"من بر علیه 3،1 میلیارد مسلمان و علیه نا آگاهی درجهان می رزمم"

ویدئو سخنرانی یک خانم سوریه ای از خانواده ا سلامی، علیه اسلام در سراسر جهان است.

(1)
https://www.facebook.com/mo.shah.357/videos/181986...

این خانم استاد دانشگاه و بزرگوار سوریه ای، واقعا آگاه واهل مطالعه و آنطور که معلوم است به کسی حرف دروغ نمی بندد و توهین نمی کند. او بدون شک اکثر کتب مقدس و بویژه کتب مقدس اسلامی راخوانده است. انسانهای روشنفکر و مترقی و ازجمله این خانم محترم هیچ گونه خصومتی با آئین اسلام ندارند. من از طرف خودم اطمینان دارم و این خانم بزرگوار نیز به احتمال زیاد بابنده موافق اند اگر قبول یا رد هر آئینی از روی مطالعه باشد، نه ازروی تقلید ویا احساسات، مورد تأییدمن است. بفرض مثال، چه بسا اگرما (بنده واین خانم) درسیستم های تئوکراتیک و مستبد، کورکورانه همه چیز را می پذیرفتیم، درکشور خود بهترین مقام و حقوق را دریافت می کردیم و خیلی راحت به زندگی ادامه می دادیم که اصلا این موضوع مورد پسندمان نبوده ونیست که درکشوری باشیم با این فرق طبقاتی فراوان. هیچ کسی نمی تواند این ادعای ساده را رد کند، زیرا واقعیت دارد. من ازخود آغازمی کنم، هرگز یادم نمی رود، زمانیکه پس ازسی سال توانستم پول بلیط هواپیما برای یکی ازخواهر زاده هایم تهیه کنم که بدیدنم بیاید. او بعد ازآمدن ضمن اینکه مرا بی نهایت با دیدار خودش خوش حال کرد، هنگام برگشت ازمن شماره حساب بانکی خواست وگفت: "برای سفر بعدی می خواهم مبلغی ازپس اندازم به حسابت بریزم"، من خیلی ساده باورکردم. هنگامی که پول به دستم رسید، تلفن کردم وگفتم، دختر عزیزدائی، تو اکنون -،420 یورو نزد من دارید. او گفت:"نه دائی، آن مبلغ مال خودت است". من گفتم اگر می دانستم تو این کار را می کنید هرگزشماره حساب به تو نمی دادم. او با ناراحتی پاسخ داد: "دائی جانم، تو با درجه بالای تحصیلات، مانند یک پناهجو زندگی می کنید، همه فامیلهائی که بوسیله من مبلغی پول برایشان می فرستید، فکرمی کنند توپول راهمین طور پارو می کنید و این اضافی افتاده که برای آن ها می فرستید. احتمالا کسی نمی داند که این باورتو است. با تأسف باید گفت: اکثرمردمان ملیتهای ایران این گونه می اندیشند، بهرحال قابل درک است. بابودن امکانات وباور به ازخودگذشتگی، بایدانسانها هوای همدیگر را داشته باشند". همین فداکاری که به هنگام زلزله درکردستان، درسراسر ایران، اتحاد مردمان قابل لمس بود. درواقع ما امکانات آزادتری داریم، ازنظرمادی ومعنوی، باید در حد توانمان کمک کنیم. دراین جا یک فرق بین انسانهای متفکر و دمکرات با کسانی که می خواهند بهر قیمتی زندگی کنند، وجود دارد. انسانهای آگاه و آزادیخواه حاضر نیستند هرقیمتی رابرای زنده ماندن بپردازند. آنها حفظ شرافت و انسانیت را بالا تر از هر مقام و میلیاردها دلار می دانند، اما برای بعضی ها که پیرو "دست بگیر روی کلاهت بادنبرد"، چنین تئوری معیار سنجش است و حاضر اند همه چیز را با پشیزی عوض کنند. اکنون بپردازیم به اصل موضوع، که مطالعه برای پذیرش ویا نپذیرفتن هر آئین و ایدئولوژی است، نه اینکه کور کورانه آنها را قبول یا رد کنیم.
این تیتر فوق، گفته خانمی، استاد دانشگاه، ازخانواده اسلامی و سوریه ای است. اومطالعات زیادی به زبان مادری داشته است. ایشان مبارزه وجنگی راعلیه اسلام آغازکرده اند که بسیار رادیکال است. آرزو می کنم که مسلمانان افراطی او را بگذارند و نکشند. مگر سلمان رشدی چه کرده بود که آیت الله خمینی فتوا به قتلش داد و جایزه دلاری برای سرش گذاشت؟ این خانم بزرگوارسوریه ای برای اسلام خطرناکتر از سلمان رشدی است. ایشان که مانند سلمان رشدی به زنان پیامبر و سلمان فارسی در کتاب خودآیات شیطانی، توهین نکرده اند، بلکه او درسخنرانیش به سند رجوع می دهد. سلمان رشدی مطالبی عام پسند و تا حدودی واقعیت را با چاشنی ونمک بیان می کند. مطالبی که این خانم را ازسلمان رشدی هندی متمایز می کند. اولا؛ او عرب است ودقیق بزبان مادری تسلط دارد و قرآن مجید و احادیث را بادقت خوانده است. گرچه ترجمه های قرآن به فارسی، انگلیسی و آلمانی که نگارنده مقایسه کرده است هیچ ایرادی ندارد و نه به آن اضافه شده و نه کم و نهایتا کوشش شده که عین مطلب ترجمه شود. دوما؛ اوزنی عرب مسلمان است که اکثر زنان درکشورهای عربی بایدتابع مردهای خود باشند. بنابه سوره ی نسا آیه 34 درقرآن مجید. لذا اگر زنی، بباورمسلمانان، تابع شوهرنباشد وسرکش شود و اهل مطالعه، اوکافر، خطرناک وقتلش واجب است. بهرحال اگر من بجای این بانوی فرهیخته می بودم، می گفتم؛ نخست بایدعادت به مطالعه داد ونهایتا بی سوادی سیاسی واجتماعی را ازمیان برداشت ومردمان را یادآور شدکه هراتفاقی درهرگوشه ای ازمملکت بیافتد، بی تفاوتی راکنار بگذارند، زیرا این اتفاق به همه مربوط است. مانند زلزله درکرمانشاه یکی از استانهای ایران. بعلاوه به رهبران مردم توصیه کرد که درخدمت خلقها بودن بزرگترین عمل خوبی است و نام نیک درتاریخ برجای گذاشتن ازصدها وعده توخالی بهشت که درجهان اسلام قول می دهند، بهتر ومنطقی تر است. اگر اینها بطور سیستماتیک عمل شوند، همه چیزاتوماتیک حل می شود ونیاز نبود ونیست، احساساتی شویم وبگوئیم:"بله من می خواهم 3،1 میلیارد مردم را دراسلام عوض کنم"! من این را می گویم"یک شیوه رادیکالیسم وتندروی در هر زمینه ایست". همین تند روهایند که ناخود آگاه پیروزی جنبش برحق راکه خود نماینده بجا ودرست آن اند، عقب می اندازند. آنها می خواهند یک شبه همه چیز بر وفق مراد عوض شود. اگر اینطور بسیار عالی است. اما منقلب کردن یک فرهنگ بیش از هزار سال اندی تابع مرور زمان و پیشرفت در طبیعت است، این را همه می خواهند وخواست درستی است. اما باتأسف فراوان، اگر ما بخواهیم بامنطق کار پیش برود، بیش ازحوصله انسانهای فرهیخته، طول می کشد. آنچه که به نابودی خرافات، مربوط می شود، نیاز مبرم به عادت به مطالعه داریم. بویژه خواندن دقیق کتب آئینی وهیچ نیازی هم به مقلد نیست. کسی که قلم بدست است ومی نویسد، گرچه بی آزارترین انسان می تواندباشد، امابرای مذهبیونی که اعتقاد به کشتن هرقلم بدستی وبه باورآنها کافر دارند، دررأس برنامه تهدید به قتل قرارگرفته است. برای نمونه خود بنده که فکر می کنم، آرام ترین و در این زمینه میانه روترین موجود هستم، با این وصف، بارها از طرف روزنامه اسلامی درکردستان ایران علنا تهدید شده ام که به 5،1 میلیارد پی روان اسلام توهین کرده ام! درحالیکه، من فقط به این کتب، برای مؤمنین مقدس، استناد کرده ام، نه توهین. در این کتب به همه انسان ها توهین می شود، و آن ها را غیر مستقیم گوسفند می دانند که نیاز به چوپان دارند. من بجز استناد به این کتب، اصلاتوهین نکرده ام، اگر جملات من واستناد به کتب مقدس توهین آمیزاست، من ازهمینجاعذر می خواهم، لذاواژه توهین درفرهنگ نامه من وجود ندارد. توهین وتهمت زدن به من؛ نشانگرسه نکته است. 1 این عزیزان، آنطور که اشاره شده، اهل مطالعه نیستند. 2 یا قصدی در کار است. 3 و یا این که یک مشت پیرو می خواهند که گوسفند وار تابع باشند! اخیرابعد ازانتشار مقدمه کتابم که "آیا قرآن مجید وحی خداوند یا گفته ی پیامبر است"، نامه هائی دریافت کرده ام، مبنی بر این که چرا پس از انتشار مقدمه کتابم، از درج بقیه کوتاه آمده ام؟! آیا از تهدید این آقایان می ترسم؟ پاسخ یک نه است. من ازهمینجا ازحضور علاقمندان وبویژه نگارندگان نامه ها عذرخواهی می کنم. نه! بهیچ وجه، من ترسی از تهدید ومرگ ندارم، بلکه کارم فراوان است. آخر آدمی که خود را واقع بین می داند وبا اطمینان هیچ ریگی درکفش ندارد،چرا بایدبترسد؟ من نه ضعف ریال دارم و نه سودای مقام که مانند سران رژیم همه چیز را فدایش بکنم و ازخوش باوری مردمان ملیت ها، حداکثرسوء استفاده راببرم! بهرحال ارسال متن کتاب برای روزنامه ها، بویژه، هفته نامه و روز نامه وماهنامه اینترنتی نیازبه دسته بندی دارد وبصورت مقاله درآوردن و الی بقیه کارهاخیلی ساده است که می توان مطلب را با یک کلیک ارسال کرد و کمتر نیاز به صرف وقت است. به چشم، به محض این که کمی سرم خلوت شد وکارم کمترشود، به ادامه درج خواهم پرداخت. لایق ذکر است من درکنفرانسی درکلن آلمان ازطرف یک مسلمان واقع بین مورد پرسش قرارگرفتم که ایشان گفتند:"من ازخوانندگان مقالات شماهستم و آنهارا خیلی واقع بینانه ومستند می بینم. امامی دانم که شما ازخانواده یارسانی هستید واین باعث می شود که مسلمانان مطالب شمارا نخوانند. برای مثال اگر من مسلمان زاده دقیق عین این مطلب شما را بنویسم که همه اش به کتب مقدس استناد شده و من برای اطمینان بیشتر، مقایسه کرده ام، می گویند: این آقا خودش ازخانواده اسلامی است و حتما درست می گوید". من ضمن این که به این خواننده عزیز ومهربان حق دادم، درادامه گفتم: آنکسانی که بادیدن نام نویسنده که دارای عقیده غیر اسلامی است ازخواندن مقاله خودداری می کنند، اولا عادت نکرده اند به مطالعه و دوما دنبال بهانه اند که نخواندن راتوجیه کنند. سوما مانند شمای عزیزم واقع بین وبا خود رو راست نیستند وگرنه مطالب"دشمن"که من خودرا دشمن هیچکسی وبوِیژه هم میهنان عزیز، نمی دانم. آنها دارای هرعقیده و پیرو هر ایدئولوژی، بجز"برتری طلبان و نژادپرستان"، باشند، حداقل مطالب رامی خواندند که بدانند این باصطلاح دشمن درباره عقاید آنهاچه نوشته است؟ ایشان باگفتن یک جمله، مراقانع کرد.گفت دقیق هدف شما این مسلمانان مایل به مطالعه و یا حداقل تمایل به نگاه کردن به روزنامه ها هست، مگر نه؟ او درست می گفت، به این دلیل من این مطلب را درباره سخنرانی علیه اسلام، ازیک بانوی رک و راست و فرهیخته و باسواد و مسلمان زاده عرب و استاد دانشگاه می نویسم. ایشان نه این که بزبان عربی قرآنی تسلط کامل دارند، بلکه به زبان انگلیسی هم روان حرف می زنند، (سخن رانی، بازیر نویس فارسی و به زبان انگلیسی است).
هایدلبرگ، آلمان فدرال 16.12.2017

دکتر گلمراد مرادی

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: