تغيير خاورميانه و خاورميانه ى تغيير



وقت دور شدن از نواحى حاشيه ها و سر و كله زدن هاى بى مورد است.
اندكى هم براى تغيير سر و كله بايد زد.

 

 

نقشه ى خاورميانه تغيير خواهد يافت. شكى در اين نيست. منطقه مجبور و محكوم به اين جبر سياسى و تاريخى است. ذهن حكومت ها و حتى اپوزيسيون هاى كشورهاى منطقه الان درگير مسئله ى اين تغيير است.
نقشه ى تغيير خاورميانه تحت تاثير سه متغير اصلى است:

١- تغيير با متغير ملى گرايى
٢- تغيير با متغيير دين
٣- تغيير با متغير نظامى قدرت هاى خارجى

در ذهن حكومت هاى خاورميانه دين، متغير اصلى است. جهان هم به خوبى مى داند كه رقابت پنهان اسلام و مسحيت در ابعاد زيرين سياست و فرهنگ ريشه دوانده و اگر مسحيت توانسته بدل هاى اسلامى تروريست ها را موضوع و تيتر اخبار جهان سازد به بركت اختلاف هاى ريشه اى بين شاخه هاى دينى اسلام است.

در ذهن قدرت هاى تاثيرگذار همه ى عوامل و مناطق تغيير در نظر گرفته شده است. در ذهن فعالين مناطق تغيير، تا آنجا كه شاهديم عامل برتر همان عاملى است كه آنها را به قدرت مى رساند. مثلاً داعش از سنى گرايى دينى تا نهايت درجه فايده مى برد در حالى كه كردها به رغم سنى بودن از ملى گرايى كردى بهره مى جويند. آزربايجانى ها عليرغم اشتراك شيعى با فارس ها از ملى گرايى تركى سود مى برند و آنچه ذهن حكومت ها را پريشان كرده همين تنوع متغيرهاى تغيير است. اين متغيرها به زعم آن نويسنده به ايجاد كشورهاى كوچك در خاورميانه خواهد انجاميد. اين كشورها كوچك و زيبا خواهند بود اما آيا قوى و مستقل هم خواهند شد؟

واقعيت اين است كه معادله هاى سياسى و چگونگى ارتباط فعالان تغيير با قدرت هاى سياسى و نظامى و اقتصادى، سرنوشت كشورهاى كوچك احتمالى آينده را از هم اكنون دارد رقم مى زند.

اين ميان اسراييل با آن رؤياى گستردگى تا كرانه هاى نيل و فرات، به خوبى مى داند كه نخواهد توانست از نفوذ و نفوس كم و بى عمق يهوديت در اين تغيير بهره ببرد. اسراييل هم به خوبى مى داند كه يهوديت متغيرى براى خاورميانه نيست. تنها متغيرى كه اسراييل مى تواند در خصوص خود بر آن تاكيد كند قدرت نظامى و اقتصادى و اطلاعاتى است.

كشورها حتى دارند احتمالات تغيير آينده را هم بررسى مى كنند و شيوه هاى سياستگذارى آينده را بر اساس مناطق موثر تغيير به سمت اجرايى شدن پيش مى برند.

هلال شيعى نخستين كريدورى بود كه بر اساس احتمالات تغيير شكل گرفت. شايد هم هلال شيعى اولين عامل فعال تغيير بود اما رفته رفته جهت برهم زدن اين هلال از جبهه هاى مخالف عوامل ديگر تغيير وارد بازى شدند.

ايران آريايى رضاشاه وقتى در برابر ايران اسلامى خمينى كم آورد معادله هاى يكپارچگى اجبارى بر چيده شد. اكثريت اپوزيسيون ايرانى به دنبال ايران فارسى يا همان ايران آريايى اند و سياستگذاريهاى فرهنگى و مالى آنها نمود اين ادعاست. ساخت فيلم هايى از ابهت نياكان، ساخت مدل منشور كوروش در آمريكا و سايره همه نشان از ايرانيت آريايى دارد.

قشرى گرى ايرانى و ملى گرايى ايرانى دو متغير در درون يكديگرند. گاهى اوقات متغير قشرى گرى به كمك ملى گرايى بر مى خيزد و گاهى اوقات هم متغير ملى گرايى به خدمت قشرى گرى مى شتابد. قهرمان رهايى اكنون ايران نيمش على و نيمه ى ديگرش رستم است.

احتمال پيوستن جغرافياى شيعى عراق به ايران در آينده شكلى از تغيير است همچنان كه احتمال پيوستن جغرافياهاى تركى داخل و خارج ايران به يكديگر. اما آيا شيعه ى عراقى عرب زبان با شيعه ى ايرانى فارس زبان كنار خواهد آمد؟ عامل زبان و نژاد اين احتمال را ضعيف مى سازد.

از سويى به نظر مى رسد مرزبندى كشورهاى كوچك احتمالى آينده ، خودش منازعه ى طول و درازى است. كردستان از هم اكنون بر آزربايجان ايران و جغرافياهاى تركى عراق و سوريه نظر دارد. كردستان از هم اكنون از نقطه ى عراق، كشورشدگى را استارت زده و به نظر مى رسد آنها قصد دارند مدلى از كشور آزربايجان باشند. واقعيت اين است كه آزربايجان جنوبى هنوز نتوانسته كشورشدگى خويش را تعريف كند. البته عوامل و وقايع تاريخى در كشور شدگى ملت هاى تحت سلطه نقش بسزايى دارند. ظهور داعش فرصتى براى كردها شد تا در كنار اروپا و آمريكا قرار بگيرند و قاعده ى زيركانه ى كشور شدگى را در درون اين بازى به پيش ببرند.

آزربايجان جنوبى اگرچه هوشيارانه بازى مى كند و تفكر كشورشدگى را با مبانى و استدلال دقيق پيش مى برد اما اسير بعضى موج سوارى ها و بى تدبيرى هاست. مثلاً پيش چشم آنها كريدور شيطانى شكل مى گيرد و از مرز ارمنستان به موازات مرز تركيه ( رجوع كنيد به مقاله ى كمربند شيطانى ) دارند آنها را پاكسازى مى كنند اما متاسفانه دغدغه و تلاشى در مقابله با اين نقشه ى كمرشكن حتى در ذهن سياستمداران آن نيست.

من با اين مقدمه به دنبال گشودن بحث اساسى " تغيير خاورميانه و خاورميانه ى تغيير " هستم. اميدوارم در چرايى و چگونگى اين تغيير بيشتر تامل كنيم.

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تحلیل عینی از شرایط عینی.
این مقاله خوبی است که میتواند سنگ بنای " چه باید کرد" باشد. اما مسئله ای که ذهنم را آزار میدهد این است که آیا آقای لوایی خود مذهبی و اسلام گراست؟ امیدوارم که اشتباه میکنم ولی مقاله نظر منفی نسبت به یهودی ها و اسرائیل دارد.
از مسائل ضد و نفیض و تفسير های عمدتا هدفدار تاریخی که بگذریم یهودیها و اسرائیل ميتوانند در جهت رسیدن اذربایجان به اهداف خود بسیار مفید باشند.
و اگر آقای لوایی هنوز توهم اسلام دارد باعث تاسف است ولی البته این مسئله حق اوست.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به حاج آقا همدانی :
جنابعالی طرفدار رژیم ضدملی و ضدایرانی جمهوری اسلامی هستی، اما باید بدانی در صورت ادامۀ بقاء حاکمیت منحوس رژیم جمهوری اسلامی، تبعات سنگینی متوجۀ ایرانیان خواهد بود،هرگونه انفعال و بی عملی و فرار از واقعیت از جانب ایرانیان، در نهایت جنگ منطقه ای و داخلی و تجزیه و فروپاشی را برای کشور به ارمغان خواهد آورد. رژیم پلید و ضدبشری جمهوری اسلامی به دلیل تاریخی خود اشغالگر و عامل کشتار، سرکوب، تحقیر، تخریب، چپاول، و تجزیۀ کشور است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - آقا تورکمن.مقداری حق باشماست.زمانیکه قتل وعام های فاشیستی درتورکمن صحرا صورت گرفت تورکان آزربایجان
نتوانستند.یا درک نکردند که باید ازشماحمایت شود.
البته براحتی نمی توان آنهارا جزساکتین قرارداد.
چون قتل وعام های پی درپی فاشیست های تمامیت خواه شاه
وشیخ ارحافظه تاریخی آنهاپاک نشده بود.
سال های دوران ستارخان
سالهای 1325 دوران پیشه وری.
سال 1358 خلق مسلمان ..حتی خمینی جلاد دستور بمب باران
تبریزراداده بود.
وووو...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منطق.زبان.و ادبیات آدم بیمار.
اگر باران به کوهستان ببارد / به کوهستان باریده است باران .
اینها تئوریسن های آرادی خلق آذری هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از آنجائیکه اردک‌های جامعه شناس تحصیل کرده خارج با مزخرفاتی مثل " پسا ساختار گرائی و پست مدرنیسم " قدرت تحلیل جوامع جهان سومی‌ را به تحلیل برده اند باید بدانیم که علت اصلی‌ جنگ جهانی‌ دوم، توافق "" آلمان - شوروی "" به تقسیم قلمرو کشور "" کشور لهستان "" بین آلمان و شوروی بود. یعنی‌ شوروی کمونیزم و فاشیزم هیتلری، به خوبی‌ با هم کنار آمده بودند، انگلستان به عنوان تضمین کننده تمامیت ارضی لهستان، به آلمان اعلام جنگ داد و فرانسه نیز که با انگلستان توافق همکاری نظامی / استراتژیکی داشت، به انگلستان پیوست. امروز همین "" لهستان "" مانند "" ترکیه "" مورد خشم و غضب آلمان قرار گرفته، خاورمیانه با کمبود آب، بی‌ ثباتی، کاهش قیمت‌های نفت، باید حول یک کشور غیر نفتی‌ که "" پیشرفت اقتصادی "" خاورمیانه را به عنوان هر ۲ تاکتیک و استراتژی دنبال می‌کند صف آرائی کند و گرنه در دنیای بی‌ ثبات، تبدیل به خس و خاشاک

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" فاکتور‌های بیرونی‌ تاثیر گذار بر خاورمیانه در تغییر "" ترامپ و خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، "" آلمان "" را مجبور به اتّخاذ "" ۲ سیاست در سطح جهانی‌ "" خواهد کرد که تاکنون از آن دوری کرده است. ۱- برگشت به نقش راهبردی در ژئوپلتیک جهان ۲- حضور نظامی، که این فاکتور دومی‌، با اتحاد دو آلمان، اجتناب ناپذیر بود. آلمان از یکسو با به روز سیاه کشاندن اقتصادی کشور‌های " ایتالیا، اسپانیا، پرتغال " و همردیف کردن آنان با یونان، هژمونی مالی‌ / اقتصادی خود را، به اورپا تضمین خواهد کرد و در بعدی دیگر، خود را برای مواجهه با `"" نقط عطف تاریخی """ جدائی از آمریکا و نزدیکی‌ به یک قدرت شرقی‌، آماده خواهد کرد، نزدیکی‌ به شرق باید با جلب همکاری ترکیه عملی‌ شود، آیا آمریکا پیش دستی‌ خواهد کرد و با نزدیکی‌ به ترکیه، آلمان را در چنگال پوتین روسیه قرار خواهد داد؟ بدبختی آلمان در اینجاست که اهرم فشار این کشور

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - جناب ناسیونال سوسیالیست.
اگرباسرکوب وتار ومار وقلع وقمع کارپیش میرفت.همین خمینی وخمینی چی ها.
شاه وشاه چی ها.توانسته بودند کاری کرده باشند.
سیاست شما را تعدادی درلو دادن برای رسیدن به سوسیالیسم
درهمکاری با خمینی بکاربردند.چی شد؟
مملکت درست شد؟ تنها تعدادی خانواده ها داغدارشدند.
درزمان شاه ودرزمان رضاشاه نیزاین کاررا ملی گراها مذهبی.
پان ایرانیستهای دو آتشه زیاد کردند.
راه شماکجراهه است.
بخدا آبروی یک مقدارمانده ازدوران شهیدحنیف نژاد ورضای ها
واعدام شدگان توسط خمینی را هم شما می برید.
اگرافرادی مثل شمانبود.شاید مجاهدین بازمیتوانست تجدید
سازماندهی کند.
بقول احمدی نژاد آن ممه رالولو خورد.که بازتعدادی پیدا شود
وبتواند قلع وقمع کند.
باشعاردادن اگرکارها درست میشد.شمادراین سایت سالهاست
شعارمیدهی.کارها درست شدا بود.
خاین کسانی هستند.که ازآغوش خمینی به آغوش صدام .ازآغوش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انشا الله که نیروی انتظامی ارتش وسربازان امام زمان مراقب مرزهای کشور و کسانی هستند که با خیال و وعده این وان بیگانه هوا و هوس دارند .
من که روشن فکر نیستم اما به عنوان یک ایرانی ادم باید خجالت بکشد شرم کند و از ننگ به زمین فرو رود که روشنفکری ترک خواهان مستعمره شدن اذربایجان از سوی عثمانی ها میشود .
این خود فروشی و خود را به بیگانه تسلیم کردن و در خانه را برای عساکر عثمانی باز گذاشتن بدون تعلمیات و سابقه خود فروشی حزب توده و پیشه وری و قاضی محمد و سازمانهای بیگانه پرست ممکن نبود و نیست .
هیچ بقال و سبزی فروشی در تمام اذربایجان مانند این روشنفکر بیگانه پرست ترک فکر نمی کند .
این سند در حقیقت ننگین نامه تجزیه اذربایجان از سوی باسوادهای تجزیه طلب ترک است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محمدرضاشاه پهلوی، این سگ زنجیری امپریالیست ها در آخرین لحظه های سلطنتش بجای مبارزه با فاناتیسم مذهبی مردم را دنبال نخود سیاه فرستاد و داد زد که نگذارید بعداز من ایران ایرانستان شود- یعنی با ملت های تحت ستم شوونیستم فارس- تحت عنوان تجزیه طلبی مبارزه شود که بیرق سیاه مذهب بر ایران افراشته شد... اولین کاری که این از قبر برآمده های مذهبی کردند کشتار مردم تورکمن و کرد و عرب اهوازی بود( آذربایجانی ها در ان موقع جیک شان در نیامد) بعد بتدریج داریوش همایون ها گفتند که برای مبارزه علیه تجزیه طلبی- بخوان گرفتن حق و حقوق پایمال شده ملل غیرفارس- جمهوری اسلامی که سهل حتی با شیطان هم دست خواهد داد.... کور ذهن های شوونیست یک چیز را فراموش می کنند و آن حکم غیرقابل تغییر تاریخ است-- شوروی با اون ابهتش- یوگسلاوی با اون عظمتش تکه تکه شد... اینها فکر می کنند آخرین بازمانده امپراتوری پوسیده شرق- ایران-
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شتر در خواب بیند پنبه دانه. گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه. زهی خیال باطل!
پان ترکها و جدایی طلبان آذربایجانی آرزوی کشور شدگی ! آذربایجان ایران را به ... خواهند برد.
هیچ گاه کشوری جعلی به نام " آذربایجان جنوبی" تاسیس نخواهد شد. استانهای آذربایجان ، کردستان ، خوزستان و بلوچستان بخشی لاینفک و جدائی ناپذیر از ایران می باشند.
یکی از بزرگترین دشمنان ایران و ایرانی و یکی از ضخیم ترین سدهاو موانع عبور از دیکتاتوری آخوندی و یکی از عوامل در جهالت ماندن بخشی از ایرانیان، همین جریانهای جدایی طلبِ فاشیست و نژاد پرست و قوم پرست ترک و کرد و عرب خوزستانی است که خنثی و تار و مار کردن این موجودات پس از سرنگونی رژیم ملاها از ضروریات است.افسانۀ مستعمره و تحت اشغال بودن کردستان ، آذربایجان ، خوزستان و بلوچستان توسط فارسها! تئوری صهیونیستی- امپریالیستی است.
امپریالیستها و صهیونیستها قصد دارند مرزهای


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - جناب لوایی،اززمانیکه پرزیدنت ترامپ،رئیس جمهور
آمریکا شده است،
متفکرین درون حکومتی،از اصلاح طلب واقتدارگرا،و اپوزاسیون،
خارج نشین،از چپ تا پان ایرانیست تمامیت خواه،سیاست استراتژیکی خود را مقداری تغییر داده اند،
این باهم نبودن،بعلت،ظلم بیش ازحد صدساله،شئونیست ها،یک امر روشنی است،
مادر این امر بخاطر اینکه تنش ها شعله ور نگردد، سعی بر
زندگی تفاهم انگیز داریم،
دراین که ملت های درون ایران را عمدا عقب مانده نگه داشته اند،حرفی نیست،
چه تورکان ایران،از تورک،آزربایجان، تورکمن،قشقایی، ویا دیگرملل،حتی ملت فارس،توسط شئونیست ،پان ایرانیست، ناآگاهانه یا به دستور اربابان این یک امر آشکار میباشد،
ایکاش چنین نمی شد،واز زمان خیزش مدنیت خواهی راه درست
درپیش می گرفتند،بهرحال شده است،
ما سه راه بیشتر نداریم،1.جدایی واستقلال،عقلانی ترین راه وبامسالمت،بهترین راه است،
2.جنگ و خونریزی که این