به بهانه انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل!

حق دانستن و آگاه شدن ودسترسی آزادمردم باطلاعات و اخبارمربوط به سرنوشت خودکه به بهانه طبقه بندی شدن از دسترس آنها خارج میشود، از حقوق ذاتی و بدیهی بشر است. نباید فراموش کرد که طبقه بندی اطلاعات یکی از مولفه های مهم اقتدار بشمار می رود و باندازه ای که انحصاراطلاعات ترک و شکاف برمیدارد بهمان اندازه هم دیواره های اقتداردولت ها و قدرت ها سست می شود.بی جهت نیست کسانی چون اسنودن وآسانژها این اندازه موردخشم و انزجارقدرت هاقرارمیگیرند و متحمل خطراتی چون آوارگی و پناهندگی و زندان و محاکمه و...میشوند.

1- جالب نیست؟! کودتا می کنند تا  دیگر کسی جرئت نکند  که بفکرملی کردن نفت و یا کانال سوئز و امثال آن بیفتد و برای چندنسل هم اجازه  انتشاراسناد آن را به بهانه حفظ منافع و امنیت ملی نمی دهند تا وقتی که آب ها از آسیاب ییفتد و فاجعه مشمول مرورزمان شده و از خاطره ها برود؛  آنگاه پس از نزدیک به هفت دهه تأخیر و خاموش شدن اخگرسوزان آن، زمان ادای دین به تاریخ فرامی رسد. اما هر رخداد و فاجعه ای علاوه بر داشتن وجه تاریخی، بدلیل تأثیرمستقیمش  بر سرنوشت و شرایط زندگی و به باددادن امیدها و آرزوهای میلیون ها تن،  چه بسا حامل پتانسیل و محرکی است که کم و کیفش رابطه مستقیمی دارد  با میزان آگاهی جامعه از عمق و عوامل فاجعه و لاجرم به سرعت و  دامنه انتشاراخبارواقعی پیرامون فاجعه در برهه زمانی خود. بطورکلی هر چه که فاجعه از  زمان وقوع خود فاصله بگیرد بهمان اندازه از بردمؤثر و حدت اخگرسوزانش کاسته می شود. طبقه  بندی کردن اسناد برای دورنگهداشتن مردم یک کشور و یا جهان  تحت عنوان  منافع ملی و  یا امنیتی که از دیرباز توسط قدرت ها بکارگرفته شده اند،  دقیقا برای  تبدیل خبرزنده و کارساز به خبرمرده و بی جان و با خاموش کردن اخگرسوزان نهفته در  چنین رخدادهائی است.

تحت چنین شرایطی است که مجوز فک مهر محرمانه صادر می شود و مدال افتخار«آزادترین و دموکراتیک ترین کشورجهان» را هم نصیب خودمی کنند!. این پدیده شمال و جنوب و مرکز و حاشیه نمی شناسد. کم و بیش عین همین  برخورد در موردفاجعه ۱۱ سپتامبرهم صورت گرفت که  بازهم به بهانه منافع ملی و یا امنیتی نسل  فاجعه دیده  کنونی  را  از حق آگاه شدن ازهمه جوانب حقیقت آن چه که اتفاق افتاده محروم می سازند تا بتوانند آن را هم چون یک خبرمرده و یا واقعه تاریخی  به نسل های بعدی ارائه دهند.

با توجه به چنین رویکردی است که  فک و  افشاء و انتشار اسنادمحرمانه و طبقه بندی شده توسط قدرت ها و دولت ها و  شرکت ها ی فراملیتی - که معرف اقدامات و تصمیمات  پنهان نگهداشته  شده و دخیل در سرنوشت مردم  یک کشور  و یا جهان است- توسط روزنامه نگاران و کنشگران شیفته حقیقت، و کسانی چون اسنودن ها و یا آسانژها ( ویکی لیکس) و دهها مشابه آن ها در شکافتن دیواره های اقتدار و اشاعه حقیقت اهمیت زیادی دارد. آن ها  عمیقا  به حق دانستن و آگاه شدن و دسترسی آزادمردم  به اطلاعات و اخبارمربوط به سرنوشت خود که به بهانه طبقه بندی شده از دست رس آن ها خارج می شود باوردارند و آن را از حقوق ذاتی و بدیهی بشر می دانند. بی جهت نیست که آن ها تا این اندازه موردخشم و انزجاراین قدرت ها قرارگرفته و با تحمل  خطراتی چون آوارگی و پناهندگی و زندان و  محاکمه و... تاوان جسارت و تعرض به حطوط قرمز ها را  می پردازند. نباید فراموش کنیم که طبقه بندی اطلاعات یکی از مولفه های مهم اقتدار بشمار می رود و باندازه ای که انحصاراطلاعات درهم شکسته شود بهمان اندازه اقتدارآن ها دچارترک و آسیب می گردد.

2- جالب آن که انتشاراسنادکودتا،‌ با رویکردجدیددولت آمریکا به رژیم چنج (تغییررژیم) و کلیدخوردن دورتازه ای از تحریم های گسترده همزمان می گردد. گرچه ابرقدرت آمریکا امروزه در موقعیتی نیست که مانندچندین دهه گذشته به آسانی بتواند در سایرکشورها دست به کودتا بزند اما به شیوه ای دیگر و با سازوکارهای دیگر چه اثباتا هم چون انعقادبزرگترین و بی سابقه ترین پیمان اقتصادی و نظامی  با حکومت خودکامه و فوق ارتجاعی عربستان با هدف تبدیل آن به ژاندارم منطقه عربستان و چه در شکل سلبی  به یاری خودکامگان تاریخ می شتابد. در مورداین نوع اخیرمی توان گفت که در حقیقت دولت ترامپ هدیه و فرصت گرانبهائی را به جناح حاکم و حامیان ولایت مطلقه، آن هم درست در لحظاتی که بیش از همیشه دستخوش بحران اقتدار و تجزیه و واگرائی شده اند، در شرایطی که به دو قطبی کردن جامعه حول نظام و دشمن برای حفط موقعیت خود و سرکوب جامعه نیاز دارند، هم چون یک نعمت آسمانی تقدیم می کنند.    چرا که هردوطرف، هم دولت آمریکا و هم جناح حاکم، برای پیشبرداهداف خود به دشمنی با یکدیگرنیازدارند. در هرصورت، نتیجه عمل دولت آمریکا تقویت دشمنان دموکراسی است  چه به شکل حمایت مستقیم از آن ها  و چه به شکل فراهم ساختن فرصت برای تعرض اصول گرایان حاکم برایران.

3- به عنوان سومین نکته نمی توان از اشاره به طنزتقارن زمانی انتشاراسنادکودتای ۲۸ مرداد و دیداررضاپهلوی با نمایندگان کنگره و درخواست حمایت از آن ها برای تغییررژیم ایران درگذشت. نا گفته نماند که از قضا یکی از عوامل مهم برآمداسلام سیاسی در ایران ریشه در کودتای ۲۸مرداد و شکست جریان های غیرمذهبی داشته است. بهر حال رضاپهلوی و مجاهدین برای جلب حمایت دولت آمریکا در تغییررژیم ایران و سودای دست یابی به سکوی قدرت با همدیگر کوس رقابت گذاشته اند... چنان که رضاپهلوی طی نامه هائی رسما تقاضای دیدار با ترامپ را مطرح کرده است که هنوز برآورده نشده است. این رقابت در دیداربا نمایندگان و سناتورها نیز جریان دارد. این درست است که آمریکای دوره ترامپ، اقتداربی مثال خویش را به عنوان ژاندارم اعظم جهان، رسما انجام خدمات حمایتی و حفاظتی از دولت های متحد و سرسپرده خود را در سرکیسه کردن و باج ستانی به مناقصه و کسب درآمدهای نجومی از آن گداشته و از این ممر جبران افت سرکردگی می کند؛ اما این که ترامپ بسازوبفروش و معامله گردستخوش افتضاحات و بحران های متعددی که چه بساسرنوشت آتی او را رقم بزند؛ بخواهد یا بتواند تا چه حد و با چه نرخی با آن ها کناربیاید و نقد و نسیه آن را کسی نمی داند. آن چه که روشن است چه برای مجاهدین توتالیتاریست مسلک و بشدت اقتدارگرا و چه برای سلطنت طلبان سوداگر و سودازده بازگشت مجدد به قدرت، هیچ چیز برای درس گرفتن از گذشته وجودندارد. سودای دست یابی به قدرت برای آن ها همه چیزاست. 

تقی روزبه    17.06.2017

https://ir.voanews.com/a/us-iran-coup-doc/3903296.html

 

 

..

 

برگرفته از: 
http://taghi-roozbeh.blogspot.de/
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام. امیدوارم آمریکا هرچه سریعتر اسناد مربوط به کودتای بهمن 57 و ساقط کردن حکومت پهلوی و روی کارآوردن جمهوری اسلامی را منتشر کند تا حقایق روشن گردند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام ـ دوستان ۰مامردم ملل ایران به یک گرفتاری دچارشده ایم که نمی خواهیم واقعیت هارابپذیریم۰مردم ایران راهمه وقتی چندملیتی پذیرفتند ووقتی برای همه حق وحقوق قایل شدیم ۰وقتی به نظرات دیگران احترام گذاشتیم۰وقتی من فرضی شمارانیزصاحب حق دانستیم۰وقتی کج نشسته ودرست قضاوت کردیم ۰آن موقع میتوانیم مشکلات راحل وفصل کنیم۰دوستان چندموردهست تازمانی که به این مشکلات نگاه درست نداشته باشیم نمیتوانیم نه راه راپیداکنیم ونه قضاوت درست کنیم۰دوستان گرفتاری ما اززمان جنبش مدرنیسم خواهی شروع شده طرفداران کشورهای مختلف استعماری بانوچه پروری دردرون این گروه های روشنفکر وپرورش تفکرات مختلف درلفافه های گوناگون احزاب باکشاندن آنهابه میادین سیاست بخاطرتسلط برآن جامعه شروع گشته ومیشودگفت هنوزهم بقایای آن درجامعه مامیداری میکنند۰پس ازآن اکتشاف نفت عامل دوم سلطه این بدبختی آغازشده که هنوزهم ادامه دارد۰شاه وشیخ رامیشود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسناد میگویند که امریکا در ایران کودتا کرد .بله درست است ولی اینکه چرا کودتا شد و راه جلوگیری از کودتا چه بود این مربوط به اوضاع فرهنگی ان زمان ایران و درک سازمانها و احزاب از حکومت قانونی پارلمانی ملی است .
دولت مصدق هر چند از پایگاه مردمی برخورداربود ولی دولت او در چنبره در بار حزب توده و غرب قرار داشت .
از دولت مصدق برای اهداف دولت ملی نه در بار حمایت کرد و نه حزب توده بیگانه هم که جای خود دارد .
واقعیت این است که دو گروه دینی و چپی اساسن با دولت او مخالف بودند .اتهام بی دینی به مصدق از سوی اسلام گریان
و برچسب امریکائی بودن به مصدق از سوی حزب توده . کافی است که به مقالات و بویژه کاریکاتورهای ان دوران نگاه کنیم که از از نگاه حز ب توده مصدق عروسکی غربی بیش نیست . جریان چپ باید میپذیرفت که جهان غرب اجازه نمیداد در ایران دولت کومونیستی بر سر
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای تقی روزبه ! اینقدر مغرضانه با مسائل برخورد نکنید، نباید مجاهدین را هم ردیف سلطنت طلبان دانست و اسم مجاهدین را در کنار این جماعت فرصت طلب آورد. در ضمن به هیچ وجه سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران ، سازمانی توتالیتاریست مسلک و اقتدارگرا نمی باشد.
آخوندها و سلطنت طلبان، یا همان شاه و شیخ، دست در دست هم و گاهی هم در رقابت با همدیگر ملت ایران را غارت و سرکوب کرده اند. امیدوارم که این درسی باشد برای نسلی که اکنون تاثیرگذار است، تا دیگر مردم ایران هرگز دچار دام شاه و شیخ نگردند.
نقش آخوند کاشانی در کودتای ننگین و امپریالیستی 28 مرداد نیز اظهر من الشمس است و موضوع تازه ای نیست. پدرفکری و نیای خمینی و خامنه ای ، آخوند کاشانی است، اما اکنون که مشعل درخشان آگاهی، که تا به امروز شعله کشیده است، می‌رود تا در دستان پرتوان فرزندان این مرز بوم ریش و ریشۀ آخوندهای کاشانی تبار را برای همیشه بسوزاند