پروژه اى خطرناك بر عليه آزربايجان با بازيگردانى روزنامه ى ايران


تا انسان هست
ديگرى ستيزان هرگز راحت نخواهند نشست

 

توهين روزنامه ى ايران اينبار وقيحانه تر از قبل است و علناً و عملاً پروژه ى حذف و استحاله را با تاريخنگارى جعلى گره زده است.
اين نشان مى دهد كه مثل پروژه ى كريدور شيطانى دارند زمينه را براى گنجاندن نفوذ و نفوس كردها، ارامنه و يهوديان در آزربايجان هموار مى كنند.
چيزى كه براى من جاى سئوال است گنجاندن واژه ى يهوديان در اين پروژه است.

مقصد سياسى پانفارسيسم و بازى پيچيده شان  چيست و در مقابل آن، عملكرد ما بايد چگونه باشد؟ در زير به مواردى اشاره مى شود:

١- به يهودى ها و مسيحى ها و كردها علناً كروكى مى دهند تا در آزربايجان جا باز كنند و به قولى دستشان را به لحاظ سياسى و اقتصادى در پشت پرده باز مى گذارند تا در مسئله ى آزربايجان دخالت كنند. اين كارشان به خاطر شكست پروژه ى استحاله توسط پانفارسيسم است. در اين متن از آريايى گرى و پارس محورى گريز به سمت يهودى ها و مسيحى ها زده شده است.

٢- مى خواهند ذهن ملت آزربايجان را با واژه هاى يهودى و مسيحى و غيره درگير سازند و به قولى به دنيا چنين القا كنند كه مشكل اين جماعت با شماهاست نه با پانفارسيسم و اشغالگرى آريايى. از اين طريق خواهند توانست توجه و حمايت يهوديان و مسيحيان را به خود جلب كرده و در سركوب آزربايجان دشمنان مشترك بتراشند.

٣- طبيعى است كه هرگونه مخالفت خوانى منفى ما بر سر نفى حضور يهوديان و مسيحيان در آزربايجان براى صاحبان اين پروژه ى كثيف يك امتياز محسوب خواهد شد تا بدينوسيله هم ما را و حركت ملى را دشمن انسان و ديگرى ها معرفى كنند و هم خود را مدافع ديگرى ها.

٤- تمام منطق و استدلال ما كه از متون فارسى و عملكرد سياستمداران زبان فارسى برآورد كرده ايم نشان دهنده ى اين است كه اين فرهنگ به شدت " ديگرى ستيز " است. آنها مى خواهند با انداختن توپ به زمين بازى ما خود را به جهانيان " ديگرى دوست " معرفى كنند اما اينبار هم اشتباه كرده اند چون در متون ما و تاريخ ما ديگرى ستيزى مفهومى ندارد.

٥- در متن از آزربايجان به مفهوم يك جغرافياى سياسى و فرهنگى ياد شده است. يعنى سخنى از كشور مستقل آزربايجان و آزربايجان جنوبى نيست بلكه سخن از يك كليت آزربايجان است. يعنى خود صاحبان پروژه ناخواسته به وجود جغرافياى يك آزربايجان سياسى و فرهنگى واحد اعتراف كرده اند و همين واقعيت وجودى ماست كه آنها را وادار به انجام پروژه هاى احمقانه مى كند.

٦- گيرم كه بنا بر تاريخ خوانى جعلى و جديد پانفارسيسم وجود اينهمه تنوع در آزربايجان درست باشد اين از عظمت و بزرگى تمدن ما كم نمى كند. در درون تمدن تركى ما، همه ى انسانها با مسالمت و مهربانى امكان زيست دارند.

٧- در اين پروژه ى جديد، ياوه سراييهاى بى اساس و نقل قولهايى كه متكى بر اسناد خود پانفارسيسم است به شدت، توى ذهن مى زند. مقاله خيلى با عجله و سفارشى نوشته شده است و مى خواهند با اين پروژه نوع عكس العمل ما و ديگران را بر سر آزربايجانى كه خودشان در تعريف آن مبهم و گيجند بسنجند.

٨- اين نوشته بهترين نوشته اى است كه ما مى توانيم با تكيه بر آن بدون ترس و واهمه، جغرافياى آزربايجان سياسى و فرهنگى را بكشيم و به آنها بفهانيم و نشان دهيم كه از كدام آزربايجان حرف مى زنند. حالا كه آنها اينهمه گيج مى زنند ما بايد هوشيار باشيم.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.