انقلاب اکتبر افق دیگری برای آینده باز کرد

انقلاب اکتبر در 7 نوامبر 100 ساله می شود، این انقلاب اجتماعی افق جدیدی به روی انسان در سراسر جهان گشود، این اولین تجربه بشر در قرن بیستم بود که تلاش ورزید تا صلح را....

انقلاب اکتبر افق دیگری برای آینده باز کرد
از مدت ها پیش به مناسبت 100 مین سال انقلاب اکتبر نوشته هایی بصورت کتاب و مقاله منتشر و یا فیلم و مستند های تصویری از آن حادثه مهم تاریخی و اجتماعی در قرن گذشته به نمایش گذاشته می شود که گاهی با واقعیت های انقلاب اکتبر همسویی دارند و گاهی هم با انکار واقعیت ها و ماهیت انقلاب اجتماعی در روسیه استبداد زده و چشم پوشی از بزرگترین تجربه بشر برای رهایی از استثمار به آن خشم می ورزند.
انقلاب اکتبر که در 7 نوامبر 100 ساله می شود، این انقلاب اجتماعی افق جدیدی به روی انسان در سراسر جهان گشود. این اولین تجربه بشر در قرن بیستم بود که تلاش ورزید تا صلح را جایگزین جنگ و روشنایی را جایگزین تاریکی و تاریک اندیشی و استثمار کند. در نتیجه در روند رو به تکاملی خود، تحول و دگرگونی عظیمی در جنبش جهانی به نفع محرومان و استثمار شوندگان آفرید، انقلاب اکتبر در راستای رفع استثمار انسان از انسان، بر قراری عدالت اقتصادی، برابری سیاسی و برچیدن جامعه طبقاتی و تاسیس جامعه بی طبقه و عدالت محور، نظر میلیون ها کارگر، زحمتکش و روشنفکر جهان را که در معرض استثمار سرمایه و تحقیر حاکمان مغرور، متکبر و خودخواه آن بودند، به خود جلب کرد و نهال امید به رهایی و غرور را در دل آنان کاشت، از آن رو به سرعت جایگاه واقعی خود را در جهان بی عدالت و خشونت ورز نظام سرمایه داری که بر روی فلاکت مردم آشیانه رفاه برای خود ساخته بود، پیدا کرد و مورد استقبال کارگران و زحمتکشان جهان قرار گرفت. این روند خوشآیند امپریالیسم جهانی و سرمایه داران جنگ طلب آن نبود، از آن رو از همان روز های نخست، خشم و دشمنی خود را به شیوه های گوناگون نشان دادند، در چند سال نخست در انتظار شکست آن روز شماری می کردند، در نتیجه از شناسایی آن در سرزمینی بزرگ با تفاوت های فرهنگی، دینی و زبانی بزرگتر، سر باز می زدند (بریتانیای کبیر، دولت شوروی را تا سال 1923 به صورت دوفاکتو می شناخت ). بنابرین برای شکست و نابودی آن از همان سال های نخست، تبلیغات وسیع و گسترده ای را بر علیه آن و دستآورد های بزرگ و شگفت انگیز آن آغاز کردند، هنگامی که دول امپریالیستی خود گرفتار بحران شدید اقتصادی ( 1929 ) شدند و اتحاد شوروی به رشد سریع و همه جانبه خود ادامه داد، به خشم آمدند و به پرورش فاشیسم ( هار ترین و سیاه ترین چهره سرمایه داری ) پرداختند تا به جان اتحاد جماهیر شوروی بیآندازند. در این راستا از همه ابزار تبلیغاتی و مالی خود استفاده کردند.
آرزوی بشر در طول تاریخ رسیدن به عدالت و پیشگیری از استثمار انسان از سوی انسان دیگر بود، و در تاریخ 6 هزار ساله گذشته که مازاد محصول از سوی طبقه حاکم تصاحب شد، بیعدالتی و استثمار هم ادامه یافت، طبقه حاکم با استفاده از زور، سیاست، ایدئولوژی خود ساخته و دین به استثمار بی رحمانه خود ادامه داد، هر بار که روستائیان فقیر و بردگان به ستوه آمده، بصورت خود جوش، فردی و گروهی بدون پیشآهنگ و پیشرو برای نجات خود تلاش کردند به سختی سرکوب شدند و گاهی هم با اتحاد، قیام کردند ( قیام بردگان در رم به سرکردگی اسپارتاکوس و یارانش )، هرچند آنان هم شکست خوردند ولی برای مدت کوتاهی طعم و لذت آزادگی را حس کردند، اینگونه جنبش ها در دوران های مختلف با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی ادامه یافت تا بعد از انقلاب صنعتی چهره نوینی بخود گرفت. کارگران صنعتی هرچند برده نبودند ولی به شکل بی رحمانه و خشنی استثمار می شدند، جنبش کارگری در کشور های صنعتی به شکل های مختلف به نمایش در می آمد و در نهایت کمون پاریس پیش آمد و برای نخستین بار زحمتکشان فرانسوی در سال 1871 برای مدت کوتاهی ( کمتر از 3 ماه ) قدرت سیاسی و اداره پاریس را در دست گرفتند، کمون پاریس با همه فداکاری ها و جانفشانی ها با خیانت همراهان نیمه راه شکست خورد ولی تجربه بزرگی برای خیزش های بعدی به همراه آورد. کارل مارکس بعد از شکست کمون پاریس متوجه وحشیگری سرمایه داری شد و در اندیشه های خود تجدید نظر کرد و« دیکتاتوری پرولتاریا » را برای حفظ انقلاب های کارگری ضروری و اجتناب ناپذیر دانست و این تدبیر در انقلاب اکتبر بکار آمد..
مردم روسیه پهناور در سال های نخست از سده گذشته روزگار سخت و دشواری را می گذراندند که بخشی از آن در آثار ادبی و کلاسیک روسیه انعکاس یافته و به شکل بسیار زیبا و شیوایی به تصویر کشیده شده است. از یک سو پیشبرد اقتصاد جنگی در راستای کشور گشایی که خواست امپراتوری تزار بود و از سوی دیگر ظلم و ستم بورژوازی تازه به دوران رسیده با همراهی و همکاری استبداد روزگار زحمتکشان را تیره و تار کرده بود، در این میان فقر و تنگدستی بین روستائیان و دهقانان بیداد می کرد، در نتیجه جامعه گرفتار در بی عدالتی، استبداد و فقر در جستجوی راه های برون رفت از این نابسامانی به تحول، دگرگونی و انقلاب اجتماعی روی آورد و در این راستا، از همان سال های نخست سده گذشته احزاب سیاسی و تحول خواه مورد استقبال قرار گرفت. برخی از افراد و احزاب سیاسی با گرایش های لیبرال- دمکراتیک از سال 1905 در اداره جامعه شرکت داشتند. در نتیجه زمینه فعالیت احزاب سیاسی چپ هم فراهم آمد و نوعی همراهی و همکاری با گرایش های بورژوازی در آن شرایط پیش آمد و همچنان برای مدتی پیش رفت.
آغاز جنگ اول که برای تقسیم جهان بین دول امپریالیستی آغاز شده بود، پوسیدگی، فرسودگی و کهنه گی امپراتوری روسیه را به نمایش گذاشت، اوضاع اقتصادی را به شدت تیره تر کرد، سیر تاریخ و رخداد های سیاسی و اجتماعی سرعت گرفت، بورژوازی روسیه برای برون رفت از بحران، با محدود کردن قدرت دربار تزار در فوریه سال 1917 قدرت سیاسی را در دست گرفت، احزاب چپ بویژه جناح بلشویک به رهبری « لنین » برای گرفتن قدرت سیاسی فعالتر شدند، در 17 اکتبر همان سال با جهش انقلابی که از سوی برخی نظامی ها، تشکل های کارگری، دهقانان تهیدست و روشنفکران شهری حمایت می شد، قدرت سیاسی و اداری سرزمین بزرگ و پهناور امپراتوری روسیه را در دست گرفتند. جنگ طولانی، دوران گذار از استبداد تزاریسم به دمکراسی اجتماعی، نابسامانی اداری در رهبری نوین ، کاهش تولیدات صنعتی و کشاورزی در این مدت و خواسته های رو به افزایش میلیون ها نفر از گرسنگان و تهیدستان از انقلاب از یک سو و کارشکنی ضد انقلاب داخلی و خارجی از سوی دیگر انقلابیون را با چالش های بزرگی روبرو کرد ، رهبری انقلاب برای برون رفت از بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی به تدابیر و تغییراتی در بینش اقتصادی و سوسیالیستی پیشین خود دست زد و در نهایت مجبور به اتخاذ سیاستی شد که « تز های آوریل » نام گرفت و در روزنامه « پراودا » زیر عنوان « در باره وظایف پرولتاریا در انقلاب کنونی » به چاپ رسید، در بخشی از این تز ها با ادامه جنگ سرمایه داری و امپریالیستی مخالفت شده، گذر از انقلاب بورژوا- دمکراتیک به سوسیالیسم به رهبری کارگران، دهقانان فقیر اشاره شده، پشتیبانی از بلشویک ها در شورا ها و گذار از جمهوری پارلمانی به شورایی، مصادره زمین های بزرگ و انتقال آن به شورا های محلی، ادغام بانک ها و سپردن آنها به شوراها، نظارت بر تولید و توزیع از سوی شورا ها و گسترش فعالیت های حزبی مطرح و اجرای آن مورد تاکید قرار گرفت. این تز ها بویژه گسترش فعالیت های حزبی در همه زمینه ها، در اجرا ضربات سنگین و سهمگینی به دمکراسی و آزادی سوسیالیستی وارد کرد و برخی از مدیران و روشنفکران را از انقلاب دور کرد، ولی انقلاب با همه کاستی ها دستآورد های بزرگی به بار آورد که هنوز هم آثار آن در مناطق مختلف و جمهوری های جدا شده از ترکیب اتحاد شوروی به چشم می خورد..
انقلاب اکتبر نه تنها در روسیه بلکه در جهان تاثیر بسیار ژرفی گذاشت، تحول و دگرگونی عظیمی در بینش و جهان بینی انسان ها بوجود آورد، در مدت کوتاهی جامعه روسیه را با همه تفاوت های ملی، فرهنگی و زبانی پیرامون آموزه های سوسیالیستی سازماندهی کرد، جمهوری های آسیایی که بسیار عقب مانده بودند، در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفتند، بی سوادی در این جوامع به سرعت ریشه کن شد ( در سال 1917 در ازبکستان تنها یک درصد مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند و در سال 1965 صد درصد مردم از نعمت بزرگ آن برخوردار شدند،( یادداشت های نوزاد اوستون، چاپ استانبول )
در رابطه با انقلاب اکتبر تا کنون هزاران کتاب، مقاله، نقد و یاداشت چاپ شده و هنوز هم این تجربه بزرگ بشری که در راستای نجات انسان از استثمار، ظلم و ستم بود، مورد نقد، بررسی و تحقیق قرار می گیرد، این انقلاب با ویژگی های خود براستی جهان را لرزاند (جان رید روزنامه نگار جوان آمریکایی در همان دوران چگونگی انقلاب را در کتاب خود بنام « 10 روزی که جهان را لرزاند » به تصویر کشید ). انقلاب دول امپریالیستی را به شدت نگران و سرمایه داران گستاخ را وحشت زده کرد و تا فروپاشی شوروی هم خشم آنان فروکش نکرد.
انقلاب اکتبر آزادی و برابری زنان را با مردان در همه زمینه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برقرار کرد و هنوز هم که نزدیک به سه دهه از فروپاشی شوروی می گذرد، در همه جمهوری های سابق شوروی، بویژه جمهوری های آسیایی ( که با دخالت ارتجاع جهانی گرایش به اسلام افراطی تبلیغ می شود ) همچنان این برابری ادامه دارد و در قوانین اساسی آنها قید شده است. در این میان حق کار، حق تحصیل و بهداشت رایگان، مراقبت از سالمندان برای نخستین بار در شوروی مطرح و در قانون اساسی آن جای گرفت که سال های بعد برخی دیگر از کشور ها با الگو برداری از آن به اجرایی کردن آن پرداختند.
یکی دیگر از دستآورد های مهم انقلاب اکتبر و اتحاد جماهیر شوروی، حفظ صلح و تبلیغ آن در اتحاد شوروی و جهان بود، شوروی از 15 جمهوری و 20 منطقه خود مختار تشکیل شده بود که هرکدام ویژگی های زبانی، ملی و فرهنگی خود را داشتند، و میلیون ها انسان با حفظ این ویژگی ها چندین دهه در کنار هم در صلح و همبستگی زندگی کردند، (حتا مدتی پیش از فروپاشی در همه پرسی رای به حفظ اتحاد جماهیر شوروی دادند که مورد پذیرش فرصت طلبان واقع نشد و در نهایت این نظام انسانی که در آرزوی خوشبختی بشر تلاش می کرد به تاریخ پیوست ).
انقلاب اکتبر تاثیر مهمی در منطقه بویژه ایران گذاشت، هنوز چند روزی از انقلاب نگذشته بود که مانیفست دولت شوروی در 24 نوامبر 1917 با عنوان « به همه زحمتکشان مسلمان روسیه و شرق » منتشر شد و در یکی از بند های آن که به تقسیم ایران بین روسیه تزاری و بریتانیای کبیر که بصورت مخفیانه در سال 1907 در پتروگراد منعقد شده بود اشاره کرد وآن را باطل اعلام نمود. روند رو به پیش انقلاب در شوروی ، در جنبش های اجتماعی ایران هم تاثیر گذار بود. قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز ( 1920—1299 )، جنبش جنگل به رهبری کوچک خان، تشکیل حزب کمونیست ایران، قیام کلنل محمد تقی پسیان در خراسان و.. با الهام از انقلاب اکتبر سازماندهی شدند و همزمان این انقلاب در آفرینش قطعات ادبی و هنری هم بسیار الهام بخش بود
اکنون نزدیک به سه دهه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می گذرد که با انقلاب اکتبر تشکیل شده بود و بی تردید این انقلاب و نظام بر آمده از آن ضعف های جدی داشت که نتوانست خود را بازسازی و سازماندهی مجدد کند، نو گرایی را بپذیرد و همسو با شرایط زمان پیش برود. فروپاشی شوروی در رفتار و گفتار برخی از انسان هایی که سال ها در آرزوی گسترش عدالت اجتماعی و اقتصادی در جهان بودند، تاثیر یاس آوری گذاشت، برخی به بازسازی افکار و اندیشه های گذشته خود پرداختند و برخی دیگر با ندامت از گذشته، خود را شیدا و دلداده ی دمکراسی سرمایه داری خواندند، ولی بعد از مدتی متوجه خشونت و بی رحمی ارتجاع در گستره جهان شدند که از سوی سرمایه جهانی حمایت و پرورده شدند. در شرایط کنونی سرمایه داری با استفاده از ترفند های خود ساخته و بازی با پول بجای سرمایه گذاری در تولید، از یک بحران به بحران دیگر می غلتد و با استفاده از ابزار تبلیغاتی خود و نگران از رکود فراگیر، به انباشت بی رحمانه سرمایه ادامه می دهد. در این میان بار دیگر سگ هار خود را زیر عناوین احزاب راست افراطی، ضد خارجی و نژاد پرست می پرورد و آماده می سازد تا مانع از سازماندهی نیرو های چپ و عدالت خواه در جهان شود.................
محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.se.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محمد حسین عزیز،در واقع انقلاب شبیه این می ماند که غذاهایی که هر کدام با هزار زحمت تهیه شده، مثلا، خورشت و پلو و سالاد و سبزی خوردن و نوشابه را همه و همه را بابک ملاغه بزرگ بهم بزنی و قاطی بکنی، و چیزی شبیه ایت آشی از ان بسازی، که هیچ آشپز ماهر دیگری هم نتواند کاری بکند، نتیجه اش بشود روسیه و یا ایران، و حتی انقلاب سفید شاه هم زمین های بزرگی که مناسب کشت صنعتی بودند، همه را به باغچه تبدیل کرد و کشاورزی صنعتی را گردن زد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پرویز عزیز با سلام، بنده با دیدگاه شما در رابطه با انقلاب اکتبر موافق نیستم. انقلاب اکتبر کودتا نبود و ماهیت ومحتوای یک انقلاب اجتماعی را داشت. یکی از اولین اقدامات این انقلاب مخالفت با تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ روسیه تزاری و بریتانیا اتحاد شورویو آن قرارداد مخفی را باطل اعلام کرد و در سال 1921 یک جانبه خواسته های تزاری از ایران را ملغی کرد. این انقلاب اجتماعی زمینه ساز اسقلال خیلی از کشور ها در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین شد. بدون شک این اولین تجربه بشری ناکامی و اشتباهاتی هم داشته و خود انقلابیون هم به آن اعتراف کرده اند. اینکه برخی از ایرانی ها به شوروی رفته سر از سیبری درآورده اند، قابل تحقیق، بررسی و نتیجه گیری است. در دوره استالین تعداد زیادی گرفتار خشونت شدند، کسی از عملکرد استالین در آن دوره خاص حمایت نمی کند ولی بی انصافی است که نگوئیم
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سه دماگوگ! ترک ها سازاخ را ندارند بلکه پان ترک ها سازاخ را دارند! آیا ترک و پان ترک برای شما یکی است؟ برای نمونه من ترک هستم اما پان ترک نیستم و ترک بودن برابر با پان ترک بودن نیست! همچنین همه کردها مانند آقا جمال پان کرد نیستند و کرد بودن برابر با پان کرد بودن نیست! و یا همه فارس ها پان فارس نیستند! اما شما همه را با یک چوب می رانید و ترک بودن را برابر با پان ترک بودن و کرد بودن را برابر با پان کرد بودن و فارس بودن را برابر با پان فارس بودن می دانید که پندار شما سرتاپا نادرست است! درباره چگونگی رسیدن جهان در فرجام تاریخ به سوسیالیسم و کمونیسم و اینترناسیونالیسم هم نگاه کردن به نوشتاری در لینک زیر سودمند است
http://iranglobal.info/node/28638

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترکها سازاخ را دارند- کردها جمال را دارند-فارسها امید دانا - را دارند.
ایرانیان باید همچون افرادی را مانند سربازان رژیم آخوندی افشا و حنثی کنند تا کوشش سیاسی رسوا نشود و نتیجه بدهد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما باید در باره کودتای لنین و نقش ان در ایران کنکاش کنیم . نتیجه ان کودتا رفتن صدهاایرانی فریب خورده به روسیه و سر از سیبری در اوردن و اعدام و گرسنگی و تحقیر بود.
نتیجه ان کودتا اشغال ایران و ایجاد بلوا و اشوب در کشور ما ایران و تهدید به جدائی دو استان اذربایجان و کردستان شد . نتیجه ان کودتا دشمنی کورکورانه حزب توده و دیگر چپها با نظام پادشاهی و امدن خمینی بی وطن وجلاد کردید.
نیتجه ان کودتای لنین ایجاد حزب توده و نقش منفی ان حزب در دوران مصدق و دفاع از جنایتکاری بنام خمینی بود.
نتیجه انقلاب اکتبر همین وضع اسف بار همه مردم ایران است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محمد حسین عزیز، انقلاب اکتبر الگوئی شد برای همه کسانی که می خواستند بدون صرف هزینه با اتکا به خون و شهادت زحمتکشان حکومت مطلقه ائی را مفت و مجانی به چنگ بیاورند و تا آخر عمر مثل لنین و استالین و برژنف و مائو و تیتو وچائشسکو و فیدل کاسترو و ووووووو حکومت کنند و جامعه را به حالت ایستائی مطلق و گنداب بکشند، و یا حکومتی موروثی نسل اندر نسل مثل کره شمالی بوجود بیاورند، و در ایران هم خمینی با اقتباس از انقلاب اکتبر و انقلاب زحمتکشان ، انقلاب مستعضفان با رهبری مادام العمر راه بیندازندو چهل سال مردم را به صلابه بکشند و یا در عراق حسن االبکر، در سوریه حافظ اسد، در مصر جمال عبد الناصر و در لیبی معمر القزافی با اقتباس از انقلاب خیلی خیلی کبیر اکتبر ناسیونالیزم روسی لنین حکومت های خودکامه و کاملا دیکتاتوری بعثی ( سوسیالیزم اسلامی ) با حاکمیت مادام العمر راه بیاندازند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای دکتر یحیائی گرامی شما که در سوئد تشریف دارید آیا تا بحال از خودتان پرسیده اید که چرا کارگران سوئدی به احزاب غیر کمونیستی مثل مدرات ها و یا لیبرال ها و یا سنتر رای میدهند و چرا حزب کمونیست سوئد اسم خودش را به حزب چپ تغییر نام داد. کارگر سوئدی فهمیده که دیکتاتوری پرولتاریا یعنی استالین خونخوار ، یعنی عدم رفاه و آسایش، یعنی عدم آزادی اندیشه و بیان و ... بهمین دلیل حزب کمونیست دیروز و یا حزب چپ امروز سوئد هیچگاه به قدرت نرسید و این سوسیال دمکراسی و یا مدرات ها هستند که دولت را تشکیل می دهند. امیدورام همچنانکه دکان کمونیست بازی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بسته شد مارکسیت و لننیست های ایرانی هم از خواب انقلاب بلشویکی 1917 بیدار شوند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خالی‌ از فایده نیست به این واقییت اشاره کنم که "" نوار این سخنرانی، توسط موساد، در اختیار سیا گذاشته شد، در اوایل جون ۱۹۵۶، این نوار، نه تنها در کشور‌های سرمایداری به تولید انبوه رسید، بلکه وارد کشور‌های اوروپای شرقی‌ عضو اتحاد جماهیر شوروی شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" بزرگترین رویداد تاریخ اتحاد جماهیر شوروی "" در تاریخ ۱۹ فوریه ۱۹۵۶، در بیستمین نشست گنگرهٔ کمونیست ها، نیکیتا خرشچف، بعد از ۷ ساعت سخنرانی آتشین، وقتی‌که اکثر افراد شرکت کننده در کنگره، رفته بودند، خرشچف رهبران کشورهای کمونیستی را بعد از نیمه شب، به اتاقی دعوت کرد و ۴ ساعت دیگر سخنرانی کرد، در این سخنرانی، خورشچف به استالین و سیاست‌های وی چنان تازید که در تاریخ اتحاد جماهیر شوروی سابقه نداشت، این آغاز گسست سیستم کمونیستی بود که امروز بقایای آن در ونزوئلا، اریتره ... زیر فشار گلوبلایزشن در حال موت است.