درباره ى نامه ى شاهداده ى پارسى سره به ترامپ
22.10.2017 - 12:24

اولاً يك تركيب بدتركيب در ادبيات فارسى داريم با نام شاهزاده! آيا شاه مى زايد؟
و اين روزها آقازاده هم واژه ى مصطلح شده است. آيا آقاها مى زايند؟
بعضى وقت ها تانيث انگارى مذكّر ، از نقايص زبان فارسى است. زايندگى زنانگى است و در اصل شاهزاده ها ملكه زاده و آقازاده ها حاجيه خانم زاده تشريف دارند. آنكه مى زايد از حاملگى زنانه است نه از نازايى مردانگى.
شاهدخت و شاهپور تركيبات تا حدى قابل استفاده مى باشند اما زبان فارسى اصرار بر شاهزادگى دارد. آقادخت( ! )و آقاپور هم همينطور مى تواند به جاى آقازاده استفاده شود اما متاسفانه تركيب هاى عقيمى هستند.
مرد تخمش را مى دهد ( تخمگذارى مى كند ) تا زن بارورش كرده و بزايدش. پس شاهداده يا آقاداده اسم هاى مناسبى بايد باشند.
الغرض اين شاهداده ى قصه ى ما در نامه اى به ترامپ يادى از تمدن باستانى و يك ملت چند قومى نموده اند كه به نظر درك درستى از ملت و قوميت ندارند و اين جاى بحث ما نيست.
من كشته مرده ى اين " ملت همبسته" ى شاهداده هستم. ملتى كه به هم بسته شده اند. ( البته منظور شاهداده، ملت فارس است، و لطفاً يكى به اين شاهداده درمورد كلمات ملت و مردم و قوم، توضيحاتى ارائه دهد تا تناقض گويى نفرمايد. )
بحث بر سر اين است كه تركيب خليج عربى به قباى مباركه ى اعليحضرت گير كرده و سخت نگران آن هستند كه " به طور مناسب به مناطق تاريخى و جغرافيايى ' اشاره نشده است. ( جهت يادآورى بگويم حالا كه شاه +زاده نگران نامناسب خوانده شدن اسم هاى تاريخى و جغرافيايى هستند بد نيست در نامناسب بودن اسم تاريخى خودش هم نگران باشد و دست به تغيير بزند.)
من اسم بردن ترامپ از خليج عربى را تاديب فرهنگى قوم پارس مى دانم. آنها بايد ياد بگيرند كه خودشان دهه هاست اسم هاى مناطق تاريخى و جغرافيايى ملت هاى ديگر در ايران را به طور نامناسب حذف و به طور نامناسب نامگذارى مى كنند. شاهداده ى پارسى در محو و ساكت كردن صداى ترك ها و عرب ها و بلوچ ها و ...همدوش رژيم ايران و موازى با سياست هاى آنها حركت كرده است.
من هيچ فرقى بين چپيه انداختن احمدى نژاد بر دوش كوروش با گذاشتن استوانه ى جعلى كوروش در خيابانهاى آمريكا نمى دانم.
ميراث شاه و شاهداده از نظر منِ تركِ غارت شده پشيزى ارزش ندارد و اگر آن را جشن مى گيرند ما براى دفن كردن آن قسم خورده ايم. آنها و تاريخ كذايى آنها در تلاشند كه زبان و هويت و فرهنگ ما را دفن كنند و ما در براير اين ظلم و پليدى افكار و كردارشان تا رسيدن به آزادى خواهيم ايستاد.
در همين نامه ، شاهداده ى پارسى يك اشتراك همسو با رژيمى كه شكايتش را مى كند دارد. شاهداده هم مثل روحانى بر سر نام خليج عربى مرثيه و نوحه به راه انداخته است. اتفاقاً همسويى اين دو جريان مخالف در راستاى ناسيوناليسم كور و زشت آريايى به شدت به چشم مى خورد و از منظر يك " ديگرى" محروس در ايرانيت بسيار مشمئزكننده است.
در اين سخنان دقت كنيد؛ " در عوض، هر سال و به هر نوبه، میراث و تاریخ ما، آرمان ملت ما بوده است؛ چرا که آنها دلاورانه برای رهایی از رژیم، میراث ما را بجای دفن کردن، جشن گرفته اند."
اگر مردم ايران طبق سخنان شاهداده، ميراثدار شاهداده ها هستند و دلدادگى آنها را مى كنند پس اين مردم همان بهتر كه در آرمان هاى وارداتى دفن شوند تا وادار به اطاعت از باستانگرايى شاهانه و سركوبگرانه نباشند.
كسى كه دلاورانه براى رهايى از رژيم مى جنگد و دلاورانه به دامن سلطنت مى خزد بى شك از منظر وجوه انديشندگى، بيخردى بيش نيست.
كار دربارِ در به در شده به جايى رسيده كه مبارزه ى سياسى اش در حد نامه نگاريهاى بى محتوا و خام تنزل پيدا كرده است. البته اين نامه هاى نامناسب به آدرس هايى فرستاده مى شود كه در آنجاها براى شاه و رستم و كوروش و فردوسى تره خرد نمى كنند. واشنگتن زابلستان كه نيست. در اين روزگار حرف نشنوى لاكردار، جهت انبساط خاطر اعليحضرت پارسى سره، و حضرات و آيات شعوبيه ى ناسره دو سه بيتى خدمتشان مرقوم شده كه تقديم مى گردد؛
ز گفتار دهقان يكى داستان
شنو از ترامپ، آن يلِ باستان
خليج عرب گفت با اعتماد
برآشفت از اين گفت او شاهزاد
يكى نامه بنوشت و اندرز داد
و او را حواله به گودرز داد
ولى آن ترامپ آن يل شيك پوش
ندادا به شهزاده ى پارس گوش
خليج عرب گفت و بسيار گفت
و شهزاده زين كار آن يل نخفت
در اين بين دهقان گردن كلفت
سخن باز از شيخ و از شاه گفت
مرا گفتِ دهقان به هم دوخته است
كه دهقان ما يك پدر سوخته است

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

مطالب مرتبط:

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما