه به رنگ وطن و ملت و انسانيت است محو نخواهد شد. من طرح و برنامه اى براى ليدر و رهبر شدن ندارم و عشق من نويسندگى است. و جز اين طرحى نخواهم داشت. پيوسته خود را يك دانشجو و تازه كار حس مى كنم و تلاش مى كنم به زعم خويش نسل جديد را با تفكرات و تحليل هاى جديد آشنا سازم.
باز هم به عزيزانى كه در تكاپوى دفاع از بنده هستند مى گويم به جاى من از وطن و ملت و زبانمان دفاع كنيد. اگر قصد آنها محو كردن من است باكى نيست. بگذاريد محوم كنند، بى آبرويم سازند، افتراها و تخريبات رنگارنگ برايم بچسبانند، نيستم سازند. ذاتاً من خود دو انديشه را پى گرفته ام. يكى اينكه اين قالب مردار را درهم بشكنم و اين منيّت درون من را محو كنم ، و انديشه ى ديگرم اين است كه وطن را بود و باشندگى سازم.
در درون يكجور مى زدندم و در بيرون جور ديگر. مهم اين است. من صرفاً به خاطر نوشتن و دفاع كردن از وطن و ملتم مى كوشم كه در امنيت باشم. و اگر نتوانستم باكى نيست كه جان فداى انديشه و مبارزه و انسانيت باد. ترسى از محو شدن و حذف شدن ندارم. گور پدر محو شدگى.
در جواب پيامها و كامنت هايى كه پانفارسها و اطلاعاتى ها مى نويسند و مى گويند تو را محو خواهيم كرد و خواهيم كشت يك شعر كوتاه از خويش مى خوانم:

مرگ مگر چيست؟
از درخت كمى سيب بيرون مى زند
و از من كمى من!!

بيخيال اينهمه تهديد و تخريب راه خويش را كه راه عشق است خواهم پيمود. وطنم را بر شانه ها و ملت را در قلبم مى زيم. قسم مى خورم كه تا آخرين لحظه بر اين عشق صادق خواهم ماند و حكايتگر زخم ها و دردهاى ملت خويش خواهم شد.
باز هم تكرار مى كنم كسانى كه قصد دارند فعالان صادق اين حركت را به درون كينه و نفرت خويش كشيده و غرقشان سازند موفق نخواهند شد. جرم من مبارزه ى من است كه آن را هدف گرفته و اينهمه بلا سرم مى آورند..
خلاصه حكم و كاغذ و مهر دست شماست. مى توانيد هر طور كه خواستيد بنويسيد و مهر بزنيد اما نمى توانيد مهر بر ذهنم بزنيد. ذهن و فكر من با تخريبهاى شما تيزتر و تميزتر مى شود.
به ملت عزيز آزربايجان، به فعالين صديق و ملى آزربايجان، به تشكيلات هاى صديق و ملى آزربايجان، به فرد فرد فعالان و نويسندگان صادق آزربايجان ، به شرق و غرب و شمال و جنوب آزربايجان، از آن كودك تراختورچى و كشاورزش گرفته تا آن تبعيدى دور از وطن سلام و درود مى فرستم و پيشانيشان را مى بوسم. تا آنها هستند، تا توركچولوك هست، تا انسان هست از آنها خواهم نوشت و مدافعشان باقى خواهم ماند. و اين عشق من است. تلاش خواهم كرد كه به دور از كينه و نفرت اين راه مقدس را تا جايى كه توانش را دارم ادامه دهم.
باقى بقايتان
با احترام

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.