داستانگرايى باستانى و باستانگرايى داستانى
22.07.2017 - 08:47

 

در نظام آموزشى مُردگان " داستانگرايى باستانى " و " باستانگرايى داستانى " تبديل به آموزه هاى حقيقى و واقعيت هاى تاريخى شده است. دانشگاه ها و مدارس با آموزه هاى مُردگى حال مى كنند. حافظه ى مردگى نمى خواهد بر خود بقبولاند كه بلخ، مكه ى تازيان نيست. ذهن داستانى و باستانى اين جامعه هنوز هم در اندرون حكاياتى از بلخ و بخارا و نيشابور و قندهار و شهرهايى كه مربوط به سرزمين هاى ديگرند سير مى كند. اين شهرها اگرچه كانون هاى اصلى داستان هاى فردوسى اند اما مال سرزمين هاى ديگرند.

مر آن خانه را داشتندی چنان
که مر مکه را تازیان این زمان

در نظام آموزشى مُردگان " آمريّت تاريخى " جايگزين تاريخنگارى واقعى شده است. آمريًت تاريخى به نظام آموزشى مردگان دستور مى دهد كه از ذكر تاريخ ملت هاى همزيست دورى كند و بر تدريس تاريخ زبان سلطه و زبان حاكم بپردازد.

در نظام آموزشى مُردگان، لمپنيسم و چاخانيسم و فريب به استثمار ديگرى بر مى خيزد. همه ى آموزه هاى تاريخى و اجتماعى، يك دروغ مصلحت آميز است. كه اگر راست بگوييم فتنه به پا خواهد شد و راستگويان فتنه هايى بيش نيستند. در اين نظام هرگز اين سئوال پرسيده نمى شود كه چرا نبايد راستى را نگوييم. در اين نظام آموزشى به دليل حضور هفتاد هشتاد درصدى انسان هاى محروسه به بايكوت و سانسور و جعل بهاى فراوان داده مى شود.

در نظام آموزشى مردگان، مبانى مرگ و مُردگى بيشتر از مبانى زندگانى و زنده بودن تدريس مى شود. احترام به مُردگى و ترغيب انسان به كشتن در حقيقت ركن اصلى اين آموزه هاى مُرده پرورى است.

در نظام آموزشى مُردگان، من و تو مُرده اى بيش نيستيم. اين نظام آموزشى شبيه مزار جعلى كوروش است كه پس مانده هاى برتريّت طلبى و نژادپرستى را دور خود جمع مى كند. اين نظام آموزشى بر روى استخوانهاى مُردگان بنا شده است.

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

مطالب مرتبط:

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما