حل مسائل جامعه با هزار نیاز، کار “فتوا” نویسان اسلامگرا نیست!

روزگاری کسی بیمار می شد، سراغ طبیب می رفت. طبیبان یک شهر شاید به چند تن نمی رسید. بیاد دارم که 50 سال پیش، شهرکرد یک طبیب داشت بنام دکتر حسینی. اگر اشتباه نکنم او یکی از چند طبیب چهارمحال بختیاری بود.
 

روزگاری کسی بیمار می شد، سراغ طبیب می رفت. طبیبان یک شهر شاید به چند تن نمی رسید. بیاد دارم که 50 سال پیش، شهرکرد یک طبیب داشت بنام دکتر حسینی. اگر اشتباه نکنم او یکی از چند طبیب چهارمحال بختیاری بود. نیاز به پیشگیری از مرگ و میر، جامعه پزشکی را در مسیر گسترش دامنه انکشافات علمی – تکنیکی قرار داد. علوم پزشکی روند گشایش افق های نوین علمی و ارتقاء ژرفای دانش و تکنیک را با گام های بلند برداشت و این کار عظیم همچنان ادامه دارد، تا بتواند مسئولانه به نیاز انسان امروز پاسخ دهد.

اگر امروز کسی سراغ طبیب شهر را بگیرد، شگفت زدگی مخاطبان، او را از خوب 50 ساله بیدار می کند.

این مثال، مصداق موقعیت جامعه ایران و اداره کنندگان کشور (البته نه به معنای مقایسه انگل های حاکم با طبیب) است، با این تفاوت که جامعه ایران مسیر تحولات به پیش خود را از سر گذرانده، اما نظام سیاسی – اداری حاکم بر میهن ما، با الگوبرداری از رهبری عشیرتی – دینی و سبک کار مردمان عصر جاهلیت، بمثابه مانع بزرگ آزادی، رفاه و پیشرفت ایرانیان عمل کرده و می کند.

جامعه بشری با هزاران نیاز در عرصه های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، هنری، آموزشی، علمی و .. ، محتاج مدیریت بر بنیاد خرد جمعی، کارشناسانه، علمی و انسان محورانه است.

در عصر نوین و در کشورهای پیشرفته، سازمان های عریض و طویل پژوهشی، تحقیقی علمی جایگزین دستگاههای شیادانه دینی رفع بلا، شفاگیری با نذر، دعاخوانی، برگزاری نماز وحشت و فتاوی “آخوندها” را گرفته است. از همینرو در ممالکی که از نظام سیاسی لائیک دمکرات برخوردار هستند، قشر شیادی که خود را مردم فریبانه نمایندگان خدا روی زمین معرفی کرده، بیکاره و گوشه نشین در حجره های خود به هذیانگوئی مشغول هستند. اما شوربختانه در میهن زیر سلطه ما، همه چیز وارونه شده و بی خردترین و ایران ستیزترین قشر جامعه توانست از خلاء های موجود در جامعه (1357) سوء استفادکند و بقدرت برسد.

از آن پس، جامعه روشنفکری، آگاه و علمی ایران، اساسن منزوی، در تبعید ویا در زندان بسر برد و روضه خوان ها (این مرده های 1400 ساله) به قیمومیت “الله”، هر ساله سرنوشت نکبت بارتری را برای ایران و ایرانیان رقم زده و خواهند زد.

این یک محرز علمی، تاریخی، سیاسی و فرهنگی می باشد که حل مسائل ایران در توان حکومت اسلامی (بی تفاوت از اینکه مدافعان حکومت اسلامی از کدام قماش باشند) نیست. آنها که خود درد (مشکل) جامعه ایرانی، دشمن فرهنگ و تاریخ کشور، و مانع هرگونه تحول آزادی خواهانه، دمکراتیک، لائیک و جمهوری خواهانه در کشور هستند، چگونه  نسخه های شان می تواند مشگل گشا جامعه و راهنمای ایرانیان باسارت گرفته شده باشد؟!

اسلامگرایان با نسخه های اسلامی – عربی می خواهند مشکلات جامعه ای را حل کنند که اتفاقن، خود عامل (مسبب) سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شکل گیری آنها بوده اند. واقعیت این است که اگر این قشر انگل توسط باشندگان ایران از حکومت کنار گذاشته شود و اداره جامعه به نیروئی واگذار گردد که؛

منتخب مردم بوده و توسط مردم قابل نظارت و کنترل باشد

از استعداد مدیریت لائیک دمکراتیک مبتنی بر خرد جمعی برخوردار باشد

به پیروی از اسلوب و منش کار دمکراتیک و ارتباط ارگانیک با کارشناسان حوزه های گوناگون وفادار بماند

الویت نخست آن انسان و سیاست های آن بدون هیچ اما و اگری ملی، دمکراتیک و ایرانمدارانه داشته باشد،

آنگاه :

جامعه ایرانی می تواند “یک شبه ره صد ساله” را بپیماید!

بنایراین؛

این وظیفه امروز ماست که ایران را از مدار کشورهای اسلامزده خارج کرده، برای تحقق خواست (مطالبه) برکناری حکومت اسلامی و ایجاد بستر  سیاسی – اجرائی اداره ایران فردا، گام های مان را بلندتر برداریم.

http://www.tribuneiran.org/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A...

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.