بترسید از روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما آخوندها چیست(خمینی)

اگرچه اعتقادات مذهبی مردم و محبوبیت برخی از روحانیون در بین اقشار مختلف ایران باعث گردید، در روزهای اولیه انقلاب ٥۷، حیات سیاسی - اجتماعی مردم ظاهراً یک پیوند با دین و روحانیت داشته باشد، اما در همین راستا عملکرد منفی و ضد مردمی روحانیون حاکم طی این سالها ثابت کرد که آنها نه تنها در گفتار و کردار خود صادق نبوده و نیستند، بلکه شیادانی در قالب دین و مذهب هستند که هدفی جز ویرانی کشور و سلب آرامش روحی و معنوی مردم ایران نداشته و ندارند...

تمامی ملیتهای دربند در طول دوران پر فراز و نشیب خود، اندیشه های مترقی و آزادیخواهی نوین و سرنوشت‌ سازی دارند که همچون نردبان پیشرفت و موفقیت برای آنها عمل می‌کند. از جمله این موقعیت‌های حساس تاریخی برای ملت ایران در صد سال اخیر، می‌توان از قیام سراسری مردم ایران در جریان پیروزی انقلاب سال ۱۳٥۷ نام برد. شکی نیست که در به نتیجه رسیدن تمامی تحولات اجتماعی - سیاسی کشور ایران، اکثر شهرها و مناطق نیز نقش بسزایی داشته‌اند. اما آنچه به کلیه تحولات و پله های ترقی‌خواهی ایرانیان عمق و معنای نوینی بخشیده، یقیناً مشارکت همگانی و اراده استوار توده های مردم آزادیخواه شهرها و روستاهای ایران بوده که در تمامی مراحل قیام ها و جنبش های سراسری حرکت کردند و به این رخدادهای گوناگون رنگ و بوی برابری طلبی و آزادیخواهی و نهایتاً پیروزی عمومی بخشیدند.
اینک بعد از نزدیک به چهل سال از حکومت مُلایان رژیم ولایت فقیه، بار دیگر به نظر می‌رسد که برای فهم ریشه نقش آفرینی پر رنگ ملیتها و مذاهب ایران در طول این سالها و به جای مقایسه موردی آنها با یکدیگر، باید روحیه و فرهنگ مبارزین و اوصاف غنی مردم ایران را واکاوی مجدد کرده تا متوجه حالتهای چرایی و چگونگی بسیاری از رخدادهای سیاسی ایران شویم.

همگی آگاهیم که، طبق دیدگاه شخصی خمینی که رهبر ربودن قیام سراسری سال ٥۷ مردم ایران بود، سرانجام ملیتها و مذاهب ایران زمین، روزی متوجه خواهند شد که مُلایان با حیله و دسیسه های متعدد و همکاری ابرقدرتها ثمره انقلاب شکوهمند آنها را ربوده و بنابراین آن روز بی شک روز مرگ سلطه و هژمونی مذهبی حاکمیت مُلایان دروغگو خواهد بود.

به یقین همیشه خیزشهای سراسری و مردمی محور اصلی پیروزی نهایی قیام‌ها و پیروزیهای بزرگ بوده اند.در این میان نقش طبقات مختلف جامعه ایران در دمیدن خونی تازه در شاهرگ های انقلاب پیش روی کنونی ایران علیه دیکتاتوری آخوندی بسیار برجسته‌ و تمام‌کننده خواهد بود. با این واقعیت، باید گفت به هیچ عنوان یاس و ناامیدی دیگر در میان مردم جای نداشته و در حساس‌ترین شرایط سیاسی کشور، مردم سراسر ایران بصورت خودجوش و با اهدافی آزادیخواهانه در مقابل ارتجاع مذهبی حاکم قد برافراشته و با حرکتهای مشترک با برگزیدن رهبری خودجوش در میان خود و به دور از ادعا و نقش آفرینی های حزبی و گروهی، درفش آزادی و عدالتخواهی را سرانجام در سراسر ایران به اهتراز درآورده و قهرمان گونه در برابر استبداد مُلایان مستبد و همچنین جنایات پاسداران و بیسجی های مزدور ولایت فقیه خواهند ایستاد. آری، در این مبارزه کنونی مردم همه شهرهای ایران شجاعت و شهامت بی نظیری از خود نشان خواهند داد و با شور و شوق انقلابی خود در پیروزی نهایی علیه دیکتاتوری مُلایان، انقلاب نوینی را به راه می اندازند که در جهان بی نظیر خواهد بود.
اما این قیامهای سراسری هیچگاه پایان جریان آزادیخواهی مردم ایران در راه مبارزه با استبداد و دیکتاتوری، بویژه ستم آخوندهای حاکم نبوده و قیام این روزها تأثیر فراوانی در روند پیروزی انقلاب نهائی ملیتها و مذاهب ایران برجای خواهند گذاشت.
اگرچه اعتقادات مذهبی مردم و محبوبیت برخی از روحانیون در بین اقشار مختلف ایران باعث گردید، در روزهای اولیه انقلاب ٥۷، حیات سیاسی - اجتماعی مردم ظاهراً یک پیوند با دین و روحانیت داشته باشد، اما در همین راستا عملکرد منفی و ضد مردمی روحانیون حاکم طی این سالها ثابت کرد که آنها نه تنها در گفتار و کردار خود صادق نبوده و نیستند، بلکه شیادانی در قالب دین و مذهب هستند که هدفی جز ویرانی کشور و سلب آرامش روحی و معنوی مردم ایران نداشته و ندارند.

بدون‏ هیچ شک و تردیدی، بنیادی‏ترین شعارهای دوران انقلاب ٥۷ مردم ایران و در طول دوران مبارزات انقلابی تودهای مردم در آن زمان، که از سوی خمینی و سایر مُلایان از آن بحث می شد، استقلال مردمی و بیگانه ستیزی بود. اما این مفهوم این روزها تماماً رنگ باخته و هیچ جایگاهی ندارد، چرا که اکثریت روحانیون با سیاستها و دشمنی که در حق یکایک ایرانیان روا می دارند، روی هر دشمن بدخواهی را سفید کرده اند. از هر نظر شفیتگی نسبت به مذهب شیعی در آن دوران جایگاه خاصی در روان فردی و ذهنیت جمعی بخش بزرگی از ایرانیان داشت و سهم آن را نمی‌توان در تحلیل عقلیت سیاسی آن دوران نادیده گرفت. پس در همین ارتباط شاید یکی از دلایل فرهنگی ـ سیاسی مشارکت مردم ایران در همکاری با رژیم خمینی نیز همین شعارهای فریبکارانه و مقابله با دست اندازی بیگانگان به خصوص ضدیت با امریکا و بریتانیا بود.

خمینی و مُلایان هم رٲی او، کوشیدند از طریق تبلیغ سیاست کلی مبارزه علیه نفوذ بیگانگان در ایران، دورانی تاریخی که تنها با اصلاحات اساسی می شد مرهمی بر همه زخمهای آحاد ملت نهاد، به انقلاب خطرناکی علیه سلطنت شاه تبدیل کردند و می شود گفت نمونه بارز آن در ضدیت با قانون کاپیتولاسیونی بود که از سوی دولت شاه ارائه شد و مطابق آن مستشاران آمریکایی در ایران دارای مصونیتی قضائی می‌شدند که همزمان با آن مُلایان سعی در فریفتن افکار عمومی مردم ناراضی ایران نمودند. خوشبختانه ایام گذشت و دوستی مخفیانه رژیم خمینی و استکبار جهانی علیرغم شعارهای توخالی نظام ولایت فقیه برای ملیتهای ایران مشهود گشت، بنابراین اینبار خیزش سراسری مردم ایران متناسب با دوران مُدرن و ضرورت چاره اندیشی واقع بینانه در جهت رصد مقصود آزادی خواهی به تمام معنا و پیگیری استقلال حقیقی و خارج ساختن نام ایران و ایرانی از چارچوبهای بین المللی و نامحرم بودن ایران در قوانین جهانی آغاز گشته است.

سخن آخر اینکه، اپوزسیون سراسری ایران همگام با مبارزات و قیامهای سراسری باید به جای یارگیریهای غلط و تحریف کردن رویه مبارزات به نفع حزب، گروه و دسته خاص خود، بیشتر باید متوجه ایجاد هماهنگی ها لازم و زمینه های مشترک سیاسی باشند و در این جهت همت ورزند. با توجه به رشد زمینه های روحیه انقلابی مردم ایران در این دوران که به گمانم حساس‌ترین شرایط تاریخی معاصر ایران می باشد، اپوزسیون برون مرزی در همکاری با مبارزین داخل کشور، باید راهکارهای منطقی و مشترک با شرایط داخل کشور را جستجو کنند. نقش اپوزسیون ایرانی در این شرایط حساس داخل کشور، گشودن درهای گفتگو میان خود و دعوت از مجامع بین المللی برای دفاع و پشتیبانی از خیزشهای سراسری توده های مردم باید باشد. پس بطورکلی باید با سود جستن از این گنجینه پر از حماسه مردمی، با شور و شوق راستین مردم ایران، صادقانه برخورد کنند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
احتمالا رژیم سعی خواهد کرد با استعفای کابینه روحانی آب پاکی بر روی دست همه مخالفین بریزد...فراوش نکنیم سناریوی مموتی و خامنه ای هم حواشی این روزها بود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بنده هم با کلام نویسنده موافقم، حزب بازی های اول انقلاب مسبب بود که خمینی و دارودسته اش سرکارآمدند، باید احزاب سیاسی نوگرایی در جنبش ها رو بپذیرند و از دخالت بیجا و بیخود بپرهیزند.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئله ی بسیار مهم در رابطه با جنبش سرنگونی طلبانه ی توده های مردم و اپوزیسیون سرنگون طلب و جمهوریخواه، مساله رهبری این جنبش است، که به نظر من بهترین گزینه برای رهبری جنبش سرنگونی طلبانه ی مردم ، "شورای ملی مقاومت ایران" می باشد.
ما همچنین نیاز به یک پلاتفرم برای اتحاد عمل داریم. این پلاتفرم، با در نظر گرفتن شرایط بحرانی در درون حاکمیت و ایجاد و تشدید بحران اقتصادی و سیاسی باید محتوی یک پلاتفرم انقلابی باشد. مواردی که باید در این پلاتفرم ذکر شود: 1- سرنگونی رژیم آخوندی و استقرار جمهوری سوسیال دمکرات و لائیک ایران 2- انحلال بازوی نظامی رژیم(سپاه پاسداران ضدخلقی) 3- حفظ استقلال ملی و تمامیت ارضی ایران 4- اعطای حق خودگردانی استانی و حق آموزش به زبان مادری (در کنار زبان فارسی) به خلق های ایران 5- تشکیل شوراها در سراسر کشور 6- اتخاد سیاست " غیر متعهد" در روابط بین الملل