جوابیه ای به دوست بزرگوار و ارجمند حسن اعتمادی گرامی

دوست سالیان دراز جناب آقای حسن اعتمادی گرامی به سخن من که گفته بودم چرا برخی از هموطنان تا اسم بلوچ یا کرد و عرب و غیره را می شنوند، بلافاصله واژه "تجزیه طلب" در ذهن آنها تداعی می شود، اعتراض کرده اند. ایشان نوشته اند

آقای کیانوش توکلی
مصاحبه شما با آقایان امید دانا و عبدالستار دوشوکی را دیدم و از اینکه در حضور شما آقای دوشوکی با قرار دادن نام آقای نوری علا در کنار فرد معلوم الحالی چون امید دانا و حسام الدین آشنا, فرد امنیتی رژیم ،اتهامات مشمئز کننده ای را به شخصیت شناخته شده و معتبری چون آقای نوری علا روا داشتند، بینهایت متاسفم.و بیشتر برای شما که حتا در حد یک روزنامه نگار معمولی هم به رفتار کاملا غیر سیاسی آقای دوشوکی اعتراض نکردید
حسن اعتمادی

======================
در جواب حسام الدین آشنا (مشاور فرهنگی حسن روحانی) که مرا بخاطر بلوچ بودن تجزیه طلب نامیده بود حدود بیست ماه پیش مقاله ای نوشتم بنام " نظر زیگموند فروید در مورد حسام‌الدین آشنا مشاور روحانی". آن نوشتار در مورد نظریه معروف  تثبیت (fixation) زیگموند فروید و وسوسه مندی روانی برخی از هموطنان از جمله حجت الاسلام حسام‌الدین آشنا مشاور رئیس جمهور در مورد اقوام ایرانی است که به محض شنیدن اسم کرد و بلوچ و غیره، بطور ناخودآگاه آن را مترادف با "تجزیه طلبی" می دانند. لینک آن مقاله اینجاست:
http://www.iranglobal.info/node/54062
========================
در اعلامیه تند و توهین آمیز آقای نوری علا و دوستانش که اخیر منتشر شده است آمده است که گروه های قومی در واقع و عملاٌ، چرخ پنجم نهادهای تجزیه طلبی و کارگزار بیگانه برای تجزیه و تکه تکه کردن ایران هستند. یعنی این اتهام تند حتی از امید دانا و حسام‌الدین آشنا هم یک قدم جلوتر رفته است. حال دوست گرامی جناب حسن اعتمادی از بنده دلخور شده اند که چرا اسم حسام الدین آشنا و امید دانا و دکتر نوری علاء را در این راستا در چند جمله کنار هم برده ام . لینک به اعلامیه "ضدقومی" آقای نوری علاء و دوستان اینجاست. بعد از آن نیز یک مقاله توهین آمیز و تند بنام "نه از ره کین" بر علیه بنده نوشتند که باز برخی از همان مسائل را تکرار کردند. لینک به مقاله دکتر نوری علا اینجاست.

و اما جوابیه ای به دوست بزرگوار و ارجمند حسن اعتمادی

جناب آقای اعتمادی عزیز و گرامی (چون بنده در طی این سالها همیشه در مورد جنابعالی این واژه ها را بکار برده ام و خواهم برد) و همیشه مورد لطف و عنایت و محبت و تعریف های شما قرار گرفته ام. هنوز هم برای جنابعالی احترام و جایگاه بسیار گرانقدری را قائلم

در مورد به اصطلاح اتهامات مشمئز کننده سخت در عجبم. چون آقای نوری علا خودشان واژه تجزیه طلبی را بر علیه فعالان بلوچ و کرد و عرب و غیره بکار برده اند و این لحن کلام همیشگی امید دانا و مسئولین جمهوری اسلامی نیز است. بنده فقط و فقط به این شباهت کلامی نسبت به اقوام و ملیت های ایرانی اشاره گزرایی داشتم.

حال اگر جنابعالی اشاره به این حقیقت تلخ و عیان را "مشمئز کننده" قلمداد می کنید؛ پس حال مرا تجسم کنید (در مورد بقیه شرکت کنندگان کنگره کلن نمی دانم، آنها خودشان باید جواب بدهند) که مرا و دیگران را برای مدت دو روز به کنگره کلن دعوت کرده بودید تا بنشینیم و بحث کنیم که چه کار باید کرد. همه ما با صداقت و سادگی و با کلی هزینه مالی و وقت گرانبها شرکت کرده بودیم تا از طریق بحث و جدل به یک نتیجه مشترک و جمعی برسیم. غافل از اینکه فرجام و نتیجه نهایی کنفرانس قبلا (بدون آگاهی شرکت کنندگان) در پشت درهای بسته گرفته شده بوده که همانا تشکیل مهستان باشد؛ و ما ساده دل و بی خبر و خوش باور فکر می کردیم که همه چیز شفاف و دمکراتیک خواهد بود. حتی هفته ها قبل از کنفرانس (بر طبق اسناد و ویدئوی های موجود در سایت کنگره) بسیاری از شرکت کنندگان به بحث و تبادل نظر و ارائه پیشنهاد و تئوری و غیره مشغول بودند. در تمام آن مباحث اثری یا خبری از مهستان نبود. اما تصمیم تشکیل مهستان از قبل و بصورت مخفیانه توسط عده بسیار محدودی گرفته شده بوده تا فقط در لحظه آخر اعلام شود.

شاید به اکثریت قاطع شرکت کنندگان و "پامنبری ها" بر نخورد. اما به من که صادقانه و با دلی پاک آمده بودم (و مهم تر از آن برای خودم احترام قائلم) تا از طریق بحث دمکراتیک و شفاف به یک نتیجه برسیم، سخت برخورد. حتی آخوند جماعت هم با عوام "پامنبری" ساده لوح اینگونه قیم مآبانه برخورد نمی کند که برگزارکنندگان کنگره کلن با آن جمع محترم و از جمله با خود من کردند. همانطور که نوشته بودم بقیه شاید برایشان مهم نبود و اعتراضی نکردند. بسیاری از همان پا منبری ها دوان دوان به اطاق زوم آمدند. آخوندها ضرب المثلی دارند که می گوید " خاطبو، یا تُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَي‌ قَدْرِ عُقُولِهِمْ.

اما برای من، عزت نفس، وقت و احترام متقابل خیلی مهم و با ارزش و خدشه ناپذیر است. این تصمیم گیری پشت پرده و از قبل نتیجه گیری شده برای من مشمئز کننده بود. یا وگرنه بنده قبل از آمدن به کلن از طریق اسکایپ با جنابعالی و نوری علا صادقانه صحبت کردم و پرسیدم که برنامه چیست. اصلا حرفی یا ذکری از مهستان به میان نیامد.

یا شخص جنابعالی می دانستید که برنامه پشت پرده چیست و به من نگفتید (که در این صورت این رسم دوستی و صداقت نبود، و الان هم از آزرده شدن من نباید تعجب بکنید). یا اینکه خود شما هم بی خبر بودید (که در آن صورت تکلیفتان را باید با آنهایی که می دانستند و به شما نگفتند روشن بکنید)

برای من از طریق تجربه شخصی و برهان ثابت شده است که در این جمع صداقت و شفافیت و دمکرات منشی وجود ندارد. اعتماد من نسبت به این جمع (به دلیل آنچه که در کلن رخ داد و آنچه که همراهان سابق و بریده شما گفته اند) سلب شده است. به سخره گرفتن اعتماد، سادگی، خرد و شعور بیش از صد نفر و دعوت کردن آنها به جلسه ای که نتیجه اش از قبل (در پشت درهای بسته) مشخص شده است، بسیار مشمئزکننده تر است تا اشاره لفظی به یک واژه "مشترک" که ورد زبان ایشان نیز است.

اعتمادی عزیز، اعتماد بزرگترین سرمایه ای شکننده ای است که ما در تعامل با یکدیگر باید به آن ارج بنهیم . من صادقانه آمده بودم به کلن تا گذشته ها را کنار بگزاریم و با یکدیگر نقشه راه آینده را ترسیم کنیم. در سنخرانی کوتاه خودم فقط این جمله را گفتم که "من اینجا آمدستم وام بگزارم حساب باده یکجا کنار جام بگذارم". اما متاسفانه ثابت شده که صداقت و اعتماد متقابلی در کار نیست. عده ای عادت کرده اند خودشان در خفا برای دیگران تصمیم بگیرند، چون می دانند "عوام الناس" شیفته را در هر کجا می توان پای منبر خود جمع کرد. این را بسیاری از کسانی که با این جمع کار کرده بودند و جدا شده اند بعد از کنفرانس کلن به من گفته اند .  بقول ملک‌الشعرای بهار از ماست که بر ماست. گوییم که بیدار شدیم‌! این چه خیالست‌؟ بیداری ما چیست‌؟ بیداری طفلی است که محتاج به‌لالاست.

من امیدوارم ملت ما به آن درجه از شعور و خودآگاهی و مهمتر از همه "حرمت نفس خویش" برسند که محتاج به لالائی و آقابالاسر نباشند. تا زمانی که فرهنگ فردی و شعور این ملت در حد عوام پامنبری باشد، نمی توان به دمکراسی و آزادی دست یافت.
امیدوارم از سخنان رک و پوست کنده من آزرده خاطر نشوی، چون برای جنابعالی هنوز احترام قائلم و بر این فرض و گمان هستم که جنابعالی نیز صادقانه از تصمیم سری و مخفیانه  از پیش گرفته شده خبر نداشتید.
عبدالستار دوشوکی
يکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دکتر عبدالستار دوشوکی در متون و نوشته های مخالفانتان دورویی و حاشیه پردازی و غرض ورزی موج می زند.امیدوارم در مسیرتان ثابت قدم باشید.
تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انتقاد تند یک هموطن از بنده

هموطنی ایمیلی برای من فرستادند و نوشته اند که نظر انتقادی خود را در مورد دفاع من از آنچه که او "تجزیه طلبان" خوانده، برای ایران گلوبال فرستاده اند اما انتشار نیافته است. از من خواسته اند اگر "شجاعت" و "صداقت" دارم آن را منتشر کنم. تا آنجایی که من می دانم در ایران گلوبال سانسور وجود ندارد. خلاصه مطلب ایشان و جواب بنده بدینگونه است:

لُب کلام ایشان این است که بر خلاف نظر بنده، بند ۴ قطعنامه پایانی کنفرانس شورای دموکراسی خواهان التزام و یا باور به حفظ یکپارچگی ایران نیست بلکه یک تهدید آشکار است که اگر ایران به شش منطقه فدرال قومی با حقوق برابر اقتصادی و سیاسی تقسیم نشود، در آن صورت هیچگونه تضمینی برای بقاء و حفظ یکپارچگی ایران وجود ندارد. بند شماره ۴ قطعنامه پایانی که بیش از یک ماه پیش صادر شده بود می گوید "ما معتقدیم برابری حقوقی بین ملیت ها و اقوام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چه خوب که صف مدافعان ایران -و زیاده خواهان، وتجزیه طلبان مخفی و آشکار ، به تدریح از هم جدا میشود. سادولوحی ایرانیان باعث شد که دوشوکی در طول چند هفته اخیر چندین بار به اینها نارو بزند. ولی خوشبختانه ایرانیان مدافع وحدت ایران ، دست او را خواندند و در آینده باید بیشتر اعمالش را زیر نظر داشته باشند.
اینگونه نظرات من در مورد تجزیه طلبانی مانند یاسین اهوازی ، دوشوکی ، بابک آزاد ، و رفعت، قبلا چندین بار از طرف توکلی سانسور شده . منتظر تصمیم او این بار هستم.
هر فعال قومی که با شرط و تهدید به تجزیه و جدایی و جنگ داخلی ، وارد محافل و جلسات ایرانیان گردد ، باید فوری او را اخراج و ایزوله و افشا نمود ، و امکان به او نداد تا از درون خنجر بزند و زیر پرچم دمکراسی و همکاری ،ایجاد هرج و مرج و خیانت و اغتشاش سیاسی نماید.