برای ایران چه میتوان کرد؟

در انقلاب 1357 هم، دیکتاتوری را، سرنگون کردیم ولی استبداد به شکل ولایت فقیه ظاهر شد و کودتا علیه حکومت جمهور مردم کرد؛ ما خاموش شدیم ! کشتار آزادیخواهان دوباره شروع شد و ولایت مطلقه فقیه بجای جمهوری بما تحمیل شد هنوز هم فکر میکنیم میزان رای مردم است نه فقیه مطلقه!
شنبه 19 ماه می 2012 کنفرانسی در تورنتو کانادا با همکاری بنیاد فرهنگی فروردین برگزار شد که در آن، هم نخبها ( الیت) جامعه و هم عموم مردم شرکت داشتند.هدف برگزارکنندگان این کنفرانس شرکت دادن همه اقشار جامعه، در سرنوشت کشور خود بود. در سالهای گذشته بیشتر گروها و سازمانهای سیاسی این نوع سمینارها را برگزار میکردند که بیشتر دیدگاه های گروه یا حزب خود را مطرح میکردند؛ به همین خاطر، جهت گیری سیاسی این گروها به همه تحمیل میشد. ولی در این روزها، ما شاهد شرکت همه اقشار جامعه ،در سرنوشت کشور خود هستیم . همگی سعی میکنند نظرات و جهت گیری خود را هم، مطرح کنند. در سمینار و جلسات  گذشته،  گروهای سیاسی دنبال قدرت سعی میکردند غرب را متقاعد کنند که به ایران حمله کند و با شرکت و همراهی با گروهای  طرفدار حمله غرب به منطقه ، شاهد بودیم؛ در تظاهرات طرفداران حمله به لیبی و سوریه گروهای ایرانی،با آنها در تظاهرات، شرکت داشتند و اعلام میکردند که ما هم خواهان حمله غرب به ایران هستیم! ولی جامعه ایرانی با درایت دوراندیشی و تجربه کشتار و خرابی عراق ،افغانستان و لیبی، با شرکت در گردهمایها و جلسات و نوشتن مقالات روشنگری ، یک صدا در مقابل گروهای دنبال قدرت ایستادند و نشان دادند  که هرچند ، مخالف رژیم ضد آزادی و دموکراسی بر ایران هستند؛ در همان حال، مخالف ویرانی ایران و کشتار مردم خود هم می باشند. این حرکت خود جوش و خردگرایانه ، واضع و شفاف، مخالفت خود را علیه گروه های فرصت طلب ابراز داشته و اعلام کردند که ما نمیخواهیم ایران ما را مثل لیبی و عراق ویران کنند ؛ آنگاه یک حکومت دست نشانده ای همانطور که در افغانستان، عراق و لیبی بوجود آوردند برای ما بیاورند.

در این کنفرانس که برای اولین بار بصورت علنی  و مستقل بدون وابستگی به کشورهای تجاوزگر برگزار شد؛ از همه گروها ، سازمانها و افراد مختلف دعوت بعمل آمده بود. متاسفانه سازمانها و گروهای مدعی طرفدار مردم و دموکراسی که باید به این نوع جلسات عمومی  بیایند و مردم را به خواستهای حزب و گروه خود  جلب کنند شرکت نکردند!  شاید چون اولین جلسه بود و آمادگی مطرح کردن برنامه و خواستهای خود را نداشتند؛ امیدواریم که در جلسات آینده شرکت کنند و با مردم گفتگو کنند تا با آنها در نابودی دیکتاتوری حاکم بر ایران، همراه شوند. اگر فکر میکنند که خود تنها میتوانند رژیم را نابود کنند ؛ تجربه سی و سه سال ،عکس آنرا شاهد بودیم و فاجعه بارتراینکه، بجای همراه کردن مردم با خود به بیگانگان تکیه کردند و سعی کردند بیگانگان آنها را حمایت کنند و دموکراسی را بکمک آنها، برای ما به ارمغان بیاورند!

فاصله گرفتن و پشت کردن به مردم، بناچار وارد معامله شدن با بیگانگان است و در عراق و افغانستان و لیبی و حتی تونس و مصر هم شاهد هستیم، غرب دولت ملی و مستقل را بر نمیتابد و با بنیادگراهای مذهبی وارد مذاکره شده اند!

با این وصف اهمیت چنین سمینارهای به گروهای فرصت طلب، امکان نخواهد داد تا از آب گل آلود ماهی بگیرند. در این سمینار،افراد و نمایندگان گروهای که صحبت کردند، هرچند از نظر سیاسی و دیدگاه در مقابل هم بودند ولی تحمل همدیگر را داشتند و نشان میدهد که ما می توانیم باهم گفتگو کنیم. مگر راهی غیر از گفتگو و تبادل نظر و اندیشه برای رسیدن به آزادی، استقلال و دموکراسی، بجای قیم های زمینی و آسمانی داریم؟

من در نوبت خودم از خیزش مردم ما در سه انقلاب بزرگ برای رسیدن به استقلال، آزادی، حاکمیت قانون و عدالت اجتماعی صحبت کردم؛ و گفتم که سه بار انقلاب کردیم و رژیم را تغییر دادیم ولی فورا، به خانه های خود برگشتیم و دوباره استبدادی در شکل دیگر بما تحمیل کردند. در انقلاب مشروطه، بعد از واداشتن مظفرالدین شاه، به تسلیم در مقابل قانون مشروطه ، بخانه های خود رفتیم و مجلس را تنها گذاشتیم که محمد علی شاه مجلس را به توپ بست. با مبارزه مردم  به بیرون کردن محمد علی شاه به روسیه منجر شد؛ ولی طولی نکشید، انگلیس و نخبه های سیاسی وابسته ما، دیکتاتوری رضا خان را بما تحمیل کردند. وقتی رضا شاه بطرف آلما نیها گرایش پیدا کرد و سعی کرد از دست انگلیسیها فرار کند، او را خلع و به آفریقا تبعید کردند و پسرش را به سلطنت رساندند.

 در ملی کردن نفت، همه اقشار مردم اتحاد کردند، نفت ملی شد و بیگانگان دستش از غارت منابع ملی و دخالت در امور داخلی کشور، کودتا شد ولی ما میدان را خالی کردیم و سازمان سیا بکمک تعداد معدودی از عوامل داخلی، توانستند دولت ملی را سرنگون کنند.

در انقلاب 1357 هم، دیکتاتوری را، سرنگون کردیم ولی استبداد به شکل ولایت فقیه ظاهر شد و کودتا علیه حکومت جمهور مردم کرد؛ ما خاموش شدیم ! کشتار آزادیخواهان دوباره شروع شد و ولایت مطلقه فقیه بجای جمهوری بما تحمیل شد هنوز هم فکر میکنیم میزان رای مردم است نه فقیه مطلقه!

آیا باز میخواهیم افراد و گروهای وابسته و قدرت طلب برای ما تصمیم بگیرند؟ شرکت مردم این را نشان میدهد، که مردم خواهان، دموکراسی و عدالت ، در مقابل افراد و گروهای وابسته ایستاده اند، و این یادآور ان است، که مردم ما به حقوق خود واقف شدند و به این نتیجه رسیده اند که: تا زمانی در سرنوشت کشورخود سهیم نشوند؛ دیگران برای آنها تصمیم خواهند گرفت . با این حرکت و مشارکت در سرنوشت کشور، نشان داده اند که خود با حضور خود، سیاستمداران را وا میدارند که به خواستهای جمع مردم توجه کنند نه آنطور که خود میخواهند.

 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.