یوروویژن، خشم تهران و شادی باکو

مسابقه یوروویژن خاری در چشم ذوب شدگان ولایت از ماه ها پیش بود، آنان تبلیغات گسترده ای در رادیو تلویزیون و ابزار تیلیغاتی رژیم آغاز کرده اند ، راست و دروغ را درهم آمیخته، گفتند همجنس گرایان در باکو رژه خواهند رفت و گاهی هم از کلمات رکیک استفاده کرده، مردم آذربایجان را به تظاهرات و مقابله با مسابقه یوروویژن دعوت کردند، بار دیگر فتوا های همیشگی صادر شدند. امامان جمعه در خطبه های نماز نظام جمهوری آذربایجان و شخص الهام علی یف را هدف گرفتند.

تنش بین جمهوری اسلامی و جمهوری آذربایجان از مدت ها پیش آغاز شده و روز به روز عمیق تر می شود. این در حالی است که این دو کشور نزدیکی های فراوانی باهم دارند و میلیون ها ترک آذربایجانی با قرار داد هایی که خارج از اراده و خواست آنها بوده در سال های بسیار دور بسته شده در دو سوی مرزی قرار گرفته اند. آنان باید آن قرارداد ها و یا معاهده ها را اجبارن و الزامن بپذیرند ! هرچند گذشت زمان، رشد تکنولوژی، آگاهی بشری و گسترش ارتباطات با استفاده از شیوه ها و تکنیک های گوناگون از اهمیت اینگونه مرزبندی های تصنعی و قراردادی به شدت کاسته، ریزش لغزش و زوال آن را نزدیک تر و عنقریب کرده است.

جمهوری آذربایجان در اوایل دهه 20 قرن بیستم در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت و در اوایل دهه 90 با فروپاشی آن اعلام استقلال کرد و به صورت کشور مستقل در نهاد های بین المللی، کنوانسیون های جهانی و پیمان های اقتصادی و سیاسی شرکت کرد. بین سال های 1991 تا 95 دوران دشوار اقتصادی، بحران های سیاسی و اجتماعی و جنگ تحمیلی از سوی جمهوری ارمنستان را پیش برد. با این جنگ بخش وسیعی( 20 درصد) از خاک خود را از دست داد و بیش از یک میلیون انسان هنوز بعنوان آواره جنگی در مناطق مختلف آذربایجان و در برخی موارد در اردوگاه ها زندگی می کنند. در محکومیت این اشغال تا کنون چندین قطعنامه از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر شده ولی به اجرا در نیآمده است. با قبول آتش بس و آغاز مذاکرات در مناطق مختلف بویژه از سوی کمیته مینسک دوران تثبیت حکومت و دولت آذربایجان به سرعت پیش رفت و تغییر و تحولات مهمی در کشور و دیپلوماسی آن صورت گرفت. از سوی ترکیه به نوعی با پیمان ناتو پیوند خورد و به ایالات متحده آمریکا تمایل پیدا کرد. این نزدیکی تا جایی پیش رفت که صحبت از دادن پایگاه به آمرکا پیش آمد. آمریکا در تمام این مدت از دیپلومات های برجسته خود بعنوان سفیر در باکو استفاده کرد که نشان دهنده اهمیت این کشور در سیاست گذاری های جهانی است. در این میان باکو رابطه بسیار نزدیک خود را با اسرائیل پیش برد و گسترش داد. روابط تجاری آن دو به بیش از 4 میلیارد دلار می رسد. این رقم برای اقتصاد جمهوری آذربایجان با حجم اندک خود اهمیت فراوانی دارد.  همکاری های اقتصادی و نظامی تا جایی پیش رفت که اسرائیل در ساخت برخی از تجهیزات نظامی به جمهوری آذربایجان یاری رساند و در یک قرارداد فروش ادوات نظامی به میلغ بیش از یک میلیارد و 600 میلیون دلار هواپیما های بدون سر نشین شرکت کرد. همزمان لیبرمن وزیر امور خارجه و رئیس جمهور اسرائیل از باکو دیدن کردند. این روند خوشآیند جمهوری اسلامی نبود زیرا با فروپاشی اتحاد شوروی نقشه های دیگری در سر داشت. بر این باور بود که اکثریت جمعیت آن کشور شیعه مذهب و تحت تاثیر ولایت و آیت اله های ایران قرار خواهند گرفت. از آن رو به سرعت دست بکار شد، به سازمان دهی پرداخت، بنام کمیته امداد در مناطق محروم به پخش دارو، مواد غذایی و شوینده مشغول شد.برخی از جوانان و افراد متمایل به خود را بطور رسمی و گاهی غیر رسمی به حوزه های علمیه در داخل ایران وارد کرد و با پرداخت شهریه های کافی به آنان، شرایط رفاهی برای خانواده آنان را نیز فراهم آورد. در برخی از مناطق محروم و شهر های مذهبی مانند نارداران کنترل مساجد را در دست گرفت و به تبلیغ دستآورد های دروغین خود پرداخت.

مداخله در امور داخلی آذربایجان از سوی ایران بقدری گسترش یافت که جمهوری آذربایجان با احساس خطر مجبور به پیشگیری از آن شد. فعالیت کمیته های امداد، پذیرش طلبه از سوی حوزه های علمیه و دیگر مراکز شیعی که فرمان از آیت اله ها می گرفتند، زیر نظر نیرو های امنیتی آذربایجان قرار گرفتند. همزمان رادیو تلویزیون، انجمن های حقوق بشر، نویسندگان و کنشگران اجتماعی که متمایل به آزادی و سکولاریزم بودند به تشریح، تحلیل و تاویل قانون اساسی جمهوری سکولار آذربایجان پرداختند. در این راستا دولت و پارلمان هم با تصویب و اجرای قانون، محدودیت هایی برای پوشش اسلامی در مدارس بوجود آوردند. محدودیت و ممنوعیت پوشش چادر، مقنعه و روسری در مدارس آذربایجان خشم و فریاد روحانیت قم را در آورد و آنان را به شدت عصبانی و خشمگین کرد. سیل ناسزا و فتوا از سوی مکارم شیرازی، نوری همدانی و دیگران آغاز شد. لنکرانی با فتوایی حکم قتل نویسنده برجسته و مبارز راه آزادی رافیق تقی را صادر کرد و با اجرای آن جنایت در روز روشن از سوی جنایتکاران موج شادی در دل مرتجعین بویژه فرزند لنکرانی افزون تر کرد تا جائیکه همراه با برخی از روحانیان قم آن جنایت را به قاتلان تبریک گفت.

ساخت و ساز شهری به سبک غرب، رشد سریع اقتصادی، تمایل به ارزش های غربی و پافشاری بر سکولاریسم در جمهوری آذربایجان خشم جمهوری اسلامی را افزون و مرتجعین تاریک اندیش را تحریک می کرد. جلوگیری از فعالیت گزارشگران تلویزیون دولتی سحر( تلویزیون جمهوری اسلامی) که به زبان ترکی برنامه اجرا می کرد و به تحریک ساده دلان مذهبی در آذربایجان می پرداخت رابطه رو به تنش را ژرفتر کرد، در مدت کوتاهی به دفعات جوانشیر آخوندوف به وزارت امور خارجه فرا خوانده شد تا مراتب اعتراض جمهوری اسلامی را به باکو گزارش دهد. در این میان جمهوری آذربایجان به غرب و ارزش های غربی توجه داشت، باکو با عضویت در شورای اروپا و انتخاب به عضویت غیر دائمی شورای امنیت سازمان ملل روابط خود را با دنیای غرب و نهاد های بین المللی گسترش داد. در این میان انتخاب خواننده و هنرمند آذربایجانی در یوروویژن سال 2011 از سوی مردم این امکان را به باکو داد که این مسابقه مهم و جهانی را در باکو برگزار کند. از آن رو در یک سال گذشته آبادانی شهر و ساخت کریستال پالاس در کنار دریای خزر و دعوت از هزاران هنرمند از سراسر اروپا زمینه یک تبلیغات وسیع را برای آذربایجان فراهم کرد. همزمان خرابکاری، کارشکنی، ریاکاری و تبلیغات جمهوری اسلامی افزایش یافت.

آذربایجان برای مقابله و پیشگیری از نفوذ اسلامگرایان، قانون اساسی خود را در هزاران نسخه تجدید چاپ کرد و در اختیار مردم و نهاد های مدنی گذاشت . بار دیگر بر سکولار بودن دولت و جامعه خود صحه گذاشت. قانون اساسی جمهوری آذربایجان شامل 5 فصل، 12 بخش و 158 اصل است. در اصل اول قانون اساسی جمهوری آذربایجان آمده است. یگانه منبع حاکمیت مردم است. در بند 1 از اصل 7 گفته شده، در جمهوری آذربایجان دین و دولت از هم جداست و تمام عقاید دینی در برابر قانون یکسان است. در اصل و بند های دیگر به حقوق یکسان زن و مرد، زن و شوهر، عقد نکاح بر اساس رضایت قلبی و حمایت دولت از آن اشاره کرده است که این مجموعه به شدت از سوی جمهوری اسلامی ضد دین و باور های اسلامی تفسیر می شود.

اصل 47 و 48 از قانون اساسی جمهوری آذربایجان به آزادی بیان و دین پرداخته است، در بند 1 از اصل 47 آمده است. هرکس از شهروندان آزادی فکر و بیان آن را دارد و بند 2 اضافه می کند هیچ کس را نمی توان به ابراز عقیده و یا روی گردانی از فکر و اندیشه خود مجبور کرد. بند 2 از اصل 48 آزادی انتخاب دین و یا آزادی از دین را بیان می کند و می گوید. هرکس حق نگرش مستقل به دین، اعتقاد به هر دینی را به صورت فردی و یا جمعی و یا عدم اعتقاد به هیچ دینی را دارد و می تواند آن را آزادانه بیان و یا اندیشه و دیدگاه خود را منتشر نماید. در بند 3 از این اصل آمده است. انجام مراسم دینی در صورتی که قوائد و نظام اجتماعی را بر هم نزند و یا در ضدیت با اخلاق عمومی جامعه نباشد آزاد است. برای پیشگیری از تبهکاری افرادی که خود را در تقسیر باور های دینی صاحب کرامات، توانایی و آگاهی منحصر به فرد می دانند، بند 4 از اصل 48 اضافه می کند، عقیده و اعتقاد دینی موجب برائت و یا برهم زدن حقوق جمعی نمی شود و در این میان عدم اعتقاد به دین را آزاد می شمارد و در اصل 56 می گوید. حق نامزدی خادمان دین در انتخابات طبق قانون می تواند محدود شود. بنابرین جمهوری آذربایجان هم سکولار است که جدایی دین از سیاست را پیشبینی می کند و هم لائیک است که اراده بشر را بالاتر از هر چیز و آن را  دنیوی تفسیر می کند. این قانون اساسی با ماهیت دمکراتیک و بشری خود به باور طرفداران ولایت، کفر آمیز و الحادی است زیرا اساس حاکمیت را مردم می داند که می توانند اندیشه، باور و دیدگاه های خود را آزادانه بیان کنند.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، انسان بی اراده و تسلیم مطلق است و هیچگونه اراده ای از خود ندارد و حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را هم ندارد، زیرا عقل و خرد انسانی جایگاهی در آن ندارد. رابطه بین انسان و خالق را ولایت و اجتهاد تعیین می کند، در اصل دوم از قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است:

جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به :

1: خدای یکتا و اختصاص حاکمیت و تشریح به او و لزوم تسلیم در برابر امر او.

2: وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین.

3: معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان بسوی خدا.

4: عدل خدا در خلقت و تشریع.

5: امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی.

6: کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا. که از راه: الف_ اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین...، و  متن، روح و ذات قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در تقویت این اصل قرار می گیرد. بنابرین نگرش این دو قانون اساسی به انسان متفاوت و ارزیابی ارزش ها هم متفاوت خواهد بود. قانون اساسی جمهوری آذربایجان به دولت، هنرمندان و دیگر ارگان ها و نهاد اجازه می دهد که برای شادکامی، شادزیستی و نشاط آفرینی در جامعه تلاش کنند. در این راستا هنرمندان آذربایجان هم در سال های اخیر موفقیت های چشمگیری بدست آوردند. آخرین آن شرکت بیش از 42 کشور در نمایش بزرگ و چشمگیر یوروویژن در باکو است که در شنبه 6 خرداد برگزار خواهد شد. در این راستا چندین هزار توریست و هنرمند برای شرکت در این مسابقه به باکو مسافرت کرده اند. صد ها کانال رادیویی و تلویزیونی همراه با پخش مستقیم این مسابقه آواز به تبلیغات وسیع و گسترده ای از آذربایجان پرداخته اند. آنان در هفته موسیقی در باکو از مراکز توریستی، هنری، صنایع دستی و مراکز تفریحی دیدن می کنند و شادی دل انگیزی را همراه خود به باکو آورده اند. جوانان با رقص و آواز آنان را همراهی می کنند.

مسابقه یوروویژن خاری در چشم ذوب شدگان ولایت از ماه ها پیش بود، آنان تبلیغات گسترده ای در رادیو تلویزیون و ابزار تیلیغاتی رژیم آغاز کرده اند ، راست و دروغ را درهم آمیخته، گفتند همجنس گرایان در باکو رژه خواهند رفت و گاهی هم از کلمات رکیک استفاده کرده، مردم آذربایجان را به تظاهرات و مقابله با مسابقه یوروویژن دعوت کردند، بار دیگر فتوا های همیشگی صادر شدند. امامان جمعه در خطبه های نماز نظام جمهوری آذربایجان و شخص الهام علی یف را هدف گرفتند. محسن مجتهد شبستری امام جمعه تبریز در نماز جمعه 11 ماه مه گفت. اگر این کار انجام گیرد دولت الهام علی یف ساقط خواهد شد... این رقابت ضد اسلامی و ضد انسانی است... این رژه همجنسگرایان صد ها نفر را در باکو بی خانمان کرده اند. علی نعمت زاده امام جمعه مرند پا را فرا تر گذاشت و گفت. 95 درصد از ملت آذربایجان با علی یف مخالفند... خشم مردم آذربایجان، مرند و سایر شهر های اسلامی غیر قابل مهار خواهد بود و همزمان یک بسیجی از دانشگاه محقق اردبیلی هم گفت: مردم آذربایجان با سرنگونی دولت لائیک در آن کشور یک دولت شیعی سرکار خواهند آورد. در این راستا تظاهرات در برابر کنسولگری آذربایجان در تبریز و باکو ادامه یافت، در باکو هم این بار رهبر جمهوری اسلامی هدف بود و به شدت از سرکوب ها ، مداخلات جمهوری اسلامی در آذربایجان و خشک شدن دریاچه اورمیه انتقاد شد. سفارت جمهوری اسلامی بی درنگ واکنش نشان داد  و با انتشار بیانیه ای نوشت : عده ای فریب خورده و آلت دست دشمنان اسلام به ساحت مقدس رهبر شیعیان جهان توهین کردند... این اهانت را به امام دوازدهم تسلیت می گوئیم و آن را فاجعه غم انگیز می خوانیم... جمهوری اسلامی در اعتراض به این تظاهرات سفیر خود را از باکو به تهران فرا خواند و بار دیگر اعتراض خود را به جوانشیر آخوندوف ابلاغ کرد.  آنچه در این بیانیه مشاهده می شود توهین به رهبری است که خود را رهبر شیعیان جهان می داند، و هرگونه حق طلبی در داخل ایران را مغایر با مصلحت نظام و رهبری می خواند و آن را به شدت سرکوب می کند. حتا اگر این اعتراض به خشک شدن دریاچه اورمیه و به مخاطره افتادن میلیون ها انسان در پیرامون آن باشد.

جمهوری آذربایجان سال های طولانی در ترکیب اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفته، با دمکراسی از نوع غربی آن آشنایی کافی ندارد. شاید تنها نکته مثبت آن آشنایی و آگاهی از عملکرد دین و نهاد های وابسته به آن در سیاست باشد. از آن رو در جابجای قانون اساسی خود به خطر مداخله دین در سیاست اشاره کرده است. ولی مبارزه برای رسیدن به دمکراسی همچنان جریان دارد. کانون نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان و نهاد های مدنی در جمهوری آذربایجان با تحمل زندان و گاهی شکنجه به مبارزه خود برای رسیدن به دمکراسی و رهایی از استبداد تلاش می کنند. آنان رابطه با نهاد های جهانی، بویژه همکاری با مردم و نهاد های مدنی در کشور های پیرامونی خود را بخشی از این مبارزه می دانند. اتحاد کارگران، زحمتکشان، نهاد های مدنی بویژه جوانان در این منطقه می تواند راهگشای رسیدن به دمکراسی و رهایی از قید و بند هایی باشد که سالیان طولانی بنام ولایت و خاندان حاکم بوده است...

دکتر محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.com

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

نظر: 
پس اندیشمندان حتماً باید تعریف شما از نژاد را باور نمایند که از حدود هفت میلیارد مردم روی کره زمین هفت میلیارد نژاد میسازید!! اگر به تعریف شما باشد که به جز ترکان بقیه مردم جهان از ازل تا آبد نژاد پشت نژاد تولید میکنند و هر قصبه و دهات و بخش و قبیله ای‌ هم, نژاد مخصوص خودشان را دارند!!! بابا شماها دیگر کی‌ هستید؟؟ تحریف و جعل و دروغ شده هویتتان، چه کسی‌ باور می‌کند که پارس‌ها نژاد بوده اند و یا هستند؟ چه کسی‌ باور می‌کند که کردها نژاد هستند؟؟ یا آذربایجانیها نژاد هستند؟ یا آمریکا یها و یا آلمانیها و مراکشی و .......خدا شفا به امثال شما عنایت کند

نظر: 
تا جایی که از صحبت های شما بر می آید شما پارس را در حد یک قوم قوم معرفی میکنید.شاید دیدگاه قومی و نژادگرایانه شما باعث به وجود آمدن چنین تفکری در شما شده باشد!
اما توصیه من این است که تعاریف خودتان در مورد نژاد و قوم و ... را در همین سطح کامنتها نگه دارید و بیرون درز ندهید! چون گوش های اندیشمندان حوصله شنیدن چنین تعاریفی مانند تعاریف شما را ندارند!


نظر: 
در تعریف نژاد شناسی نژاد آریا داریم که پارس‌ها هم یکی‌ از قومهای این نژاد هستند ولی‌ خودشان نژاد نبودند. خلیج پارس هم (که بعدها عربها بخاطر نداشتن حرف پ گفتند فارس) از زمان تشکیل امپراتوری پارس به این نام خوانده شد و در اصل اولین نام این خلیج همین خلیج پارس یا فارس بوده است و این نام یک نام تاریخی است که سندهای بسیار معتبری هم در تأیید آن وجود دارد در نتیجه اعتراض ایرانیان امروز هم که وراث آن امپراتوری عظیم و درخشان هستند اعتراض به جا و درستی است. باز هم تاکید می‌کنم که نژادی به نام فارس نداریم، همانطور که نژادی به نام آذربایجانی نداریم.

نظر: 
جناب فرزین
همچنان منتظر جوابی قانع کننده هستم. مغلطه و هوچی گری نمی تواند جوابی برای سوال من باشد. سوالم را تکرار میکنم : با توجه به انکار شما نسبت به هویت فارس( نژاد قوم تیره و هرچیز دیگری که خود میگویدد) دلیل و لزوم نامیدن خلیج به نام فارس چیست؟

نظر: 
شما هر چه دوست داری صدا کن. کی‌ اهمیت میده که شما خلیج فارس را چه صدا میکنی‌!! مهم سخن مضحک شما نیست، بلکه هزاران سند و مدرک معتبر است که از تقریبا ۲۰۰۰ سال پیش گواهی‌ میده که آنجا خلیج پارس است. حالا شما ناراحتی من کاری نمیتوانم بکنم. باز هم میگویم که نژادی به نام فارس نداریم، همانطور که نژادی به نام آذربایجانی و یا کرد و یا عرب نداریم. اگر نمی‌فهمی مشکل از شماست.

نظر: 

آخر دوست عزیز شما در یک کامنت در بالا پرسیده بودی " فارس کیست؟" مگر نژادی به نام فارس داریم؟" این سوالی است که تازگی ها از زبان شما پان فارس ها زیاد میشنویم! هرچند این این عقیده شما خود به خود و ذاتا مایه استهزاست اما بگذارید باز بنده حرفم را تکرار کنم! شاید با تکرار بتوانی درست را یا د بگیری!

نظر: 
آقا رضا، دوباره طبق معمول و طبق روش پان ترک‌های افراطی داری مغلطه میکنی‌. جناب رضا باز هم میگویم که از منظر نژادی و تعریف نژاد به هیچ عنوان نژاد فارس، کرد، عرب،آذربایجانی ،آمریکایی و ازبکی،قرقیزی و .....نداریم. نژاد انسانها اصولا چند تایی بیشتر نیستند که ریشه بخش بزرگی از انسانها را در بّر میگیرند. باز هم مثال میزنم که اگر دوست داشتی متوجه شوی و اگر هم دوست نداشتی میتوانی‌ باز هم جدل کنی‌!! عرب و بخش بزرگی از یهودیها و اسوریان و کلدانیان از نظر نژادی متعلق به نژاد سامی هستند. روشن شد یا نه؟؟ حالا آیا زبان عرب و یهودیها و اسوریها و کلدانیان شبیه هم است؟ مسلما خیر، ولی نژادشان یکی‌ است. ولی‌ هیچوقت نمیگوییم نژاد اسوری و یا نژاد عرب و یا نژاد یهودی، زیرا غلط است. نژاد ایرلندیها و اسکاتلندیها،ولز،انگلستان و بخشی از کانادا و بخشی از آمریکا و استرالیا از نژاد انگلو ساکسون است ولی‌ هیچکس نمیگوید

نظر: 
جناب فرزین
سلام
بنده طبق فرمایش شما در صفحات و منابع و مستندها در مورد فارس جستجو کردم! باور نمیکنی نکن! اما هزاران صفحه و مطلب دیدم که به تغییر نام ازخلیج فارس به خلیج عربی اعتراض داشتند! اگر قوم و نژادی به نام فارس و یا پارس نیست پس چرا در داخل یران اینها این همه سروصدا میکنند؟ شما پس لطف کنید این دوستان معترض را توجیه کنید و بگویید که نژادی به نام فارس وجود خارجی ندارد!!!!!! این نژاد را ملیت های دیگر ایرانی درآورده اند!!!!!! اگر شما از یک طرف در ایران این کار را بکنید و از طرف دیگر هم

نظر: 
ترکمن، مگر شما همان بهنام هستید که جواب مرا داده اید؟؟ من از بهنام پرسیده‌ام که فارس کیست و چیست؟ من از بهنام پرسیده‌ام که منظورش را نمیفهمم و آنوقت شما به من جواب می‌دهید؟؟!! بهرحال مهم نیست که شما با بهنام یک نفر هستید یا خیر!! چون از این مسائل در دنیای مجازی اینترنت زیاد پیش می‌‌آید!!! جناب ترکمن و یا بهنام و یا هر کس دیگر، اگر صدها و هزارها منبع معتبر و مستند را بگردی به هیچ عنوان نمیتوانی نژادی به نام فارس یا پارس را پیدا کنید! چون چنین نژادی وجود خارجی‌ ندارد،همانطور که اگر صدها و هزارها سند و مرجع معتبر را بگردی نمیتوانی نژادی به نام آذربایجانی پیدا کنی‌!! روشن شد یا نه؟ نژاد انسانها که شامل میلیونها نژاد نیست که هر کسی‌ و یا هر ملتی برای خودش نژاد بخصوص داشته باشد. به عنوان مثال نژاد نگلیسی نداریم بلکه نژاد انگلو ساکسون داریم که شامل بسیاری از کشورهای دنیا در اروپا و آمریکا و

نظر: 
تعجب شما برای من قابل درک است! نه از این بابت که شما منظور من را فهمیده اید نه!!! بلکه این تعجب شما مصداق مثل معروفی است که می گوید:کسی که خود را به خواب زده نمی توان بیدار کرد!
چطور است که منظور من را بسیاری از خوانندگان می فهمند اما شما نمی فهمید؟( در اصل خود را به نفهمی میزنید!!!)
دوست عزیز: این که نژاد و ملیتی به نام فارس از هزاران سال پیش وجود داشته ووجود دارد کسی در دنیا شکی ندارد مگر اینکه یک نفر فارس به هر دلیلی از جمله بیماری! این نژاد را تکذیب کند!!! که در این صورت بهتر است هرچه زودتر به پزشکی درمانگر مراجعه کند!

نظر: 
بهنام، چه میگویی؟ اصلا حرف حسابت چیست؟ فارس کیست؟ تعریف کن آقای جهانگرد؟ اصلا نژادی به نام فارس وجود دارد؟ من که نمیفهمم در مورد چه چیزی صحبت میکنی‌. امیدوارم که هر چه زودتر خوب شوی.

نظر: 
جناب فرزین:
بنده در تمام دنیا مشتاق زندگی فقط در خاک ایران هستم! البته نه ایرانی که شما چند و چونش را تعیین کرده اید و چه بسا اگر امثال شما بخواهند برای ایران تصمیم بگیرند ایران از این که هست هم بدتر شود!
اینقدر از این حکومت و آخوند و ... بدگویی نکنید زیرا اامثال شماها با این آخوندها از یک قماشین هستند البته اونا یک ورژن عقب ترن !

نظر: 
tara جان من آذربایجانی هستم و اهل استان اردبیل، برای من هم فرقی‌ نمیکند که ظلم در ایران است و یا در ترکیه و افغانستان و یا تاجیکستان. من قبیله‌ گرا نیستم که حکومت قبیله‌ ای‌ و دائم العمر خاندان علی‌ اوف‌ها را نبینم و خودم را به کوری و کری بزنم!! این چه جمهوری و دمکراسی است که چند سال حیدر علی‌ اوف بدون رقیب ریاست جمهور بود و حالا تا آبد پسرش الهام علی‌ اوف رئیس جمهور بی‌ رقیب آذربایجان است!!! خودشان را مسخره کرده اند و یا حکومت جمهوری را؟؟ در جمهوری اسلامی میگویند ولی‌ فقیه یعنی‌ فاتحه جمهوری را علنی خوانده اند و کار را سپرده اند به ولی‌ فقیه و هیچ ادعایی دیگری هم ندارند. ولی‌ کشور در اصل سلطنتی آذربایجان با ادعای جمهوریت پسر بعد از پدر و بدون رقیب به مقام رسیده و با سرکوب و شکنجه و کشتار به تخت سلطنت تکیه زده است! حالا شما اینها را چگونه توجیه می‌کنید؟؟ بهنام جان زیاد تند نرو

نظر: 
جناب فرزین
بحث را به بیراهه نکشان! بنده در تمام کشورهایی که از آنها مثال نقض حقوق بشر آوردی زندگی کرده و بوده ام. برای امثال شما که دچار خودبرتر بینی افراطی شده اید و در حالی که هیچ نیستید بیش تر از این نمی توانم دلیل بیاورم و فقط خود شما راهنمایی میکنم که خودتان به آن کشورها بروید و از نزدیک پییشرفت های آن ها رابینید.
جناب عالی که تریبون این رژِیم شده اید صحبت از لیلا زانا می کنید که هیچ کس او را نمیشناسد اما تمام دنیا هزاران نفر مانند ندا را در ایران میشناسد!

نظر: 
اقای فرزین من هم بعنوان یک ترک از اینکه به فکر حقوق ازربانیها و ترکها هستید از شما تشکر می کنم . ای کاش کمی هم به فکر همزبانان و هم نزادان افغانی و تاجیک تان باشید! البته اقای احسان بدرستی ریشه اینهمه محبت !!! بتشما به مردم ترکیه و ازربایجان را بیان کرده اند.

نظر: 
آقای فرزین
من ریشه این کینه های شما نسبت به آذربایجان و ترکیه را درک می کنم. به هر حال رشد و پیشرفت آذربایجان و ترکیه نقشه های صد ساله پدران شما برای آسیمیلاسیون تورکهای ایران را نقش بر آب می کند. درضمن خدمت شما باید عرض کنم که طبق گزارش سازمان ملل در سال 2010 شاخص توسعه انسانی آذربایجان از ایران بالاتر است و حتی از ترکیه نیز بالاتر است. و شاخص جینی دو کشور نیز نشان می دهد که در کشور آذربایجان توزیع برابری از درآمد نسبت به ایران وجود دارد. بی شک مشکلات حقوق بشری و دموکراسی در این کشور وجود دارد که نیاز به گذشت زمان و رشد سیاسی مردم آنجا دارد تا به استانداردهای جهانی حقوق بشر و دمکراسی برسند.

نظر: 
بهنام جان من عذر میخواهم، زیرا نمیدانستم لیلا زانا که همین چندی پیش در ترکیه به ۱۰ سال زندان محکوم شد نشانه پیشرفت دمکراسی در ترکیه است!! نمی‌دانستم که بمباران دائمی مناطق کرد نشین ترکیه و کشتار زن و بچه‌های بی‌ گناه کرد نشانه پیشرفت دمکراسی در ترکیه است!! نمی‌دانستم خراب کردن خانه بر سر مردم بی‌ گناه به خاطر یوروویژن نشانه آزادی و پیشرفت و دمکراسی در آذربایجان الهام علی‌ اوف است!!! نمیدانستم که بی‌ حقوقی زنان در کشورهای عربی‌ امارات و قطر و عربستان نشانه مدرنیته و پیشرفت است!!!! نمیدانستم که تعدّد ذوجات در کشورهای عربی‌ و گردن زدن در ملا عام و نداشتن حق رانندگی برای زنان و پشتیبانی مالی‌ و لجستیکی القاعده نشانه پیشرفت دمکراسی در این کشورهاست!!! آقا خوب شد که شما به من تذکر دادی!!! نمیدانستم که یوروویژن برگزار کردن نشانه دمکراسی است! نمی‌دانستم که ساختن برج‌ها و هتلهای آنچنانی که مردم

نظر: 
جناب آقای فرزین:
میشود جنابعالی کمی ازآزادی ها مدنی در کشور پیشرفته و مدرنتان ایران هم بگویید؟! از تعداد زندانیان سیاسی بعد از جنبش دوم خرداد خبر ندارم اما خیلی خوب خبر دارم که زندان اوین و شهرهای مناطق ملی پر از روشنفکران غیر فارس است؟ کجا ست پس این بلندگوی شما که هروقت حرفی از آذرببیجان ویا یا ترکیه می شنوید، آمپرش بالا میرود!
این حقیقتی است که کشورهایی که شما انها را عقب مانده می خوانید مانند ترکیه و اذربایجان و امارات و قطر و .... الان در مسیر پیشرفت و دموکراسی گام برداشته اند! و این خاری در چشمان شما شده است که هنوز به دنبال سنگ های بیشتری از بقایای تخت جمشید و کوروش هستید!

نظر: 
آقای یحیایی, مطلب شما مرا به یاد مطالب مندرج در نشریه مردم ارگان رسمی‌ حزب توده در دهه ۳۰ شمسی‌ میاندازد که از کشور شوراها (شوروی) تبلیغ میکردند و آنجا را قبله و امال تمام زحمتکشان و بهشت روی زمین قلمداد مینمودند!!! آقای گرامی‌ همین چند روز پیش مخالفین در خیابانهای باکو سرکوب شدند، همین چندی پیش خانه‌ها بر سر مردم بی‌ پناه ویران گشت و هنوز بسیاری بی‌ خانمان هستند!!! منظورتان از اینهمه تبلیغات دروغین و مفت و مجانی برای خاندان سلطنتی علی‌ اوف‌ها چیست؟ یک انتخابات آزاد در آنجا برگزار نمیشود و شما دارید از یوروویژن صحبت می‌کنید؟؟ یورو ویژن برای کشورهای عقب مانده ای‌ و مستبدی مانند آذربایجان فقط حکم یک قرص مسکن را دارد و نه چیز بیشتر. دردهای فقر و بی‌ خانمانی و نقض حقوق صدها هزار تالشی و لزگی و نبودن دمکراسی و حقوق بشر (همین چند روز پیش بود که سازمان حقوق بشر نقض خشن حقوق بشر در آذربایجان