دو قرن کج فهمی منورالفکر ایرانی ازمفاهیم و مکاتب غربی

کج فهمی های متفکرین ایرانی فارس محور در ابعاد گوناگون و بدرجات مختلف در قرن بیست و یکم نیز ادامه دارد. در میان این باصطلاح منورالفکرها, هستند کسانی که ترکان آزربایجانی را به صرف مبارزه در راه احقاق حقوق حقه خود یعنی برقراری کشوری بر اساس فرهنگ, زبان, منافع ملی, پرچم, نام و دیگر اتریبوتهای خاص خود , آنتی دموکراتیک نامیده و حتی در مقالاتی عصبی با عناوینی همانند " ترکیسم یا دموکراسی" سعی در تئوریزه کردن کج اندیشیهای خود می کنند.

اولین واکنش طبیعی الیت حاکم و صاحبان اندیشه ممالک محروسه قاجار به پیشرفتهای دشمنان و رقیبان پس از انقلاب صنعتی و رنسانس فکری اروپا, سوال "چه باید کرد بود". لکن عدم وجود اطلاعات کافی از جوامع غربی و نااگاهی از پروسه تکاملی پیشرفتهای سیاسی-اقتصادی آنان, جستجوی پاسخی برای این سوال , موجب کج فهمی های عمیقی از دموکراسی, ترقی  و ایدئولوژیهای مدرن درمیان عوام و خواص جامعه گردید. شکستهای پیاپی ازروسها , بحث اصلاحات را, در  زمان ناصرالدینشاه حتی به دربار کشانید و شاه با رفرمهای محدود هموزن آن دوران, بزعم خود اولین قدوم را برای کانالیزه کردن  جامعه در مسیر  پیشرفت  برداشت. شیوه درک و  استتنتاج حوزوی و آخوندی از مسائل, منطق عمومی عقب مانده مسلط بر کل جامعه, فهم و درک برابری حقوق کافر و مسلمان, زن و مرد, خان و رعیت و غیره, یعنی پایه ای ترین اصل ترقی اروپائیان  را ناممکن ساخته بود. تضمین حقوق برابر فردی و جمعی  اتباع , جدائی دین از دولت, حقوق ملل غیر فارس و غیره  نه تنها جائی در راه حلهای ارائه شده اولیه نداشتند  بلکه هنوز هم بخشی از صورت مسئله هستند.  نتیجه این رفرمها به آمادگی شاهان قاجار برای قبول تغییر, چندین دهه بعد, پیروزی جنبش مشروطه را رقم زد و مظفرالدین شاه  قانون اساسی مشروطه را امضا نمود. بی خبری مطلق ازنقش مبارزات بی امان مردمان اروپای غربی در کسب حقوق خود, روشنفکر نماهای ایرانی را به یاوه گوئی ها و کج فهمی های غیر قابل تصوری سوق داد. منورالفکرهائی همانند دکتر افشار تحصیلکرده آلمان و دکتر ارانی (در جوانی) معتقد بودند که پیشرفت برجسته ترین قدرت اقتصادی جهان آن دوران- یعنی آلمان- بدلیل انسجام ائتنیکی, نژاد  و  زبان یکسان می باشد!!! از همین رو پیشنهاد فارسیزه کردن و نابودی زبانها و فرهنگهای دیگر از جمله ترکی را مطرح کردند که با  کودتای انگلیسی رضا شاه, به دکترین سیاسی ,اقتصادی, فرهنگی و امنیتی   ایران تبدیل شد که هنوز هم ادامه دارد.

کچ فهمی های از این نوع تنها مختص مماللک محروسه نبود. من باب مثل, فرهنگ فئودالی روسیه تزاری  نیز لنینها و استالینهای خونخوار را بر گرده جامعه روسیه و مستعمرات آن تحمیل کرد. لنینستها انقلاب دموکراتیک فوریه 1917 را دزدیدند و با استفاده از خلا قدرت, داعش وار با قتل و کشتار و روشهای غیر دموکراتیک , در اکتبر همان سال, حکومت سوسیال دموکرات کرانسکی را ساقط کرده  و کنترل روسیه  و اقمار آنرا در دست گرفتند.  کمونیزم فئودالی روسی با استناد به بخش عصبی و تند رو جنبش سوسیال دموکراتیک اروپای غربی و تئوریسینهائی همانند مارکس و انگلس تئوریزه شد. هرچند کج فهمیشان حتی شامل آموزه های مارکس نیز می شد چراکه مارکس با تمام افراطگریهایش محصول جامعه غربی بود و از دل انقلاب صنعتی زاده شده بود و همفکران واقعی مارکس در احزاب کمونیست اروپای غربی, در چهارچوب قوانین دموکراتیک فعالیت کرده و هنوز هم می کنند. از جمله این تناقضات اعتقاد مارکسیزم به قالب گیری افکار انسان توسط محیط پیرامون خویش بود, لکن لنینیستها انسانها را بدلیل عقاید متفاوت  و حتی تعلقات خونی همانند فرزند مریض و 14 ساله تزار, تیرباران می کردند. لنینیستها در عمل قابلیت درک علت شکل گیری دگر اندیشی را نداشتند و هفتاد سال با دست یازیدن به قتل عام و نسل کشی سعی کردند واقعیات موجود جامعه روسیه و اقمار آنرا با دیدگاههای کمونیستی خود یکسان سازند. تحولات سیاسی, روسیه بعد از کودتای اکتبر  1917 را در مسیر ی قرار داد که باز فرهنگ عمودی فئودالیستی حرف اول را زد و  لوطی قفقاز در صدر هرم خون و جنایت قرار گرفت. کمونیزم فئودالی لنین و استالین راه را برای کشتار دگر اندیشان در وسیعترین ابعاد باز کرد بگونه ای که استالین حتی همفکران خود یعنی تمامی اعضا کمیته مرکزی حزب کمونیست را  که اختلاف اندک تاکتیکی با او داشتند سر به نیست کرد. این در حالیست که رسولزاده  مسلمان, دوست دوران مبارزه با تزار را به صرف اینکه اورا از خطر دستگیری و مرگ رهانیده بود و از سر فرهنگ مردانگی و لوطی منشی فئودالی از  اعدام  حتمی توسط کمونیستها نجات داد.  تصفیه با کشتار مارکسیت-لنینیستی دگراندیشان  در تمامی کشورهای کمونیستی بدون استثنا روی داد. اینک نیز کمونیستها ترک عادت نکرده و با فریاد وا ناسیونالیسما   و ادبیاتی خشن,  تصور تسلط و تصفیه خونین حرکت ملی آزربایجان را در سر دارند.

 کج فهمی های متفکرین ایرانی فارس محور در ابعاد گوناگون و بدرجات مختلف در قرن بیست و یکم نیز ادامه دارد.  در میان این باصطلاح منورالفکرها, هستند کسانی که ترکان آزربایجانی را به صرف مبارزه در راه احقاق حقوق حقه خود یعنی برقراری کشوری بر اساس فرهنگ, زبان, منافع ملی, پرچم, نام و دیگر اتریبوتهای خاص خود , آنتی دموکراتیک نامیده و حتی در مقالاتی عصبی با عناوینی همانند " ترکیسم یا دموکراسی" سعی در تئوریزه کردن کج اندیشیهای خود می کنند.  بعضا به شعور خوانندگان مقالاتشان توهین می کنند و با تبلیغات آخوند گونه  چنان وانمود می کنند که گویا فعالین ملی بوزقوردیست بوده و این افسانه ملی را باور دارند!!!!  اینان گاه و بیگاه نیز از بالای منبر در لباس پند و نصیحت می فرمایند که نمیتوان سوسیال دموکرات بود و خواهان بر قراری کشور خود بر اساس نمادهای اتنیکی خود در سرزمینهای خود شد. از آنجائیکه رفقا چیزی بجز مجاهد و فدائی و حزب الله در زندگی سیاسی خویش ندیده اند, مارا صاحب افکار التقاطی (بخوانید منافقانه)  همانند مجاهدین می نامند  و فتوای تکفیر صادر می کنند.

امیدوارم کمونیستهای حرکت ملی, همانند احزاب کمونیست اروپائی دست از فراخوانی به خشونت برداشته, تئوری آشتی ناپذیری تضادهای داخلی و خارجی را که تجربه ثابت کرده بجز مصیبت و بی ثباتی و فقر نتیجه دیگری ندارد کنار نهند. تئوریزه کردن کینه طبقاتی و خشم انقلابی و غیره, تحت عنوان مبارزه طبقاتی,  راه را بر آنارشیسم, استالینیسم  باز کرده و چرخ  خشونت را روغنکاری میکند. یک نگاه اجمالی به طی مسیر موفق سوسیال دموکراتهای سوئد و نروژ و المان و دیگر کشورهای اروپای غربی کافیست  تا از  پول پوتیسم و میلشویچیسم  بجد دوری گزیده و به تغییر مثبت در جامعه خود که همانا پذیرش بدون اما و اگر منشور حقوق بشر سازمان ملل و  التزام عملی به قطعنامه حق تعیین سرنوشت سازمان ملل می باشد روی آوریم .

دیرنج مین ائللی 25 ژوئیه 2017

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - جناب استخانلوی عزیز.من شما وافرادامثال شما که حتی بااتینیک وریشه نامی خودآشنایی ندارند.راخودزن می نامم.
البته افرادخودزن دردون تورکان که متاسفانه در 130 گذشته تنها هرچه ننگ بوده،عمدابپای تورک وتورکان ریخته اند،زیاد داریم.امثال شما نه تنها درآزربایجان بلکه درتهران.کرج.اصفهان.
شیراز.قم .اراک.ساوه .قزوین.همدان.سنندج .کرمانشاه.مولا یر.یاملایر.درانزلی .رشت.ووو...زیاد داریم.
این خودزنی ها کلن ازسیستم راسیستی.فاشیستی حکومت وحکومتیان کارگزاراستعمارانگلیس سرچشمه گرفته ونشریافته
که درخانواده وافراد کم سواد وبی ریشه وبیسواد بیشتردیده میشود.
تنها درمان این درد دوراه دارد.1.ازهمان فرهنگ وادبیات حکومت شاه وشیخ مدتی برای فارس زدایی.پارانتز..زبان فارسی زدایی لاقل سی سال استفاده شود.
2. دریک محیط آزاد ودموکراتیک ولایتتسه ازکشورسموم زدایی
نژادپرستی شود.
تاملت خودروبشناسد وبتواند درست اندیشه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - عزیزدلم.آقای بی نام عزیز.هرحرکتی امکان دارد ،درابتدای خودمقداری احساسی،موجی،تند.باشد.
این دلیل نیست که این ضعف را بانام های شایسته حکومت صدساله پان ایرانیست ویاشئونیسم بی خردفارس که مملکت را
درعهدحجرنگه داشته مخلوط کنی،
درآزربایجان ایران ویا درمنطقه های اتینیکی غیرفارس بهیچ وجه من الوجوح پانی وجودندارد.غیرازپان فارس وشئونیسم اعمالی
درسایه حکومت پان ایرانیستی.
مللی که صدسال است حق وحقوق مدنی آنان راتحت عنوان یک زبان ویک ملت ویک کشورپان فارسیسم گرفته نمیشود.به این حق طلب ها پان اطلاق کرد.
درثانی حرکت ملی آزربایحان شاید در اوایل اشتباه های تاکتیکی داشت.ولی اکنون بسیار عاقلانه ومنطقی حرکت میکند.
شاید درظاهرسکوتی دیده میشود.این ازضعف نیست.بلکه ازقدرت حرکت ملی است.
همیشه سروصدا های اضافی ودست وپا زدن های جانبی کارسازنبوده است.بلکه سکوت وآرامش ومتانت ووقار
نشان قدرت میباشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شباهت پان ترکی بنام یارادیق ، با آخونذها را در کمنت زیر نگاه کنید . خامنه ای ترک تبار میخواهد در دانشگاهها، علوم انسانی را اسلامی کند چون تمام علوم فعلی جهان، از غرب ریشه گرفته اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی از فعالین دو آتشه پانترکیست و تورکچولوق چند سالی است میدان را خالی کرده اند. خیلی از آنها فکر میکردند که آذربایجان بزودی استقلال میگیرد و اینها وزیر و وکیل میشوند. اما متوجه شدند که مبارزه سخت تر و بیرحمانه تر از آن است که آنها فکر میکردند. نویسنده مقاله با این نوشته ها فعلا نمایندگی این جریان را گاه و بیگاه میکند.
در این نوشته عقاید نویسنده تا حدودی عیان میشود. آقای مین ائللی در ابتدای مقاله از امپراطوری قاجار و از رفرمهای آن حمایت میکند و روشنفکران آن زمان را در دکتر افشار و ارانی خلاصه کرده و همه را از دم کج اندیش معرفی میکند. ایشان پا را فراتر گذاشتند و از امپراطوری روسیه تژاری هم حمایت میکند. آقای مین ائللی مخالفان و انقلابیون ضد تزار را فقط در لنین و استالین خلاصه میکند و از تزاریسم در مقابل مخالفان (بلشویکها - منشویکها_ اس ارها و غیره) حمایت میکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" مکاتب غربی حول اقتصاد شکل گرفتند "" جامعه شناس و کمونیست جهان سومی‌، به جان اقتصاد افتادند "". برای باز گشائی این پدیده، نگاهی‌ به جایگاه آلمان، ضروری است. آلمان امروز، سخت تلاش دارد تا " ایتالیا، اسپانیا و پرتغال " به روز " یونان " بیافتند تا آلمان هژمونی اقتصادی خود را، بر این کشور ها، حاکم کند. جنگ جهانی‌ دوم، هژمونی دنیا بواسطهٔ حضور نظامی آلمان را، اجتناب ناپذیر میکرد. توجه >> " آلمان امروز دوباره به این مرحله رسیده " با این تفاوت که اینبار، سلطهٔ مالی‌ آن، به چالش کشیده شده، "" ترکیه با جمعیت جوان، توان صنعتی، مرکز ترانسپرت و انرژی "" خون کافی‌ را به " رگهای ایتالیا، اسپانیا و پرتغال " تزریق خواهد کرد که به زیر سلطهٔ آلمان نروند. حمایت از تروریست‌های کمونیست پ ک ک، کودتای گولن در این ابعاد معناا پیدا می‌کند. یکی‌ از دلائی که اروپا برای مدت طولانی، تمام نقاط دنیا را مستعمره کرد ""

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صد آفرین . به این می گویند نو اندیشی که در مملکت ما در آن باره صحبت نشده و نمی شود . تا زمانی که این شرح حال کشورماست اوضاع غیر از این نخواهد بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من فقط همین را میدانم که بعضی ها که میخوان خودشان شاه و یا رئیس جمهور تمام عمر در منطقه ای بشوند. از حرفهای خوب خوب شروع میکنند.و هیچ وقت نیت اصلی خودشان را بروز نمیدن.
دیگه از خمینی بالاتر؟ کی فکر میکرد یک پیرمرد اینقدر هوس شاه شدن داشته باشه؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مهم این است ،که روشتفکر ایرانی در شرایط فعلی، دشمن آشتی ناپذیر تجزیه طلبان ترک، و آخوندهای قرون وسطایی باشد.
ناسیونالیسم شونیست ترک ، در کنار اسلام ارتجاعی ، از جمله مخالفان روشنفکر دمکرات سکولار سوسیال و میهن پرست ایرانی است.
برنامه های تلویزیونی روزانه آخوندی در مخالفت با روشنفکران ملی و سکولار- و دستگیریهای روشنفکران ترقی خواه ترک ؛ توسط فاشیسم اردغانی ، نشان میدهد که آذری های تجزیه طلب ایرانی ، متحد آخوندهای شیعه صفوی و اردغان وهابی سنی هستند.
ترقی خواهی انسان نوین علم گرا ، و هومانیست در قرن 21 ، این سه نیرو و نمایندگان نادان آنرا در آینده ای نه چندان دور ، در هم خواهد کوبید تا به قبرستان چنگیز و عمر و خلخالی ها به پیوندند.
افشاگریهای صادق زیبا کلام در جلسات حکومتی نشان میدهد که روشنفکر ستیزی ریشه در ارتجاع دینی و شونیستیم سپاراتیستی ،و محالفت با تجدد و استثمار سرمایه داری دارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کج فهمی های متفکرین ایرانی ربطی به پار س ندارد بلکه دامنگیر همه باسوادهای کشور است و مهم تر اینکه قدرت حاکم نقش اساسی دارد .
قتل میرزا تقی خان امیر کبیر نمونه بارز این کج فهمی شاه قجر است که با حمایت اخوندها همراه بود .
قتل هزاران ازادی خواه ایرانی در دوران قاجار و سرکوب بی رحمانه بهائیان در ایران
جنگ قجر با روسها و ازدست رفتن سرزمینهای ایرانی
اشعال ایران در جنگ اول و دوم و ایجاد حزب توده و فرقه دمکرات پیشه وری
نقش منفی حزب توده در ارتباط با کودتای 28 مرداد و سرنگونی دولت مصدق
همکاری حزب توده و فدائیان با اخوندها در کشتار مردم ایران
لو دادن کودتای نوژه توسط حز ب توده
بزرگترین ز یان از سوی جریان چپ و دینی متوجه ایران شده است مانند
نقش منفی مجاهدین در ایران و رفتن به کمک صدام و
این کارنامه سیاه چپ و دینی پایانی ندارد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" جامعه شناسی‌ و جامعه شناسان، به جامعه خیانت کردند "" در طول این چند قرن، یک جامعه شناس پیدا نشد که بگوید، "" در دنیای امروز، توسعه یعنی‌ ثروتمند شدن جوامع پیش از پیر شدن آنها، نمون ژاپن ""، یک جامعه شناس پیدا نشد که بگوید "" لجستیک از الزامات مدرنیسم و مدرنتیه است ""، جامعه شناس ما، به جای اینکه بگوید "" روحی‌ کار آفرینی، ضریب پیشرفت جوامع را بالا می‌‌برد "" ، بدلیل نه توانی‌ ذهنی‌، دنبال کمونیست‌ها افتاد و به جان تنها کشور خاورمیانه با توان بالای روحیه کارآفرینی یعنی‌ ترکیه افتاد. آیا در شگفت هستد تنها توشه جامعه شناس تحصیل کرده خارج ما، پروژهٔ نظریه پردازی برای پان تورکیزم کزائی است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" در دوران قاجار، جامعه توان طرح پرسش را دارد "" دوران قاجار، هنوز دفتر " دیالوگ " بسته نشده بود، این دفتر بعد از دوران قاجار، به چند دلیل ذیل، بسته شد. ۱- در مقابل گفتمان عباس میرزا شاهزاده ترک که میگفت ""‌ای اجنبی تو چه داری که من ندارم؟ "" گفتمان پوچ آریائی با پشتوانه اقتصاد نفتی‌ رواج یافت. ۲- گفتمان عباس میرزا، بر گرفته از دست کم ۷ هزار خرده مالکین دوره قاجار بود که رضا خان پوست سرشان را کند و ثروتشان را قبضه کرد. این دوره مقارن است با مرگ " دوران کار آفرینی در ایران ". ترکیه هیچوقت این مسیر را نرفت و مورد خشم و غضب کمنیستهای عصبی و جامعه شناس‌های ساده لوح تحصیل کرده خارج قرار گرفت. ۳- فرهنگ فارسی‌ بر محور " پاسخ " قرار گرفته، مانند فرهنگ عصبی کمونیستی، در دوران جدید کسی‌ پاسخی به هیچ مشکلی‌ نداشت، بلکه این پرسش‌ها بودند که مسیر پیشرفت را، فتح میکردند. همین کمونیست و شاهنامه خوان، ا