نگاه تیره داریوش شایگان

کلامزدگی و منطق گریزی او منجر به "مسحور شدنش از نیچه" و "شیفتگیش" نسبت به هیدگر بود که هردو نژاد و نژاده پرست، از یاوران فکری نازیسم و از کلاشان کلام بودند و اساسا ضد منطقی و لذا ضد انسانی اندیشیدند. چنانکه دومی در پاسخ به نقد منطقی کلاشی هایش، از تناقض منطقی سخنانش و عوامیتش در فلسفه دفاع کرد.

خلاصه و منظور: من در حیات او نیز در باره اندیشه هایش نوشته ام: که از همان ابتدا به سبب گرایشش به عرفان رو به بیراهه داشتند (1). لذا آنچه که اینک پس از فوت او می نویسم، توضیح بیراهه روی او در سایه ادب زدگی و منطق گریزی فرهنگ معاصر است، که "تقدیر" بسیاری از روشنفکران همدوره او بود. با این توضیح که در مورد شایگان، بینش دست راستی و الیتاریستی نیز به نقائص ادب زدگی، کلامزدگی و منطق گریزی اضافه شده بود. لذا این نوشته ملاحظاتی در ادب زدگی، بینش دست راستی و الیتاریستی شایگان است، تا حقش ادا شده باشد.
ادب زدگی شایگان ملهم از گرایش ابتدائی او در رکاب هانری کربن به ادبیات عرفانی بود که تعیین کننده زاویه نگاه او به عالم شد. چنانکه بعوض مطالعه فلسفه تجربه گرای ابن سینا و ملاصدرا به والذاریات عرفانی سهره وردی گرایید که ملهم از تفلسف زرتشتی زده «نور» و «آواز پر جبرئیل» بود. کلامزدگی و منطق گریزی او منجر به "مسحور شدنش از نیچه" و "شیفتگیش" نسبت به هیدگر بود که هردو نژاد و نژاده پرست، از یاوران فکری نازیسم و از کلاشان کلام بودند و اساسا ضد منطقی و لذا ضد انسانی اندیشیدند. چنانکه دومی در پاسخ به نقد منطقی کلاشی هایش، از تناقض منطقی سخنانش و عوامیتش در فلسفه دفاع کرد. لذا در نظر من شیفتگی شایگان نسبت به چنین کسانی انعکاس قطع رابطه اش با منطق و عقل فلسفی محسوب می شود. من این کلامزدگی دخالت کننده در فلسفه را کلاشی می دانم که بدون تسلط ضروری به منطق، از وزن مثبت فلسفه که ناشی از ساختار منطقی آنست، سوء استفاده می کند.
کلامزدگی شایگان که منجر به فریفتگی اش نسبت به الخناسان متفلسف شد، نه تنها مبیّن بینش دست راستی اوست که ایندو از نمایندگان بارز آن محسوب می شدند، بلکه حاکی از بینش الیتاریستی او نیز می باشد. همچنانکه خصوصا نیچه برکشیده الیتاریسم و نماینده فکری اشراف (دست راستی) جنوب آلمان بود که در حلقه واگنر گرد آمده بودند. شایگان نیز که مطیع (!) مد متاثر از نیچه و هیدگر نیهیلیسم و اگزیستانسیالیسم بعد از جنگ فرانسه بود و به همان خاطر نیز دوبار جایزه فرانکوفونی گرفت، زیر سایه همین مد فلسفی به آنان گروید. لذا نگاه شایگان "مسحور نیچه" الیتاریست و نژاده پرست به شرق و ایران نیز الیتاریستی بود، و از بالا و روی بخار معده احکام "فلسفی" صادر می کرد؛ بی آنکه مقدمات و فرایض احکام را بشناسد. درعمل شایگان خود و خواننده اش را فریب می داد و تصور می کرد که چون قادر به سیر در هپروت عرفان ایرانی است، پس فلسفه هم می فهمد. در حالیکه مقدمه فهم فلسفه تسلط بر بینش منطقی است که شایگان به جهت ادب و عرفان زدگیش از آن دور افتاده بود.
علائم بینش الیتاریستی اورا تا آخر عمر در توجیه آشکارش از استعمار اروپائی بعنوان "جهانگردی اروپائی" می توان دید که در حضیض منطق، دانش تاریخی و انسانیت صورت گرفته است (2). تنها یک الیتاریست می تواند قتل عام های استعماری اروپا در آمریکا، آفریقا، استرالیا و آسیا را چنین کوته بینانه توجیه کند.
کلامزدگی و تباعد شایگان از منطق نیز چنان اساسی بود که در ارزیابیش از «نیهیلیسم» به نظرات هرمان رائوشنینگ که سیاستمداری دست راستی و کلامبافی کلاش بود، رجوع کرد (3)، (4). در حالیکه رائوشنینگ کلامزده ای حراف بود که نه تنها بهره ای از فلسفه نداشت بلکه با بافتن جعلیاتی تحت عنوان «صحبت هایی با هیتلر» سعی کرد مشهور شود (5).
دلبستگی شایگان به تظاهرات "فلسفی" رائوشنینگ در کنار شیفتگیش نسبت به نیچه و هیدگر موید این هستند که او قادر به تحلیل منطقی موضوعات فلسفی نبود. بلکه بواسطه کلامزدگی و شیفتگی اش نسبت به عرفان، مسحور انبانهای کلام و ادبیات فاقد منطق ماند.
با این توضیح که تاثیر پذیری بسیاری از اهل قلم ( ونه اهل فکر!) ایران نظیر شایگان از کلاشی چون فردید روشن کننده این حقیقت تلخ است که فرهنگ ادب زده معاصر ایران تیول کلاشان ادبزده شده و به بن بست تاریخی رسیده است.
حواشی و توضیحات:
(آنچه که در گیومه "..." می آید، از تعبیرات اویند)
(1)
http://www.asre-nou.net/php/view.php?objnr=39840
(2)
Iran-emrooz.net, Thu, 29. 12. 2016.
(3)
آسیا در برابر غرب، داریوش شایگان، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1382.
(4)
Hermann rauschning, „Masken und Metamorphosen des Nihilismus", 1954.
(5)
Hermann rauschning, „Gespraeche mit Hitler", Zuerich, 1940.

منبع: 
عصر نو
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: