آزربايجان از ايرانيّتِ عمّامه و تاج عبور كرده است، نمى بينيد؟
02.01.2018 - 18:53

فرياد اين سكوت را نمى شنويد؟

اينقدر كر و نامفهوم تشريف داريد؟

سكوت تبريز، بزرگترين فرياد و اعتراض و راهپيمايى است.

زير پل ساكت چهارراه آبرسانى، تاريخى از زخم و خنجر و نامردىِ آريايى ها و حكومت هاى استحاله بيداد مى كند.

سكوت آزربايجان به معناى تاييد استبداد و سياهى نيست بلكه در باز نكردن به روى سياهىِ ديگر است.

متجاوزى ديگر از جنس راسيسم بر در مى كوبد تا داخل تاريخ ما گردد.

سكوت تبريز را بهتر از خروش آن درك كردند.

آزربايجان سالهاست كه مى ستيزد و هيچ كسى از جنس ايرانيّت آخوندى و آريايى و غيره همراهش نشدند. 

آزربايجان ديگ جوشان تاريخ است، اما اين ديگ براى راسيسم و فاشيسم نخواهد جوشيد.

اين ديگ براى اعتلاى نام آزربايجان و توركچولوك، و براى اعتلاى انسان و ديگرى دوستى در جهان خواهد جوشيد و مى جوشد. 

آزربايجان را بيشتر از پيش مى ستايم چون تصميم دارد از اين به بعد با سكوت به موقع و يا با خروش به موقع براى سلطه گران تقويم ننويسد.

آزربايجان دارد تقويم خودش را مى نويسد.

حالا تحليل ها و استغاثه ها و چون و چراها به راه خواهد افتاد.

و آنوقت خواهند فهميد كه آزربايجان در مسير تهران و شيراز و اصفهان و مشهد نيست.

و آنوقت خواهند فهميد كه آزربايجان خيلى پيشتر از اينها از ايرانيّتِ عمامه و تاج عبور كرده است،

آزربايجان از اصلاح طلب و اصولگرا و سلطنت چى ها و فاشيسم و راسيسم عبور كرده است.

آزربايجان از مبانى و شعارها و جوش و خروش آنها براى استيلاى ديگرى ستيزى عبور كرده است.

آزربايجان به مبانى و دغدغه هاى سياسى و فرهنگى و جهانى خويش برگشته است.

آزربايجان به آزربايجان برگشته است.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

مطالب مرتبط:

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما