سازمان مجاهدین خلق ایران و لزوم ایجاد همبستگی سراسری با سایر اپوزسیون

اتحاد مبارزین ایران برای تشکیل یک همبستگی و ایجاد "پروژه مشترک مبارزاتی" در جهت براندازی حاکمیت ولایت فقیه که با مختصات جهانی هماهنگ باشد و به جای تفرقه و حاشیه‌سازی، در آن منطق و اعتدال جمعی وجود داشته باشد، ضرورتی دوچندان می‌یابد، چرا که تجربه بیش از سه دهه دوری احزاب و سازمانهای ایران از همدیگر و همچنین ضعف ارتباطی با مردم داخل کشور، اثبات کرد که مبارزه انفرادی و نادیده انگاشتن فعالیت یکدیگر، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه موانعی خطرناک در مسیر مبارزه ایجاد می‌کند...

متٲسفانه با شروع دور دوم ریاست جمهوری حسن روحانی وضعیت زندگی مردم ایران روزبه روز بدتر می شود. نظام ولایت فقیه با سرکوب هرگونه نارضایتی مردم می کوشد خفقان کامل را بر کشور حاکم کند، اصلاح طلبان مدعی ایجاد رفورم و عدالت محوری با شکست مفتضح در مقابل فرماندهان سپاه پاسداران و شخص خامنه ای مواجه شده و عملاً به بن بست سیاسی رسیده اند. هر روز شاهد شکنجه و اعدام جوانان، دگراندیشان و مخالفان نظام دیکتاتوری آخوندی هستیم. موسسات مالی و بانکی پول مردم را به جیب زده و در مقابل خواست و مطالبات آنها پاسخگو نیستند، خشکسالی و کمبود آب، حمله به کسبه و بازاریان و دستفروشان، برهم زدن مراسم مردم و سایر گرفتاریها روزبه روز وسعت و گسترش بیشتری می یابد.
در چنین شرایطی و در واکنش به کشتار و جنایت‌های وحشیانه حکومت جمهوری اسلامی، می باید احزاب و سازمانهای اپوزسیون رژیم آخوندی هرچه زودتر در فکر همبستگی ملی و سراسری باشند و نهادهای بین المللی را برای یاری و حمایت مردم ایران فراخوانند.
قبل از هر چیز لازم است مخالفان رژیم برای جلب توجه دولتها و سازمانهای مدعی حقوق بشر در جهت پیشبرد مبارزه علیه حاکمیت آخوندها، اتحاد و همبستگی به تمام معنای خود را به نمایش بگذارند.
حقیقتاً با قدرت و صلابت عمل کردن و ایجاد همبستگی عمومی بین ملیتها و مذاهب کشور، می توان برای جهانیان اثبات کرد که مردم ایران دارای اراده ای عظیم در جهت مبارزه برای آزادی و ایجاد دمکراسی در کشور هستند و می توانند در مقابل نظام ظالمانه آخوندی "قیام سراسری" را آغاز نمایند.
سازمان مجاهدین خلق در این سالها چندین کارزار مبارزاتی عظیم را در کشورهای مختلف جهان و در مقابل سیاستهای پلید و کلیت استبداد حاکم رژیم آخوندی به راه انداخته است و تجربه موفقیت آمیزی در این زمینه دارد. رهبران سازمان مجاهدین خلق می توانند با سایر احزاب و سازمانهای اپوزسیون ایرانی با تٲکید بر نقاط مشترک در مبارزه همگانی علیه رژیم جمهوری اسلامی، پروژه مبارزاتی وسیعی را در این شرایط حساس کشور بنیان نهند.
اما چرا بنده معتقدم سازمان مجاهدین خلق از سایر اپوزسیون ایران در زمینه ایجاد همبستگی تواناتر خواهد بود؟

اولاً: سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از معدود احزابی که در تمام سال‌های اخیر، نه تنها همواره فعال بوده و همه ساله کارزار مبارزاتی جهانی خود را به طور مداوم برگزار کرده است، بلکه در عرصه‌های مختلف سیاسی، چه در زمان هجرت به عراق و چه در زمان گسترش فعالیت‌های آنان و بعداً هم در دوران پایداری، حضور چشمگیر و مؤثری داشته که نمود بارز آن آشکار ساختن طرح های اتمی و فتنه گریهای نظام مُلایان از طریق سکوی شورای ملی مقاومت ایران و همچنین دفاع از مبارزه مردمی و برحق مردم سوریه در مقابل رژیم فاسد و دیکتاتوری بشار اسد می باشد.

در یک سال گذشته نیز فعالیت‌های جهانی مجاهدین کماکان ادامه داشته و امید است در سال آینده، این فعالیت‌ها گسترده تر نیز شوند.در همین راستا علاوه بر فعالیت‌های سیاسی ـ جهانی در جهت تبیین مواضع مبارزه مردم ایران در قالب برگزاری همایش ها و کنفرانسهای خبری مهم به منظور گفت‌وگوی تفصیلی در مورد بحران های عمیق در نظام جمهوری اسلامی، مجاهدین بطور واضح مواضع خود را در معرض افکار عمومی کشور و نیز اپوزسیون ایران قرار داده است.

ثانیاً: از دیدگاه سازمان مجاهدین خلق و اکثر مخالفین رژیم، دوران خانه تکانی فرا رسیده و همبستگی سراسری در این زمینه ضرورتی انکارناپذیر است. کابینه دوم ریاست جمهوری روحانی نیز بدون هیچ شکی با دادن قول و وعده های توخالی سپری خواهد شد، اما ما اینک شاهدیم که تحرکات افراطیون و فرماندهان سپاه سرکوبگر پاسداران، چه در مجلس و چه در رسانه‌های وابسته به این جریان ها ادامه دارد و در این مسیر حتی همفکرانی را که اندکی متفاوت از آنان می‌اندیشند از جمع خود می‌رانند و به بدترین شیوه با آنان برخورد می‌کنند. پس باید متذکر شد که دوره خودزنی این نظام دیکتاوری شروع گشته است و ماری که خمینی پروراند، اینک در اوضاع و احوالی آشفته قرار دارد که شروع به خوردن تخم های خود کرده است. همچنانکه آخوند خلخالی در کتاب خاطرات خود می گوید: " به قول فرانتس فانون انقلاب فرزندان صادق خود را می خورد، مخصوصاً من که نامم صادق است".

آری، در چنین شرایطی، اتحاد مبارزین ایران برای تشکیل یک همبستگی و ایجاد "پروژه مشترک مبارزاتی" در جهت براندازی حاکمیت ولایت فقیه که با مختصات جهانی هماهنگ باشد و به جای تفرقه و حاشیه‌سازی، در آن منطق و اعتدال جمعی وجود داشته باشد، ضرورتی دوچندان می‌یابد، چرا که تجربه بیش از سه دهه دوری احزاب و سازمانهای ایران از همدیگر و همچنین ضعف ارتباطی با مردم داخل کشور، اثبات کرد که مبارزه انفرادی و نادیده انگاشتن فعالیت یکدیگر، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه موانعی خطرناک در مسیر مبارزه ایجاد می‌کند که رفع این موانع اگر ادامه یابد هزینه‌های فراوان می‌طلبد.

به همین دلیل معتقدم سازمان مجاهدین خلق ایران بهتر است برنامه‌ریزی برای تحقق همبستگی ملی و نیز برای خانه تکانی رژیم آخوندی با فراخوان همه احزاب و سازمانهای سیاسی را آغاز کند.
رهبران سازمان مجاهدین خلق ایران بخوبی اصول مبارزه و دیپلماسی را می‌شناسند و آگاهند که بی‌اعتمادی فراوانی که در بین اپوزسیون ایران وجود دارد و نیز ضعف ارتباط با داخل کشور، در طول این سالها ایجاد شده، پس دیگر باید به شعارهای عاطفی اپوزسیون و مبارزه جسته گریخته و نامنسجم پایان داد. مردم ایران بی صبرانه در انتظار همبستگی مخالفان رژیم هستند تا با امید به فردایی بهتر قیام سراسری ضد نظام دیکتاتوری آخوندها را به راه بیندازند.
امیدوارم سختی و مشقت فراوان مردم ایران در این روزها به پایان خود نزدیک شده باشد و به یقین نشانه های ظاهر شدن افق پیروزی بر رژیم جمهوری اسلامی است.

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر عارف شیخ احمدی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، جناب کارآموز

هدف از نگاشتن این مطلب، پیشنهاد یک پروژه مشترک مبارزاتی علیه رژیم ولایت فقیه در این روزهای حساس و سرنوشت ساز ایران است. سازمان مجاهدین خلق ایران و تمامی سازمانهای مخالف رژیم ولایت فقیه، بدون هیچ شکی دارای نقاط ضعف و قوت در عملکرد، سیاست و برنامه های خود می باشند. بنابراین منطقی تر آن است که قبل از وارد کردن اتهام به هر فرد، گروه، حزب و سازمانی باید با درک واقعیت ها و پیشامدهای کنونی کشور، در فکر ایجاد و راه اندازی همبستگی سراسری و یک ائتلاف مشترک و خارج از دعواهای شخصی و حزبی باشیم. بنده با آشنائی و معلوماتی که از وضعیت بسیاری از اپوزسیون ایران دارم، معتقدم دیگر روزگار حذف و نادیده گرفتن ها، سیاست های عاطفی و احساسی و متهم کردن این و آن گذشته است. باید در اندیشه قبول کردن یکدیگر باشیم، تا من و شما ما نشویم، مبارزه با دیکتاتوری آخوندی نتیجه ای نخواهد داشت.سپاس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ای کاش نویسنده محترم به این پرسش پاسخ میداد که دلیل همکاری نکردن دیگر سازمانها با سازمان مجاهدین چیست ؟
سازمان مجاهدین فقط برای قدرت و ایجاد جامعه توحیدی اسلامی میکشد و کشته میدهد. وضعیت کنونی کشور ما متاسفانه ناشی از سیاست تکروانه و استبدادی این سازمان است .این سازمان هردست خیرخواهانه و هر پیشنهاد کار سازی ر ا پس زد . اما همکاری دیگر سازمانها و حزبها شاید زمانی ممکن باشد که سازمان
1) نقدی جدی و انتقادی به گذشته خود و همکاری با صدام و دولتهای غربی داشته باشد .
2) برگزاری یک کنگره و انتخاباب برای رهبری جدید و کنار گذاشتن رجوی وبانو از صدر سازمان
3)باور به مبارزه پارلمانی و دوری از خشونت و تسخیر قدرت
4)کنار گذاشتن دین اسلام از برنامه سازمان
5) گزارشی روشن از وضع مالی سازمان و منابع مالی ان .