تجزیه طلبی در چهار منظر
25.05.2012 - 22:37

گروه های به حاشیه رانده شده و محروم از حقوق اساسی و مشارکت سیاسی، "اقلیت" نامیده می شوند. ایران در 90 سال اخیر شاهد انواع ستم ها به اقلیت های زبانی بوده است. حداقل این است که آنها از آموزش به زبان مادری خود محروم شده اند. نظام های سرکوبگر مردم را از حقوق اساسی شان محروم کرده اند. نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر، عادلانه ترین نظامی است که تاکنون آدمیان برساخته اند. مبارزه ی مردم ایران ناظر به چنین هدف والایی است. اما افراد و گروه هایی به دنبال تجزیه ی ایران اند. دولت هایی نیز در سطح منطقه و جهان به اشکال مختلف از این رویه ها حمایت به عمل می آورند. نفرت از جمهوری اسلامی موجب شده تا افراد و گروه هایی میان کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی هیچ تمایزی قائل نشده و به سوی پروژه هایی پیش روند که معطوف به نابودی ایران است.

مقاله های چهارگانه ی زیر ناظر به پیامدهای تجزیه طلبی در ایران است، خصوصاً پیامدهای خونبار انسانی آن. اما گروه هایی با برساختن هویت های فارس و ضد فارس، مبارزه ی آزادیخواهی مردم ایران را به نزاع های قومی تبدیل می کنند. هویت هایی که معلوم نیست از چه اجزایی تشکیل شده اند و تا حدی که من اطلاع دارم، تعریف نشده اند و مدعیان هویت های متعارضی را که می سازند،تاکنون به طور تحلیلی روشن نساخته اند که چیست؟

می گویند من "فارس" هستم. اما من نمی دانم که "فارس" بودن چه معنایی دارد و هرگز خود را "فارس" نخوانده و احساس نکرده ام. تصور من این بوده و هست که ما نیازمند اندیشه ی تجدد(مدرنیته) و نظام اجتماعی مدرن هستیم، نه بازگشت به جهان مفهومی ماقبل مدرن. هیچ نظام فکری ای به اندازه ی اندیشه ی تجدد برابری گرا نیست. اصل بر برابری و آزادی است. همه ی ما شهروندان برابر و آزاد هستیم و نظام های سیاسی ای باید پدید بیاوریم که ملتزم به این اصل باشند. من تا حدی می دانم که "شهروند برابر و آزاد" چیست؟ اما اصلاً نمی دانم که هویت های متفاوتی چون "فارس"،"کرد"،"ترک"،"بلوچ"،"لر"، و...چیست؟ البته که اشکال از من است. اما مدعیان نیز نکوشیده و نمی کوشند تا مدعای خود را توضیح دهند.

چهار مقاله زیر چنین دغدغه هایی را پی می گیرد. مدافع تمامیت ارضی ایران و آزادی همه ی ایرانیان است. از حق تعیین سرنوشت همه ی ساکنان ایران زمین دفاع می کند. نگاهش اومانیستی است، نه ناسیونالیستی. به انسان چون انسان می نگرد. یعنی انسان- مستقل از تفاوت های جنسیتی و زبانی و مذهبی- غایت فی نفسه است. حقوق بشر، حقوق بشر است از آن نظر که "شهروند برابر و آزاد" است. به دموکراسی و آزادی و حقوق بشر و برابری فرا می خواند، نه جنگ و ستیز قومی و قبیلگی. باید دوران قبیلگی را پشت سر نهاد. آدمیان دموکراسی را به عنوان نظام سیاسی عادلانه ی جهانی برساخته اند. حقوق بشر را در "اعلامیه ی جهانی حقوق بشر" مندرج کردند تا متعلق به همگان باشد. در گام سوم اعلامیه ی "اخلاق جهانی" را تهیه کردند. امیدوارم که این مقاله ها به گفت و گویی مستدل و فارغ از تهمت و دروغ و دشنام دامن بزند. هر چهار مقاله در متن پی دی اف زیر آمده است.

tajziehtalabiAG.jpg

-----------------------
[لینک به متن پی دی اف چهار مقاله]

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
گویا

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما