سخنی در مورد فدرالیسم و اظهار نظرهائی در این زمینه

آقای کرمی در واقع بغیر از آن تعریفهای لغوی بقیه ادعایشان در باره فدرالیسم نادرست است و ایشان واقعا با واژه فدرالیسم غیر کارشناسانه برخورد می کنند. نه فقط با واژه فدرالیسم، بلکه با دیگر واژه ها نیز همین طور. مثلا ایشان فرق بین یک سرزمین و ملتهای دارای یک نژاد را با هم ادغام می کنند!

بنده باید با صراحت و بی پرده بگویم، راهی که عده ای از فعالان اپوزیسیون طی می کنند، به هندوستان است و نه کوشش برای اتحادو آزادی ملتها و دمکراسی و برابری درایران. در واقع کسانی که اعتقاد دارند تحقق بخشیدن به دمکراسی در جامعه چند ملیتی ایران یک نوع تجزیه طلبی است، اینان چه بخواهند و چه نخواهند، خدمت به تجزیه طلبان می کنند و آتش بیارمعرکه آنها هستند. این عزیزان باید ومجبورند به رسمیت بشناسند ملتهای کرد، آذری، فارس، بلوچ، عرب و ترکمن در ایران را و باید از خود بپرسند چرا به اندازه ای نفرت و بد بینین بوجود بیاورند که عده ای حاضر به جدائی بشوند؟ عزیزان هیچ از خود پرسیده اید که چرا حتا یک نفر از افراد ملیتهای بعضی از کشورهای فدرالی حاضر به تجزیه کشور خود نیستند؟ پاسخ بسیار ساده است، زیرا آنها هرگز بعنوان وابسته به یک ملت اقلیت، مورد توهین قرارنمی گیرند و ازنظر اقتصادی هرگز انسان درجه دوم نبوده و نیستند. همین است رمز موفقیت زندگی درسایه سیستم فدرالی. عزیزان برتری طلب و هم میهن، پدران ما به دلیل ناآگاهی سرنوشت خودرا بدست قضا و قدر سپردند، امانوه ها ونبیره ها ونتیجه های آنها دیگر به حق خودشان آگاه شده اند و نمی خواهند بیش از آن برده وار تابع یک ملت باشند و این مهم، ایجاب می کند یک سیستم فدرالیسم را. آنهائی که می کوشند دراین جامعه چند ملیتی و چند زبانی و چند فرهنگی فقط یک زبان و یک فرهنگ به روال صدها ساله حاکمیت دیکتاتوری، حکومت کند، دراصل تجزیه طلبان واقعی هستند. حالافرق نمی کند اگراین افراد ازجمله بنده باشم یا آقای محمد امینی یا آقای کرمی ویا افکار مرحوم دکتر داریوش همایون و غیره. ماها که واقعیت را زیر پا می گذاریم و برتری خواهیم، بدون گنده گوئی، تجزیه طلب اصلی هستیم و می خواهیم ایران را تکه پاره کنیم یا حرف خودمان و حاکمیت خودمان را بکرسی بنشانیم. شاید اغراق نباشد اگر بگویم درهیچ برهه ای ازتاریخ به اندازه این چندسال اخیر جر و بحث درباره واژه فدرالیسم نشده وچپ و راست مخالفان و موافقان دست به قلم نبرده اند. این نکته واقعا جنایت است اگر با آگاهی کامل احساسات مردم را عیله یکدیگر و به خاطر برتری طلبی قشر خاصی، بر انگیزیم. مثلا اگر یکی از ما به این نکته نظر رسیده باشد که واقعیت عینی را ببیند و از لای آن نخواهد بی تفاوت بگذرد، بلافاصله باچسباندن مارک تجزیه طلبی نه اینکه اوراطرد می کنیم، بلکه بچنین فردی انواع و اقسام تهمتها را می بندیم و به او دروغ می چسبانیم. برای مثال: یکی از دوستان مطلبی درباره آقای سیروس ملکوتی برایم فرستاده بودکه متهم به هواداری ازتجزیه طلبان شده است!! خواجه حافظ شیرازی هم می داند که آقای ملکوتی یک دمکرات و آزادیخواه است که هیچگاه با تجزیه طلبان موافق نبوده است و یا آقای دکتر نوری علا که با چنگ و دندان از تمامیت عرضی مملکت دفاع می کند، متهم شده است که به دام تجزیه طلبان نیافتد! (نگاه کنید به نوشته آقای ناصر کرمی). بنده باور دارم تمام اینها فقط برای ترساندن است و وادار کردن اینها به موضع گیری دشمنانه با ناسیونالیستها و تجزیه طلبان واقعی. این مقدمه ای بود بر نقدی که اکنون می خواهم در رابطه با نوشته ای از یکی از محافظه کاران و برتری خواهان بنگارم.

اخیرا مطلبی از هم میهن گرامی آقای ناصر کرمی خواندم که ایشان از دکتر نوری علا ایراد گرفته اند که به دام تجزیه طلبان نیافتد. نا گفته پیداست که بنده مطلب آقای دکتر نوری علا را نخوانده و گوش نداده ام و نمی دانم ایشان چه نوشته و یا گفته اند. لذا فقط نوشته آقای کرمی مورد بحث است. البته چیزیکه دراین زمینه، تا آنجا که بنده فهمیده و دستگیرم شده و می توانم قضاوت کنم، نه زیاد ونه کم. بخاطر اینکه غلط نفهمیده باشم و اشتباه منعکس نکرده باشم و برای جلوگیری ازسوء تفاهم احتمالی، بنده عین جملات آقای کرمی را می آورم و بعد در باره آنها نظر می دهم. نا گفته نماند که آقای کرمی یک مطلب را با کمی تغییر درباره فدرالیسم دو بار و شاید بیشتر در سایتها درج نموده اند. من فقط در دو جا آن را زیر نام دو مقاله در باره فدرالیسم خوانده ام. ایشان در یکی از آن مقالات به آقای دکتر نوری علا می فرمایند:

"- شناخت شما نسبت به مسئلهء فدرالیسم مانند درک شما از سکولاریسم ناقص و نسبی است، تمنی میشود از پراکنده گویی و بر سر زیان گذاشتن این موضوعات بصورت قشری بدون کارشناسانه خودداری کنید. نه فقط شما بلکه هرکسی که تئوری و نظریه ای را بیان و یا نمایندگی میکند، طبق اصول دمکراسی وظیفهء بدون چون چرای آن فرد هست که به هر مناظره و گفتگو در مورد آن نظریه و طرح تن در دهد".

بنده بعنوان کسی که می تواند ادعا کند که دهها مقاله و گفتار در مورد فدرالیسم و تعریف واژهای عشیره، قبیله، قوم، ملت و فرهنگ نگاشته و داشته ام وخودم نیز یک کرد فعال و دمکراسی خواه هستم، پس می توانم بخودم اجازه دهم که دراین باره اظهارنظر کنم و حد اقل مسایل را "کارشناسانه" بررسی نمایم، نه از روی روده.

آقای کرمی عزیز، خود درجای گزینی بخش اول جمله مورد ایرادشان مطلب قانع کننده و علمی نیاورده اند که انسان بتواند نظرشان را تأیید کند. حداقل باید ایشان برای این ادعای رد نظر آقای دکتر نوری علا یک استدلال می آوردند. پس اگر آقای دکتر نوری علا این نظریه را درمورد فدرالیسم، مبنی بر سیستمی که حقوق برابر برای همه ملیتهای ساکن یک سر زمین مانند ایران، درنظر گرفته است، باشد (جمله شرطی)، نظریه ای بسیار درست است و نمی توان از آن ایراد گرفت. قسمت دوم جمله آقای کرمی را می توان بدون هیچ قید و شرطی تأیید کرد و یا هرکسی که تئوری و نظریه ای را بیان یا نمایندگی می کند بنا به اصول دمکراتیک باید کار شناسانه عمل نماید. خوب، درحالیکه خود آقای کرمی باآوردن یک مشت تعریفهای لغوی فقط کاررا مشکل تر نموده وهیچ تعریف درست تریا به قول خودشان کارشناسانه ای از فدرالیسم ارائه نمی دهد. یعنی خود ایشان کار شناسانه برخورد نکرده اند. من بدون شک و تردید ایمان دارم که آقای کرمی عزیز به دمکراسی پای بند هستند و احتمالا بالا ترین نیرو را برای تحقق آن در جامعه بکار می گیرند. اما آقای ناصر کرمی عزیز، بایدقبول بفرمایند، درست است یک نژاد داریم، اما بنده کرد هستم و ایشان فارس هستند و ما متعلق به دو ملیت متفاوت هستیم. تعریفهارا می گذاریم اگر نیاز بود و پرسش شد به طور علمی بیان خواهیم نمود. بهر حال اما در یک کشور باهم و بطور نا مساوی زندکی کرده ایم و حالا می خواهیم تازه یک سیستم دمکراتیک در جامعه ایران آینده پیاده کنیم و در کنار هم در سایه آزادی و دمکراسی زندگی کنیم که هر فردی دارای حقوق برابر با فرد دیگری باشد مگر اشکالی دراین می بینیم؟ اگرنه، پس تا اینجا کمترین اختلاف نظری وجود دارد. درجای دیگر آنهم ایراد از آقای دکتر نوری علا می فرمایند:

"- شما پیامبرگونه مطالب را ناقص و اشتباه مطرح میکنید و انتظار دارید که دیگران آنرا هم بدون چون چرا و عاری از هر گونه انتقاد بپذیرند، ولی از هر گونه مناظره و گفتگو سر باز میزنید، بنا بر این طرحی را که شما می دهید، فقط مناسب برای شما و یا حداکثر مناسب و برای زادگاه شماست و بقیه جغرافیای ایران راشامل نمی شود". تا آنجا که بنده ازبیانات و دیگرنوشته های آقای دکتر نوری علا دست گیرم شده، آقای کرمی درست می گویند. بطور کلی، آقای نوری علاحاضر نیستند مناظره و گفتگو کنند و حتا حاضر نیستند به پرسش بجا و درست پاسخ گویند و می خواهند نظر خودرا بقبولانند. آرزو دارم آقای دکتر نوری علا درشیوه عملشان تجدید نظری بنمایند و آنچه برای خود می خواهند برای بنده نوعی هم بخواهند.

اکنون که از همه اینها بگذریم، بر می گردیم به برداشت آقای کرمی از فدرالیسم. ایشان در واقع بغیر از آن تعریفهای لغوی بقیه ادعایشان در باره فدرالیسم نادرست است و ایشان واقعا با واژه فدرالیسم غیر کارشناسانه برخورد می کنند. نه فقط با واژه فدرالیسم، بلکه با دیگر واژه ها نیز همین طور. مثلا ایشان فرق بین یک سرزمین و ملتهای دارای یک نژاد را با هم ادغام می کنند! برای نمونه، در همین جمله پائین می فرمایند:

"("نژاد ما ایرانی "است، سرزمین ما بنام نژاد ما "ایران" نامگذاری شده و "ملیّت و هویّت" ما هم "ایرانی" است، ساکنان ساتراپ پارسه و یا پارس و یا فارس که جغرافیای آن 5 برابر استان فارس امروز بوده است، عضوی ازخانوادهء ایرانی است)". خوب بیان این جمله احساساتی ودهان پرکن از دوحالت خارج نیست. یا واقعا آقای کرمی دقیق می دانند و از واقعیت طفره می روند و فقط می خواهند یک مشت مطالب غیر واقعی را برای رسیدن به هدف خاصی تحویل خوانندگان بدهند که این خواست محافظه کاران و دیکتاتور طلبان بوده و هنوز هم هست و یا واقعا اطلاعاتشان در این باره از بنده نوعی ضعیف تر است. اگر این آخری درست است، بهتر بود که ایشان در این زمینه اظهار نظری نمی فرمودند و کمی به مطالعه درباره تعریف ملتها و اقوام و غیره می پرداختند و آقای دکتر نوری علارا می گذاشتند که در رؤیای خود بچرخند. چرا بنده می گویم جملات احساساتی و دهان پرکن؟ در اینجا یک نمونه را ذکر می کنم. اولا ایشان می توانستند دراین جمله بفرمایند: "نژاد ما آریائی است و سر زمین ما ایران است" و غیره که از نظر علمی درست تر اند. دوما معلوم است که آقای ناصر کرمی اطلاعات دقیق تاریخی نسبت به ورود اقوام آریائی ندارند و یا اگر دارند، دراینجا نیاورده اند! درواقع هر کسی دراین زمینه مطلع باشد، هرگز بخود اجازه نمی دهد که بگوید: "ملتی به نام ملت فارس یا پارس نداریم"! برای آگاهی آقای کرمی بایدعرض کنم: روزی که اقوام مختلفی بانژاد آریائی، سرا زیر فلات ایران شدند، فقط پارسواها نبودند، بلکه پشتونها ومادها که شامل آذریها وکردها و ارمنیها هم بودند که پارسها را همراهی می کردند. یعنی آنها هم از آباد کنندگان سر زمین ایران هستند و دارای نژاد آریائی. درواقع برای آگاهی اولیه آقای ناصرکرمی اولین امپراتوری در ایران را مادها در همدان در سال 701 پیش از میلاد تشکیل دادند. پس می توان گفت: ایشان بی مسئولانه این جملات زیر را آورده اند: "- از این گذشته در ایران ملّتی و نژادی بنام " فارس" وجود ندارد. پارسه و یا پارس و فارس امروز، یک جغرافیای سیاسی شناخته شدهء بین المللی در جنوب غربی و جنوب ایران است، و ساکنان گذشته و امروز آنرا بنام آن سرزمین پارسی وهخامنشی می نامند، که با سرزمین مازندران شما هیچگونه ربط و مناسبتی ندارد". بیان چنین مطالبی همانطور که عرض کردم از دوحالت خارج نیست یا واقعا ادعا کننده بی اطلاع است یاقصد خاصی داردکه آرزودارم هیچ قصد برتری طلبانه ای نباشد. آقای کرمی درمقاله دیگری در همین رابطه با فدرالیسم جملات زیر را آورده اند:

"▬ از کج فهمی و برداشتهایِ نادرست از فدرالیسم میتواند همان میوه ای ببار آید که احزاب و سازمانها و افرادِ سیاسیِ دینی وغیر دینی ملّی و قومی با اسلام سیاسی و ایدئولوزیکِ خود ماهیّتِ نظام استبدادی سیاهِ جمهوری اسلامی در مدّت 33 سال را به بازار ایران وجهان عرضه کرده است، امروز گروهی مانند 33 پیش فدرالیسم را درکرهء ماه می بینند و دیگر انگیزه ای برای اندیشیدن ندارند و راه چاره را درچاه جمکران فدرالیسم یافته اند"،

آقای کرمی عزیز با صراحت باید گفت: این یک نوع عوامفریبی ناشیانه است که شما با جملات احساس برانگزتان نوشته اید. فدرالیسم هیچ ربطی به اسلام و جمکران و امثال این افسانه ها ندارد. شما می خواهید با این طرز تفکر از آب گل آلود ماهی بگیرید. خواهش می کنم اگر قصد عوامفریبی نیست و شما از روی دلسوزی نوشته اید، پس بهتر است کمی بیشتر مطالعه بفرمائید. در واقع فدرالیسم بهترین نوع باهم زیستن ملتهای متفاوت در یک سرزمین مشترک است. مانند ایران شش ملیتی. شما اگر تعریف ملت را نمی خواهید یاد بگیرید این دیگر تقصیر هیچ کسی نیست. ساده کردن قضیه و با واژ ملت سازی نمی توان واقعیت را سمبل کرد. تقاضا دارم سفسطه نکنید و بی جهت بنزین روی آتش نریزید. همانطو که در اوایل این مطلب آورده ام، در واقع این یک نوع تجزیه طلبی و جنگ افروزی است بین مردمان ملتهای ایران. درجای دیگر همین مقاله تان آورده اید:

"▬ فدرالیسم درجایگاه احساسی بدونِ منطق وبدونِ آینده نگریِ بر پایهءِ إتنیکی و جغرافیایِ قبیله ای، بدونِ شک ساکنان جغرافیایِ ایران و اقوام را در مقابل همدیگر قرار میدهد که نتیجه ای جز: خونریزی، ساختار و قانون شکنی، آنارشیسم در ابعاد گسترده، ویرانی با واپسگرایی، بی ارزشیِ شاخص هایِ فرهنگی و اجتماعی، تزلزل در امنیّت و استقلال کشور را در پی نخواهد داشت. اوّلین قربانیانِ این آشفته بازار فدرالیسم همین اقوام ساکن ایران هستند که اکنون آنها در میدان و در سنگر فدرالیسم با تکیه بر توانایی های فیزیکی چنین پندارند که حریف ( همان ملّتِ فارس ساختگی) را دیگر بجز تسلیم چاره ای نیست و پیروزی را از آنِ خود میدانند!"

ببینید آقای کرمی عزیز شما واقعا مفهوم واژه هائی که بکار گرفته اید یا نمی دانید یا قصد ویژه ای پشت آنها خوابیده است. مفهوم این جمله شما آنست که به روشنی به تمام ملتهای غیر حاکم ساکن ایران می فرمائید:"اگر شما(منظور همین ملتهای غیرحاکم است) تابع یک ملت همانند سابق باشید و زبان و فرهنگ آن ملت را گوسفند وار بپذیرید و دم هم نزنید، همه چیز روبراه خواهد بود وزندگی به روال سابق ادامه خواهد داشت، اما اگر شما حقوق انسانی خود را بخواهید و بخواهید که درتعیین سرنوشت خود سهیم باشید، یعنی بخواهید برابری ومساوات حاکم باشد، نتیجه ای جز قراردادن اقوام درمقابل هم و خونریزی، ساختار و قانون شکنی، آنارشیسم در ابعاد گسترده، ویرانی با واپسگرائی! چیز دیگری بدنبال نخواهد داشت!! اگر منظور درست فهمیده ام و نظر همین است، پس بهتر است در دکانتان را ببندید واین موعظه رافقط برای خودتان بکنید. آقای کرمی عزیز، شما باید بدانید که دنیا عوض شده و دیگر نمی توان چرخ تاریخ رابه عقب برگرداند. شما در جملات پائین مطالبی رامطرح کرده اید که خودتان هم به آن باور ندارید، زیرا از بنیاد نادرست هستند.

"- فدرالیسم آورندهءِ دمکراسی نیست. فدرالیسم نسخهء تجزیه کشور و یا پاسدار تمامیّت ارضی و تضمین یکپارچگی کشور و عامل به قدرت رسیدن گروه خاص و یا تئوری و استراتژیک سیاسی نیست. فدرالیسم تنها روش تقسیم قدرت سیاسی نمی باشد و راه های دیگر هم وجود دارند. فدرالیسم کلید حلّ مشکلات و آورندهء خوشبختی برای هیچ گروه و قوم و قبیله ای نمی تواند باشد".

اینکه می گویم شما خودتان هم باور ندارید اینست: آیا شما اعتقاد ندارید که مثلا در آمریکا و آلمان یک ملیتی، بلژیک دو ملیتی و سویس چهار ملیتی و نظیر اینها دمکراسی موجود است؟ آیا کشور سویس که بیش از 1200 سال است ملیتهای چهارگانه باهم زندگی می کنند و صدها سال است که با سیستم فدرالی اداره می شود، نسخه تجزیه می دانید؟! و پاسدار تمامیت ارضی نیست؟ و الی آخر ... بنده متوجه هستم چرا کف لای دهان بعضی از عزیزان افتاده است و اگر یک سازمان سیاسی وابسته به یکی از ملیتهای غیر حاکم فقط جمله ای در رابطه با حقوق ملتها مطرح کند، بلافاصله مارک تجزیه طلبی به او زده و چسبانده می شود و با این طناب ارزان اورا می خواهند خفه کنند! در دنیای امروز و برای خوراک مردم احساساتی بارآمده ما، چیزی بهتر ازمطرح کردن تجزیه طلبی و حفظ تمامیت ارضی بهر قیمتی وجود ندارد!

من اطمینان دارم درمیان ملت حاکم بجز چندنفری قلم به دست مانند همین آقای ناصر کرمی، محمد امینی، محمدعلی مهرآسا که خودشان را به جبهه ملی چسبانده اند افراد دیگری وجود ندارند. همینها تجزیه طلبان واقعی هستند. نظیر همینها بودند که درگذشته بخشهائی ازایران را دو دستی تقدیم دشمنان کردند. این سیاستهای مخرب و احساسات بر انگیز دشمنی بین ملتها و تجزیه طلبی را بوجود می آورد. من خوش حال می شوم در میز گردی با این هم میهنان عزیز و بدون هیچ دشمنی، بلکه با منطقی که خود تعیین می کنند، به بحث و گفتگو بنشینیم. من پیشنهاد می کنم که تلویزیونهای لوس آنجلسی و یا تلویزیونهای کردی دراروپا و یا آمریکا مهمانداری را برعهده بگیرند و کسانی که صاحب نظرند از کلیه ملتهای ساکن ایران، فارس و آذری و کرد و بلوچ و عرب و ترکمن درچند برنامه باهم صحبت کنند ومشکلات اپوزیسیون را که تحقق بخشیدن به همین اتحاد، آزادی، دمکراسی و فدرالیسم است حل و فصل نمایند. آرزو دارم به این ندای میهن دوستانه و دمکراسی خواهانه پاسخ درخور داده شود. با آرزوی پیروزی ملتهای ایران

هایدلبرگ، آلمان فدرال 12. 5. 2012 

ایمیل نویسنده: 
منبع: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

نظر: 
آقای کرمی فدرالیسم را طبق منافع خود تفسیر میکنند. ایشان که اوضاع و احوال ایران را مناسب نمی بینند و کاووس کسانی که به قول خودش انها را تجزیه طلب می نامد را می بیند در مقاله خود خیلی سطحی و شتاب زده خواست از همین الان نسخه پان فارس ها را برای اینده کشور بپیچد. شما ببینید که تمام کسانی که تا به حال در مورد فدرالیسم نظر داده بودند بر سر مبانی ان بحث کردند و خیلی وارد اجرائیات و تقسیم بندی ان در کشور نشدند .

نظر: 
آقای گلمرادی گرامی‌، واقعا مرا با این متن و مقاله مبهوت دانایی خویش نمودید و در وادی حیرت و تعجب و حیرانی رها نمودید! جناب استاد من نفهمیدم که کشور سویس را چرا سویس میخوانند و مثلا نمیگویند کشور آلمانی،فرانسوی،ایتالیایی !!! چرا به آمریکا نمیگویند کشور ( ایتالیایی،ایرلندی،مکزیکی،اسپانیولی،چینی‌،ایرانی‌،.....)؟؟!! آقای گلمرادی زبان نشانه ملیّت نیست، در غیر اینصورت چرا کشورهای آمریکا و کانادا و انگلستان و استرالیا و ...یک ملت نیستند؟؟؟؟

نظر: 
جناب آقای دکتر گلمرادی ▬ از آنجاییکه از شما در سالهای 90 میلادی در شهر هایدلبرگ آلمان نه به عنوان یک فرد سیاسی، بلکه در جایگاه فردی نیکوسرشت شناختی مثبت دارم، مطلب شما در سایت ایران گلوبال در رابطه با فدرالیسم همچنین قضاوت شما در مورد من و نوشته هایم را خواندم، ......

نظر: 
لابد ، این هم از همان فرمایشات کار«شناسانۀ» اآقای گلمرادی است که کشور سوئیس را « چهار ملیتی » می نامد. زیرا ، چهار زبان ِ« آلمانی ، ایتالیایی ، فرانسوی و رومانش» ، از زبان های رایج و رسمی آن جاست. یعنی ( طبق فرمایش کار
شناسانۀ » ! حضرت استادی ) آلمانی زبان های سوئیس ، خود را « ملت آلمان » ، ایتالیایی زبان های سوئیس ، خود را « ملت ایتالیا » ، فرانسوی زبان های سوئیس، خود را « ملت فرانسه » و ... می نامد !!