گفتگو با اشباح – (پاسخ به گروه «خبرگزاری» و سازمانگران جنگ «ترک» و «کرد»)

بدنبال انتشار پاسخهای من به دو سئوال خانم لیلا مجتهدی، «سر دبیر اورمو ایشچیلری» با انتشار نوشته ای به گفته های من درباره این «خبرگزاری» اعتراض کرده است. (۱) هرچند به هیچ وجه تمایلی به ادامه این جنبه از بحث ها و به ویژه در «گفتگو با اشباح» ندارم، ولی به سبب طرح سئوال در رسانه ها، خود را مجبور به توضیح به افکار عمومی می دانم.

بدنبال انتشار  پاسخهای من به دو سئوال خانم لیلا مجتهدی، «سر دبیر اورمو ایشچیلری» با انتشار نوشته ای به گفته های من درباره این «خبرگزاری» اعتراض کرده است. (۱) هرچند به هیچ وجه تمایلی به ادامه این جنبه از بحث ها و به ویژه در «گفتگو با اشباح» ندارم، ولی به سبب طرح سئوال در رسانه ها، خود را مجبور به توضیح به افکار عمومی می دانم.

سردبیر محترم نوشته اند:

«آقای مددی ابتدا ما و در حدود صد سایت آزربایجانی را متهم نموده اند که تحت کنترل مهران بهاری و شبکه منتسب به ایشان هستیم که گویا دنباله یک نشریه تورکی – فارسی در تهران (شما بخوانید وارلیق ) می باشد.» (۲)

تعلق بیش از صد سایت اینترنتی به شبکه مهران بهاری اتهام نیست.  خود «مهران بهاری» در مصاحبه ای به تاریخ نوامبر ۲۰۰۹ با  یکی از آن «بیش از صد سایت» یعنی سایت «کانون دموکراسی آذربایجان» به این حقیقت اعتراف کرده است، که هم در آن سایت و هم در سایتهای دیگر  «وابسته»، ( از جمله در سایت «تورک دموکراتیک پلاتفورمو» و … ) منتشر شده است. گفته «استاد» چنین است:

«اغلب موضوعاتی که در این مصاحبه مطرح شده اند، در طی نوشته های متعددی به زبانهای ترکی و فارسی و از زوایای گوناگون و گاها با جزئیات در وبلاگ-سایت سؤزوموز (http://sozumuz.blogspot.com/) و بیش از یک صد وبلاگ وابسته بحث و تحلیل شده اند.» (بنقل از مصاحبه کانون دمکراسی آذربایجان با مئهران باهارلی – نوامبر ٢٠٠٩ – ) (۳)

نتیجه اینکه: سخن گفتن از «بیش از صد سایت» وابسته اتهام نیست.  ممکن است گفته شود که سخنگوی شبکه برای ارعاب  خواننده مبالغه کرده است. ولی چنین نیست. سخنگوی شبکه راست می گوید. تازه این «بیش از صد» وبلاگ و سایت متعلق به آمار سال ۲۰۰۹ است و شمار آنها اکنون بیشتر هم شده است. نام و مشخصات بخش عمده آنها روشن است. بخشی نیز  زیر عناوین دیگر فعالیت می کنند که شبکه آنها را معرفی نمی کند. وجود شبکه ای با بیش از یکصد سایت و… آشکار و پنهان، آنهم با این مشی و مرام ضد آذربایجانی – که کاری به کار رژیم ایران هم ندارند- نمی تواند دلسوزان حقیقی جنبش ملی آذربایجان را به تامل وا ندارد. زمان نشان خواهد داد که شبکه مهران بهاری با این بیش از یک صد سایت و وبلاگ و … چه زیانهایی بر نهضت ملی دموکراتیک آذربایجان  وارد آورد.

سردبیر محترم در توضیح شان نزول «خبرگزاری» فرموده اند:

«خبرگزاری اورمو ایشچیلری جهت پر کردن خلا خبری جنبش کارگری در بطن حرکت ملی ازربایجان بوجود آمده…. و ما …   کارگر و کارفرما را نه تنها دشمن یکدیگر نمیدانیم بلکه آنها را همکارانی میدانیم که با تنظیم صحیح روابطشان می توانند وطنمان را آباد کنند .ما معتقد به آزادی هستیم نه دیکتاتوری طبقه کارگر مورد تبلیغ آقای مددی» (۴)

اولا ایشان از کجا می دانند که مددی و همفکرانش طرفدار دیکتاتوری طبقه کارگرند؟ آیا در نوشته ها و گفته های ما چیزی در این باره و درباره الغای مالکیت خصوصی گفته شده است؟  من و همفکرانم – چنانکه بارها تاکید کرده ایم، طرفدار هیچ گونه دیکتاتوری نیستیم. و البته این، شامل دیکتاتوری آشکار و پنهان سرمایه داران بزرگ و صاحبان ثروتهای نجومی نیز هست که جز «سود» و قدرت خویش مقصود دیگری را تعقیب نمی کنند.  ما ضمن احترام به مالکیت خصوصی و آزادیهای فردی و اجتماعی، طرفدار چنان ساختاری هستیم که در آن منافع اکثریت اجتماع – یعنی توده میلیونی زحمتکش – مبنا قرار گیرد و نه تقدس  منافع و ثروتهای افسانه ای یک اقلیت  بسیار کوچک. ما این آرمان انساندوستانه خود را هرگز پنهان نمی کنیم.

اگر مبنای  تبلیغات «سردبیر محترم» و دوستانش، سابقه دهها سال پیش ماست، بهتر است در اینباره به آقایانی که سابقه فعالیتشان در جریانات چپ بسیار پیشتر و بیشتر از مددی است و اکنون به ملیت پرستان افراطی پیوسته و در دسترسشان هستند، مراجعه فرمایند. اگر شناخت سابقه اشخاص مفید است، چرا خود حضرات با پنهان کردن هویت خود مانع از آن گشته اند که سابقه شان فاش شود؟ چرا همه سردمداران و صاحبان «بیش از صد سایت» – که باعتراف خود، کاری به کار رژیم ندارند و عمدتا هم در خارج کشورند- پشت عکس های اجاره ای و عناوین آنچنانی پنهان شده اند؟ اگر شناخت سابقه افراد به مبارزان ما کمک می کند، چرا سوابق خود را علنی نمی سازند؟ از میان گردانندگان «بیش از صد سایت» و کامنت نویسان شبانه روزیشان، چرا یک نفر «کشف حجاب» نمی کند؟  عالیجنابان خود را از کی پنهان می کنند؟ آیا به لحاظ «سوابق» در وضعیتی نیستند که آفتابی شوند؟

ثانیا: زمانی که طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار، «همکاران» همدیگر وانمود می گردند,، دیگر از کدام «جنبش کارگری» و «مبارزه کارگران» سخن می گویند؟ . دیگر این«جنبش کارگری» برای چیست؟ می دانیم که امروز  کارفرمای عمده صنایع کشور همان ارگانهای نظامی و امنیتی و … اند!!! «خبرگزاری محترم» که مبشر دوستی کارگران با این سرمایه داران نظامی – امنیتی اند، درباره حمایت از کدام «جنبش کارگری» سخن می گوید؟ در کجای جهان و در چه دوره ای  دیده شده است که یک «خبرگزاری» مدعی تلاش «برای پر کردن خلا اخبار جنبش کارگری» شخصی مانند «ملاحسنی» را – هم بعنوان شخص و هم بعنوان نماینده رهبر استبداد دینی – شونیستی- بعنوان قهرمان و رهبر خود معرفی کند. این چه نوع «جنبش کارگری است، که قهرمانش «ملاحسنی» است؟

جالب اینکه: کسانی  که در همین نوشته ادعا کردند که  برای پر کردن خلا خبری  بوجود آمده اند، چند سطر بعد خودشان را لو داده و اعتراف می کنند که خلا خبری وجود نداشته است. آنچه سبب نگرانی ایشان شده،  پوشش خبری جنبش کارگری توسط نیروهای چپ چامعه بوده و «خبرگزاری» برای رقابت با «چپ» و حذف تاثیر اندیشه سوسیالیستی بر جنبش کارگری بمیدان آمده است.  ولی مسئله به اینجا نیز  ختم نمی شود و سرانجام  روشن می شود که همه اینها  پوششی برای هدف اصلی «گروه» بوده است. می نویسند:

« آنچه با آن به مبارزه پرداخته ایم اقدامات تروریستی سازمان های تروریستی کرد است که تصادفا تقریبا همه انها چپ و از همفکران آقای مددی می باشند. ما با موج مهاجرت غیر طبیعی و ارگانیزه اکراد و تغییر بافت جمعیتی غرب آزربایجان مخالف هستیم .»

پس مسئله اصلا ربطی به جنبش کارگری و پر کردن خلا خبری آن  ندارد. کلمه «خبرگزاری»  هم بجای «گروه» بکار رفته و «کارگران ارومیه» نام مستعار «مبارزه با تروریسم سازمان های کرد، مبارزه با چپ های همفکر آقای مددی و مقابله با مهاجرت غیر طبیعی اکراد و تغییر بافت جمعیتی غرب آذربایجان» است.

قهرمان و اسطوره و پیشاهنگ «گروه مبارزه با تروریسم سازمانهای کرد، مبارزه با چپ ها ی همفکر آقای مددی» کیست؟ گروه چه کسی را کوراوغلو، ستارخان و خیابانی زمان خود می داند؟ البته که پاسخ کسی جز «آیت الله غلامرضا حسنی» معروف به «ملاحسنی» نیست. آیا اینهم اتهامی است که من وارد می کنم.؟ خوانندگان می توانند  ستایش نامه ایشان درباره ملاحسنی را در سایت «خبرگزاری» ملاحظه فرمایند. (۵)

و در پایان همین ستایشنامه از «ملا حسنی» است که در مدح ایشان می فرمایند:

« ترک آزربایجانی در تمام زمان ها یک کوراوغلی و قاچاق نبی ، ستارخان ، کاظیم خان  و ملا حسنی و … دارد که در اول صف مقاومت قرار بگیرد».

قرار دادن ملا حسنی در ردیف کوراوغلو و ستارخان و … آیا توهین بزرگی به ملت آذربایجان و بشریت نیست؟ خواننده می داند که قرار دادن این اشخاص در تراز همدیگر، نه همردیف دانستن چند نام به تاریخ پیوسته، بلکه استنتاج سیاسی از آن برای مبارزه امروزیست. پس مسئله روشن است. و من با اشاره به اینهاست که گفته ام:

«این گروه با در نظر گرفتن حساسیت آذربایجانیان نسبت به زیاده خواهی های ارضی گروههای افراطی کرد، کوشید جنبش حق طلبانه آذربایجان را متحد وزارت اطلاعات و شبکه سرکوب رژیم ایران سازد. برای این گروه ها دشمن شماره یک آذربایجان نه رژیم استبدادی – دینی- شوونیستی ایران، نه ناسیونالیسم آریایی، بلکه ملت کرد بود. دقت کنید. ملت کرد و نه حتی ناسیونالیستهای افراطی کرد.»

بنابرین تحلیل من درست بوده و مسئله بر سر کردها و بطور مشخص ملت کرد است. من به خطا نرفته ام. همینجا ناگفته نگذارم که من – برخلاف آنچه که «گروه اشباح» وانمود می کنند، نه تنها با «تروریسم» مخالفم، بلکه ادعاهای ارضی طرفداران کردستان بزرگ را هم محکوم کرده ام و حساسیت آذربایجانی ها علیه این توسعه طلبی ارضی ملیت پرستان افراطی را گریز ناپذیر و طبیعی می دانم.(۶)ولی مسئله من این است که گروهی با سوء استفاده از این ادعا ها و این حساسیت، کل ملت کرد را دشمن می دارند، آتش نفرت ملی میان دو ملت ترک و کرد را شعله ور می سازند و رژیم حاکم و شوونیسم فرمانروا را از صف دشمنان آذربایجان خارج می کنند. افتادن پشت سر ملا حسنی و اسطوره سازی از  او، آیا غیر از منحرف ساختن نهضت و «متحد کردن  جنبش حق طلبانه آذربایجان با وزارت اطلاعات و شبکه سرکوب» و معنای دیگری هم دارد؟

آیا این بخش از تحلیل من هم اشتباه است؟ آیا ممکن است که «خبرگزاری»، ملاحسنی را رهبر اسطوره ای خود  بداند، ولی با سازمان او – با نصب کننده او- مخالف باشد؟ نه! چون مسئله اصلی، مسئله کرد است!!، پس باید حول محور  مبارزه با «تروریسم کرد و مهاجرت کردها و … » متحد شد!!. بنابرین گروه با استبداد دینی مخالفتی ندارند، فقر و فساد و تیره روزی میلیونها انسان زحمتکش هموطن – حتی هموطنان «تورک» مسئله شان نیست.  من با توجه به اینهاست که به آن نتیجه رسیده ام.

در این میان دفاع جانانه گروه «خبرگزاری اورمو …» از «کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان» هم بسیار پر معناست. این «کمیته» که حفظ ظاهر را هم نمی کرد، از مدتها پیش برای آزادیخواهان آذربایجان شناخته شده بود. در چند سال فعالیت مستمر این «کمیته» نشانی از مخالفت  آن با رژیم حاکم دیده نشد، تخصص «کمیته» در تدارک جنگ هولناکی میان دو ملت همسایه آذربایجانی و کرد بود.  اینان نیز پیروان اسطوره ملا حسنی بودند. از این رو  گروه های آزادیخواه آذربایجانی و از جمله نویسندگان سایت «آذربایجان» از سالها پیش نگران فعالیت «کمیته» بوده اند که  یک نمونه کتبی آن، مطلبی است تحت عنوان «گروهی از فعالین ترک از جنایتکاران و دشمنان آذربایحان قهرمان ملی می سازند»، که توسط استقلال طلبان سوسیالیست آذربایجان نوشته شده است. (۷)

«خبرگزاری» و «کمیته» با تروریسم «کرد» مخالفند یا با ملت کرد؟ از سایت «خبرگزاری» می توان پاسخ را دریافت. ولی «سردبیر» محترم، در همین نوشته باین سئوال پاسخی صریح داده است. نوشته اند که نه تنها با تروریست های کرد مبارزه می کنند، بلکه با مهاجرت غیر طبیعی و ارگانیزه شده  کردها هم مخالفند. آیا می توان از نوشته «خبرگزاری» نتیجه گرفت که این گروه با «مهاجرت طبیعی و  غیر ارگانیزه کردها»- مشکلی ندارد؟ نه! خودشان اذعان کرده اند که: مخالف «تغییر ترکیب جمعیت در غرب آذربایجان» هستند.  پس کردهای آذربایجان، چه تروریست باشند و چه نباشند، چه عضو سازمانهای کردی باشند و چه نه، صرف کرد بودنشان برای دشمنی با آنان کافی است. چون ترکیب جمعیت را بهم زده اند و یا بهم خواهند زد. آیا «گروه» فقط با کردهای ساکن آذربایجان مخالف است یا با همه؟ خواننده با مراجعه به سایت خود «خبرگزاری» و «کمیته» و دیدن اخبار مربوط به درگیری های میان ارتش ترکیه و کردهای این کشور پاسخ خود را خواهد یافت.

با اینحال کسانی که فعالیت گروههایی مانند «کمیته»، «خبرگزاری» را پیگیری کرده اند می دانند که موضوع بسیار فراتر از آنست که در ظاهر امر بنظر می رسد. مسئله فقط  مخالفت با تغییر ترکیب جمعیت در غرب آذربایجان و یا باز گرداندن آن به ۲۰ سال پیش هم نیست! می گویند باید اوضاع به  وضع ۱۰۰ سال پیش برگردد!!.به این نوشته آقای ممد رضا آتیلا در یکی از سایتهای عضو یا هوادار شبکه مهران بهاری دقت کنید:

«اکراد از ۱۰۰ سال پیش با توطئه و برنامه بعضی دول خارجی و با کمک حاکمیت فارس مشغول اشغال نرم آذربایجان میباشند. … با توجه به مسئله کرکوک، ملت آذربایجان حق دارند که اکراد مهاجر را، چه اکرادی که با کشتار وغارت سویوق بولاغ، اشنو،خانا، و…توسط شـــیخ عبـــیدالله شمزینان در آنجاها ساکن شدند وچه آنهایی که به دنبال جنایات جیلوها وبعدأ سمیتقو و خالی شدن صدها روستای ترک نشین، از کوههای عراق آمده و در آن روستاها ساکن شدند، چه آن صدها طایفه کرد سوری وعراقی را که رضا شاه درکوههای نوار مرزی با ترکیه و عراق اسکان داد، و چه آن چند صد هزار کرد آواره عراقی را که جمهوری اسلامی در جنوب آذربایجان غربی ، خصوصا اورمی،تیکان تپه و سائین قالا اسکان داد، را از سرزمین تاریخی خود بیرون کنند.» (۸)

و این نیز یکی از راهکارهای پیشنهادی شان است:

«تشکیل هسته های مخفی مقاومت در همه شهرها و دهات آذربایجان غربی، چون این اقدامات نه بر علیه رژیم، بلکه برای دفاع از هستی و امنیت ملت و سرزمینمان است، لذا هیچ واهمه از طرف رژیم نباید داشته باشیم.» (۹)

موضوع روشن تر از آنست که نیاز به توضیح داشته باشد. سازندگان این تئوری ها یا ساده لوحان فریب خورده اند یا نژادپرستان حرفه ای و مامورین و کارگزاران سازمانهای اطلاعاتی – استخباراتی. آیا سردبیر محترم «اورمو ایشچیلری» می تواند خلاف این گفته را ثابت کند؟

چنانکه دیدیم، در فعالیتهای این گروهها سخنی از الغای ستم ملی در میان نیست. این نیرو حتی برای استقلال نیز مبارزه نمی کند. هدف فقط و فقط تبدیل جنبش وسیع حق طلبانه ملت آذربایجان به یک سکت جدا از توده و یا دنبالچه و ابزار سازمانهای اطلاعاتی- استخباراتی است. اینکه می گویم این گروهها برای الغای ستم ملی مبارزه نمی کنند، نتیجه سالها دقت و کنکاش من درباره این گروههاست و اکنون رهبران شبکه  خود صریحا و کتبا به این امر اعتراف کرده اند:

«حرکت ملی ترک را واکنشی بر علیه “ستم ملی” دانستن، نگرشی نادرست است. حرکت ملی نه ریشه در ستم ملی دارد و نه واکنشی بر علیه آن است». (از مصاحبه فوق الذکر با «کانون دموکراسی…») (۱۰)

این، عین گفته «مهران بهاری» است. از نگاه اینان، هدف مبارزه نه لغو ستم ملی و استقرار دولتی ملی- دموکراتیک، بلکه  تثبیت تورکیت از طریق ترک ستایی و تبلیغ دشمنی با ملل همسایه در منطقه است. و صد البته که این صورت ظاهر و توجیه تئوریک شبکه است برای اهدافی دیگر.

از دو حال خارج نیست: یا «خبرگزاری» و نظایر آن از گروههایی تشکیل شده است که در نتیجه ادعاهای ارضی گروههای ملیت پرست افراطی کرد، بشدت نگران شده و تحت تاثیر تبلیغات تورک پرستان و «شبکه» هایی مانند شبکه مهران بهاری و ذینفعان منطقه بدام رژیم جمهوری اسلامی افتاده اند و یا گروههایی هستند که  با استفاده از این فضا توسط سرویس های  اطلاعاتی سازمان یافته اند و چه بسا انسانهای صادقی نیز در  این دام فریبکارانه گرفتار شده اند. (۱۰) من در پاسخم به خانم مجتهدی – با پایبندی به اخلاق و بی آنکه در باره مصداق یکی از این دو حالت به «خبرگزاری» اظهار نظر کنم، روند و نتیجه فعالیت اینان را دشمنی با ملت کرد و تبدیل جنبش آذربایجان به متحد رژیم جمهوری اسلامی دانسته ام. اگر دشمنان مردم برای انحراف جنبش ناچار به چاره اندیشی بودند، چه چاره ای کارآمد تر از این؟

***

کسانی که  صادقانه  در راه احقاق حقوق ملی دموکراتیک ملت آذربایجان تلاش می کنند، نمی توانند در برابر این تلاشهای سازمانیافته دشمنانه برای انحطاط جنبش آذربایجان بی تفاوت باشند.

سیروس مددی

۲۳    اردیبهشت ۹۱- سیزدهم ماه مه ۲۰۱۲ کلن

——————————————————————

(۱) – متن نوشته را در آدرس زیر می توان یافت:

http://www.azer-online.com/azer/?p=14212

(2) – نوشتن «آذربایجان» بصورت «آزربایجان» از اختراعات شبکه مهران بهاری است. به نوشته رهبران شبکه استفاده از «آذربایجان» نشانه پان ایرانیسم و دشمنی با «تورکان» است. در نقل قول ها ، بخاطر امانت داری، در املای کلمات دست نبردیم.

(۳)- رجوع کنید به:  http://tedepe.blogspot.de/

(4) – به ماخذ شماره (۱) رجوع فرمایید.

(۵) – نگاه کنید به:  http://urmuiscileri.blogspot.de/2011/01/blog-post_6185.html

(6)- حقیقت این است که در سازمانگری ملیت پرستی افراطی آذربایجانی، در تهیه ملات  و مصالح این بنا،  در  در تحریک عناصر صادق و انداختن آنان به دام بدخواهان و دشمنان ترک و کرد، ملیت پرستان افراطی کرد نیز نقش ویژه ای دارند. نیروهایی که با چاپ نقشه های رنگارنگ، مناطق مسلم آذربایجان – گاه حتی تبریز  را جزو اراضی کردستان حساب می کنند، بالطبع سبب نگرانی و برانگیختگی نیروهای آذربایجانی و در نتیجه تکوین شرایط گمراهی  می گردند. ملیت پرستان افراطی کرد با این نوع تحرکات، بدیل آذربایجانی خود را در اینسو خلق می کنند تا با سازمانگری نظامات و سازمانهای ذینفع، «اراضی تاریخی آذربایجان» را پیش کشند. دو نیروی افراطی زاده می شود که در عین دشمنی باهم، محتاج همند. این ملیت پرستی های افراطی نعمتی آسمانی برای رژیم ایران و همه دشمنان دو ملت است که یک نیروی بالفعل انرژیک را در میدانی درگیر کند که «ز هر طرف که شود کشته، سود اسلام است».  پرداختن به این موضوع  و شیوه برخورد –  یا عدم برخورد سازمانهای توده ای  شناخته شده کرد به این ملیت پرستی افراطی کردی از واجبات است که در فرصتی دیگر بطور  مشروح به آن خواهیم پرداخت.     س.م

(۷) –  در این آدرس http://solgunaz.com/Solgunaz/Murdere%20or%20Hero.htm

(8) -  http://azerbaijanim45.blogfa.com/post-29.aspx

(9) – همانجا

(۱۰) – http://tedepe.blogspot.de/

منبع: 
سایت آذربایجان
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

نظر: 
جناب اخوجو برای مبارزه با نژاد پرستی‌ آریایی چرا به نژاد پرستی‌ ترکی‌ متوسل گشته اید؟؟!! سخنان علیرضا اردبیلی و آراز سلیمانی و مهران باهارلی سرتاسر نژاد پرستی‌ و تحقیر و توهین است. شما برای مبارزه با نژاد پرستان به نژاد پرستان دیگری متوسل گشته اید!! این به این معنی‌ است که شما باز هم سوراخ دعا را گم نموده اید (البته اگر خودتان مانند آنان فکر نکنید!!!)

نظر: 
جناب مددی، چرا مسئله را با ادبیات شیطانی اتان پیچیده اش می کنید. بله بیش از صد وبلاگ میتواند باشد. خوب که چی؟ آیا این جنایت بزرگی هست؟ یا تمام دیگر سایت ها هم تحت بهارلی هست؟ خودتان را به آن راه نزنید. خودتان هم میدانید که در حرکت آذربایجان بیش از ۱۰ سایت شناخته شده نمیتوان بیشتر نام برد. حال وبلاگ فرق می کند. وبلاگ که مفدی و بی پول است و یک نفر میتواند صد وبلاگ داشته باشد. مثلا” در مورد بهارلی بگم که ایشان مثلا” وبلاگهای مختلفی با موضوعات خاص خود باز کرده اند و چرا که به صد نرسد. مثلا” وبلاگی دارند در مورد اوختای علیرضا نابدل، بولود قاراچورلو سهند، مرضیه اسکویی، تومارهای منتشره، ترکهای خلج، زنان ترک، آستارا و … هر موضوع دیگر. از این راه خواستند تا کمبود اطلاعات در خصوص ملتی استعمارزده را در وبلاگهای مختلف جبران کنند. ما که برای خود دولت نداریم که این کارها را بکند. یا فرهنگستان ادب