سایه جلال

من در دو روز گذشته، یکی دو مطلب از سام قندچی دیدم که مثل سایر نظراتش غیر جدی و البته توهین آمیز بود و هوس کردم در بخش نظرات یکی دو نظر غیر جدی گذاشتم. او به کیانوش توکلی اعتراض کرد و کیانوش جمله زیر را برای من نوشت.

« جناب محسن کردی گرامی، پیشنهادم این است که مطلب تان را بشکل یک نوشتار در سایت درج کنید ، من به سام قندچی قول دادم که بخش کامنت های ایشان را ببندم . من دیر اقدام کردم و با تاسف کامنت شما را عدم انتشار زدم ».

 

هرچند سالها قبل خیلی مودبانه به سام قندچی تذکر داده بودم که رویه نوشتارش را تغییر دهد اما او حاضر نیست از برج عاجش پایین بیاید لذا مطلب زیر را با توجه به خواست کیانوش اینجا می آورم:
کیانوش عزیز، من هیچ مشکلی با برداشتن نظراتم ندارم. دو خط زیر مطلب غیر جدی سام قندچی گذاشته بودم. هرگز نظرات ایشان را جدی نگرفته ام. اصلاً هرگز نظرات ایشان گره ای باز نکرده. همهمه‌ای میکند و گرد خود میگردد. البته در سرای نظرات زیر مقالات ایشان پشه هم پر نمیزد فکر کردم لابد خوشحال هم می‌شود که سری زده ایم و احوالی پرسیده ایم. حال با اخلاقی که از ایشان سراغ داریم یک مدعا میتوانند داشته باشند که «از دست ماموران رضاپهلوی که همواره بر سر او ریخته و زشت زیر مطالب شان مینهادند بناچار بخش کامنتهایشان بسته شد». خب..خودش یک افتخار است!
آنرا که عقل و تدبیر و همت و رای نیست، خوش گفت پرده دار که کس در سرای نیست
(همینجا سام اعتراض میکند که چرا مطلب او را غیر جدی نامیده ام و البته از نظر او این هم یک توهین است). اما اگر او بارها و بارها رضاپهلوی یا مخالف خودش را یا کسی که از او ایرادی میگرد را دروغ‌گو و مزدور و مامور بنامد اصلاً توهین نیست! آقا یا تو معنی توهین را متوجه نمیشوی یا روی برج عاجی از نارسیسم نشسته ای که نمیتوانی در آینه واقعیات خودت را ببینی. و من نمی‌فهمم چرا این عبارات زشتی که سام قندچی بکار میگیرد از جانب ادمین های سایت مورد اعتراض و حذف قرار نمیگیرد؟ والله بابام جان دروغ چرا؟ تعارف نکنیم، دلیلش را هم من میدانم هم شما: دلیلش چیزی نیست جز سایه جلال آل احمد! او بود که با برداشت ویرانگرانه از «هدف وسیله را توجیه میکند» دروغ بستن و توهین به پهلوی ها را نشانه شعور سیاسی و روشنفکری گرفت. هژمونی اش همه روشنفکران تازه کار زمانش را مغزشویی کرد. از خودکشی تختی و غرق شدن صمدبهرنگی بگیر تا ذات الریه گرفتن هر مخالف شاه را به گردن ساواک و شاه انداخت و کسی جرأت نکرد او را به چالش بگیرد چرا که بلافاصله او را متهم به ساواکی بودن میکرد و این شد یک «عادت مشروع». جلال زنده نماند تا میراثش را ببیند که وقتی خمینی گفت این انقلاب 100 هزار کشته داد کسی اعتراض نکرد که آقا درست که ما مخالف شاه هستیم اما تو هم به شعور ما توهین نکن. میخواهم بگویم که «روشنفکر ایرانی» پذیرش داوطلبانه نادانی عمدی را اگر در راه اهدافش باشد مشکلی نمی بیند. اما عزیزان.. این قضیه متعلق به دوران بلاهت «جلالی» بود امروز چرا؟ آیا امروز هم درست است که سام قندچی بیاید چاک قلم را باز کند هرچه در می‌آید را راحت و آزاد خطاب به یک شخصیت اپوزیسیون که مورد احترام بخش بزرگی از مردم ایران است این‌گونه توهین آمیز بنویسد؟ البته یک راه نامشروع معروف شدن برای برخی افراد این است که به شخصیت‌های بزرگ حمله کنند. درست مثل آن عکاس عراقی که بطرف جورج بوش لنگه کفش پرتاب کرد و معروف شد. من در زیر بخشی از یکی از نوشته‌های سام قندچی را می‌آورم و واقعاً حوصله ندارم که به مطالب سابق او بپردازم که همه مطالبش سراسر اهانت و توهین و ناسزاست و تازه یقه معترضین به خود را بازهم با اتهام و ناسزا میگیرد که دلیل اعتراض شان مامور و مزدور بودن است اگرنه ایشان که گل بی عیب هستند!! مشت نمونه خروار خوب است که فقط یک بخش از نوشته ایشان که در بخش دیدگاهها قرار دارد را باهم نگاهی بکنیم. نیازی نیست سراغ بقیه برویم همه‌اش بر همین نمط است. راستی را که من از هر نوشته سام قندچی میتوانم یک پیس کمدی بیرون بکشم. اصلاً لحن او چنین است:
«
به هر حال آندسته از چپی های متحد شاهزاده رضا پهلوی، برای خوش خدمتی به این شایعات در مورد آقای فخرآور بعنوان مأمور اطلاعاتی جمهوری اسلامی، دامن زده اند. شخصاً ابدا درباره بحثهای این افراد قانع نیستم و از دیدگاه اینجانب آنها در توطئه سلطنت طلبان علیه آقای فخرآور، با شاهزاده رضا پهلوی همدست هستند. شخصاً تا دلیل محکمه پسندی نبینم که بتوان آقای فخرآور را مأمور اطلاعاتی جمهوری اسلامی قلمداد کرد، همه این ادعاها را پوچ می دانم و به شاهزاده رضا پهلوی هم توصیه می کنم با رقبای خود در عرصه سیاسی بحث نظری کند بجای آنکه مأمور بفرستد که مخالفینش را با اتهامات دروغین و فحشکاری کنار بزنند. اینهم که شاهزاده می آید و با ظاهر معصومیت می گوید با همه فحشکارها که خود را هوادار او اعلام می کنند مخالف است، نظیر بازی "سلطنت برایم مهم نیست،" دیگر بعد از 40 سال دروغ، کهنه شده است. در ارتباط با دومی یعنی دروغ 40 سال گذشته که "سلطنت برایم مهم نیست،" شاهزاده رضا پهلوی بهتر است زودتر درباره خدعه آشکارش در مصاحبه با جان گمبرل در هشت ماه پیش، جواب دهد (5). همه هم خوب می دانند که ایشان این قلم را خوب می شناسد، در نتیجه دوباره این مأمورهای قلابی را برای حمله به اینجانب نفرستید. خودش حتی با یکنفر از آنها حاضر نشد رودررو حرف بزند و تا آخر با اظهار بی اطلاعی ادعا می کرد خبر ندارد که در ساواک با مخالفانش چه کرده اند. نیم قرن از آن روزها گذشته است. آقای رضا پهلوی بس کنید».
من اول شما مسئولان سایت را مخاطب قرار میدهم که چگونه اجازه میدهید مطالبی اینقدر سخیف و سراسر توهین خطاب به یکی از شخصیتهای مهم اپوزیسیون درج شود؟ و اگر درج این مطالب عین آزادگیست چرا پاسخهایی با همین لحن را حذف میکنید؟ (انصاف را که لحن من به این آلودگی نبود).
در نوشته سام قندچی چپهایی که به فخرآور اعتراض میکنند شده‌اند خوش خدمت به شاهزاده! «چپ خوش خدمت به شاهزاده» دیگر چه صیغه ایست را من نمیفهمم! ولی مرا به یاد همان نامربوطی عبارت «مارکسیسم اسلامی» میاندازد. یعنی این چپ حق ندارد این نظر را داشته باشد و اگر داشته باشد خوش خدمت به شاهزاده است؟ این توهین و لجن مالی آن چپها نیست؟ اگر کسی به سام قندچی اعتراض کند که لحنش را درست کند و بی احترامی نکند می‌شود مزدور و مامور حقوق بگیر رضاپهلوی؟ این توهین و لجن مالی نیست؟
به عقیده سام قندچی اگر شاهزاده بگوید که «مخالف بددهنی هوادارنش است» دروغ‌ میگوید! به همین راحتی! آقای قندچی از نظر شما شاهزاده خیلی کیف میکند که یک هوادار پادشاهی بد دهن دارد؟ شما حاضرید یک هوادار بد دهن داشته باشید؟ البته که نه چون شما عاقل هستید اما رضاپهلوی دیوانه است یا دیوانه قدرت است و عقل از سرش پریده! میگویید که شاهزاده 40 سال است که دروغ میگوید و خدعه آشکار در مصاحبه فلان دارد؟ این‌ها توهین و لجن مالی نیست؟ این سخن را فقط شما میگویید. مهم هم نیست که به کدام مصاحبه اشاره دارید اما ما دیگران اهل اپوزیسیون سالهاست موضع رضاپهلوی را میدانیم که میگوید اول آزادی ایران و بعد تعیین نوع رژیم. مشکل شما و بسیاری جمهوری خواهان این است که نیک میدانید که با بدنامی انقلاب 57 مردم خواهان بازگشت لویی شانزدهم به قدرت هستند و به استقبال خواهند آمد. و این مشکل شما و بددهنی ها و تهمتهای تان به شاهزاده است.
مدعی هستید که «همه میدانند که شاهزاده شما را خوب می شناسد؟». مطمئن هستی آقا که شاهزاده شما را خوب میشناسد؟ مدرکی محکمه پسند بقول خودت داری؟ فکر نمیکنید کمی زیادی خود را تحویل میگیرید؟ هرکسی به شما حمله کرد را شاهزاده فرستاده؟ یعنی فکر میکنید شاهزاده اینقدر بیکار نشسته که مترصد باشه سام قندچی چی نوشت سریع بیسیم بزنه مزدوران و ماموران رو گسیل کنه؟ این چه آرزویی هست که شما دارید قربان؟ بیخیال!
آقا این سایه جلال آل احمد را از سرت جدا کن. حتا آن‌ها که در زندانهای شاه شکنجه شده‌اند و یکی از آن‌ها دوست صمیمی من است هم مدعی نیستند که به قول شما «شاه هرکسی مخالفش بود را خائن می نامید و در اوین شکنجه می کرد و بعد هم اعدام!!». انگار شاه کارخانه سری دوزی اعدام داشت! آخه بابا.. کمی فکر کن عزیز من وقتی مینویسی. ناسلامتی داری مقاله سیاسی مینویسی و ادعای علم و سوادت میشود. همچی میگی اعدام میکرد که انگار داشت خیار پوست میکرد:
شاه در حیاط قصر سعدآباد مشغول خیار پوست کندن بوده که علم وزیر دربار وارد میشود:
علم- قربان این پسره فرهاد یک آهنگ در مورد سیاهکل خونده».
شاه: اهه! ببرید اعدامش کنید پدرسوخته را!
علم- چشم قربان، امر دیگری هست؟
شاه- این گوگوش را هم ببرید اعدام کنید!
علم- گوگوش دیگر چرا فدایت گردم؟
شاه- یک آهنگ خونده که میگه « آقا خوبه، آقا نازه، آقای من آقا جون». فکر میکنم منظورش خمینی هست.
علم در حالی که اشک به چشم آورده- بنازم به این هوش و فراست اعلیحضرت. چاکر عقیده دارم که در سایه این همه فراست همایونی ملت ایران هرگز دچار نحسی و انقلاب نخواهد شد.
شاه- چاپلوسی کافیست، بگویید برای مان مقداری آلبالو و گیلاس هم بیاورند. راستی، آن قضیه گوگوش را هم فراموش کنید.. دوستش داریم پدر‌سوخته را .. خوب میخواند!
علم بازهم در حالیکه اشک به چشم آورده: وای که چه قلب رئوفی...واقعا پدر ملت که میگویند بی دلیل نیست اجازه بدهید زیر کفش همایونی را بلیسم.
***
آقای قندچی.. برادر. از خواب برخیز. والله تالله قضیه اینجوری ها هم نیست. شکنجه شده هاش مثل شما فکر نمیکنند شما از کجا اینقدر طلبکار هستید رو من درک نمیکنم! برادر من لحنت را درست کن تا احترامت نگه داشته شود. لحن شما عسس بیا مرا بگیر است. تحریک‌کننده است. لابد الان پیراهن عثمان میکنی که محسن کردی میگوید ساکت شو! نه، ساکت نشو، هرچه میخواهد دل تنگت بگو اما توهین نکن که توهین میشنوی. من فقط دو خط آنهم نه به آن تندی شما نوشتم شما حسابی حالتان گرفته شد. قابل درک است. توهین ناخوشایند است و کسی هم از توهین خوشش نمی‌آید. شما هم به رضاپهلوی توهین نکن. شما هم از درون آن برج عاج بیا پپایین. توهین و حمله به رضا پهلوی برای شما احترام و اعتبار بهمراه نمی آورد.
من نمیدانم منظور سام قندچی از هواداران رضاپهلوی که به او حمله میکنند کدامان است. اما یک چیز را میدانم و آن اینکه سام قندچی حقیقت را میداند اما خود را به ناآگاهی میزند. میخواهد وانمود کند که هرقدر که اعلیحضرت محمدرضاشاه نسبت به جان نثاران شان کنترل داشتند رضاپهلوی هم جان نثارانی دارد. سالها قبل به سام قندچی تذکر دادم که چنین نیست. او خود هم میداند که چنین نیست. اما اگر واقعیت را بپذیرد دیگر در این سایت نمیتواند به خیال خودش یک سر و گردن از دیگران بالاتر باشد و پز بدهد که شما نویسندگان نصف من هم مهم نیستید چرا که ماموران رضاپهلوی پاچه مرا میگیرند اما با شما کاری ندارند. اگر هرکدام از نویسندگان سایت یک جمله «بابا بیخیال» برای سام قندچی میگذاشتند به او کمک میشد که از برج عاج خودش را پایین بیاورد.
مشکل اما اینجاست که اگر سام قندچی این حقیقت را بپذیرد که هواداران سلطنت از رضا پهلوی دستور نمیگیرند دیگر نمیتواند خود را مهم جلوه دهد و مظلوم نمایی کند. لذا اگر رضاپهلوی بیاید به پای سام قندچی بیافتد و قسم حضرت عباس هم بخورد که والله تالله اشتباه میکنی این‌ها از من دستور نمیگیرند محال ممکن است که سام بپذیرد. سام قندچی همانجایی گیر کرده است که دایی جان ناپلئون. تا انگلیسها او را دستگیر نکنند آرام نمیگیرد. لذا من از همینجا از پیشگاه همایونی رضاپهلوی تقاضا میکنم که او کوتاه بیاید. و مزدوران خود را به محل زندگی سام قندچی گسیل دارند و یک پس گردنی یا لنگه کفش بطرف ایشان پرتاب کنند که ناکام از دنیا نروند. خوبه؟ بیخیال دیگه!
رضاپهلوی مخالف زیاد دارد. هواداران رضاپهلوی نیز به آن‌ها اغلب به ناحق زیاد حمله میکنند این را میدانم. از جمله بسیار به آقای آقای بهرام مشیری حمله میکنند. اما بهرام مشیری ننگ و عارش می‌شود که با آن‌ها دهن به دهن بگذارد و خودش را سبک کند. از آن مهمتر هرگز نگفته که رضاپهلوی آن‌ها را تحریک میکند چون نیک میداند که چنین نیست. سر زدن چنین عملی از جانب رضاپهلوی یک خودکشی سیاسی است. و زدن چنین تهمتی از جانب بهرام مشیری به رضاپهلوی نیز موجب تمسخر و بی‌اعتباری بهرام مشیری می‌شود چون اهل سیاست میدانند که رضا پهلوی چنین بلاهتی را مرتکب نمیشود. ایکاش یک صدم وقار سیاسی بهرام مشیری در شما بود. سیاست بدون وقار سیاسی چیزی بجز لمپنیزم و مقاله هم چیزی بجز لجن نامه نمیشود. ایکاش یک روز شما این حقیقت را درک کنید. این را صادقانه میگویم.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کردی عزیز
خیلی قلم روان و رسا و مهمتر نگاه واضح و منطقی دارید که با لطافت طنز محکم و روراست جایی برای مانور جناب سام قندچی و "سایه جلال بر سرش "باقی نمی گذارد.
محظوظ شدم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محسن کردی: خیر لغت های خدعه را که آقای قندچی درباره آیت الله خمینی و درباره رضا پهلوی به کار برده ابداً توهین شخصی نبوده و اثبات کرده اما طبق معمول شما اصل بحث آقای قندچی را در مورد مصاحبه با جان گمبرل از قلم انداخته اید و بحثهای شخصی راه انداخته اید. این هم مدارک خدعه خمینی و رضا پهلوی که آقای قندچی ماه آوریل 2017 یعنی هشت ماه پیش منتشر کرده است:
شاهزاده رضا پهلوی، شما باید رسماً برای خدعه نهم آوریل 2017 از مردم ایران عذرخواهی کنید
http://www.ghandchi.com/1378-reza-pahlavi.htm
Prince Reza Pahlavi, you Must Officially Apologize to Iranian People for April 9th, 2017 Deception
http://www.ghandchi.com/1378-reza-pahlavi-english.htm

بازهم درباره خدعه خمینی
http://www.ghandchi.com/1379-khodeye-khomeini.htm

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محسن کردی یا شاید شما اگر من سام قندچی هستم شما هم رضا پهلوی هستید. مزاح میفرمایید در مورد بهرام مشیری. می گوییدبا همه حرفهایش موافقید غیر از مخالفت او با سلطنت. آقا همه حرف او این است که بازگشت به سلطنت که عامل همه این بدبختیهای ماست را مخالف است و او می گویید با همه خرفهایش موافقید غیز از ضدیت با سلطنت. یا شما مخ تان عیب دارد یا که خوانندگان را دیوانه فرض کرده ابد. واقعاً خودتان را به دکنر نشان دهید لازمتون میشه آقاپسر گل.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما که ندیدیم ایشان به شما جواب بدهند. لابد شما را آدم حساب نمی کنه. خنده داره شما که میگی عددی نیست اما همش اینجا درباره آقای قندچی حرف میزنی اما اصل بحثش را درباره مصاحبه رضا پهلوی با جان گمبرل که دروغ گفته جوابی نمی دی که مدرک آورده. اما هر دفعه ایشان چیزی نوشته شما اینجا لات بازی راه انداخته اید. شما هستی که مسأله داری و حرفی برای گفتن نداری. برو با با بس کن آقای محسن کردی. لات بازی بس است. آقای قندچی سالها اینجا مطلبی نگذاشته بود شما جز لات بازی چه کار کردی. کارهای ایشان معلومه کار تو کجاست جز اینکه می خواهی زیر مطالب ایشان کامنت بگذاری که فکر کنند مهمی. برو ول کن خجالت بکش. مسأله خودتی که توی کفشت ریگ هست و مثل اربابت رضا پهلوی دروغ میگی و فکر می کنی مردم خالبشون نیست و وقتی کم میاری لات بازی راه میاندازی. آقای قندچی نبوده که زیر مقاله های متفکرانه شما کامنت گذاشته یا درباره شما چبزی
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته اید طوری مینویسم که گویی دوستدار بهرام مشیری هستم. میدانم اشاره شما به چیست. بهرام مشیری کلا ضد نظام پادشاهی است. خب این که دلیل نمیشود من دشمن او باشم. این میرساند که نگاه شما سیاه و سفید است که درست نیست. من تقریبا در تمامی موارد سیاسی و اجتماعی با بهرام مشیری همنظر هستم اما در مورد نوع حکومت نظر او را قبول ندارم. لابد از نگاه شما باید چاک دهن را باز کنم و هرچه از دهنم در می اید به بهرام مشیری بگویم بله؟ نه عزیز، سیاست ورزی اونجوری مال دهه های پیشین بود. شما همچنان در اعماق بسر میبرید.
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من که اصلا فکر نمیکنم شما سام قندچی باشید. باور بفرمایید. اما این که میگویید «بحثهای» آقای سام... از کی تابحال عبارات دروغگو و خدعه گر و نیرنگ و غیره که ایشان مثل نقل و نبات برای رضاپهلوی ردیف میکنند شده «بحثهای آقای سام قندچی؟». خب ما هم دوکلمه «بحث» به ایشان روا داشتیم. بعد هم خود سام قندچی معترف است که من گه گاه سرو کله ام پیدا میشود نه همیشه چرا شما میگویید هردفعه که سام اینجا مطلب مینویسد من سر و کله ام پیدا میشود؟ من فقط زیر دوتا از مطالب ایشان دوتا کامنت گذاشتم کجا کامنت پشت کامنت بود؟ (خداییش یه احساسی بمن میگه شما خودشی! چقدر شبیه هم مینویسید). خب اگر سام قندچی اسم مرا ذکر نمی کند برای آن است که نمیخواهد بقول خودش پاسخگو باشد. اگر نصیحت کردن بد است شما چرا به رضاپهلوی نصیحت میکنید؟ کسی که با نوشتن مطلب وارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محسن کردی بحثهای آقای سام قندچی با آقای رضا پهلوی شخصی نیست توهین های شما به آقای قندچی شخصی است. آقای قندجی حتی یکبار اسم شما را ذکر نکرده است. آقای رضا پهلوی هم خودشان و تشکیلاتشان می توانند پاسخ دهند. می گویید آقای قندچی عددی نیست و کسی هم مطالبشان را نمی خواند پس چرا هر دفعه مطلبی در اینجا از ایشان درج می شود شما کامنت پشت کامنت و پارازیت و حالا هم مقاله اینطوری می نویسید. می گویید شما به آقای قندچی نصیحت کرده اید. شما اینجا چه کاره هستید که به کسی در ایران گلوبال نصیحت کنید. طوری می نویسید که گویی دوستدار بهرام مشیری هستید. شما در کفشتان ریگ هست وگرنه دلیلی ندارد فقط وقتی مقاله ای از آقای قندچی در مورد رضا پهلوی است پیدایتان می شود. خوانندگان را دست کم گرفته اید.