اين ايرانشرّى است نه ايرانشهرى !


از ديدن اينهمه نژادپرستى عريان حيرت مى كنم.

آگهى دكترى را كه بر ديوار مطبش چسبانده است خواندم بدين مضمون:

" ز شير شتر خوردن و سوسمار / عرب را به جايى رسيده است كار

/ كه تاج كيانى كند آرزو / تفو بر تو اى چرخ گردون تفو

از پذيرش بيماران عرب معذوريم. "

بر خلاف قُمپزهاى فردوسى، عرب تاج كيانى آرزو نكرد بلكه عملاً و علناً توى تاج كيانى شاشيد. عرب دبى را ساخت.

عرب كارى كرد كه تخم و تركه هاى تاج كيانى روزانه پنج بار دارند بر خداى عرب و بر كتاب عرب سجده مى كنند.

عرب كارى كرد كه تخم و تركه هاى تاج كيانى براى رساندن خويش به مكه و كعبه از حيثيت شان مايه مى گذارند.

محال است كه فاشيسم آريايى و نوچه هاى ايرانشهرى با اين ديالوگ هاى انسان ستيز كوچه بازارى به ادراك جهانى از انسان برسند.

دكترى كه از پذيرش بيماران عرب معذور است در حقيقت تصوير كوچك مناديان ايرانشهرى آريايى است. چيزى كه دارند حرفش را مى زنند ايرانشهرى نيست ايرانشرّى  است.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: